● بازی‌های رایانه‌ای
رایانه به‌عنوان پدیدهٔ نوین قرن بیستم‌ویکم شناخته شده است و اکنون جزو جداناپذیر بیشتر خانواده‌ها می‌باشد. لازمهٔ بازی‌های رایانه‌ای، آشنائی کافی کودک با رایانه می‌باشد. بنابراین، می‌توان اولین حس بازی‌های رایانه‌ای را آشنا کردن کودک با تکنولوژی جدید عنوان کرد.
نکتهٔ مثبت دیگر بازی‌های رایانه‌ای، این است که می‌تواند بخشی از وقت‌های فراغت کودک را به‌صورت مؤثر، با حق انتخاب و شوق و ذوق مناسب پر کند. بازی‌های رایانه‌ای مناسب می‌تواند باعث اعتماد به نفس، رشد خلاقیت و تودهٔ تخیل کودک شود و زمینهٔ مناسب برای یادگیری مطلوب به‌وجود آورد و حس رقابت سالم و برتری‌جوئی را در کودک پرورش دهد و زمینهٔ بروز رفتارهای جوان مردانه و ذهنی را در او فراهم آورد.
تمام مزیت‌های بالا، موقعی بروز می‌کند که بتوانیم نکته‌های منفی بازی‌ەای رایانه‌ای را به کم‌ترین میزان خود برسانیم . از نکته‌های منفی، می‌توان به انواع بازی‌های خشن اشاره کرد. پدران و مادران می‌توانند در این مورد، استفاده از رایانه را منوط به انتخاب بازی‌های مناسب کنند.
مورد دیگر، مسألهٔ اعتیاد به این نوع بازی‌هاست که باعث چاقی، ضعف زودرس، کنار‌گیری از مطالعه و سایر فعالیت‌های اجتماعی و بدنی، بی‌تعادلی، ضعف چشم و عصبی شدن کودک می‌وشد.
برای کاهش اثرهای منفی بازی‌های رایانه‌ای، پدران و مادران باید استفاده از این نوع بازی‌ها را زمان‌بندی و محدود کنند و اجازه ندهند که کودک وقت زیادی را به این بازی‌ها اختصاص دهد پیشنهاد می‌شود برای نمونه روزی یک ساعت یا هفته‌ای سه یا چهار بار، اجازهٔ بازی به کودک را بدهید.
● آن‌چه نباید به بچه‌ها گفت:
ـ گذاشتن اسم روی بچه‌ها
ـ اگر کودکان را به‌نام‌هائی مانند احمق، تنبل و.. بنامید، باور می‌کنند که دارای این صفت‌ها و خصوصیت‌ها هستند. به‌علت آسیبی که به‌کار بردن این نام‌ەای منفی به شخصیت بچه‌ها وارد می‌کند، اعتقاد به نفس آنان را از بین می‌برد.
ـ طرد کردن بچه‌ها
”ای کاش به دنیا نمی‌آمدی“ یا ”هیچ کس تو را دوست ندارد“.
طرد کردن بچه‌ها، نشان دادن نفرت یا تمایل به جدائی از آنان است. برای یک کودک، دوست داشته نشدن از طرف فردی که او را به دنیا آورده، به‌معنای دوست نداشتن از طرف همه‌ افراد است.
ـ منفی‌بافی
”لیاقت چیزی را نداری“ یا ”جات تو زندونه“
بچه‌ها با کلمه‌ها و جمله‌هائی که به آنان می‌گوئیم، بزرگ می‌شوند.
ـ مقایسه کردن
”چرا مانند پسرخاله‌ات نیستی؟“، ”وقتی به سن تو بودم، دوکیلومتر پیاده به مدرسه می‌رفتم“.
وقتی به کودک می‌گوئید که رفتارش مانند خواهرش خوب نیست، حسادت و بددلی را بین فرزندان خود به‌وجود می‌آورید.
ـ شرم‌زدگی
”باید از خودت خجالت بکشی، درست مانند یک بچه رفتار می‌کنی“، ”نمی‌توانم باور کنم از یک گربهٔ کوچولو می‌ترسی“.
هنگام خجالت، کودک احساس می‌کند نقص دارد یا بی‌لیاقت است. خجالت، بیشتر از این که رفتار او را درست کند، باعث از دست رفتن روحیه و تحقیر او می‌شود.
ـ تهدید کردن
”اگر نیائی، می‌روم و این‌جا تنها می‌مانی“. ”اگر دوباره این کار را انجام دهی، به پلیس می‌گویم تو را ببرد“.
تهدید، گفتن جمله یا کلمهٔ اغراق‌آمیز است که پدر و مادر به کار می‌برند تا کودک را بترسانند. تهدید، موجب ترس در کودک شده و او احساس می‌کند که در محیطی ناامن و پر از دشمن زندگی می‌کند.
ـ شخصیت
● شخصت کودک از سه جزء اصلی تشکیل شده است:
۱) هیجانی بودن:
عبارت است از این که کودک به‌طور معمول، به‌راحتی و به‌شدت ناراحت و درمانده شود. آرام کردن جنین کودکانی، بسیار مشکل است.
۲) فعال بودن:
یعنی مقدار فعالیتی که یک کودک از نظر حرکت و سرعت صحبت کردن نشان می‌دهد، یا مقدار انرژی که صرف فعالیت‌های مختلف می‌کند
۳) اجتماعی بودن:
چنین کودکانی ترجیح می‌دهند با دیگران باشند و فعالیت‌های مشترک را دوست دارند. آنان به دیگران پاسخ می‌دهند و همین انتظار را هم از آنان دارند.
شخصیت کودک شما، مخلوطی از این سه جزء به مقدار مختلف است. حتی از همان روزهای اول زندگی، می‌توانید دریابید که کودک شما به کدام جهت بیشتر تمایل دارد، یعنی بیشتر هیجانی، فعال و یا اجتماعی است. کودکان هیجانی، زیاد گریه می‌کنند و آرام کردن آنان آسان نیست. کودکان فعال، بی‌قرارند و زیاد نمی‌خوابند. کودکان اجتماعی می‌توانند عاطفهٔ خود را از بدو تولد نشان دهند. به این صورت که به در آغوش گرفته شدن، پاسخ می‌دهند و به‌راحتی ساکت می‌شوند.
اگر کودک شما در یکی از این خصوصیت‌ها افراط دارد، وظیفهٔ شما این است که ضمن پاسخ به آن، کودک خود را به حرکت در دو جهت دیگر تشویق کنید.








مجله موفقیت