هیپنوتیزم آنچه که نیست!


در باور بسیاری از مردم و در مکالمات عامیانه از هیپنوتیزم، به عنوان خواب نامبرده می‌شود (خواب هیپنوتیزمی، خواب مغناطیسی و ...) و بسیاری بر این باورند که هیپنوتیزم یک حالت متافیزیکی است که شخص در آن کنترل اراده و اختیار خود را از دست می‌دهد و بی‌چون و چرا به آنچه هیپنوتیزم‌کننده که غالباً فردی با هیبت نامتعارف و شمنی تصور می‌شود- می‌گوید، عمل می‌کند، در حالی که امروزه هیپنوتیزم به عنوان یکی از حالت‌های طبیعی ذهن شناخته می‌شود.
هیپنوتیزم حالتی از هوشیاری است که با محدود شدن دامنه توجه و افزایش تمرکز همراه است، کسی که در حالت خلسه هیپنوتیزمی قرار گرفت، به هیچ وجه خواب نیست، به خوبی صدای هیپنوتیزم‌کننده را می‌شنود و اگر بخواهد می‌تواند پس از خلسه، همه صحبت‌ها را به یاد بیاورد.
در واقع هیپنوتیزم بدون اراده و اختیار فرد اتفاق نمی‌افتد و هیچ‌کس را نمی‌توان علی‌رغم میلش، هیپنوتیزم کرد، بلکه این توافقی است که بین هیپنوتیزم‌کننده و هیپنوتیزم‌شونده صورت می‌گیرد. شخص در خلسه هیپنوتیزمی هر تلقینی را نمی‌پذیرد و اگر تلقینی با باورها و عقایدش ناسازگار باشد، آن را پس می‌زند. در حقیقت هر هیپنوتیزمی به نوعی خود هیپنوتیزم می‌باشد و هیپنوتیزم‌کننده تنها یک شخص عادی است که این مهارت را فرا گرفته تا فرآیند «هیپنوتیزم شدن» را تسهیل کند.
برای اینکه هیپنوتیزم‌کننده در کارش موفق باشد باید این دانش و مهارت را مثل هر مهارت دیگری بیاموزد، و هرچه مهارت بیشتری در ارتباط با دیگر انسان‌ها پیدا کند و با ساختار روان و ناخودآگاه آشناتر باشد، موفق‌تر خواهد بود و در نتیجه کارش با نتایج بهتر و عوارض کمتری همراه خواهد بود.
یک باور غلط دیگر این است که عده‌ای معتقدند افرادی که از نظر اراده ضعیف‌تر یا هوش کمتری دارند، زودتر یا عمیق‌تر هیپنوتیزم می‌شوند.
با توضیحات بالا به خوبی قابل درک است که افراد باهوش، توانمند و با اراده راحت‌تر هیپنوتیزم می‌شوند. ثابت شده که عقب‌افتادگان ذهنی و بیماران روانی حاد، قابلیت هیپنوتیزم‌پذیری کمتری دارند. البته این به این معنا نیست که هرکسی که هیپنوتیزم‌پذیری کمی دارد، هوش یا اراده ضعیفی دارد.
قابلیت هیپنوتیزم‌پذیری، بیش از همه یک ویژ‌گی سرشتی مستقل است که با ساختار روانی فرد در ارتباط است و با تمرین و تکرار در حد مشخصی قابل توسعه است. اما بر فرض کسی که قابلیت هیپنوتیزمی متوسطی دارد، حتی با تمرین و تکرار هم به مرحله سومنامبولیسم نخواهد رسید. هیپنوتیزم‌پذیری بیش از آنکه به توانایی هیپنوتیزم‌کننده بستگی داشته باشد، به قابلیت سرشتی هیپنوتیزم‌شونده بستگی دارد و این قابلیت در جامعه از صفر تا صد متغیر است.
حدود پنج درصد از افراد جامعه به درجات بسیار کمی هیپنوتیزم می‌شوند و حدوداً همین تعداد هم به راحتی و شاید حتی در اولین جلسه به عمیق‌ترین خلسه‌های هیپنوتیزمی دست می‌یابند، اما آنچه مهم است، این است که نتایج حاصل از هیپنوتیزم در درمان و ارتقاء سلامتی، ارتباط چندانی با عمق خلسه هیپنوتیزمی ندارد. آنچه در تأثیر‌گذاری درمان‌های هیپنوتیزمی بیش از هر چیز مهم است تکرار و تمرین است.
در انتها به یک باور نادرست دیگر در مورد هیپنوتیزم اشاره می‌کنیم؛ بسیاری از این می‌ترسند که اگر در حالت خلسه هیپنوتیزمی قرار بگیرند، ممکن است از این حالت خارج نشوند، با توجه به تعریف هیپنوتیزم بخوبی قابل درک است که این موضوع به هیچ وجه واقعیت ندارد، و حتی اگر هیپنوتیزم‌کننده بعد از القاء عمیق‌ترین خلسه‌های هیپنوتیزمی، سوژه را تنها بگذارد، هیپنوتیزم‌شونده پس از مدتی بطور خود بخود از خلسه هیپنوتیزمی خارج خواهد شد. بدیهی است در ابتدا هر چه خروج از خلسه، آرام‌تر و زیر نظر هیپنوتیزم‌کننده صورت بگیرد، منطقی‌تر است و پس از مدتی شخص می‌تواند فرا بگیرد، این حالت را با سرعت و روند دلخواه انجام دهد.
به نظر می‌رسد القاء این سوءتفاهم، بیشتر توسط کسانی دامن زده می‌شده که می‌خواسته‌اند این دانش و مهارت طبیعی به صورت یکی از «علوم خفیه» و اسرارآمیز جلوه نموده و در انحصار آنها بماند.


منابع و مآخذ:
- هیپنوتیزم علمی نوین، تألیف ریچارد شروت، ترجمه دکتر جمالیان
- دایره‌المعارف هیپنوتیزم، تألیف اورمائد مک‌گیل، ترجمه دکتر جمالیان
- هیپنوتیزم پزشکی و دندانپزشکی، تألیف هارتلند، ترجمه دکتر جمالیان
- آموزش قدم به قدم هیپنوتیزم، تألیف دکتر مهدی فتحی