يك روانپزشك:
70 درصد افراد مبتلا به وسواس جبري به افسردگي مبتلا هستند


به گفته يك روانپزشك، وسواس، يك اختلال روانپزشكي است كه در دهه‌هاي سوم و چهارم زندگي خودنمايي مي‌كند.

دكتر جمال اعتمادي در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) - منطقه مركزي- توضيح داد: وسواس يك اختلال روان پزشكي نسبتا شايعي است كه شيوع آن در زنان بيشتر از مردان است و در كل دوره زندگي از دوران كودكي تا سالمندي امكان بروز و ظهور دارد كه عمدتا در دهه‌هاي سوم و چهارم زندگي خودنمايي مي‌كند؛ دوران خاموش اين بيماري سه تا چهارسال پيش از ظاهر شدن علايم بيماري آغاز مي‌شود.

وي اظهار كرد: وسواس مي‌تواند يك فكر، يك ايده يا يك عمل باشد كه فرد بيمار نتواند در مقابل آن مقاومت کرده يا مانع نفوذ آن به فكر خويش شود. لذا معمولا ناتوان كننده و موجب كندي عملكرد فردي، اجتماعي، خانوادگي، تحصيلي و شغلي و نهايتا افت عملكرد شديد خواهد شد. اين بيماري با سطح بالايي از اضطراب همراه است و از نظر شيوع، بعد از اختلال اضطرابي و افسردگي و قبل از اختلال روان پزشكي مربوط به اعتياد قرار مي‌گيرد.

اعتمادي با بيان اين‌كه وسواس به دو دسته تحت عنوان وسواس عملي و فكري تقسيم مي‌شود، اظهار كرد: وسواس عملي اضطراب زدا‌ و وسواس فكري اضطراب زا است به گونه‌اي كه كسي كه وسواس عملي دارد اگر رفتار وسواس گونه خود را مرتب تكرار كند تا يك حدودي اضطراب او را كاهش و كسي كه وسواس فكري دارد وسواس فكري‌اش دائما اضطراب ايجاد مي‌كند.

به گفته اين متخصص اعصاب و روان، وسواس عملي نيز خود شامل وسواس شستشو، وسواس تكرار، وسواس كنترل و وسواس نظم و قرينه سازي است كه از ميان اين‌ها وسواس شستشو بيشتر به چشم مي‌خورد؛ از ميان وسواس فكري نيز وسواس با افكار گناه آلود مذهبي بسيار ديده مي‌شود.

اين روانكاو تاكيد كرد: بايد توجه داشت كه هرگز رفتارهاي وسواسي چه فكري و چه عملي ارادي نبوده و حاصل سير منطقي فكر و رفتار يك انسان نيست.

اعتمادي بيان كرد: متاسفانه گاهي اختلالات روان پزشكي از جمله افسردگي و وسواس، منشا جرم و جنايت‌هايي در جامعه مي‌شود كه لازم است در آسيب شناسي به آن توجه شود.

وي تصريح كرد: در خصوص علت و عوامل ايجاد كننده بيماري وسواس فكري و عملي، تئوري‌ها و نظريه پردازي‌هاي زيادي انجام شده كه شامل علل روان شناختي، زيست شناختي و جامعه شناختي است.

اين روانپزشك اضافه كرد: نداشتن مديريت استرس در خانواده و جامعه براي استرس‌هاي اجتناب ناپذير، در قاموس عوامل جامعه شناختي مي‌گنجد.

وي ادامه داد: ضربه مغزي و هرگونه صدمات مغزي، احتمال عارضه وسواسي را به دنبال داشته و ژنتيك نقش بارزي در ابتلا انسان‌ها به بيماري دارد، به گونه‌اي كه يك بيمار وسواسي كاملا مي‌داند كه در اعضاي خانواده درجه يك و درجه دو، احتمال رد پايي از اختلال وسواس فكري و عملي وجود خواهد داشت.

اعتمادي تاكيد كرد: متاسفانه 70 درصد افراد مبتلا به وسواس جبري، به بيماري افسردگي هم مبتلا هستند كه اين موضوع نشان دهنده زيرساخت بايولوژيك مشابه است و دلالت بر اين دارد كه در بيماران وسواسي، همچون بيماران افسردگي تغييرات شيميايي خاصي در بدن اتفاق افتاده كه نيازمند درمان جدي است.

به گفته وي در ايجاد و درمان بيماري وسواس تغذيه هيچ گونه نقشي ندارد.

اين متخصص اعصاب و روان، با بيان اين‌كه استرس، نقش به سزايي در ايجاد و شعله ور شدن اين بيماري دارد، افزود: اين بيماري، آشكارا، كيفيت زندگي بيمار و خانواده را به شدت تحت تاثير قرار مي‌دهد و قطعا در روند خواب و خوراك و روابط جنسي نيز مي‌تواند تاثيرگذار باشد، بلا شك در صورت درمان نشدن، همچون افسردگي مي‌تواند، منشا طلاق و جدايي همسران شود.

اعتمادي، انواع و اقسام درمان‌ها در زمينه اختلال وسواس جبري را شامل روان درماني فردي، روان درماني بين فردي، روان درماني گروهي و روانكاوي و درمان‌هاي دارويي عنوان و خاطرنشان كرد: مهم ترين و موثرترين درمان، درمان دارويي است كه البته نيازمند صبر و حوصله و بردباري و مهرباني درمان گر و همكاري جدي بيمار و خانواده بيمار است؛ معمولا درمان‌هاي ديگر در كنار اين نوع درمان قرار مي‌گيرد.