موسیقی درمانگر روح و روان

موسیقی بدون شک یکی از تأثیرگذارترین هنرها بر ورح و روان بشریت و عاملی مؤثر در انتقال مفاهیم و معانی و حال و هوای خاص به شنونده است از همین رو از موسیقی حتی در بحث درمان و پزشکی هم استفاده شده و در این مقال سعی شده ضمن بازخوانی کوتاه تاریخ موسیقی و کاربرد آن در مباحث درمانی به موضوع موسیقی درمانی قرآنی و عناصر موسیقیایی قرآن به‌طور اجمالی پرداخته شود.
زندگی پرفراز و نشیب انسان از نخستین روز خلقت با نغمه‌ها و اصوات موسیقیایی عجین بوده است. شاید اولین آوایی که گوش انسان را بدو تولد نوازش می‌دهد زمزمه و نغمه‌های یک مادر برای فرزند نوزاد باشد .
سراسر طبیعت را هم که جستجو کنید از صدای به‌هم خوردن برگ درختان بوسیله نسیم ملایم یا صدای طوفان در صحرای لم‌یزرع و یا صدای آب رودخانه‌ها و جویبارها و یا نغمه‌های بلبلان بر شاخسار چنارها و تبریزی‌ها و … همه و همه حاکی از درهم آمیخته شدن زندگی با موسیقی است.
در این میان از موسیقی نه تنها برای التذاذ روح که برای درمان وجود نیز استفاده می‌کنند. از گذشته‌های دور موسیقی به عنوان یکی از داروهای اساسی جهت درمان روحی – روانی و بعضاً جسمی مورد توجه اطبا و دانشمندان بوده است.
استفاده از موسیقی حتی در مراسم آیینی، مذهبی، ملی و نیز برای دفع اشرار و بلایا در بدوی‌ترین قوم‌ها و قبیله‌ها مرسوم بوده است. افلاطون گفته‌ای با این مضمون دارد که: شما دیوانه‌ای را به من بدهید من با استفاده از موسیقی از وی فردی سخن‌ور، ادیب، شاعر، جنگجو یا هر چه که شما می‌خواهید می‌سازم.
این گفته افلاطون به بیش از ۲۵۰۰ سال از آن می‌گذرد و شاید در نگاه نخست عجیب به نظر آید ولی امروزه این مسئله به یکی از رشته‌های مهم دانشگاهی تبدیل شده و هر روزه مطالعات و تحقیقات وسیعی در مورد آن صورت می‌گیرد.
دامنه این فعالیت‌ها چنان گسترش یافته که حتی با استفاده از موسیقی بهره وری از گیاهان و حیوانات را افزایش داده‌اند و بی‌دلیل نیست که دانشمندان و موسیقی‌دانان گوش دادن به موسیقی و اصوات مطبوع را برای هر انسانی واجب و ضروری دانسته‌اند البته ناگفته نماند همانقدر که یک موسیقی زیبا و دلنشین می‌تواند روح و روان آدمی را صیقل دهد و به آن طراوت و شادابی بخشد به همان میزان موسیقی ناموزون و نامطبوع اثر مخربی در روان آدمی برجای می‌گذارد.(۱)
اگر در خیابان از مردم عامه سوال کنید که موسیقی درمانی چیست و چه تعریفی از آن دارید احتمالاً با نگاه‌های بدون پاسخ مواجه خواهید شد و پاسخ‌‌های متنوعی خواهیدشنید.
در صورتی که حدوداً از سال ۱۹۵۰ میلادی موسیقی درمانی به صورت یک ارگان منظم حرفه‌ای درآمده است ولی متأسفانه هنوز عده زیادی از مردم برداشت مختصری از مفهوم موسیقی درمانی دارند و حتی ممکن است از وجود چنین سازمانی نیز بی اطلاع باشند.
موسیقی وسیله و ابزار اولیه «موزیک‌تراپیست» است که آنها را از دیگر درمانگران جدا می‌سازد.
موزیک تراپیست‌ها ملزم به گفت‌و‌گوی گسترده با درمان‌جو نیستند بلکه آنها برای ارتباط با درمان‌جو به جای کلمات از موسیقی و فعالیت‌های موزیکی استفاده می‌کنند.
فعالیت‌های موزیکی ممکن است شامل آواز خواندن، نواختن ساز، گوش دادن به موسیقی، تصنیف و ساختن آهنگ، بحث درباره اشعار با خصوصیات آوازها و ترکیب ساز باشد. اگر چه موسیقی درمانی تخصصی نسبتاً جوان است اما در گذشته‌های دور نیز برای مبارزه و مقابله با بیماری‌های گوناگون از آن استفاده می‌شده که تاریخ بیانگر این مدعاست.
در فرهنگ ابتدایی آفریقا و قبایل قدیمی آن «شامان»(طبیب جادوگر) رهبر موسیقی طبیب و روحانی قبیله بود. «شامان» از موسیقی در ارتباط با معجزه در مراسم مذهبی برای خروج امراض از کالبد بیماران استفاده می‌کرد.
در همه جای دنیا آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی،‌ آفریقا، آسیا و ... ریتم طبل‌ها مهم‌ترین نقش را برای مراسم شفابخش جادوگران و درمان‌گران بازی می‌کرد.
در شواهد موجود در تورات می‌توان مشاهده کرد که موسیقی قسمت عمده‌ای از زندگی عبریان را تشکیل می‌داده، در تورات موجود آمده‌است وقتی که خداوند از مردم عبری خواست رویدادهای مخصوصی را به خاطر بسپارند به موسی(ع) دستور داد که به مردم آواز بیاموزد که به منزله‌ی یادبودی از رویدادهای مهم آن باشد. در مراسم مذهبی عبریان موسیقی جایگاه خاصی داشت و تشکیلات معابد آنها دارای ۲۲۸ موزیسین تمام وقت بوده که شغل آنها پیشگویی و کمک به مردم در رسیدن به خدا بود و منبع قدرت شفای آنها به موسیقی ارتباط داشت.
در فرهنگ باستانی مصر و بین‌النهرین موسیقی و شفا با معبد و مراسم مذهبی گره خورده بود.
چینی‌های قدیم و تمدن‌های هنر کشور دیگر نیز موسیقی را شفابخش می‌دانسته‌اند. در یونان قدیم ارتباط نزدیکی بین موسیقی و شفا وجود داشت. این همبستگی به یکی از خدایان یونان به نام «آپولو»› شخصیت و شکل داده‌است.
آپولو هم خدای موسیقی بود و هم خدای طب. یونانیان معتقد بودند که امراض نتیجه عدم هارمونی در وجود فرد است و موسیقی با قدرت روحی و اخلاقی خود می‌تواند در برگرداندن هارمونی و نظم، در نتیجه سلامتی در فرد مورد استفاده قرار گیرد.
«فیثاغورث» معتقد است که موسیقی تجویز شده‌ی مخصوص می‌تواند به سلامتی فرد منجر شود و او را به سمت اصواتی هدایت کند که پایه‌ی سیستم تونال امروزی را توسعه دهد.
دو فیلسوف یونانی به نام‌های «پلاتو» و «ارسطو» از موسیقی کنترل شده در بهبود حال و اخلاق اجتماعی استفاده می‌کردند و این دو را می‌توان از پیشروان موسیقی درمانی به حساب آورد.
رومی‌ها نیز به قدرت شفابخش موسیقی اعتقاد داشتند. به عنوان مثال آنها معتقد بودند که موسیقی می‌تواند مارگزیدگی را علاج کند و با طاعون مبارزه کند. «ذینقراطیس» رومی با ارگ و «کالیوس اورلیانس» با آهنگ‌های فلوت و تمرینات آوازی جنون را درمان می‌کردند. به طور کلی رومیان معتقد بودند که موسیقی مانند دارو نه تنها قدرت پیشگیری دارد بلکه درمان‌کننده نیز هست.
در اوایل قرون وسطی «بوتیوس» مرجع بانفوذ موسیقی به تأثیر فراوان موسیقی بر شخصیت و اخلاق و رفتارهای معنوی فرد تأکید داشت.
«بوتیوس» مانند دیگر یونانیان موسیقی را جزئی از ریاضیات می‌دانست و نظریه‌ی موسیقی انسانی را مطرح کرد. در قرون وسطی کلیسا عهده‌دار آموزش موسیقی بود.
بنابراین موسیقی در خدمت دین بود و ذهن را برای تعلیمات مذهبی و افکار مقدس آماده می‌کرد. بعد از دوران قرون وسطی، دوران رنسانس آغاز شد در این دوران نیز موسیقی ارزش درمانی بیشتری یافت. در این دوران تئوریسین‌های پزشکی نظریه‌های چهار خلط بدن(صفرا، بلغم، خون، سودا) و مزاج‌های مترادف با آنها …(صفراوی، بلغمی، دموی، سودایی) را مطرح می‌کردند و جهان‌‌شناسی چون «امپروکلین» دنیا را متشکل از چهار عنصر(خاک، آب، هوا، آتش) می‌پنداشت.
این نظریه‌ها موجب شد که تئوریسین‌های موسیقی نیز چهار حالت موسیقی(باس، تنور، آلتو، سوپرانو) را با عناصر کیهانی امپروکلین تطابق دهند و همچنین چهار مقام راجع موسیقی رنسانس را (میکسولیدن، دورین،‌ لیدین، فریگبن) نیز به طبایع مترادف خود مربوط بدانند. برای مردمی که در دوران رنسانس زندگی می‌کردند هارمونی با سلامتی با موسیقی، در بدن و کیهان‌ زمانی به دست می‌آمد که بین چهار عنصر ذکر شده موازنه برقرار می‌شد.
بطور کلی در این زمان اعتقاد بر این بود که موسیقی مقاومت بدن را زیاد می‌کند چیزی که در زمان شیوع بیماری طاعون اهمیت حیاتی داشت. در دوران باروک از قرن هفدهم تا نیمه‌ی قرن هجدهم گرایش عمومی فلسفی در طب بر محور تئوری چهار طبع و تأکید در ساختن آهنگ برای برانگیختن امیال و عواطف موجب شد که در جلساتی در زمینه‌ی موسیقی و پزشکی تشکیل و تداوم یابد.
اعتقاد مردم به تأثیر درمانی موسیقی در این دوره ناشی از اشارات زیاد نویسندگانی چون «شکسپیر» و «اسپنر» به این مسئله بوده‌است.
در این دوران موسیقی با حفظ اهمیت خود به عنوان یک امداد پزشکی برای خانواده‌های سلطنتی مورد توجه بود. مثلاً در سال ۱۳۷۳ م ملکه‌ی اسپانیا از صدای خواننده‌ی مشهور ایتالیا به نام «فارینلی» برای معالجه‌ی فیلیپ چهارم که بیماری مالیخولیایی حاد داشت استفاده کرد و موفق شد. در ادامه‌ی قرن هفدهم و نیمه‌ی اول قرن هجدهم نیز بعضی از نویسندگان کوشیدند جایگاه علمی و پذیرفته شده‌ای از موسیقی را در درمان آسیب‌های روانی و ناراحتی‌های عصبی ایجاد کنند. آنها افسانه‌های مشهور غیرعلمی را که پیرامون تأثیر درمانی موسیقی مطرح بود رد کردند.
هر چند که در اواخر قرن هجدهم شروع به انتقاد از ادعای موسیقی درمانی شد اما باز هم در این دوره ارتباط نزدیکی بین موسیقی و طب ادامه یافت. در طول قرن نوزدهم نیز استفاده از موسیقی در آموزشگاه‌ها و برنامه‌های آموزشی نابینایان و ناشنوایان آمریکا افزایش یافت و در اواخر قرن نوزدهم در مورد بیماران روانی نیز بهره‌های فراوان از موسیقی برده شد.
در قرن بیستم با توجه به پیشرفت تکنولوژی، ارتباط نزدیک سنتی که بین موسیقی و طب وجود داشت عمیقاً فراموش شد و گاهی فقط تحقیقاتی علمی در طول قرن در مورد موسیقی درمانی صورت می‌گرفت. منتها حمایت سازمان‌ها در استفاده از موسیقی باعث توسعه‌ی آن در قرن بیستم شد به دلیل همین مسأله تحقیقات پیرامون پزشکی و روان شناسی موسیقی سریعاً افزایش یافت.
اختراع ضبط صوت نیز جاذبه‌ی استفاده از موسیقی در بیمارستان‌ها را در طول قرن افزایش داد و از نوارهای موسیقی برای تفریح راحت خوابیدن، آرام کردن، کاهش ترس از جراحی و ... استفاده شد. علاوه بر این مسایل در طول این قرن سرودهای مخصوص ساخته شد که در جهت کمک به سلامتی، آرامش، تمرکز ذهنی و تقویت خودآگاهی استفاده داشت و در حال حاضر نیز این گونه روش‌ها در دنیای غرب در حال پیدا کردن جای مناسب است و پیشرفت چشم‌گیری دارد.
استفاده از موسیقی‌درمانی علاوه بر مواردی که در طول قرن‌ها مورد استفاده واقع شد در جنگ‌ها و به خصوص در جنگ جهانی دوم مورد توجه فراوان قرار گرفت. در زمان جنگ دوم جهانی پزشکان در هنگام مراقبت از مجروحان جنگی پی‌بردند که موسیقی نه تنها روحیه‌ی بیماران و مجروحین را تقویت می‌کند بلکه بهبود آنها را تسهیل می‌کند و متعاقب آن بود که موسیقی جزو برنامه‌ی تسهیل ارتش شد و از آن در درمان فیزیکی و آموزشی بیماران استفاده کردند.
این عامل باعث افزایش استخدام موزیسین‌ها در طول جنگ دوم جهانی شد و تقاضای بیمارستان‌ها از موزیسین‌هایی که روش‌های بالینی پایه را در دانشگاه طی کرده بودند روز به روز بالا گرفت. ادامه‌ی نیاز بیمارستان‌ها به موزیسین‌های آموزش دیده باعث شد تا در سال ۱۹۵۰ اولین انجمن ملی موسیقی درمانی در آمریکا شکل گیرد.
از این تاریخ به بعد موسیقی درمانی مورد توجه بیشتری قرار گرفت و انجمن‌ها و تشکیلات بیشتری را به خود اختصاص داد.
موسیقی درمانی برای گروه‌های مختلف درمان‌جویان مؤثر شناخته شده است و موزیک تراپیست‌ها با توجه به سنین مختلف افراد از کودک تا سالخورده کار خود را دنبال کرده و بیماران مراجعه‌کننده به آنها بسیار متنوع بوده‌اند. این مراجعین بیماری‌های مختلفی داشته که شامل انواع بیماری‌های روانی، ناتوانی‌های رشد، ناتوانی‌های جسمی ناشی از آسیب‌های عصبی، معلولیت‌های ارتوپدی، آسیب‌های حسی و اختلال‌های دیگر پزشکی است که موزیک تراپیست‌ها برای درمان آنها از روش‌های مخصوص موسیقی درمانی استفاده کرده اند.(۲)
با توجه به اهمیت موسیقی درمانی که اشاره شد استفاده از موزیک جهت تسکین درد یکی از عام‌ترین و ساده‌ترین روش‌های انحرافی افکار است که بیشتر افراد به آن پناه برده‌اند. تحقیقات مختلف اثرات موزیک‌های متنوع(شاد، مهیج،‌ غمناک و …) را بر درد سنجیده‌اند و به نتایج متفاوتی دست یافته‌اند اما آنچه در استفاده از موسیقی مطرح است انتخاب مناسب نوع موزیک با توجه به روحیه فرد است و موزیک علاوه بر تحریک مستقیم اعصاب شنوایی که خود عامل منحرف‌کننده فرد از فرد است و همینطور حالت آرام‌کنندگی و شل‌کنندگی که اغلب پس از شنیدن موزیک به افراد دست می‌دهد اما بیشترین تأثیر را در موسیقی‌هایی می‌توان دید که برای فرد مفهومی داشته باشد و با وضعیت روحی فرد همخوانی داشته باشد.
یکی از زیباترین، دلنشین‌ترین، جذاب‌ترین و طبیعی‌ترین موسیقی روح‌افزای ناشی از تلاوت قرآن کریم است و یکی از جوامعی که عمیقاً متأثر از ارزش‌های اسلامی بوده و هست کشور ایران است. گرچه قرآن با همگان سر و کار دارد و زیبایی آن مختص گروه خاصی نیست اما آنان که با آن انس بیشتری دارند قطعاً از آن بیشتر لذت خواهند برد و در واقع هر کس به فراخور طبع خود از آن بهره عملی خواهد برد.(۳)
باشکوه‌ترین بعد اعجاز بیانی قرآن کریم همسازی با نغمه‌های دلنشین و آهنگ‌های وزین صوتی است آنگاه که با صدایی گرم و زیبا و آوایی نرم دمساز شود آتشی بر خرمن دل‌ها افکند و اخگر پرفروغش جهانیان را بسوز و گداز وا دارد.
در دستور تلاوت قرآن کریم آمده است : قرآن را با آهنگی حزین و نغمه‌ای دلنشین تلاوت کنید، بگریید و بگریانید. (م ۱۲ : ص ۱۹۱)
اصولاً عبارت و جمله‌بندیهای قرآن به گونه‌ای تنظیم شده است که روان، یکنواخت، هماهنگ و همساز است. حروف و کلمات متناسب پیوسته به یکدیگر پیوند خورده‌اند. با اینکه قرآن کلام منثورات است به کلام منظوم بیشتر شباهت دارد و با آنکه خطاب و عتاب است به افسونگری و سحرانگیزی بیشتر می‌ماند بدین ترتیب وصف سبک‌نویسی در لغت‌نامه عرب ببار آورد و نظم و تألیف جدیدی به جهانیان ارائه کرد و اعراب و جهانیان را به حیرت و شگفتی واداشت.
ادبای عصر حاضر و سخنواران دوره معاصر نیز همگان با گذشتگان هم آواز همان سخنان را تکرار می‌کنند:‌ که والاتر از شعر است و شیواتر از هر کلام‌ بی‌نظیر و بی‌مانند همانا کلام خداست. م ۳ :‌ ۱۷۶ ص.
قاری قرآن اگر نیک تلاوت کند آنگونه که خواست قرآن است، آنطور که خواست خود اوست. هر آینه می‌یابی، آوای هماهنگ و نغمه‌ای فراگیر تمام وجودت را فرا گرفته و با اینکه قرآن شعر نیست ولی در آن چیزی می‌یابی که در شعر و نغمه‌های دیگر هرگز یافت نمی‌شود.
آری از نغمه قرآن چنان سرخوش می‌شوی که هرگز در لذت‌های دیگر آن چنان خوشی نخواهی دید. این حروف قرآنی است و کلام آسمانی است که با نظم و ترتیب خاص خود و با فاصله‌ای ردیف و این چنین جمال و زیبایی آفریده است. م ۳ : ۱۷۶ ص ۲ .





چهارگاه
۱ – علامه مجلسی ،‌ محمد باقر ، بحار الانوار ،‌ ج۹ ، بیروت ، مؤسسه الوفاء – ۱۴۰۳
۲ – ایرانی الکبیر ، حقیقت موس یقی غنائی ، تهران :‌ انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی – ۷۰
(۱)_مؤلف: ژاکلین اشمیت پترز. تحریر و ترجمه: علی زاده‌محمدی. ناشر: مترجم مقاله به عنوان موسیقی درمانی، کیهان یکشنبه ۱۰ مرداد ۷۲ جعفر عبدی‌پور.
(۲)_ ترجمه و تألیف: علی زاده محمدی، تهیه و تخلیص: احمد تقی.
(۳)_ Elizabeth , A . Getal " Ettects of music and imayery an Lahor pain Naising Research .
Vol ( ۹۸ ) . No ( ۶ ) , ynuary Fehvuory , ( ۹۸۹ ) , pp : ۳۷- ۴۱