* درحال حاضر نزديك به ۲۰۰۰ آموزشگاه غيرمجاز در سطح شهر تهران مشغول فعاليت هستند.




* در كشورهاي ديگر آموزشگاههاي علمي آزاد به اين منظور تأسيس مي شوند كه فرصتي براي آموزشهاي تكميلي در اختيار افراد علاقه مند قرار دهند.
* وقتي آموزش و پرورش كشوري ناكارآمد باشد، نتيجه يي جز بي اعتنايي جامعه به دست پروردگانش نمي توان انتظار داشت.
دختران و پسران جوان در خيابانها راه مي روند و به در و ديوارهاي شهر نگاه مي كنند همه جا را آگهي هاي تبليغاتي فراگرفته است. آموزشگاه زبان، كلاس آمادگي كنكور، تقويتي، آموزش تضميني كامپيوتر و… آنان با نگاههاي بهت زده و ژستهاي وارفته به اين آگهي ها خيره مي شوند و بر سر دوراهي انتخاب مي مانند و با خود كلنجار مي روند كه بالاخره كدام يك از اين كلاسها و دوره هاي آموزشي فشرده ونيمه فشرده مي تواند به كارشان بيايد!
اين روزها شانس پيدا كردن كار مناسب و دلخواه براي جواناني كه فقط به داشتن يك مدرك دانشگاهي دلخوش كرده اند، چندان زياد نيست. از آنان انتظار مي رود كامپيوتر بدانند، به زبان خارجي مسلط باشند. دوره هاي آموزشي مختلفي را طي كرده باشند و اين اواخر يك عنوان ديگر هم به اين فهرست اضافه شده و آن اينكه كار با اينترنت را هم بدانند…
وجود آموزشگاههاي آزاد علمي در كنار نهاد رسمي آموزش و پرورش واقعيتي است كه نياز به انكار ندارد. كلاسهاي آموزش خصوصي باتعداد كم اما تأثيرگذار خود در دوران گذشته نويد خوبي براي كساني بودند كه مي خواستند سطح دانش و آموخته هاي خود را گسترش دهند. اما امروزه اين كلاسها، كارايي را كه از آنها انتظار مي رفت، از دست داده اند و تنها بيانگر روش و نوعي از آموزش هستند كه دانش آموز در پرتو آن مي تواند نمره بگيرد. به اين ترتيب درحال حاضر دانش آموز گريزپا از نظام آموزشي حاكم بر مدرسه، به سراغ كلاسهاي خصوصي مي رود تا به يك هدف كه همان گرفتن نمره قبولي است، دست پيدا كند. يك استاد علوم اجتماعي دانشگاه از همين زاويه به مقوله نظام آموزش و پرورش كشور نگريسته و اين سؤال اساسي را مطرح مي كند كه: «به وجود آمدن آموزشگاههاي آزاد علمي همچون زبان، كلاسهاي تقويتي، تجديدي، تكدرس و… اگر نشانگر ضعف نهاد آموزش و پرورش نيست، پس حاوي چه پيامي است؟»
اين استاد دانشگاه سپس مي افزايد:
«وقتي دانش آموز نتواند از نظام آموزش حاكم بر مدارس، آنچه براي زندگي اجتماعي به آن نيازمند است، فرابگيرد بايد به نحوي اين عقب افتادگي را جبران كند. فرمولي كه در اين مواقع جامعه به دانش آموزان ارايه مي دهد، رفتن به كلاسهاي خصوصي ـ نيمه خصوصي و… است كه بويژه در اين سالها رشد تصاعدي بي قاعده يي يافته اند.»
نظام آموزش و پرورش در كشور ما، به عنوان يك نهاد اجتماعي با كاركردها و وظايف مشخص كه مسؤوليت تعليم و تربيت بيش از هجده ميليون دانش آموز از مهمترين آنها است، نتوانسته به خوبي وظايف خود را انجام بدهد. حتي به كارگيري نزديك به يك ميليون معلم و دستگاهي عريض و طويل تنها به پيچيدگي امور افزوده و آنچه مطلوب جامعه بوده را به وجود نياورده است. تأسيس آموزشگاههاي علمي آزاد بر مبناي نياز جامعه دانش آموزي صورت گرفت و سپس با آغشته شدن اهداف و اغراض اقتصادي در يك امر آموزشي، بسرعت بر تعداد آنها افزوده شد. بتدريج روند نظام آموزش و پرورش كشور به سمتي پيش رفت كه دانش آموزي كه از اين كلاسها استفاده نمي كرد، دچار اين احساس مي شد كه فرصتي را از دست داده يااز موقعيت به وجود آمده به شكل مطلوب بهره نبرده است.
محسن ۱۸ساله دانش آموز سال آخر دبيرستان، در گوشه كلاس زيست شناسي يك آموزشگاه علمي آزاد در حوالي ميدان انقلاب نشسته ومشغول از بر كردن جملات معلم از روي تخته سياه است. فرمولهاي شيمي، تعاريف غامض زيست شناسي و مسأله هاي فيزيك در سرش چرخ مي خورند. او مدتهاست كه به اين آموزشگاه مي آيد. از نظر دوستانش فرصت خوبي دارد تا آنچه را در كلاسهاي درس شلوغ مدرسه نمي تواند بياموزد، در اين كلاس هاي خصوصي فرابگيرد. اما محسن به تنها چيزي كه فكر مي كند، گرفتن نمره قبولي در امتحانات پايان ترم است. هرچند اين تصوير نيمه روشن آينده نيز بتدريج با يادآوري اين موضوع كه آنچه را امروز مي آموزد، در آينده چقدر به كارش خواهد آمد، روبه تيرگي مي گذارد. دكتر شيرين وارسته استاد دانشگاه در اين باره مي گويد: «بديهي است وقتي آموزش و پرورش كشوري ناكارآمد باشد، نتيجه يي جز بي اعتنايي جامعه به دست پروردگانش نمي توان انتظار داشت. در اين شرايط سطح علمي جوانان دانشگاهي نيز افت محسوسي مي كند و نتيجه آن حضور دانشجوياني در سر كلاسهاي درس دانشگاهي مي شود كه حتي ساده ترين و بديهي ترين اطلاعات را درباره آموزشهاي تخصصي كه قرار است فرابگيرند، ندارند. دراين شرايط از نظام آموزش عالي هم نمي توان انتظار داشت تا به تقويت پايه علمي دانشجويان بپردازد و آموزشهايي را كه بايد در مدرسه مي ديدند، به آنان بياموزد.» اما از هنگامي كه طرحهاي نوين آموزشي در نهاد آموزش و پرورش به اجرا درآمد مشكلات آموزشي متعدد، دانش آموزان را در شرايط تحصيلي دشواري قرار داد. در شرايط تازه كتابهاي درسي پرحجم باقي ماند و در مقابل زمان كلاسها تقليل پيدا كرد. معلمان بدون انگيزه تحت فشارهاي مختلف اقتصادي، حجم كار زياد و… از ارايه مطلوب آموزشهاي خود بازماندند. و اين مسائل خود عاملي براي رشد كلاسهاي علمي خصوصي و نيمه خصوصي شد. تشكيل نخستين آموزشگاههاي خصوصي و آزاد علمي در نظام آموزشي كشور به پنج يا شش دهه قبل بازمي گردد. در آن دوران با تغيير ساختارهاي اقتصادي، نياز به نيروي كار متخصص دركشور شدت گرفت. بازارهاي داخلي، بويژه در بخش دولتي، نياز به افرادي پيدا كردند كه بتوانند همپاي تغييرات به وجود آمده پيش بروند. در اين آموزشگاهها بيش از همه به آموزشهايي نظير حسابداري، دفترداري، منشي گري، ماشين نويسي و… توجه مي شد و براي پاسخگويي به نياز بازار اغلب وزارتخانه ها و دفاتر دولتي، مراكزي را به اين قبيل آموزشها اختصاص دادند. بتدريج با گذشت زمان و افزايش نياز بازار كار و تنوع در آموزش ها، آموزشگاههاي آزاد از يكديگر تفكيك شدند و هر كدام به شكل مستقل به فعاليت خود ادامه دادند. مسؤولي در اداره آموزش و پرورش مي گويد:«درحال حاضر تعدادي از اين مراكز زير نظر وزارت ارشاد قرار دارند. گروه ديگري توسط وزارت كار كنترل مي شوند و دسته سوم نيز مراكزي هستند كه تحت نظر اداره آموزشگاههاي آزاد و مراكز غيرانتفاعي وزارت آموزش و پرورش به فعاليت خود ادامه مي دهند. اداره آموزش و پرورش بارها با صدور اعلاميه هاي مختلف به خانواده ها هشدار داده است كه در انتخاب آموزشگاه علمي آزاد براي فرزندان خود دقت كافي داشته باشند. در حال حاضر نزديك به ۲۰۰۰ آموزشگاه غيرمجاز كه مجوزهاي لازم را از سوي وزارت آموزش و پرورش دريافت نكرده اند فقط در سطح شهر تهران مشغول به فعاليت هستند كه كيفيت و روند آموزش آنها مورد تأييد ما قرار ندارد.» با اين حال هرچند وزارت آموزش و پرورش وظيفه خود را براي نظارت بر فعاليت آموزشگاههاي علمي آزاد با صدور اعلاميه هاي مختلف تمام شده مي پندارد، والدين زيادي مي پرسند اگر قرار است وظيفه تعليم و تربيت فرزندانشان برعهده اين قبيل آموزشگاهها گذاشته شود، نظام آموزشي حاكم بر مدارس در اين ميان چه نقشي دارند. مهندس ابراهيم محمدپور كارشناس آموزشي ضمن آن كه به نقد نظام آموزش و پرورش كشور مي پردازد، مي گويد: در همه كشورها، آموزشگاههاي علمي آزاد تأسيس مي شوند، اما نه براي آن كه كاري كه به عهده نظام آموزش و پرورش رسمي است را انجام بدهند، بلكه اين مراكز به اين منظور به وجود مي آيند كه فرصتي براي آموزشهاي تكميلي در اختيار افراد علاقه مند قرار دهند. اما متأسفانه در كشور ما اين قضيه حالت عكس به خود گرفته است. در اينجا آموزشگاههاي علمي آزاد به وجود مي آيند تا كم كاري و ضعف آموزش و پرورش دولتي را جبران كنند. به عبارت ديگر تعداد زيادي از اين آموزشگاهها، كار موازي بامدارس انجام مي دهند. همان كاري كه اگر در مدارس به درستي انجام مي شد، ديگر نيازي به ايجاد آموزشگاههاي علمي آزاد و كلاسهاي تجديدي و تكدرس و… نبود. بلكه حتي اگر چنين مراكزي هم به وجود مي آمدند صرفاً براي تأكيد و تقويت آموخته هاي قبلي دانش آموزان بودند.» مهندس محمدپور معتقد است: «بايد با اعمال نظارت هاي كافي و سياستگذاريهاي بجا و كارآمد از اتلاف وقت دانش آموزان دراين كلاسها و از ميان رفتن سرمايه هاي خانواده ها جلوگيري كرد. بويژه آن كه به دليل حاكميت روحيه سودجويي و تفويض اختيارات و امتياز تأسيس آموزشگاههاي خصوصي و نيمه خصوصي به يك گروه خاص كه تنها به فكر سودآوري خود هستند، آموزشگاههاي علمي آزاد تبديل به بنگاههاي اقتصادي مي شوند كه كسب سود بيشتر در آنها حرف اول را مي زند.»
واقعيت اين است كه كلاسهاي خصوصي، نيمه خصوصي و… تنها در نبود سامانه پويا وتوسعه يافته آموزش و پرورش رشد قارچ گونه مي يابند و اگر سامانه گذشته گرا، ناكارآمد و ايستاي كنوني به روند خود ادامه دهد، رهانيدن نظام آموزش و پرورش از ورطه شكست و نابودي كاري بسيار مشكل و هزينه بر خواهد بود.