موسیقی کاربردی

موسیقی درمانی حاصل همکاری پزشک،مددکار اجتماعی، روانشناس،فیزیو تراپیست،معلم و والدین می باشد که هر یک به خودی خود می توانند یک موزیک تراپیست باشند.موسیقی وسیله و ابزار اولیه موزیک تراپیستها هستند که آنها را از دیگر درمانگران جدا می سازد.


موسیقی درمانی،استفاده تجویز شده و سازمان یافته از موسیقی یا فعالیتهای آن برای تغیر حالات ناسازگار زیر نظر پرسنل آموزش دیده(موزیک تراپیست)برای کمک به مراجعین در رسیدن به اهداف درمانی است.موسیقی درمانی حاصل همکاری پزشک،مددکار اجتماعی، روانشناس،فیزیو تراپیست،معلم و والدین می باشد که هر یک به خودی خود می توانند یک موزیک تراپیست باشند.موسیقی وسیله و ابزار اولیه موزیک تراپیستها هستند که آنها را از دیگر درمانگران جدا می سازد.

معمولا موزیک تراپیستها ملزم به گفتگوی گسترده با درمانجو نیستند.ارتباط بین موزیک تراپیست و درمانجو می تواند به صورت فعالیتهای موزیکی شامل آواز خواندن ،نواختن ساز، گوش دادن به موسیقی، تصنیف و ساختن آهنگ ،رقص، بحث درباره اشعار یا خصوصیات آواز و یا ترکیب سازها باشد.موزیک تراپیستها متخصصینی آموزش دیده و قوی هستند که علاوه بر دانش و مهارت در موسیقی باید در علوم رفتاری،طبیعی و زیستی نیز تبحر بیابند.انتخاب دقیق موسیقی یا فعالیت های موسیقیایی بستگی به میزان دانش و معلومات درمانگر از تاثیر موسیقی بر رفتار آدمی و درک نقاط قوت و ضعف درمانجو و اهداف درمانی دارد.بیماران با انواع مختلف مشکلات جسمی و روانی و مشکلات و اختلالات عاطفی-اجتماعی می توانند از خدمات موسیقی درمانی بهره مند شوند.برای استفاده از خدمات موسیقی درمانی شرط سنی وجود ندارد و بیماران از نوزاد تا سالخورده می توانند تحت درمان قرار گیرند.موزیک تراپیست دارای یک ماهیت دوگانه است،یعنی هم موزیسین و هم درمانگر است.بنابراین باید هم در زمینه تکنیکی موسیقی و هم در زمینه درمانی اطلاعات کافی کسب کند.

● پیشینه موسیقی درمانی

چین باستان و هندوها ،موسیقی را شفا بخش می دانستند.در فرهنگ باستانی مصر و بین النهرین موسیقی و شفا با مراسم مذهبی و معابد گره خورده بود.در یونان قدیم ارتباط نزدیکی بین موسیقی و شفا وجود داشت.آپولو،هم خدای موسیقی و هم خدای طب بود.یونانیان معتقد بودند که امراض نتیجه عدم هارمونی در وجود فرد است و موسیقی با قدرت روحی و اخلاقی خود می تواند در برگرداندن هارمونی و نظم و در نتیجه سلامت در فرد مورد استفاده قرار گیرد.فیثاغورث معتقد بود که موسیقی تجویز شده در شرایط خواص می تواند به سلامتی فرد منتهی شده و او را به سمت اصواتی هدایت کند که پایه سیستم موسیقی امروزی است. اسپیلادوس،پزشک رومی،جنون را با اصوات هارمونیک درمان می کرد.در دوره رنسانس تئوری یونانیان در مورد طبایع چهارگانه یا عناصری که برای تعادل و سلامتی ضروری هستند،نقطه پیوندی برای دانش موسیقی و طب شد.تئوریسین های پزشکی نظریه چهار خلط بدن(صفرا ، بلغم،خون و سودا) را مطرح کردند و جهان شناس معروف امپدوکلین دنیا را متشکل از چهار عنصر(خاک،باد، آب، آتش) می پنداشت.مجموعه این نظریه ها باعث شد که تئوریسینهای موسیقی نیز چهار حالت باس،تنور،آلتو و سوپرانو را با عناصر کیهانی نظریه امپدوکلین تطابق دهند.بقراط عقیده داشت که افزایش هر عنصر در بدن،روحیه و مزاج خاصی را غالب می سازد.نظریه چهار مزاج یونانی ها تا دو قرن پیش در پزشکی و درمان کاربرد داشت.و اشخاصی مثل ابن سینا در مورد این نظریه تفکر و از آن بهره برداری می کردند.چهار گام رایج در دوره رنسانس در یونان عبارت اند از :فریگین،لیدین،دورین،و میکسولیدین.اگر بخواهیم از میان دستگاه های موسیقی ایرانیچهار دستگاه را با این گامها و مزاجها تطبیق دهیم،دستگاه چهار گاه با علائم صفراوی و ایجاد خوشی و سر زندگی،دستگاه ماهور با علائم دموی و ایجاد تعادل روحی ،دستگاه همایون بت علائم بلغمی و ایجاد حالات شیدا گونه و دستگاه شور با علائم سودائی و ایجاد حساسیت و نکته سنجی مطابقت می کند.

معمولا برای مردمی که در دوره رنسانس زندگی می کردند هارمونی و سلامتی زمانی به دست می آمد که بین چهار عنصر مذبور موازنه برقرار می شد.در قرن بیستم علی رغم ارتباط نزدیک بین موسیقی و طب،این مسئله عمیقا فراموش شد و گه گاه تحقیات علمی در مورد منافع موسیقی درمانی صورت می گرفت.در سال ۱۸۷۸ بطور آزمایشی برای ۱۴۰۰ بیمار روان پریش در یکی از بیمارستانهای نیویورک پیانو نواخته شد تا این نظریه آزمایش شود که موسیقی می تواند به عنوان وسیله ای آرام بخش به کار رود؟پس از بررسی ،نتیجه مطلوب و در حد ۸۵% مثبت گزارش شد.اختراع ضبط صوت نیز جاذبه استفاده از موسیقی در بیمارستان را در طول قرن افزایش داد و از نوارهای موسیقی برای تفریح، آزمایش،راحت خوابیدن، کاهش استرس و از این قبیل موارد استفاده گردید.روند پیشرفت بهداشت جهانی توجه مردم را به این ضرورت معطوف نمود که فکر و بدن تاثیر متقابلی بر یکدیگر داشته و از هماهنگی آنها سلامتی و تندرستی بوجود می آید.

● روانشناسی تمهای موسیقی

حواس وسیله ارتباط آدمی با عالم خارج است.تحریکات محیط توسط گیرنده های حسی به صورت پیامهای الکترمغناطیسی به مرکز عصبی انتقال می یابد.پیام عصبی وقتی از گیرنده های حسی مانند چشم،گوش و پوست به مرکز عصبی یعنی کرتکس مغز (قشرمغز) منتقل می شود فرایند احساس شکل می گیرد.اصوات موسیقی از طریق گوش به مغز می رسد و حواس و عواطف را تحریک می کندو با ایجاد انرژی موجب انگیزه و فعالیت می شوند.نغمه های موسیقی بر حسب ترکیب فواصل و ریتم دارای ارتعاشات خاصی هستند که با تحریک ارتعاشات سلولهای عصبی،احساس و انگیزه ای را تقویت و یا منتقل می سازد.بطور کلی موسیقی از طریق تحریک تخیل و تداعی و تهیج عواطف در روحیه شنونده اثر می گذارد.وقتی یک قطعه موسیقی را تجزیه و تحلیل می کنیم به اجزا و ارکانی می رسیم که هر کدام به نوعی در تاثیر گذاری نقش دارند.ریتم و ملودی دو رکن اساسی موسیقی می باشند.

ریتم در موسیقی به صورت ضرب آهنگهای منظمی احساس می شود.با موسیقی می توان ریتمهای متنوعی را بوجود آورد وانرژیهای مختلفی را در شنونده تحریک کرد.از فعالیتهای ریتمیک در تحریک بسیاری از قوای حسی و حرکتی و کاهش و افزایش انرژی اشخاص استفاده می شود.

کار اصلی ریتم،تحریک و تهییج احساسات است که انرژی روانی را تولید می کند وانرژی این تحریک با کمک ملودی به جریان می افتد.ملودی در ایجاد نوع احساس و ریتم در شدت و سرعت و یا سستی و رخوت آن نقش موثری دارد.ریتم و ملودی از هم جدا نیستند.ریتم ضربان و نظم هر آهنگ و ملودی محتوا و خود آهنگ است که از ترکیب اصوات به وجود می آید.هر ملودی بر حسب ترکیب اصوات و فواصل موجود در آن احساسات خاصی را به شنونده منتقل می سازد.برخی از ملودی های غمگین و حزین،برخی ملایم و آرام بخش،تعدادی هیجانی و بی قرار و بعضیشاد و فرحبخش هستند که این احساسات بستگی به فواصل فیزیکی و ترکیب اصوات دارد.

بطور کلی اگر فواصلی که در اهنگ به کار می رود بزرگ باشد و ترکیب اصوات با پرش توام گرددانبساط و نشاط بیشتری را القاء می کند و اگر فواصل بزرگ توام با ریتم تند باشد شدت نشاط بیشتر می گردد.به حدی که به قسمت نا آرامی و بی تابی سوق می یابد.اگر فواصل آهنگ کوتاه و فشرده و ریتم کند باشد،احساسات کند و گرفته تر خواهد بود.این مسئله به طول موج اصوات و تاثیر آن بر واسطه های شیمیایی مغز بستگی دارد.چنتنچه ریتم با حال شنونده هماهنگ باشد انرژی روانی و احساسی بهتر تحریک می شود و ملودی بهتر به جریان می افتد.

● طبقه بندی تمهای موسیقی:

تمهای موسیقی به پنج دسته تمهای شیدایی،حزین،هیجانی ،شاد و فرحبخش و آرامبخش تقسیم می شوند.

▪ تمهای شیدایی:

واژه شیدا در روانشناسی معرف سرخوشی و شور و نشاط بیش از حد است.سر خوشی،هیجان بخشی احساس مدهوشی از خصوصیلت تمهای شیدایی است.جنبه مدهوشی و جذبه آن آرامبخش افراد بی قرار و شیداست.بعضی از چهار مضرابها و ضربیهای موسیقی ایرانی استعداد القاء چنین حالتی را به خوبی دارا هستند.افراد مستعد با شنیدن چنین تمهایی احساس سر خوشی و وجد می یابند.شیدا صفتان اغلب با سیر در این تمها احساس نشاط ، تخیل و حالت جذبه پیدا می کنند.از تمهای شیدایی می توان برای تحریک خلق های خموده استفاده کرد.

▪ تمهای حزین:

لحن تمهای حزین غم انگیز است و شکوه و شکایت دارد و در شنونده احشاش ناکامی را تداعی می کند. این تمها بر انتقال دهنده های عصبیافراد مستعد تاثیر میکند و باعث کاهش ترشح واسطه های شیمیایی در مغز شده که در نتیجه ء انباشته شدن این عناصر حیاتی،حزن و اندوه احساس می گردد.ارتعاشات این تم اغلب تداعی کننده خاطراتی از ناملایمات گذشته است.ملودیهایی که فواصل فشرده و نزدیک به هم و ریتم کند دارند،حزن را بهتر منتقل می سازند.تمهای حزین درحالت ملایم درد را تسکین می بخشند و در ایام سوگ و فراق تحمل تالمات را آسان تر می سازند.احساس ناکامی را تعدیل و غربت و تنهایی را از دل بیرون می کنند و انرژی و هیجان خون را تخلیه می سازند.استفاده بیش از حد از این تم باعث رکود و کاهش انرژی شده و روحیه را خسته و حزین می سازد.بسیاری از نغمات حزین موسیقی مشرق زمین حاصل همدردی با با وقایع دشوار و گرفتاریهای اجتماعی مردم بوده و این قطعات تا حدودی تالمات مردم را تسکین داده است.

▪ تمهای هیجانی:

هیجان،واکنش انفعالی،شدید و فوری است که غالبا با تظاهرات بارز اعصاب خودکار و واکنشهای فیزیولوژیک توام است و میل به جنبش و حرکت را به وجود می آورد.از تمهای هیجانی می توان با ایجاد انرژی روانی،رغبت و انگیزه در کاهش حالات افسردگی و غمگینی بهره جست.بعضی از سازندگان موسیقی از این گونه برای تحریک و تحرک بدنی سود می جویندکه مورد استقبال جوانان نیز قرار می گیرد.بسیاری از این تمها ملودی های زیبایی دارند که اگر با متانت ارائه شوند و ارکستراسیون (ساز آرائی) مناسبی پیدا نمایند اثرات ارزنده ای خواهند داشت.

▪ تمهای شاد و فرحبخش:

تمهایی هستند که شادمانی و نشاط را توام با آرامش و متانت منتقل می سازند.این تمها باعث انبساط خاطر و سرزندگی می شوند.تمهای فرحبخش احساس سرزندگی و شادمانی را برای کار و فعالیت افزایش می دهند.برای تقویت روحیه افراد یک اجتماع و سرزندگی و نشاط آنها مخصوصا کودکان و نوجوانان تمهای شاد و فرحبخش بسیار مفید و سازنده هستند.

▪ تمهای آرامبخش:

تمهای مطبوعی هستند که نه تحریک کننده ،نه غم انگیز،نه هیجانی و نه وجد آورند.متن ملایم و یکنواخت ارتعاشات آنها احساس آرامش را منتقل می کند.تمهای آرامبخش به خاطر ریتم ملایم در فواصل وسیع و ارتعاشات موافق آن با استعداد مغز باعث احساس ملایمت و آرامش می شود.استفاده از این تمها برای آرامش و تمرکز،بسیار مناسب است.این تمها توازن عواطف،تعادل تخیل و وحدت فرآیندهای ذهنی را تقویت می کنند و از آنها می توان در کاهش بسیاری از تنش ها استفاده کرد.

● موسیقی همچون دارو

هر حالت روانی دارای ارتعاشات موجی خاصی است که بر حسب میزان و شدت آن احساس به وجود می آید.اصوات موسیقی می توانند ارتعاشات متنوعی ایجاد کنند و بر ترشحات و ارتعاشات سلولهای عصبی تاثیر بگذارند.همانطور که در تاثیر دارو و میزان و ترکیب عناصر اهمیت دارد، در موسیقی نیز نوع ارتعاش و میزان آن در تناسب با حالات روانی مطرح است.با پیشرفت بشر در علوم پزشکی و کامپیوتر ، تاثیر ارتعاش موسیقی بر بدن و سلولهای مغز قابل بررسی است.بررسی تغییرات حاصله کمک می کندتا ملودیهای خاص برای ایجاد احساسات مختلف پیش بینی شود.



فرهاد کتیرایی

مجله آینه