دراولين روز مهد کودک ، دبستان يا دبيرستان يا اولين روز يک مدرسه جديد ، کودکان دچار اضطراب مي شوند . اين روزها ، روزهاي حساسي در زندگي کودک شما بوده و نحوه برخورد او با اين روزها ممکن است تعيين کننده اين باشد که در آينده با اولين هاي خود در زندگي چگونه برخورد کند .

محققين معتقدند کودکاني که ازاين اولين ها دچار ترس هستند ممکن است همان هايي باشند که در ساير جنبه هاي زندگي نيز تطابق سخت تري دارند . بعضي از کودکان منعطف تر و داراي قابليت تطابق بالاتري بوده و اين اولين ها براي آنان مسئله مهمي نيست . براي ساير اطفال اين تغييرات ممکن است بسيار سخت باشد و در نتيجه زمان بيشتري طول بکشد تا به اين تغييرات عادت کنند .

بنابر نظر محققين هر تجربه مثبت کوچک به کودکان کمک مي کند تا با اولين هاي زندگي خود تطابق بيشتري داشته باشند . هر چقدر کودک خود را آماده کنيد بهتر است ، مخصوصاً اگر کودک شما حساس باشد .

توصيه هاي زير به والدين مي تواند مفيد باشد :

1.

کودک خود را براي کارهاي روزانه جديد خود آماده کنيد .
2.

با معلم او ملاقات کنيد .
3.

با کودک خود در مورد اينکه مدرسه به چه چيزي شبيه است صحبت کنيد .
4.

بصورت آزمايشي يکبار کودک را تا مدرسه برده و برگردانيد .

روزهاي اول مدرسه ، کودک شما ممکن است از شما درخواست کند تا با او به مدرسه برويد . در اين صورت اين کار را انجام دهيد . کودک به شما نياز دارد تا اين حالت انتقالي را پشت سر بگذارد . اين حالات انتقالي براي کودک مهم بوده و والدين بايد نسبت به اين موضوع حساس باشند . کودکان در طي اين زمانها نياز به حمايت بيشتري دارند . حتي کسانيکه به راهنمائي يا دبيرستان مي روند . اگر فرزند شما نوجوان است مسئله اصلي وي همسن و سالانش خواهند بود . اينکه وي احساس کند در گروه همکلاسي هاي خود پذيرفته شده است بسيار مهم مي باشد . دعوت کردن از ساير همکلاسي هاي در يک مهماني کوچک در طول تابستان مي تواند مفيد باشد . بخصوص اگر فرزند شما فردي خجالتي است اين موضوع مي تواند کمک بسياري در برقراري ارتباط با ديگران بکند .

زمانيکه مدرسه شروع شد منتظر واقعيت ها بوده و آماده براي شريک شدن در اين واقعيت ها باشيد . کودکان ممکن است ببينند مدرسه از آنچيزي که تصور مي کردند سخت تر است . بهتر اين است که در ابتداي مدرسه شما بيشتر در دسترس کودکان باشيد . بهتر است در روزهاي ابتداي مدرسه شما براي کودکان خود صبحانه را آماده کنيد تا اينکه خودشان اينکار را انجام دهند . شما بايد به دنبال فرصت هايي براي برقراري ارتباط بخصوص با نوجوانان باشيد .

کمک به کودکان براي مبارزه با اضطراب اغلب به معناي کمک به مبارزه با افکار منفي است ، علت ترس کودک خود را جستجو کنيد . سپس براي اطمينان بخشي به او اقدام کنيد . اغلب مواقع کودکان واقعاً نمي دانند که مشکل چيست ؟ مگر تا زماني که شما از آنها سئوالات کافي بپرسيد . سپس آنها به شما مطالبي را خواهند گفت . ممکن است ترس آنان ناشي از عدم حضور والدين هنگام خروج آنان از مدرسه ، يا ناشي از پياده روي تا منزل و يا مسخره شدن توسط کودکان ديگر باشد .

براي اکثريت اطفال اولين روز ايجادکننده اضطراب است و ممکن است گريه کنند ولي بيشتر آنان روز دوم مشکلي ندارند .

ولي اگر پس از چندين هفته کودک از رفتن به مدرسه امتناع کرد و يا هر روز با دل درد و سردرد به خانه برگشت يا از مربي بهداشت در خواست برگشت به خانه را کرد . در آنصورت شما بايد کاري انجام دهيد . اين مسائل مي تواند علائم مشکلات هيجاني و روحي باشد .

توصيه مي شود که با يک متخصص اطفال يا روانپزشک صحبت کنيد . گاهي متوجه مي شويم که در کلاس يک فرد زورگو وجود دارد يا معلم بر سر کودک داد زده است . اگر هيچ علت مشخصي پيدا نشد ولي هنوز کودک کابوس هاي شبانه داشته و خوب نمي خوابد اينها مي تواند علائم بيماري اضطراب باشد که مانع عملکرد طبيعي کودک مي شود .

اکثريت اطفال به والدين خود نمي گويند که در کلاس مورد تهديد افراد زورگو يا خشن هستند ، مگر اينکه از کودکي ارتباط خوبي با پدر و مادر خود داشته باشند .

بايد به کودکان خود اجازه دهيد تا بدانند اگر چيزي در مدرسه اتفاق مي افتد که ناراحت کننده است آنها مي توانند اين را به شما بگويند . اگر در کلاس مورد خشونت واقع شدند سعي کنيد ناراحت نشويد . در غيراينصورت کودک شما خود را ضعيف و يا قرباني تصور ميکند . ممکن است از اينکه شما تعجب مي کنيد که چگونه او اجازه داده است اين حالت رخ دهد ناراحت شود .

سپس به مدرسه رفته و خشونت را گزارش کنيد . مهم است که به اولياء مدرسه بگوئيد که اين نوع رفتار را تحمل نخواهيد کرد .اين تنها راه براي توقف خشونت و زورگوئي است .