يك کارشناس روانشناسي عمومي:
مبتلايان به اختلال وسواس به صورت ناخواسته اين رفتار را انجام مي‌دهند
وسواس باعث افزايش اضطراب در فرد مي‌شود


يک کارشناس ارشد روانشناسي عمومي گفت: اختلال وسواس اجباري، رفتاري آگاهانه، معيارمند و تكراري است. بيمار مبتلا به اين اختلال از غيرمنطقي بودن وسواسش آگاهي دارد اما به صورت ناخواسته اين رفتار را انجام مي‌دهد.

علي نقي ‌زاده، کارشناس ارشد روانشناسي عمومي در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان ايسنا منطقه مرکزي، اظهارکرد: خصيصه اصلي اختلال وسواس- اجباري (OCD) وجود وسواس يا اجبارهايي مكرر و شديد است كه رنج و عذاب قابل ملاحظه‌اي براي فرد ايجاد مي‌كند. اين وسواس يا اجبارها سبب اتلاف وقت مي‌شوند و اختلال قابل ملاحظه‌اي در روند معمول و طبيعي زندگي، كاركرد شغلي، فعاليت‌هاي اجتماعي يا روابط فرد ايجاد مي‌كنند.

وي با اشاره به اينکه بيمار مبتلا به اختلال وسواس- اجباري ممكن است تنها وسواس فكري، اجبار يا هردوي آنها را باهم داشته باشد، افزود: وسواس عبارت است از فكر، احساس، انديشه يا حسي تكراري و مزاحم، برخلاف وسواس كه يك فرايند ذهني است، اجبار نوعي رفتار است. اجبار رفتاري آگاهانه، معيارمند و تكراري است نظير شمارش، وارسي يا اجتناب. بيمار مبتلا به اين اختلال از غيرمنطقي بودن وسواسش آگاهي دارد، اما به صورت ناخواسته اين رفتار را انجام مي‌دهد.

اين کارشناس در ادامه بيان کرد: وسواس باعث افزايش اضطراب در فرد مي‌شود و با انجام اجبار، اضطراب فرد بيمار تخفيف و تقليل مي‌يابد و اگر بيمار در برابر انجام اجبار مقاومت كند، اضطرابش افزوده مي‌شود.

وي با بيان اينکه علائم ناهنجاري وسواس- اجباري چهار الگوي عمده دارد، افزود: وسواس آلودگي و به دنبالش شست وشو يا اجتناب اجبارگونه از چيزي که فرد گمان به آلوده بودن آن دارد، شايع ترين الگوي وسواس به شمار مي‌رود.

نقي‌زاده با اشاره به اينکه ترديد مرضي الگوي ديگر واسوسي اجباري است، عنوان کرد: در اين الگو فرد بيمار ترديد و شک نسبت به انجام دادن درست يک کار دارد براي نمونه بيمار مي‌ترسد که مبادا اجاق را خاموش يا در را قفل نکرده باشد.

وي در ادامه افکار مزاحم را سومين الگوي شايع وسواس دانست و گفت: در اين موارد فرد صرفاً افکاري وسواسي و مزاحم بدون هيچ‌گونه عمل اجبارگونه دارد. اين نوع واسوس معمولا افکاري تکراري درباره نوعي عمل جنسي يا پرخاشگرانه است که به نظر خود فرد، شرم‌آور است.

نقي‌زاده در زمينه تقارن چهارمين الگو اين بيماري اظهارکرد: لزوم رعايت تقارن يا دقت واسوسي موجب کندي اجبارگونه در فرد مي‌شود، براي نمونه بيمار ساعت‌ها وقت لازم دارد تا صورتش را اصلاح کند.

وي در خصوص شيوه‌هاي درماني بيماري اختلال- وسواسي اجباري عنوان کرد: روان درماني و دارو درماني شيوه‌هاي درماني است که مورد استفاده قرار مي‌گيرد. رفتار درماني به خصوص با استفاده از تكنيك مواجهه و بازداري از پاسخ روش مؤثري در درمان OCD است. در اين روش بيمار با موردي كه نسبت به آن وسواس دارد (مثلاً آلودگي) مواجه مي‌شود و از عكس‌العمل بيمار(مانند شست وشو) ممانعت به عمل مي‌آيد و كارآيي معادل دارو درماني دارد. ساير انواع روان درماني در مورد OCD عبارت است از درمان شناختي- رفتاري (CBT) و درمان روان تحليلگري.

اين کارشناس ارشد روانشناسي عمومي، مفيدترين داروها براي OCD را مهار كننده‌هاي اختصاصي بازجذب سروتونين يا SSRLها عنوان کرد و گفت: مهارکننده‌ها شامل فلوئوكستين (Prozac)، فلووكسامين، پاروكستين، سرترالين و كلومي بيرامين هستند.

نقي‌زاده در ادامه اختلال استرس پس سانحه را مورد بررسي قرار داد و افزود: استرس پس از سانحه PTSD مجموعه‌اي از علايمي است كه در پي مواجهه با عامل فشار آسيب‌زاي بسيار شديد ظاهر مي‌شود، اين مواجهه مي‌تواند به صورت ديدن، حضور يا شنيدن باشد. فرد به صورت ترس و درماندگي به اين تجربه پاسخ مي‌دهد، واقعه را دائماً در ذهن خود مجسم مي‌كند، درعين حال مي‌خواهد از يادآوري آن اجتناب كند. علايم مزبور بايد لااقل يك ماه طول كشيده باشد و بر حوزه‌هاي مهمي از زندگي بيمار مانند خانواده و شغل او تأثير گذاشته باشد.

وي با بيان اينکه عوامل زيادي از قبيل سيل، زلزله، جنگ و به طورکلي ضربه‌هاي عاطفي شديد موجب بروز اين سندرم در افراد مي‌شود، گفت: زمينه‌هايي ژنتيکي، نژادي و حتي حوادث ناگوار در دوران کودکي در ظهور اين بيماري موثر است.

اين کارشناس در پايان روش‌هاي درمان اين بيماري را روان درماني و دارو درماني عنوان کرد و گفت: در روان درماني رهيافت‌هاي عمده‌اي كه در مواجهه با اين اختلال در پيش گرفته مي‌شود، حمايت، تشويق بيمار براي بحث درباره واقعه مزبور و آموختن انواع و اقسام مكانيسم‌هاي مدارا (نظير آرام سازي عضلات) به اوست و همچنين دارو درماني، مهار كننده‌هاي انتخابي بازجذب سروتونين نظير سرترالين و پاروكستين به دليل كارايي، قابل تحمل بودن و بي‌خطر بودنشان، خط مقدم درمان PTSD را شامل مي‌شوند. داروهاي SSRI علايم مربوط به تمام گروه‌هاي علامتي PTSD را كاهش مي‌دهند و علاوه بر رفع علايمي كه مشابه افسردگي يا ساير اختلالات اضطرابي هستند در بهبود علامت‌هايي كه منحصر به PTSD است نيز مؤثرند.