آداب تربيت/دكتر ميترا حكيم شوشتري/فوق‌تخصص روانپزشکي کودک و نوجوان
عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهران
از آموزش جنسي به کودک طفره نرويد

پرسش‌هاي زيادي از جانب شما خوانندگان گرامي در مورد تربيت جنسي مطرح شده كه غافلگيري والدين را در مواجهه با اين اتفاق نشان مي‌دهد و بخش مهمي از اين غافلگيري برمي‌گردد به آماده نبودن شما والدين و نقص آگاهي و مهارت والدي‌ در اين رابطه...

تقريبا 4 پرسش كلي را مي‌توانم از ميان سوال‌هاي مشترك شما فهرست كنم كه سعي مي‌كنم در جلسه اين هفته با مثال‌هايي ساده به آنها پاسخ دهم. «سعي مي‌کنم جوابي به سوالاتش ندهم تا رويمان به هم باز نشود.../ مادر هومن»؛ «مي‌ترسم به کودکم اطلاعات غلط بدهم و اصلا نمي‌دانم چه بگويم/ مادري با اسم مستعار درباره پسر 11 ساله‌اش»؛ «نمي‌دانم بهترين زمان براي شروع کدامست؟.../ 0912****387‌» و «حس مي‌کنم علاقه ندارد چون چيزي نمي‌پرسد.../ 193****0918»

شما والدين عزيز بايد آموزش جنسي را براي كودكتان شروع كنيد اما بهتر است اطلاعات را كم‌كم و متناسب سن كودك در اختيارش بگذاريد. اگر کودکتان چيزي نمي پرسد شما چيزي مثل تولد يک بچه گربه را بهانه کنيد و اطلاعات او را بسنجيد و سر حرف را باز کنيد. اول بايد از شخصي و خصوصي بودن كه براي بچه‌هاي كم‌سن و نوپا قابل درك است، شروع كنيد. بچه‌ها قبل از مدرسه مي‌توانند معناي خصوصي بودن را بفهمند؛ «اين تلويزيون مال آنهاست، دست به كنترل نزن!» و كم‌كم مي‌رسيد به اينكه جنسيت موضوعي خصوصي است؛ «فقط درباره اعضاي خصوصي بايد از پدر و مادر سوال كني و بدن هركس خصوصي است.» يادتان باشد بچه‌ها بايد بدنشان را دوست بدارند و همان‌طور كه بدون شرم لاله گوش خود را مي‌شناسند و لمس مي‌كنند كه نرم است يا زبر، بايد بدون شرم با اندام تناسلي خود نيز آشنا شوند.

نكته مهم ديگر اين است كه آموزش جنسي امري تدريجي است و با بزرگ‌تر شدن بچه مي‌توانيد بر اطلاعات قبلي او بيفزاييد درست مثل رياضي و علوم كه بايد به تدريج آموخته شوند. بايد از مفاهيم پايه شروع كرد. مثلا وقتي كودك را از توالت بيرون مي‌آوريد، به سرعت شورت او را بپوشانيد و بگوييد: «بدو تا كسي بدنتو نديده (اشاره به آلت تناسلي) لباستو بپوشونم.» بعضي از بچه‌ها حدود 3 سالگي خودشان پرسش‌هايي مطرح مي‌كنند: «مامان من از كجا آمده‌ام؟» هول نشويد؛ اول بايد بفهميد علت شكل‌گيري اين پرسش در ذهن او چيست؟ سوالش را تكرار كنيد: «مامان! من از كجا آمده‌ام؟ يعني چه؟» پاسخ او را بشنويد: «علي مي‌گويد اهل شيراز است و قبلا آنجا به مهدكودك مي‌رفته.» گاهي داستان به همين سادگي ختم مي‌شود. گاهي هم او علت اين كنجكاوي را مطرح مي‌كند و مي‌گويد مربي مهدكودك باردار است يا امروز فيلمي ديده كه گاوي بچه?اي به دنيا آورده‌.

در اين صورت لازم است متناسب با درك كودك پرسشي ديگر مطرح كنيد تا اطلاعات او را بسنجيد: «خودت چي فكر مي‌كني؟»، «بچه‌ها توي شكم مامانشون هستن؟» «بله، درسته و وقتي موقع به دنيا آمدنشان شد، مادر به بيمارستان مي‌رود تا دكتر و پرستار كمك كنند بچه به دنيا بيايد.» با جمله‌هاي ساده و كوتاه صحبت كنيد. اطلاعات زيادي در اختيار كودك قرار ندهيد. اگر قانع نشد، باز هم مي‌پرسد:

- يعني مثل غذا كه توي شكم است؟

- نه، غذا توي يك كيسه ديگر است به اسم معده اما بچه توي يك كيسه زير نافه به اسم رحم، دستتو بده تا نشونت بدم، اينجا درست زير ناف.

سعي كنيد جواب‌هايتان صادقانه باشد. اگر مي‌پرسد: «به دنيا آمدن بچه درد دارد؟» بگوييد: «بله، اما وقتي مادر به فكر ديدن نوزاد كوچولويش مي‌افتد، درد آن را تحمل مي‌كند.» لازم نيست تمام اطلاعات را در اختيارش قرار دهيد. اين داستان مي‌تواند با در آغوش كشيدن او و ابراز اينكه چقدر دوستش داريد و از به دنيا آمدنش خوشحاليد، به پايان برسد.

هفته نامه سلامت