نتايج يك پايان‌نامه نشان داد: والدين ‌٥/٥٢ درصد كودكان مبتلا به ابهام جنسي با يكديگر خويشاوند هستند.



به گزارش سرويس بهداشت و درمان ايسنا، نتايج يك پايان‌نامه‌ي دوره پزشكي عمومي دانشگاه علوم پزشكي تهران با راهنمايي دكتر جواد احمدي و بررسي ‌٢٠٠ پرونده بيمار نشان داد كه ‌١٥١ بيمار در دوره‌ي نوزادي، ‌١٣٥ مورد هنگام تولد،‌٢ نفر پس از ‌١٠ سالگي دچار ابهام جنسي بودند و ‌٤٣ مورد توسط والدين در دوره‌ي نوزادي به پزشك مراجعه كرده بودند و ‌٨ نفر پس از ‌١٠ سالگي تحت نظر پزشك قرار گرفتند.



همچنين ‌٣٢ نفر بدون وقفه و ‌٥ نفر بيش از ‌١٠ سال وقفه از زمان تشخيص تا هنگام مراجعه داشتند، بنابراين افزايش آگاهي والدين در اين زمينه توسط رسانه‌هاي گروهي ضروري است.



در اين پايان‌نامه، شايع‌ترين نوع ابهام جنسي، ابهام جنسي كاذب زنانه بود، كه ‌١٤١ بيمار به آن مبتلا بودند، به اين معنا كه ژنوتيپ زنانه ‌٤٦ XX داشته و در معرض آندروژن (هورمون مردانه) داخلي و يا خارجي قرار گرفته و در نتيجه دستگاه تناسلي خارجي به سمت مردانه متمايل شده است.



سندرم هيپرلازي مادرزادي غده‌ي فوق كليوي يك نقص آنزيمي در ساخت كورتيزول است، كه مهمترين عامل ابهام جنسي كاذب زنانه را تشكيل مي‌دهد.



در اين مطالعه ‌٤١ مورد نيز ابهام جنسي كاذب مردانه داشتند، به اين معنا كه از لحاظ ژنتيكي مردانه ‌٤٦XY بودند، اما ظاهري زنانه داشتند و با جراحي تبديل به دختر مي‌شوند.



در اين پايان‌نامه ابهام جنسي حقيقي با ‌١٠ بيمار رتبه‌ي بعدي را از نظر شيوع در ابهام جنسي تشكيل مي‌داد. در ابهام جنسي هر دو غده‌ي جنسي بيضه و تخمدان در بدن فرد موجود است.



Mixel gonadal dxfgene sis ( ديشنرزي تركيبي غده‌هاي جنسي) با ‌٨ بيمار رتبه بعدي را در ليست علل ابهام جنسي تشكيل مي‌داد.



شايع‌ترين علت هيپرپلازي مادرزادي غده‌ي فوق كليوي در اين مطالعه، كمبود آنزيم ‌٢١ هيدروكيلاژ (‌٥/٨٦ درصد) و پس از آن H-B هيدروكسيلاژ با ‌٥/١٠ درصد و S-BHSD با ‌٣ درصد در رتبه‌ي سوم قرار داشتند.



‌٥/٧٠ درصد ژنتيك زنانه‌ي XX و ‌٥/٢١ درصد مردانه XY و ‌٨ درصد موزائيسم (تلفيقي از اين دو) بودند.



بيشترين عمل جراحي انجام شده واژينوپلاستي بود.



افرادي كه به جنسيت مونث تبديل شدند ‌٩/٨٥ درصد ژنتيك زنانه XX و ‌٩/٧ درصد ژنتيك موزاسيم و ‌٢/٥ درصد ژنتيك مردانه‌ي XY داشتند.



ابهام جنسي به مفهوم اختلاف ميان مورفولوژي گنادها (غدد جنسي) و دستگاه تناسلي خارجي است. نوزاد مبتلا به ابهام جنسي بايد هر چه سريع‌تر تعيين جنسيت شود، تا بين والدين و كودك ارتباط مبهم برقرار نشود.



با تشخيص زودرس ابهام جنسي در كودكان و تصحيح جراحي مي‌توان از عوارض برگشت‌ناپذير آن (به ويژه عوارض رواني) جلوگيري كرد.