نگاه دوم/ دکتر محمدرضا كاظمي/فوق‌تخصص روان‌پزشکي کودک و نوجوان

عضو هيات علمي دانشگاه

نشانه‌هاي وسواس کودکان

اختلال وسواس فكري – عملي به‌طور معمول در نوجواني يا ابتداي بزرگسالي بروز مي‌كند و شيوع آن يك تا دو درصد در طول عمر است. با توجه به اينكه اين مشكل همراه با بيماري جسمي خاصي نيست ممكن است تا سنين نوجواني ناشناخته بماند. ميانگين سن بروز آن، 19 تا 22 سالگي يا در سال‌هاي ابتدايي بزرگسالي است...

براساس نتايج تحقيق‌هاي انجام‌شده وسواس فكري - عملي در خانواده مي‌تواند ارثي باشد، هر چند به اين معنا نيست كه كودكي كه يك والد وسواسي دارد، حتما دچار وسواس خواهد شد. وسواس فكري – عملي با تفكرات وسواسي شديد كه اغلب تفكرات، غيرواقعي و نامعقول هستند يا اعمال اجباري همراه است كه در زندگي روزمره، اختلال ايجاد مي‌كند. اعمال اجباري مانند رفتارهاي تكراري يا تشريفاتي شستن دست‌ها، مرتب كردن دائمي اشياء، بررسي چيزي براي چندمرتبه يا اعمال ذهني مانند شمارش و تكرار برخي واژه‌ها به‌صورت زمزمه. در چنين شرايطي كودك دچار اضطراب زياد يا تنش مي‌شود و شخص در اعمال روزمره مانند درس خواندن يا اعمال اجتماعي و روابط، دچار مشكل خواهد شد. معمولا كودك دچار وسواس، شايد افكاري در مورد صدمه رسيدن به خود يا اعضاي خانواده‌اش را در ذهن داشته باشد. مثلا به‌طور اجباري تمام درها و پنجره‌هاي خانه را بعد از اينكه والدينش خوابيدند، بررسي مي‌كند تا بتواند از اين طريق اضطرابش را كاهش دهد. با آنكه كودك بارها درها را بررسي و آنها را قفل كرده است اما مي‌ترسد يك پنجره يا در باز مانده باشد. كودكي كه مدام نگران كثيف‌بودن دست‌هايش است، ممكن است چند بار دست‌هاي خود را بشويد تا حدي كه پوست دست‌هايش حساس و قرمز شوند يا كودكي كه از درست بودن مشق‌ها و امتحانش به شدت مضطرب است، بارها و بارها آن را پاك كند و دوباره بنويسد. معمولا شناخت علايم اين اختلال در اغلب كودكان وسواسي قدري مشكل است و گاهي والدين توانايي كشف افكار و اعمال وسواسي آنها را ندارند اما ترس از كثيفي، توجه بيش‌از حد به سر و وضع خود، داشتن افكار پرخاشگرانه، ترس شديد از داشتن بيماري‌ها يا صدمه ديدن يكي از اعضاي خانواده، اشتغال شديد فكري درباره كارهاي خانگي و... مي‌تواند از علايم ابتلا به اختلال وسواس فكري باشد. معمولا زماني كه كودك دچار مشكل وسواس مي‌شود، هيچ گناه و تقصيري ندارد. اغلب آنها در مورد وسواس خود، احساس خجالت و شرمساري مي‌كنند. بسياري از آنها از اينكه بخواهند در رابطه با افكار و رفتارهايشان صحبت كنند، ترديد دارند اما ارتباط موثر بين والدين و كودكان و حمايت آنها مي‌تواند در حل مشكل و كمك به كودكان مفيد باشد. والدين بايد سعي كنند آگاهي‌هاي خود را در مورد نوع بيماري فرزندشان بالا ببرند. بيشتر كودكان دچار وسواس با تركيبي از روان‌درماني به‌خصوص روش شناختي و تكنيك‌هاي رفتاري و مصرف داروها بهبود مي‌يابند.