هيپنوتيزم» و كاربردهاي آن


نويسنده : مهران موللي

بشر از ديرباز خواهان تقويت نيروهاي دروني خود به منظور دست يافتن به آرامش فكر و پي بردن به اسرار ماورا الطبيعه بوده است و اگر گذري به تاريخ بيفكنيم، مي‌بينيم كه در اين زمينه به پيشرفتهايي نيز دست يافته است با پيشرفت علوم و تكنولوژي و ظهور پديده ماشينيسم، انسان بيشتر در دام استرس، اضطراب و ترسهاي فراوان گرفتار آمده و لزوم ايجاد آرامش روح و فكر بيش از هر زمان ديگر احساس مي شود. از اينرو تمرين هاي هيپنوتيزم مي تواند داروي موثري در جهت رسيدن انسان به آرامش و نشاط باشد.





اينكه اغلب مردم علاقه زيادي به خريد كتابهاي علوم باطني دارند و به انجام تمرين هايي در اين زمينه مي پردازند نشان از بيقراري و اضطرابي است كه انسان عصر حاضر بدان دچار گشته و تنها راه علاج را نه در داروهاي شيميايي، كه در تقويت فكر و روح مي داند. لزوم شناختن خويش و تعالي روح نيز حتي مورد توجه پيشوايان مذهبي بوده است، چنانكه پيامبر گرامي اسلام مي فرمايد: «مَنْ عَرَفَ نَفْسَه فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه» يعني «كسي كه خود را بشناسد، خداي خود را نيز مي شناسد». اين جمله كوتاه نشان دهنده اين مطلب مهم است كه وقتي انسان روح خويش را متعالي ساخت، خود را مي‌شناسد كه چه موجودي است و چه استعدادهاي شگرفي دارد و زماني كه اين استعدادها را تقويت كند مي تواند با ديده بصيرت، خدا را نيز بشناسد.

پس انسان تنها با تقويت روح خويش به درك حقيقي ذات باريتعالي نائل مي شود و در اين زمان كه انسان با تمام وجود به خدا كه همانا سرمنزل مقصود مي باشد، رسيد و او را پشتيبان خود يافت، به آرامش حقيقي دست يافته و از هيچ پيشامدي ترس به خويش راه نمي دهد بنابراين نتيجه مي گيريم كه تمرين هاي هيپنوتيزم كه به منظور تقويت روح و روان صورت مي گيرد، نه تنها به انسان آرامش فوق العاده اي مي بخشد، بلكه مكمل دين و شناخت خدا نيز هست.

حال ببينيم هيپنوتيزم چيست؟ هيپنوتيزم كلمه اي است كه از واژه يوناني هيپنوز كه به معناي خواب است مشتق گرديده است. تا به حال تعاريف زيادي از هيپنوتيزم شده، مثلاً: «هيپنوتيزم تمركز فوق العاده ذهن است». يا «هيپنوتيزم بازگشتن به سير قهقرايي مي باشد» و يا «هيپنوتيزم خوابي است كه در اثر تلقين به خواب رفته (سوژه) دست مي دهد». ولي بهترين تعريفي كه مي توان از هيپنوتيزم كرد، اين مي باشد: «هيپنوتيزم عبارت است از تثبيت تمركز سوژه از طريق چشمها، كه بتدريج با ايجاد خستگي در چشمها و تلقينات هيپنوتيزور، سوژه به خواب مصنوعي مي رود و عامل (هيپنوتيزور) با تلقين و تصوراتي كه به سوژه ارائه مي دهد، تلقين پذيري او را بالا برده دستورات عامل را مشروط بر اينكه در چهارچوب اخلاقي باشند اجرا مي كند. در اين حالت، سوژه به خواب نمي رود بلكه به مقدار زيادي خواب آلود است».

بر اثر هيپنوتيزم، تلقين پذيري سوژه زياد مي شود و هرچه را كه عامل به وي القا نمايد پذيرفته حس مي نمايد كه گفتار او كاملاً در روح و جسمش نفوذ مي كند و تثبيت مي گردد. به همين سبب مي توان در جهت رفع اختلالات فكري و حتي جسمي نيز از اين تكنيك بي نظير سود جست. براي اينكه بفهميم تلقينات چگونه بر روان انسان تاثير مي گذارند، لازم است ابتدا ضمير ناخودآگاه را بشناسيم.



تشريح ضمير ناخودآگاه:

شخصيت و روان هر انساني از دو بخش تشكيل شده است: 1-ضمير خودآگاه (شعور ظاهري) 2-ضمير ناخودآگاه (شعور باطن).ضمير خودآگاه مسئول كنترل حواس بوده ما را در زماني كه هوشيار و بيدار هستيم هدايت مي كند و به عبارتي اعمال جسمي و فكري ارادي انسان را كنترل مي كند. ضمير ناخودآگاه كنترل‌كنندة اعمال جسمي غيرارادي، مثل: ضربان قلب، گردش خون و تنفس و همچنين عادات و افكار غيرارادي انسان است. به عنوان نمونه شما نمي توانيد ضربان قلب خود را كنترل كنيد يا از ورود بعضي از افكار به ذهن خود جلوگيري نماييد. به علاوه ضمير ناخودآگاه مخزن خاطرات دوران كودكي تا حال ماست و عواطف، احساسات، عادات و كلاً رفتار ما را كنترل مي كند و اگر مغز انسان را به يك كوه يخ تشبيه كنيم، شعور ظاهر قسمت كمي است كه از آب بيرون آمده و نمايان مي باشد، در حالي كه شعور باطن قسمت اعظم كوه است كه در زير آب پنهان مانده.

خصوصيت بارز اين قسمت از روان (ضمير ناخودآگاه)، تلقين پذيري زياد آن مي باشد. بدين معني كه با تلقين و تصور مي توان بر ضمير ناخودآگاه تاثير گذاشت و در آن تغييرات دلخواه بوجود آورد. عملي كه هيپنوتيزم انجام مي دهد، تضعيف ضمير خودآگاه و تقويت و بيدار كردن ضمير ناخودآگاه است كه در اين حال مي توان با دادن تلقين و تصورات مورد نظر، هر تغييري را در رفتار خويش بوجود آورد. مثلاً: اگر بخواهيم شجاع باشيم بايد در حالت «خودهيپنوتيزم»، تلقين شجاع بودن كرده و سپس تصور كنيم در موقعيت هاي مختلف شجاع هستيم. (توضيح: هيپنوتيزم شدن توسط يك هيپنوتيزور را (دگر هيپنوتيزم) مي گويند، در حالي كه به هيپنوتيزم شدن توسط خود (خود هيپنوتيزم) گفته مي شود. در حالت خودهيپنوتيزم، ضمير خودآگاه شخص، نقش هيپنوتيزور را ايفا مي كند.)بنابراين، شعور باطن يا ضمير ناخودآگاه مثل يك كامپيوتر مي باشد كه انسان مي تواند بر روي آن برنامه هاي دلخواه خود را ضبط كند تا بعداً اجرا شوند و زبان برنامه نويسي اين كامپيوتر تلقين و تصور است.

از ديگر اعمال شعور باطن راه يابي به گذشته و اختراع و اكتشافات و قدرتهاي متافيزيك مي باشد. پس نتيجه مي گيريم ضمير ناخودآگاه، همان نيروي عظيم و الهي است كه خداي متعال در تمام انسان ها به وديعه گذاشته و تنها راه تأثير گذاشتن بر آن، موقعي است كه ضمير خودآگاه كنار رفته و ضمير ناخودآگاه پديدار گردد، كه اين حالت را مي توان در خلسه هيپنوتيزمي ايجاد نمود. اينكه ديده يا شنيده ايد كه 90% از قواي دروني انسان راكد مانده منظور اين است كه متاسفانه اكثر انسانها طريقة فعال كردن شعور باطن خود را نمي دانند و اگر افرادي قدرت شفا دادن بيماري هاي صعب العلاج و ديگر كرامات را دارند، تقويت و استفاده از اين نيروي الهي مي باشد.

بيرون ز تو نيست هرچه در عالم هست
از خود بطلب هر آنچه خواهي كه تويي

بنابراين، فوايد هيپنوتيزم عبارتند از درمان: بي‌خوابي، زودرنجي، ترس، وسواس، اضطراب، اعتياد و كليه بيماري‌هايي كه منشاء رواني دارد و ايجاد آرامش، نشاط، شجاعت، حافظه قوي، خونسردي، تمركز فكر و مجموعاً تسلط و حكومت كامل بر تن و روان. به علاوه امروزه از هيپنوتيزم، استفاده هاي وسيعي در عالم پزشكي مي شود، چنان كه جهت بي حسي موضعي در دندانپزشكي، عمليات جراحي و زايمان بي‌درد از اين شيوه استفاده مي كنند. همچنين روان پزشكان و روانكاوان توسط هيپنوتيزم، بيماران رواني را خيلي سريع‌تر و بهتر مداوا مي كنند و پيش بيني مي‌شود كه در آينده به كارگيري اين روش در معالجه بيماران امري لازم و ضروري گردد.