به همه چیز شک داشت، حتی به چشم هایش! از روزی که شوهرش را با یک زن غریبه در پارک دیده بود دیگر به هیچ کس و هیچ چیز اعتماد نداشت.
هر روز در ذهنش مرور می کرد آن روزهایی که به خاطر عشق جلوی پدر و مادرش ایستاد و بر خلا ف مخالفت خانواده اش با پسر همسایه ازدواج کرد. فریادهای پدر را هیچگاه از یاد نمی برد وقتی با عصبانیت داد می کشید که این پسر به کسی تعهد ندارد و من بارها او را در پارک با دخترهای مختلف دیده ام!
اما او آن روزها خام بود و گرمای عشق مغزش را از کار انداخته بود و حالا ...
حالا با یک بچه ۵ ساله به حرف پدر رسیده که آن مرد، یک فرد متعهد نیست. اما چه فایده!
فهمیدنش بعد از ۶ سال چه سودی به حال او دارد وقتی سرنوشت یک دختر بچه ۵ ساله به سرنوشت او گره خورده است.
وقتی یادش می آید که چطور شوهرش با خونسردی با یک زن دیگر در پارک نشسته بود و با آرامش او را نگاه می کرد و هیچ غمی به دلش راه نمی داد مغزش سوت می کشید.
و حالا هیچ کس نمی تواند روزگار فنا شده اش را به او برگرداند. نه پدر که دایم با طعنه هایش به او یادآوری می کند که چطور با حرف نشنوی هایش آبروی خانواده را به باد داده و نه مادر که دایم گریه و زاری می کند و داماد خیانتکارش را نفرین می کند و نه شوهرش که با اعتماد به نفس جلوی او می ایستد و می گوید این خانم همسر دوم من است و به اندازه تو و شاید بیشتر از تو از زندگی من سهم دارد.
مشکل چند همسری و تعدد زوجات مردان، مشکل جدیدی نیست، مشکلی که هیچ گاه برای همسر اول پذیرفته شده نبوده و نیست.
آنچه مسلم است شریعت ما تعدد زوجات را برای مردان مجاز می داند و این در حالیست که به رعایت عدالت و مساوات بین همسران نیز تاکید فراوان دارد. اما سوال این است که آیا به راستی همه مردان می توانند این عدالت را بین همسران خود رعایت کنند؟! و چنانچه نتوانند به این امر بپردازند کدام مرجع قانونی حق پایمال شده همسر اول را بازخواهد ستاند؟
امروز مساله شهرنشینی و گسترش شهرها باعث شده تا همسایه از حال همسایه بی خبر باشد در چنین شرایطی در شهری که همه با هم غریبه هستند ازدواج های پنهانی نیز کمتر می تواند مشکل آفرین باشد به خصوص اینکه با ترویج ازدواج موقت این امر بسیار راحت تر می نماید چرا که در این نوع ازدواج نام همسر در شناسنامه نیز ثبت نخواهد شد.
بنابراین کم نیستند تعداد افرادی که بدون اطلا ع همسر اول خود به ازدواج موقت به شخص دیگری مبادرت ورزیده اند و در لا به لا ی پوست شهر پنهان شده اند.
تحقیقات نشان می دهد درصد بالا یی از مردانی که به ازدواج مجدد مبادرت ورزیده اند از درآمد بالا یی نیز برخوردار نیستند. برخی از مردها پس از ۱۵-۱۰ سال زندگی با همسر اول خود اقدام به ازدواج مجدد می کنند. در چنین شرایطی اگر همسر اول به لحاظ مالی وابسته به شوهر خود باشد و درآمدی از خود نداشته باشد حتی در صورت اطلا ع از این مساله نیز ناچار به ادامه زندگی است چرا که به این می اندیشند که آخرین راه بازمانده اش طلا ق است که این مساله نیز برای اکثر خانم های میان سال که جایگاه بازگشتی در خانواده ندارند امکان پذیر نیست.
قانون حمایت از خانواده مصوب سال ۱۳۵۳ اعلا م می داشت: اگر مردی بدون اجازه همسرش یا دادگاه زنی را عقد کند هم خودش و هم عاقد و هم همسر دوم که از متاهل بودن مرد آگاه بوده است مجازات کیفری خواهند داشت اما در سال۱۳۶۳ شورای نگهبان مجازات کیفری آنان را غیرشرعی اعلا م کرد.
لیلا - ر که همسرش به تازگی مجددا ازدواج کرده است در این باره می گوید: ای کاش این کار توسط شورای نگهبان صورت نمی گرفت زیرا حداقل این مساله محدودیتی را برای مردان در گرایش به ازدواج مجدد ایجاد می کرد.
وی توضیح می دهد. من ۱۲ سال با همسرم زندگی کردم و دارای ۲ فرزند هستم در ابتدای زندگی ما وضع مالی خوبی نداشتیم اما پس از مدتی همسرم با راهنمایی های من شغلش را تغییر داد و کم کم وضع مالی و شغلی اش بهبود یافت تا اینکه توانست یک شرکت خصوصی ایجاد کند. حدود یک سال بود که حس کردم رفتارهای همسرم مشکوک شده اما در مخیله ام نمی گنجید که او پس از این همه رنج و سختی که من در زندگی مشترکمان کشیدم حاضر شود چنین کاری را با من بکند اما متاسفانه پس از مدتی متوجه شدم که او منشی شرکتش را به عقد موقت خود درآورده است و وقتی با اعتراض من مواجه شده محترمانه گفت: عزیزم ما نیمه گم شده هم نبودیم تو می توانی از این به بعد به عنوان مادر فرزندانم در خانه من بمانی، اما او نیز همسر من است و به اندازه تو حق دارد. پس از اینکه من متوجه قضیه شدم او را به عقد دائم درآورد و مهریه سنگینی را نیز متعهد شد.
لیلا می گوید: من سال ها پیش پدر خود را از دست داده ام و مادرم به سختی می تواند زندگی خود را اداره کند. بنابراین جدا شدن از همسرم برایم امکان پذیر نیست چون من خانه دار هستم و منبع درآمدی ندارم. از طرفی می دانم همسرم پس از جدا شدن فرزندانم را به حال خود رها خواهد کرد و توجهی به آنها نخواهد کرد بنابراین من ناچارم به منظور جلوگیری از انحراف فرزندانم در این خانه بمانم و با فردی زندگی کنم که در نظر من فقط یک خائن است.
وی توضیح می دهد چنانچه محدودیتی یا نظارتی بر روی ازدواج مجدد مردان وجود داشت دیگر این امکان برای برخی مردان وجود نداشت که صرفا با پرداخت مبلغی پول و گرفتن شناسنامه المثنی زن دوم بگیرند.
یک وکیل دادگستری در این باره می گوید: ازدواج موقت از آن نوع ازدواج هایی است که هیچ کنترلی روی آن نیست. وی می افزاید: در حال حاضر با اینکه مجازات کیفری ازدواج مجدد بدون اجازه همسر اول برداشته شده اما مرد موظف است اجازه همسر اول یا دادگاه را داشته باشد که عمدتا بسیاری از افراد این کار را نمی کنند.
سولماز طاهروردی در ادامه می گوید: امروزه می خواهند با کامپیوتری کردن شبکه گسترده ثبت احوال کنترل بیشتری بر اخذ شناسنامه المثنی داشته باشند چرا که بسیاری از افراد باگرفتن شناسنامه المثنی اقدام به ازدواج مجدد می کنند و سردفتران هم متوجه نمی شوند.
پس ثبت احوال باید چاره ای بیندیشد که تمام ازدواج ها و طلاق های افراد حتی اگر مجددا شناسنامه گرفته اند قید شود.
فریبا همسر دوم یک مرد است که او تجربه سه ازدواج را دارد در سن ۳۵ سالگی مجددا ازدواج کرده و فرزندانش را به مادرش سپرده است. او معتقد است همسرش حق داشته که مجددا ازدواج کند چرا که همسر اول او به اندازه کافی به نظافت منزل توجه نمی کند.
همسرش رضا در این باره می گوید: ۱۵ سال پیش که من با همسر اولم ازدواج کردم. هنوز خیلی جوان بودم و با اصرار پدر و مادرم با دختر همسایه ازدواج کردم. در آن زمان من نمی دانستم که برای ازدواج چه فاکتورهایی را باید مدنظر قرار دهم چرا که عقلم به این مسائل نمی رسید بعدها که به بلوغ فکری رسیدم متوجه شدم دیدگاه همسرم با دیدگاه های من بسیار متفاوت است. او زن بسیار ساده ای است چه به لحاظ رفتاری و چه به لحاظ ظاهری اما حالا که فکر می کنم می بینم او دیگر نمی توانست پابه پای من در زندگی گام بردارد من زنی می خواستم که هم به لحاظ ظاهری آراسته و امروزی باشد و هم به لحاظ فکری خیلی تیز و فرز باشد. بنابراین به این نتیجه رسیدم که اگر بخواهم عمرم را به پای همسر اول بگذارم باقی زندگی ام نیز تباه خواهد شد. لذا تصمیم به ازدواج مجدد گرفتم و این بار معیارهایم را در این ازدواج مدنظر قرار دادم.
رضا - س، در پاسخ این سوال که آیا می تواند عدالت را در بین همسرانش رعایت کند یا نه می گوید چه کسی عدالت را در حق من رعایت خواهد کرد؟ من سال ها با زنی زندگی کرده ام که کوچکترین علا قه ای به او نداشته ام و همچنین ما هیچ سنخیتی به لحاظ تحصیلا ت و درک نداشتم من ۱۵ سال سوخته ام و ساخته ام با این حال سعی می کنم عدالت را رعایت کنم.
وی توضیح می دهد: منظورم این است حالا که برای همسر دومم خانه خریده ام یک خانه هم برای همسر اولم تهیه کرده ام تا فرزندانم بی سرپناه نمانند اما اکثر وقتم را با همسر دومم می گذرانم.
یک کارشناس حقوقی معتقد است اگر مردان همسر دوم بگیرند مجازاتی ندارند فقط همسر اول حق طلا ق پیدا می کند که چه بسا مرد هم راضی باشد که زن اول طلا ق بگیرد. پس بهتر بود مجازات کیفری این ماده باقی می ماند تا حداقل نظارتی روی آن صورت می گرفت.
مسعود محمدی در ادامه به شروط مقرر برای ازدواج مجدد در قانون حمایت خانواده مصوب سال ۵۳ اشاره کرد و گفت شرط اول رضایت همسر اول به ازدواج مجدد مرد است. شرط دوم عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی، شرط سوم عدم تمکین زن اول از شوهر، شرط چهارم ابتلا ی زن به جنون و امراض صعب العلا ج است شرط پنجم محکومیت زن، شرط ششم ابتلا ی زن به هر گونه اعتیاد، شرط هفتم ترک زندگی خانوادگی از طرف زن، شرط هشتم عقیم بودن زن و آخرین شرط غایب یا مفقودالا ثر شدن زن که مهمترین این شروط همان رضایت همسر اول است.
مسعود محمدی افزود: با نظری که شورای نگهبان در این رابطه درتاریخ ۹ مرداد سال ۶۳ یعنی ۱۰ سال بعد دارد، طبق آن مجازات متعاقدین و سر دفتر آگاه را در مورد ازدواج مجدد بدون اخذ اجازه دادگاه و رضایت زن اول خلا ف شرع اعلا م کرد، سبب شد که قانون ۱۳۵۳ در عمل اجرا شود و ضمانت اجرایی نیز نداشته باشد و تقریبا می توان گفت که خاصیت خود را از دست داده است.
این مدرس دانشگاه تصریح کرد: به نظر می رسد که تنها راه موجود این است که باید ماده یا قانونی مشابه سابق که حداقل مجازاتی جهت حمایت از حقوق همسران اول و زنان صورت بگیرد، تصویب شود و به اجرا در آید.









نویسنده : مرجان حاجی حسنی


روزنامه مردم سالاری