يکي از پرهيجان‌ترين لحظات زندگي هر کودک، اولين روز ورود او به مدرسه است، در واقع کودکان به دنياي جديدي گام مي‌نهند. دنيايي که در آن ارتباطات بيشتر، محيط زندگي وسيع‌تر و مسايل متنوع‌تر بوده، در عين حال تجربيات نو آغاز مي‌شود اين محيط تازه شرايط مخصوص به خود و متفاوت با خانه دارد....



بعضي از کودکان در اين روز هراس‌ها و هيجاناتي را تجربه مي‌کنند. اولين روز ورود کودک به مدرسه تاثيري عميق بر جسم و روح کودک دارد و مي‌تواند او را به مدرسه علاقه‌مند و يا از آن دلسرد نمايد. از نظر روانشناختي همواره اولي بودن و کسب تجربه در آغاز هر کاري از يک سو انسان را با فشارهاي روحي و رواني مواجه مي‌سازد و از سوي ديگر موفقيت در آن، چنان لذت‌بخش و شيرين است که طعم و خاطره آن تا ابد در ذهن باقي مي‌ماند. تربيت کودکان در هفت سال اول زندگي در درون خانواده به اندازه‌اي مهم و تاثيرگذار است که گذشت زمان، کمتر مي‌تواند رفتارها و نگرش‌هايي را که با کودک آميخته شده تغيير دهد، در حالي که در هفت سال دوم، ميزان شرکت فعال کودکان در کارهاي گروهي موجب رشد و توانمندي تربيتي و اجتماعي آنان مي‌شود. مدرسه اولين تجربه فعاليت اجتماعي کودک است، زيرا از او توقع انضباط و انجام تکاليف معيني را دارد. رويارويي کودکان با مساله مهم ورود به دبستان متفاوت است. گاهي مشکلات زير براي آنان به وجود مي‌آيد: احساس ترس، رفتارهاي پرخاشگرانه، منزوي شدن، کاهش اعتماد به نفس، عدم مهارت دوست‌يابي و کاهش ميل به مدرسه. اگر بتوانيم با زمينه‌سازي قبلي کودک را در سازگاري با مدرسه کمک نماييم بسياري از توانمندي‌ها در او شکوفا مي‌شود از جمله: قدرت تصميم‌گيري، مسووليت‌پذيري، ارتباط اجتماعي مناسب با ديگران، درست فکر کردن و علاقه‌مندي به درس و مدرسه.


اگر آماده‌سازي کودک براي رفتن به مدرسه از قبل صورت نگيرد يا با تاخير همراه باشد ممکن است مشکلاتي به وجود بيايد که البته شدت و دوام آن در کودکان متفاوت است