خداوند انسان ها را از دو جنس آفرید. جنس مرد و جنس زن. البته در این میان استثنا هم وجود دارد. ممکن است کودکی با نقص های خاصی به دنیا بیاید. شاید از نظر جسمی و ذهنی عقب افتاده باشد که ما عادت کرده ایم همگی آنها را به راحتی در بین خود بپذیریم. اما کودکانی هم هستند که با نقص جنسی به دنیا می آیند. یعنی کودکی در ظاهر پسر است اما تمایلات و احساسات دخترانه دارد و بالعکس، ولی ما نتوانستیم یا نخواستیم قبول کنیم که این نقص مادرزادی، می تواند در قسمت های جنسی بدن یک کودک نمایان شود،
واقعیت این است که نمی توان حضور دوجنسی ها را در جامعه ندیده گرفت. عکس العمل جامعه در برابر آنها بسیار منفی و مدافعانه است. این امر بی دلیل هم نیست. یکی از اساسی ترین و بزرگ ترین مشکل جامعه در برقراری ارتباط با این افراد به خاطر عدم مطالعه و شناخت کافی درباره آنها است.
برای هر فرد، اعضای یک خانواده بزرگ ترین حامی و محیط خانواده امن ترین مکان محسوب می شود، اما برای اکثر این افراد، خانواده بزرگ ترین دشمن و محیط خانه برای آنها یک جهنم است. مادری که با خجالت و شرمندگی فرزندش را به دیگران معرفی کرده یا از چشم دوستان و آشنایان پنهان می کند، شاید همان کسی باشد که با مصرف قرص های غیرمجاز، مخدر و الکل در دوران بارداری باعث به وجود آمدن این معضل و بیماری شده است. برادران و پدرانی که با شقاوت و بی رحمی به جرم انحراف اخلاقی به جان فرزندان خود می افتند و طوری رفتار می کنند که حتی شنیدن آن هم کافی است تا هر انسانی را منقلب کند.
سوزاندن پشت دست آنها با سیگار، سیاه و کبود کردن تمام بدن شان با شلاق و کارهای وحشیانه دیگر که همگی در انتها منجر به ناهنجاری های رفتاری همچون خودکشی، افسردگی، آسیب به خود و دیگران، فساد اخلاقی، دزدی و فرار از خانه می شوند که در نهایت مشکلات آنها را نیز چندین برابر می کند.
در بسیاری از کشورها مردم با این موضوع کنار آمده اند و در خیلی از مسائل دوجنسی ها را همراهی می کنند. آنها می توانند با چند عمل ساده و کم هزینه در کمترین زمان ممکن به جنسیت اصلی خود برگردند و با خیالی آسوده تشکیل خانواده بدهند. آنها برای خود کلوپ و میتینگ های خاصی دارند و در این گروه ها مشکلات شان را مطرح و با کمک هم حل می کنند.
این افراد حرف های زیادی برای گفتن دارند، اما کسی را به عنوان گوش شنوا و حامی در کنار خود نمی بینند.
در بین آنها بسیار کسانی هستند که دارای هوش، استعداد و مهارت های زیادی در زمینه های علمی، صنعتی، هنری، ورزشی و غیره هستند. برای عده یی از دوجنسی ها پوشیدن لباس زنانه و حتی رفتن به کلاس های آشپزی و خیاطی که بسیاری از دختران از آنها فراری اند، یک آرزوی شیرین و محال است و بالعکس برای عده یی دیگر رفتن به باشگاه بدنسازی و انتخاب شغل مکانیکی جزء حسرت های همیشگی آنها به حساب می آیند که اکثر مواقع هم به هیچ کدام از این آرزوها و هدف های خود نمی رسند. اما با تمام این تفاسیر بسیاری از این افراد مصمم هستند که خود را از ورطه سوءاستفاده جنسی حفظ کنند.
حالا دیگر زمان آن رسیده که با تفکری جدید و سالم، یک بازنگری به عملکرد خود در این عرصه داشته باشیم. باید واژه زشت و زننده «اواخواهر» را برای همیشه از ذهن خود پاک کنیم. ما نسل جوان این کشور باید این باور را جایگزین کنیم که این مورد هم یک بیماری است مثل بیماری های دیگر. فقط اگر کمی از وجدان مان کمک بگیریم در آینده نه چندان دور دیگر شاهد چنین معضلات فرهنگی و عقب افتادگی فکری نخواهیم بود.


علیرضا تباروش


روزنامه اعتماد