▪ چرا اسلام به مرد اجازه داده که چهار زن بگیرد ولی چنین چیزی را برای زن قرار نداده است؟

ـ خداوند متعال می فرماید : “ پس با آنچه شما را پسند افتد از زنان دو تا یا سه تا یا چهارتا ازدواج کنید، و اگر می ترسید از اینکه مبادا عدالت نورزید پس به یک زن اکتفا کنید ...”۱

دشمنان اسلام جایز بودن چند زنی را بر اسلام خرده گرفته و گفته اند که این کار آسیب زدن به زن و مختل کردن زندگی اوست و با وفاداری مرد نسبت به زن اول ناسازگار است. این در حالیست که در عصر حاضر در برخی کشورها ممنوعیت چندزنی نیز عملا نتوانسته جلوی خیانت به زن اول را بگیرد بلکه به رواج روابط مخفیانه مردان با زنان متعدد - در عین ادعای وفاداری به زن اول و رواج انواع مفاسد اخلاقی غیرقانونی انجامیده است.

منتقدان اسلام نمی دانند یا خود را به ندانستن زده اند که قانون چندزنی را اسلام برای نخستین بار مقرر نکرده بلکه ادیان آسمانی و قوانین وضعی دیگر نیز قرنها پیش از اسلام چنین چیزی را به رسمیت شناخته اند. آنچه اسلام انجام داد این بود که این قانون را تعدیل ، اصلاح و محدود کرد. زیرا چندزنی قبل از اسلام نامحدود بود اما اسلام آن را محدود کرد و شرایطی برای آن را تعیین نمود. در اسلام جایز نیست کسی در یک زمان بیش از۴ زن داشته باشد. اسلام همچنین بر رعایت عدالت بین همسران تاکید کرد که چنین عدالتی جز با تمکن مالی و توانایی روحی و جسمی قابل اجرا نخواهد بود. این دو شرط باید در مرد وجود داشته باشد تا بتواند نیازهای مشروع همسرانش را تامین کند و تنها در این صورت است که می تواند با بیش از یک زن ازدواج کند. بنابراین در چندزنی عدالت و برابری مورد نظر است که البته در عمل به دشواری امکانپذیر است.

البته در اسلام اصل بر تک همسری است ولی تجربه نشان داده که تک همسری در برخی حالات ظلم و بی عدالتی به شمار می آید که علل و عوامل مختلفی دارد :

از جمله اینکه زن و مرد به طور طبیعی از نظر دوره زمانی باروری و قابلیت فرزندآوری تفاوت دارند. یعنی زنان تنها در سنین خاصی امکان باروری دارند حال آنکه مردان تا سالهای پیری همچنان قدرت باروری دارند.

دیگر اینکه برخی از مردان دارای نیروی جنسی شدید و جوشان هستند که نیاز به اشباع و آزادی عمل بیشتری دارند. حال اگر بتوانند این نیاز از راه حلال تامین کنند مطلوب است وگرنه این انرژی جوشان را با روابط نامشروع و فساد ارضا خواهند کرد چنانکه در جوامعی که تعدد زوجات ممنوع است چنین شده است و بسیاری از مردان متاهل در منجلاب روابط نامشروع گرفتار آمده اند.

البته آنچه گفته شد هنوز نمی تواند توجیه کافی برای تعدد زوجات باشد زیرا عامل اصلی که تعدد زوجات را در طول تاریخ موجه کرده و حتی آن را به عنوان یکی از حقوق زن بر مرد مطرح کرده اینست که غالبا شمار زنان آماده ازدواج از مردان آماده ازدواج بیشتر است که این نیز عواملی دارد :

از جمله اینکه در اثر جنگها و حوادث مردان بیش از زنها می میرند. همچنین طبق یافته های علمی مقاومت بدن زنان در مقابل بیماری ها بیش از مردان است و در نتیجه طبق آمارها متوسط عمر زنان حدود۱۰ سال بیش از متوسط عمر مردان است۲.

دانشمندان در گذشته تصور می کردند پایین بودن نرخ ابتلای زنان به سرطان ، داشتن شیوه زندگی سالم تر ، داشتن شغل های کم خطرتر و مراجعه بیشتر زنان به پزشک مهمترین عامل طولانی تر بودن عمر زنان نسبت به مردان است. در طول قرنهای گذشته مردان مجبور بودند برای مراقبت از خانواده بجنگند و خود را بیشتر در معرض استرس و موقعیت های خطرناک قرار دهند که در نهایت باعث کوتاهتر شدن عمر مردان می شد. اما تحقیقات جدید نشان میدهد

مهمترین علت این پدیده تفاوت های ژنتیکی بین مردان و زنان است۳.

بنابراین همواره گروهی از زنان امکان ازدواج پیدا نمی کنند در حالیکه آنان نیز حق تشکیل زندگی خانوادگی و فرزندآوری دارند. بنابراین بر گردن همه مردان متاهل و زنان آنان حق پیدا می کنند و این حق جز در سایه قانون چندزنی - البته با شرایط و حدود آن - تحقق نمی یابد.

در مقابل این پرسش پرسش دیگری نیز مطرح می شود :

▪ چرا زن نمی تواند در یک زمان با چند مرد ازدواج کند؟

ـ پاسخ : اینکه یک زن در یک زمان چند شوهر داشته باشد هم با طبیعت زن و هم با طبیعت مرد ناسازگار است. چندشوهری با طبیعت مرد ناسازگار است زیرا اولا مرد انحصارطلب است و ثانیا با اصل شفافیت و اطمینان در هویت فرزندان تعارض دارد. طبیعت زن نیز با چندشوهری تعارض دارد زیرا زن دوست دارد دل مردی را بدست آورد تا از او حمایت و دفاع کند اما اگر زنی چند شوهر داشته باشد چنین هدفی تحقق نمی یابد زیرا با وجود

● چند مرد در زندگی خود

نمی تواند حمایت و عشق هیچیک از مردان را به دست آورد از این رو مسئله تعدد شوهر همواره تنفرآور و مشمئز کننده بوده است.

در توضیح این نکته باید بگوییم :

هر مردی زن خود را حیا و آبروی خود به شمار می آورد که باید آن را از هرگونه آلودگی و آسیب و ننگی دور بدارد. از این رو غیرت مرد نمی پذیرد که مرد دیگری زن او را به همسری بگیرد و با او ارتباط برقرار کند. بنابراین ناگزیر تنها یک مرد باید با یک زن ارتباط داشته باشد که همان شوهر شرعی اوست و بس.

از طرفی زن ظرفی برای فرزند به شمار می رود و دامان او هویت و نسب افراد را تعیین می کند حال اگر در یک زمان با چند مرد ازدواج کند این موجب عدم شفافیت در نسب و هویت افراد می شود که این همان علت اصلی ممنوعیت تعدد شوهر است. چنین پاسخی در کتاب علل الشرایع از امام رضا(ع) نیز نقل شده که فرمودند :

علت این که مرد می تواند چهار زن بگیرد ولی بر زن حرام است بیش از یک شوهر داشته باشد آنست که اگر مرد چهار همسر داشته باشد فرزند از هر کدام که متولد شود باز هم به همان مرد منسوب است ولی اگر زن ، دو شوهر یا بیشتر داشته باشد و از وی فرزندی متولد گردد معلوم نیست که از کدام شوهر است چه آنکه همگی با او زناشویی کرده اند و این امر موجب نابسامانی در نسب افراد و به تبع آن نابسامانی در

تقسیم ارث می شود و شناخت روابط پدر و فرزندی از بین می رود.”

همچنین نقل شده که گروهی از زنان نزد امام علی(ع) آمدند و از آن حضرت پرسیدند : چرا اسلام چندهمسری را تنها برای مردان جایز دانسته و به زنان چنین اجازه ای نداده است؟ امام(ع) دستور دادند چند ظرف کوچک پر از آب آوردند و به هر یک از ظرفها را به یکی از آنها دادند و فرمودند که آب همه ظرفهای کوچک را در یک ظرف بزرگ بریزند. سپس فرمودند اکنون هریک از شما دقیقا همان آبی که در این ظرف بزرگ ریختید مجددا بردارید که طبیعتا آنان نتوانستند زیرا آبها مخلوط شده بود. این کار در واقع تمثیلی بود که مشکلات ناشی از چندشوهری را به خوبی نشان

می دهد.

آری اسلام برای زن جایز دانسته که با شوهر دیگری نیز ازدواج کند اما آن در زمانی است که شوهر اول او را طلاق داده باشد و مدت« عده » معین شرعی را گذرانده باشد. همچنین اگر شوهر بمیرد زن می تواند پس از مدت «عده »شرعی آزادانه با مرد دیگری ازدواج کند همانگونه که در قرآن کریم آمده است : “ و کسانی که از شما می میرند و زنانی باقی می گذارند، باید چهار ماه و ده روز، انتظار بکشند (و عده نگه دارند) و هنگامی که به آخر مدتشان رسیدند، گناهی بر شما نیست که هر چه می خواهند، در باره خودشان به طور شایسته انجام دهند ( و با مرد دلخواه خود، ازدواج کنند ) و خدا به آنچه عمل می کنید، آگاه است.”۴

این آیه مبارکه در پی آنست که ذهنیت نادرستی را که در ذهن عرب جاهلی و برخی ملل دیگر درباره زن بیوه شکل گرفته بود تغییر دهد. زیرا امتهای گذشته نسبت به زن بیوه نگاه تحقیرآمیزی داشتند؛ برخی از آنان مانند هندی ها زن بیوه را با شوهر مرده اش می سوزاندند. برخی نیز او را با شوهرش دفن می کردند. برخی دیگر مانند مسیحیان ازدواج مجدد زن بعد از مرگ شوهر را حرام می دانستند. همچنین جامعه عرب جاهلی زنان بیوه را یکسال یا کمتر دور از مردان نگاه می داشتند که شاید چنین چیزی هنوز هم در میان برخی از قبایل متعصب وجود دارد که اسلام با همه این عقاید و رسوم خرافی مبارزه کرده است.

این آیه همچنین مدت عده زن بیوه را چهار ماه و ده روز معین فرموده که به عقیده مفسران حکمت آن اینست که اولا اطمینان حاصل شود که از شوهر سابق خود حامله نیست زیرا اگر حامله باشد و بلافاصله ازدواج کند ممکن است فرزند شوهر سابق به شوهر دوم نسبت داده شود و روابط نسبی و فامیلی دچار نابسامانی شود. ثانیا از اندوه مرگ شوهر به در آید و خود و بستگان سببی اش از نظر روحی برای ازدواج مجدد او آمادگی روحی پیدا کنند۵.



استاد ایوب حائری
منابع:
۱ . سوره نساء:آیه۳
۲ .www.sbmu.ac.ir
۳. www.khabaronline.ir
۴ . سوره بقره : آیه۲۳۴
۵ . سید محمود طالقانی ، تفسیر “ پرتوی از قرآن” ، ج۲ ، ص:۱۶۰-۱۵۹
روزنامه رسالت