چشمانش غمبار و اشک‌آلود است. از مدت‌ها پیش زندگی سر ناسازگاری با او گذاشته و خانه و خانواده‌اش حوادث جدیدی را تجربه می‌کنند؛ درست از همان روزی که شوهر زن و ۴ فرزند خود را رها کرده و با یک دختر ۱۷ ساله ازدواج کرده است. خانه این روزها با ماتم‌سرا فرق چندانی ندارد. زن با حسرت به فرزندانش نگاه می‌کند و ناباورانه به رای دادگاه می‌اندیشد که یا بساز یا طلاق بگیر و برو.
قانون تعدد زوجات یکی از قوانین اسلام است که حرف و حدیث‌های زیادی به دنبال داشته است. عده‌ای با استناد به آیات قرآنی و سنت رسول‌الله(ص) چند همسری را حقی مشروع برای مرد می‌دانند که بدون هیچ‌گونه قید و شرطی می‌تواند از آن استفاده نماید و گروهی بدون توجه به ضرورت‌هایی که موجب وضع چنین قانونی از سوی شارع مقدس ‌ همان که او را عدل و علم مطلق می‌دانیم گردیده تنها با تکیه بر دانش و تجربه محدود بشری شمشیر را از رو بسته و از پایه و اساس آن را نفی و طرد می‌کنند.
برخلاف تصور عموم، قانون تعدد زوجات صرفا یک قانون اسلامی نیست. یافته‌های باستان‌شناسی نشان می‌دهد که از دوران باستان در میان اقوام و ملل مختلف قانون چند همسری رواج داشته است. در روزگار هخامنشی، گاه شاهنشاهان، چند همسر برمی‌گزیدند، چنان‌که داریوش برای تثبیت جایگاه خود، چند همسر از خاندان کورش را برگزید. در روزگارافول هخامنشیان، شاهنشاهان هخامنشی افزون بر شاهبانو دارای زنان دیگری نیز بودند که آنها را زنان غیرعقدی می‌گفتند؛ چنان‌که هرودت می‌گوید پارسیان هریک چند همسر برمی‌گزینند. دکتر علی‌عباس حیاتی، حقوقدان در این باره می‌گوید: «بر خلاف تصور بسیاری از ما که تعدد زوجات را زاییده اسلام می‌دانیم، بحث چند همسری در تمدن ایران‌باستان، در میان اعراب پیش از اسلام و حتی در تمدن رومیان و اروپا به شکلی بی‌حد و حصر رواج داشته است. اسلام با ظهور خود به این بحث سامان بخشید و برای آن قیودی ایجاد کرد.»
واقعیت این است که در جامعه ما خانه و کاشانه‌های بسیاری به ناحق و به دلیل استفاده نابجا از این قانون به ویرانی گراییده و فرزندان بسیاری از این رهگذر آسیب دیده‌اند. شاید یکی از دلایل به وجود آمدن چنین شرایطی ناآگاهی گروهی از مردان از چارچوب‌ها و تقیداتی است که اجرای این قانون را محدود به موقعیت‌هایی کاملا ویژه می‌کند.
شاید بتوان موضوع تعدد زوجات و نحوه برخورد اسلام با آن را به نوعی به برخورد اسلام با برده‌داری تشبیه کرد. برده‌داری یکی از رسومی ‌بوده که در میان اعراب قبل از اسلام به شکلی ناهنجار رواج داشته و بردگان با عنوان عبد همواره مورد آزار صاحبان خود قرار می‌گرفتند. اسلام با سیاستی گام به گام و با مطرح کردن قوانینی مانند آزاد کردن ۶۰ برده (عبد) به عنوان کفاره گناه و نیز از طریق نوع برخورد و معاشرتی که حضرت رسول(ص) و ائمه معصومین(ع) با بردگان داشتند، نشان داد که با برده‌داری مخالف است. شاید شرایط به گونه‌ای بوده است که برخورد یکباره و انقلابی با موضوعی مانند برده‌داری مشکلاتی را در راه اشاعه و پذیرش اسلام به وجود می‌آورده است.
محدودیت‌ها و قیودی را نیز که اسلام برای تعدد زوجات قرار داده است، نشان می‌دهد که حکم اولیه همان تک همسری و وحدت ازدواج است. بنابراین از دیدگاه دکتر حیاتی اسلام در اولین گام تعداد همسران را محدود کرد؛ به گونه‌ای که یکی از شرایط اسلام آوردن برای بسیاری از اعراب جاهلی، این بود که تعدادی از همسران خود را رها کنند. بر این اساس برخلاف آنچه که بین مردم مشهور است، تعداد همسرانی را که مرد می‌تواند بر اساس قوانین اسلام داشته باشد، چه به صورت دائم و چه به صورت موقت، ۴ همسر است.
● تکیه‌گاه‌ها فرو می‌ریزند
یکی از شروطی که قرآن بصراحت درباره تعدد زوجات بر آن تأکید می‌کند، برقراری عدالت است. برقراری عدالت کار هر کسی نیست؛ لذا آن گونه که حیاتی می‌گوید نمی‌توان موضوع ازدواج مجدد را به عنوان یک قاعده و قانون پذیرفت که به مرد اختیار دهد همسر دوم اختیار کند. اصل این است که مرد می‌تواند تنها با یک زن ازدواج کند، مگر در موارد بسیار استثنایی و نادر.
فقهای اسلامی‌در کنار شروطی مانند برقراری عدالت، موارد دیگری همانند توانایی اقتصادی برای اداره چند خانواده و توانایی جسمانی برای انجام وظایف زناشویی را نیز از جمله شرایطی می‌دانند که در تعدد زوجات باید مورد توجه قرار گیرد.
واقعیت این است که امروز در جامعه ما گاه و بیگاه ازدواج‌های مجددی بدون توجه به انگیزه‌های شرع مقدس از وضع قانون تعدد زوجات صورت می‌گیرد. در این میان، معلوم نیست ضربه‌های روحی که همسران چنین مردانی متحمل می‌شوند مربوط به اهمیت بیش از اندازه‌ای است که به شوهران خود می‌دهند یا این که احساس می‌کنند تکیه‌گاهی را از دست داده‌اند. در هر صورت، این آسیب‌ها گاه تا اندازه‌ای است که سلامت جسمانی آنان را نیز به مخاطره می‌اندازد.
سوال این است که حتی اگر منظور اصلی قانونگذار از وضع قانونی به نام تعدد زوجات حل معضلات اجتماعی نباشد و مرد مجاز باشد تنها به میل و خواسته خود همسران متعدد اختیار کند، آیا در قبال سلامت همسر اول خود مسوول نیست؟ چگونه می‌توان تصور کرد اسلام با آن همه دستور درباره خودداری از آزار رساندن به مردم، محبت به همنوعان و تعالیم فراوانی از این نوع نسبت به احساسات زن خانه بی‌توجه باشد و به مرد اجازه دهد بدون در نظر گرفتن شرایط روحی همسر خود در پی تجدید فراش باشد؟
● فرزندان، آسیب‌پذیران اول
گروه دیگری که در این ارتباط آسیب می‌بینند، فرزندان خانواده هستند. بسیار دیده شده به دنبال ازدواج مجدد پدر، فرزندان به حال خود رها می‌شوند یا کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند. دکتر حیاتی در این زمینه تاکید می‌کند: ازدواج مجدد در اصل دستوری است برای حل معضلات اجتماعی. اگر قرار است با ازدواج مجدد، معضل دیگری به وجود آوریم نباید مورد استفاده قرار بگیرد. به همان اندازه که می‌خواهیم با ازدواج مجدد، مشکل زنی را که به عقد ازدواج دوم در می‌آوریم حل کنیم، باید به مشکلات زن اول نیز توجه کنیم.
درباره فرزندان نیز از لحاظ فقهی شرطی که فقها اعلام می‌کنند این است که مرد، توانایی پرداخت نفقه را داشته باشد و بتواند ۲ خانواده را اداره کند. در غیر این‌صورت نباید از این سیستم استفاده کرد. اجرای عدالت از نظر اقتصادی، عاطفی، تربیت فرزندان و ساعاتی که مرد باید در کنار خانواده‌اش بگذراند بسیار مشکل است. وقتی از عدالت صحبت می‌کنیم به این معنی است که هم در بین زنان عدالت به نحوی اجرا شود که یکی از آنها احساس نکند مورد بی‌مهری قرار گرفته و هم فرزندان نباید احساس کنند پدرشان به فرزندان زن دیگر بیشتر اهمیت می‌دهد ضمن این که از لحاظ حکم اولیه تربیت فرزندان، نفقه و غیره به عهده پدر است و ازدواج بعدی او را از این وظایف معاف نمی‌کند. بنابراین لازم است مرد قبل از تصمیم‌گیری به ازدواج مجدد تمام این موارد را در نظر بگیرد.
● دارویی تلخ به نام تعدد زوجات
حضرت علی(ع)‌ از ۲ گروه مردم بسیار شاکی بودند: دشمنان دانا و دوستان نادان. شاید یکی از بیشترین ضربه‌هایی که اسلام در طول تاریخ متحمل شده از ناحیه دوستان نادان بوده است و باز می‌توان گفت پیامبر گرامی ‌و ائمه معصومین بیش از هر چیز در میان دوستداران خود ناشناخته و غریب بوده‌اند.
بحث تعدد زوجات نیز از جمله مواردی است که به ناحق مورد قضاوت و سوء‌استفاده قرار گرفته است. دکتر حیاتی ازدواج پیامبر در عنفوان جوانی با خدیجه‌(س) که زنی میانسال بود را دلیلی می‌داند بر این‌که ازدواج‌های آن حضرت از روی هوسرانی نبوده است و ادامه می‌دهد: ازدواج‌های بعدی پیامبر نیز عموما بعد از ۵۰ سالگی و در سال‌های آخر عمر بوده است. این طور نیست که تعدد زوجات در زمان جوانی اتفاق افتاده باشد. این سنوات هم مصادف است با پشت سر گذاشتن جنگ‌های طولانی که به همین علت تعداد زیادی از مسلمانان به شهادت رسیده و تعداد زیادی از خانواده‌های مسلمین بی‌سرپرست شده بودند.
از طرفی براساس فطرت و طبیعت، زنان بیش از مردان به تکیه گاه نیاز دارند. این ویژگی بویژه در جوامع آن روز که زن مانند امروز استقلال مالی نداشت و مرد امنیت خانواده را از جهات مختلف اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی تامین می‌کرد، بسیار بارزتر بود و زنی که سرپرست خانواده را از دست می‌داد، بشدت آسیب‌پذیر می‌شد. از آنجا که تعداد مردان مجردی که بتوانند با زنانی که شوهران خود را از دست داده‌اند، ازدواج کنند، کافی نبود. در میان اصحاب پیامبر سنت بود که هر کدام از لحاظ مالی قدرت داشتند، سرپرستی این خانواده‌ها را به عهده بگیرند.
واقعیت این است که امروز در جامعه ما گاه و بیگاه ازدواج‌های مجددی بدون توجه به انگیزه‌های شرع مقدس از وضع قانون تعدد زوجات صورت می‌گیردتوجه به سنت پیامبر نشان می‌دهد از میان همسران آن حضرت تنها عایشه دوشیزه بوده است. به گواهی تاریخ ابوبکر پدر عایشه برای برقراری رابطه خویشاوندی با حضرت رسول(ص) به عنوان رئیس حکومت اسلامی، ازدواج با دختر خود را به آن حضرت پیشنهاد کرد. عایشه بعد‌ها همسری خود با پیامبر را مایه افتخار می‌دانست. توضیحات دکتر حیاتی در این زمینه گویاست: «به خاطر شأن و منزلت و جایگاهی که پیامبر داشته‌اند، شاید خیلی‌ها تمایل داشتند با ایشان وصلت کنند، اما این طور نبوده که پیامبر هر کدام از اینها را به ازدواج خود درآورد. همه اینها در جهت ایجاد بستر مناسب برای تعالی اسلام بوده است. شاید اگر با عایشه ازدواج کرده‌اند، به این دلیل بوده است که خواسته‌اند مودت اتفاق بیفتد و کانون امت اسلامی‌ بیشتر حفظ شود. ما با توجه به شان و منزلتی که برای ائمه و پیامبر قائل هستیم و تخلق آنها به اوصاف و سجایای اخلاقی نمی‌توانیم غیر از این تصور کنیم. چرا که حکمت و قداست آنها زیر سوال می‌رود. غیر از این هم نمی‌تواند باشد.»
سایر همسران پیامبر(ص)‌ و حضرت امیر(ع)‌ عموما زنانی بوده‌اند که چندین فرزند داشته‌اند. لذا تعدد زوجات از دیدگاه اسلام وسیله‌ای است برای حل معضلات اجتماعی نه این که حق مطلقی برای مرد باشد که به وسیله آن به ارضای نیازها و خواسته‌هایش بپردازد.
احادیث و روایات نقل شده در کتاب‌های فقهی نیز نشان می‌دهد دیدگاه اسلام درخصوص تعدد زوجات این است که اگر همسر دارید، حتی سراغ نکاح موقت نروید. به این روایت توجه کنید: علی‌بن یقطین نقل می‌کند از امام موسی بن‌جعفر(ع) پرسیدم در مورد متعه (نکاح موقت.) حضرت فرمودند: تو را با متعه چه کار در حالی که خدا تو را با داشتن زن از متعه بی‌نیاز کرد.
بنابراین حتی ازدواج موقت نسخه‌ای است برای کسانی که از داشتن همسر محرومند و به دلیلی نمی‌توانند تشکیل خانواده بدهند. اگرچه قرآن به این گروه نیز توصیه می‌کند تا زمانی که خداوند گشایشی در کارشان ایجاد نماید، صبر کنند.
امام موسی کاظم(ع) در حدیث دیگری می‌فرماید: بر متعه اصرار نداشته باشید. آنچه بر شما واجب است، به پا داشتن سنت است. بنابراین با روی آوردن زیاد به متعه از خانواده‌تان غافل نشوید که ممکن است کفر بورزید و بیزاری بجویید و بر کسی که به این سنت امر کرده، نفرین کنند و ما را مورد لعن قرار دهند.
دکتر حیاتی در توضیح این روایت می‌گوید: «کلمه زیاد در اینجا مفهوم مخالف ندارد و نمی‌توان استنباط کرد که پس کم آن اشکالی ندارد و این نیست که تعدد زوجات و متعه حق مطلقی در اختیار مرد باشد که هر طور خواست استفاده کند.» به این ترتیب می‌توان گفت: «تعدد زوجات از امتیازات اسلام برای حل پاره‌ای از معضلات اجتماعی است. در جوامع غربی به دلیل وجود بی‌بندوباری‌های جنسی به قانونی مانند تعدد زوجات نیازی نیست؛ در حالی که فقه شیعه در جهت مبارزه با بی‌بندوباری و نیز حل بعضی از معضلات اجتماعی هم متعه و هم تعدد زوجات را می‌پذیرد. تنها مساله این است که این قانون به صورت بی‌ضابطه و بی‌قید و شرط وسیله هوسبازی عده‌ای قرار نگیرد.»
به نظر می‌رسد تعدد زوجات داروی تلخی است که در موارد خاص تجویز می‌شود و مانند هر داروی دیگر اگر در غیر از موارد مصرف مورد استفاده واقع شود می‌تواند عوارض جبران‌ناپذیر و وخیمی‌ به دنبال داشته باشد.
● آقایان بخوانند
قانون مدنی کشور ما تحت شرایط خاصی مرد را مجاز به ازدواج مجدد می‌داند، اما اگر خانواده را نهاد مقدسی بدانیم که حفظ حرمت و اساس آن بر زن و شوهر لازم است، آنگاه همان طور که از زن انتظار داریم در سختی‌ها و ناملایمات در کنار همسر بماند و چنانچه زنی در چنین مواردی بخواهد از حق قانونی و شرعی خود برای طلاق استفاده کند، او را مورد ملامت قرار می‌دهیم، می‌توانیم از مرد نیز بخواهیم همین گونه در مشکلات کنار همسر خود بماند، صبر و تقوا پیشه گیرد و از انرژی خود در جهت کسب علم و معرفت استفاده کند.
● از ماست که بر ماست
تعدد زوجات قانونی است که اجرای آن منوط به رضایت دو طرف است. یک طرف مردی که به هر دلیل مشروع یا غیرمشروعی زن دیگری را به عقد ازدواج خود درمی‌آورد و تمام تبعات مادی یا معنوی آن را هم می‌پذیرد. اما در طرف دیگر قضیه پای یک زن در میان است. زنی که حاضر می‌شود بنیاد خانه و کاشانه یکی از همنوعان خود را ویران کند. آیا اگر زنان به ازدواج با مردی که همسر و فرزند دارد، تن ندهند، جز در موارد بسیار نادر و استثنایی و به اجبار خانواده، آیا ازدواج مجددی انجام خواهد شد؟ این در حالی است که بسیاری از همین زنان بشدت در مقابل تعدد زوجات موضع می‌گیرند و فریاد دادخواهی سر می‌دهند.









سعیده کافی


روزنامه جام‌جم