احساس‌ «خودارزشمندی‌»

موسیقی‌ نوعی‌ محرک‌ احساس‌ قوی‌ و تجربه‌یی‌ چند حسی‌ است‌. موسیقی‌ شامل‌ اصواتی‌ است‌ که‌ می‌تواند شنیده‌ شود تحریک‌ شنوایی در ارتعاشاتی‌ که‌ می‌تواند احساس‌ شود محرک‌ لمسی‌ و اجراهای‌ زنده‌ آن‌ تحریک‌ بینایی‌ را به‌ وجود می‌آورد. حرکت‌ با موسیقی‌ موجب‌ تحریک‌ عضلانی‌ و اعضای‌ درونی‌ بدن‌ می‌شود. بنابراین‌ موسیقی درمانی‌ با ایجاد تحریکاتی‌ که‌ تقریبا چشم‌ پوشی‌ از آن‌ غیرممکن‌ است‌.


گاستن‌ یکی‌ از پایه‌گذاران‌ اولیه‌ موسیقی‌ درمانی‌ به‌ این‌ واقعیت‌ تاکید می‌کند که‌ موسیقی‌ یک‌ رفتار انسانی‌ است‌، «نه‌ فقط‌ برای‌ اینکه‌ انسان‌ آن‌ را خلق‌ می‌کند بلکه‌ برای‌ اینکه‌ بستگی‌ و ارتباط‌ خود را با آن‌ می‌آفریند. موسیقی‌ رفتار ضروری‌ و ذاتی‌ انسان‌ است‌. تاثیر آن‌ بر رفتار و حالات‌ انسان‌ از هزاران‌ سال‌ پیش‌ مطرح‌ بوده‌ است‌.» توماس‌ ۱۹۷۴ محقق‌ و پزشک‌ معاصر که‌ همانند گاستن‌ می‌اندیشد می‌نویسد: «نیاز به‌ ساختن‌ موسیقی‌ و گوش‌ دادن‌ به‌ آن‌ اظهار همگانی‌ افراد بشر است‌. مانند صحبت‌ کردن‌ یا وجه‌ غالبی‌ از بیولوژی‌ انسان‌». مردم‌شناسان‌ و موزیک‌شناسان‌ اقوام‌ اظهار داشته‌اند که‌ موسیقی‌ در همه‌ فرهنگ‌ها، هم‌ قبایل‌ ابتدایی‌ و هم‌ اجتماعات‌ متمدن‌، وجود دارد. کاملا منطقی‌ به‌ نظر می‌رسد چیزی‌ که‌ جزو وجود انسانی‌ است‌ مانند موسیقی‌ تا حدودی‌ نیرو برای‌ کاربرد درمانی‌ داشته‌ باشد.

رکن‌ ریتمیک‌ موسیقی‌ می‌تواند برای‌ تسهیل‌ بهبود ریتم‌ رفتار افراد مورد استفاده‌ قرار گیرد. «مانند دامنه‌ حرکات‌، سرعت‌ تعلیم‌، تنفس‌ کردن‌، سبک‌سازی‌» یا می‌تواند «نه‌ تنها با ترغیب‌ غیرکلامی‌ بلکه‌ با انجام‌ رفتار با یکدیگر» به‌ حرکت‌های‌ گروهی‌ افراد کمک‌ کند. تحقیقات‌ همچنین‌ نشان‌ داده‌ است‌ که‌ فعالیت‌های‌ مختلف‌ ریتمیک‌ موسیقی‌ و درجات‌ مختلف‌ ضربات‌ اصوات‌ محرک‌، آرامبخش تاثیرهای‌ مختلفی‌ روی‌ واکنش‌های‌ روانی‌، ضربان‌ قلب‌، فشار خون‌، تنفس‌، واکنش‌های‌ پوست‌، واکنش‌های‌ حرکتی‌ و ماهیچه‌یی‌ و امواج‌ مغزی‌ دارد. هوگز ۱۹۸۰ چندین‌ بررسی‌ در زمینه‌ این‌ تحقیقات‌ انجام‌ داده‌ است‌. همچنین‌ انواع‌ مختلف‌ موسیقی‌ تاثیر متنوعی‌ بر واکنش‌های‌ خلقی‌ و عاطفی‌ شنونده‌ دارد.

الگوهای‌ خاص‌ اصوات‌ موسیقی‌ که‌ از عواطف‌ حساس‌ سرچشمه‌ و از فرهنگی‌ که‌ در آن‌ رشد کرده‌ معنا گرفته‌ است‌، در شکل‌ خاصی‌ از ارتباط‌ سودمند است‌. البته‌ کلمات‌ آوازها، پیام‌ خاصی‌ را منتقل‌ می‌سازند اما با توجه‌ به‌ نظر گاستن‌ ۱۹۶۸ مهمترین‌ جنبه‌ ارتباطی‌ موسیقی‌ بخاطر وجه‌ غیرکلامی‌ آن‌ است‌.» معنای‌ غیرقابل‌ بیان‌ موسیقی‌ باعث‌ قدرت‌ و ارزش‌ آن‌ می‌شود. جنبه‌ ارتباطی‌ موسیقی‌ می‌تواند در درمان‌ اهمیت‌ اساسی‌ داشته‌ باشد. موسیقی‌ در جایی‌ که‌ کلمات‌ به‌ تنهایی‌ ناتوان‌ هستند می‌تواند در ایجاد ارتباط‌ کمک‌ کند.

همچنین‌ بخاطر ساختار واقعی‌ موسیقی‌ از طریق‌ عناصر زمان‌ و ساختارهای‌ فیزیکی‌ آن‌ ارتعاشات پدیده‌یی‌ شکل‌ می‌گیرد که‌ می‌تواند شنیده‌ شود، احساس‌ گردد و اندازه‌گیری‌ شود و به‌ وسیله‌ نمودار و علایم‌ ترسیم‌ شود. موسیقی‌ می‌تواند واسطه‌ با ارزشی‌ برای‌ دوباره‌سازی‌ ارتباط‌ با واقعیت‌ برای‌ افرادی‌ که‌ از واقعیت‌ و اجتماع‌ کناره‌گیری‌ کرده‌اند باشد. گاستن‌، ۱۹۶۸، سیرز، ۱۹۶۸

● احساس‌ «خودارزشمندی‌»

گاستن‌ یکی‌ از پایه‌گذاران‌ موسیقی‌ درمانی‌ سه‌ اصل‌ که‌ ریشه‌ اولیه‌ استفاده‌ از موسیقی‌ در درمان‌ است‌ را چنین‌ برشمرده‌: ۱ ایجاد یا تجدید روابط‌ بین‌ فردی‌، ۲ رشد احساس‌ ارزش‌ مشخصی‌ در حین‌ خودشکوفایی‌ ۳ استفاده‌ از پتانسیل‌ ریتم‌ در کسب‌ نیرو و نظم‌ سیرز نیز نگرش‌های‌ مشابهی‌ را در زمینه‌ موسیقی‌ درمانی‌ مطرح‌ می‌کند. او سه‌ طبقه‌بندی‌ اصلی‌ را که‌ زیربنای‌ جریان‌های‌ موسیقی‌ درمانی‌ است‌ چنین‌ می‌داند: ۱ تجربه‌ درون‌ ساختاری‌ ۲ تجربه‌ خودسازی‌ ۳ تجربه‌ در ایجاد رابطه‌ با دیگران‌.

عقایدی‌ که‌ در اصول‌ گاستون‌ و طبقه‌بندی‌ سیرز در تاثیر درمانی‌ موسیقی‌ بیان‌ شده‌ است‌، مطالب‌ زیادی‌ در زمینه‌ راه‌های‌ عمده‌ موزیکی‌ برای‌ اهداف‌ درمانی‌ را عنوان‌ می‌کند. به‌ قول‌ گاستن‌ «موسیقی‌ واقعیتی‌ سازمان‌ یافته‌ است‌». امیدواری‌ واقعی‌ که‌ در زمان‌ اتفاق‌ می‌افتد و توجه‌ لحظه‌به‌ لحظه‌ فرد را طلب‌ می‌کند. در موسیقی‌ خصوصیات‌ ذاتی‌ معینی‌ وجود دارد که‌ موجب‌ طلب‌، اجازه‌، تحریک‌ و برانگیختن‌ رفتارهای‌ خاصی‌ می‌شود. نظم‌ و ساختار موجود در موسیقی‌، خصوصا در ریتم‌ آن‌ می‌تواند در تشکل‌ درک‌ شخص از جهان‌ کمک‌ کند.

به‌ نوشته‌ «لاسوم‌» برای‌ کودکان‌ و سالمندانی‌ که‌ دنیای‌ ذهنی‌ پراکنده‌یی‌ دارند، نظم‌ موسیقی‌ تجربه‌ سازمان‌ یافته‌ مطلوبی‌ است‌ که‌ می‌تواند آنها را از آشفتگی‌ احساسی‌ دور کند تا توانایی‌ پیش‌بینی‌ کردن‌ فعالیت‌ و ارتباط‌ با موسیقی‌ را به‌ دست‌ آورند.

موسیقی‌ نوعی‌ محرک‌ احساس‌ قوی‌ و تجربه‌یی‌ چند حسی‌ است‌. موسیقی‌ شامل‌ اصواتی‌ است‌ که‌ می‌تواند شنیده‌ شود تحریک‌ شنوایی در ارتعاشاتی‌ که‌ می‌تواند احساس‌ شود محرک‌ لمسی‌ و اجراهای‌ زنده‌ آن‌ تحریک‌ بینایی‌ را به‌ وجود می‌آورد. حرکت‌ با موسیقی‌ موجب‌ تحریک‌ عضلانی‌ و اعضای‌ درونی‌ بدن‌ می‌شود. بنابراین‌ موسیقی‌ با ایجاد تحریکاتی‌ که‌ تقریبا چشم‌ پوشی‌ از آن‌ غیرممکن‌ است‌ توجه‌ افراد را جلب‌ می‌کند. از این‌ گذشته‌، ریتم‌ها و ملودی‌های‌ انتخابی‌ می‌تواند با ایجاد تاثیرات‌ مطبوع‌ به‌ حفظ‌ توجه‌ اشخاص‌ کمک‌ کند و از طریق‌ تجربیات‌ سازمان‌ یافته‌ موزیکال‌ تقویت‌ آن‌ را تسهیل‌ کند. پیش‌ از آنکه‌ هر فردی‌ بتواند در اجتماع‌ رابطه‌ مناسب‌ و موفقیت‌آمیز داشته‌ باشد باید در ابتدا با خود احساس‌ راحتی‌ کند. موسیقی‌ می‌تواند ابزار «خودبیانی‌» را فراهم‌ کند و احساس‌ «خودارزشمندی‌» را تقویت‌ کند. موسیقی‌ به‌ عنوان‌ وسیله‌ ارتباط‌ کلامی‌ و غیرکلامی‌ می‌تواند عامل‌ ابراز عواطف‌، نگرش‌ها و احساسات‌ باشد. فعالیت‌های‌ موزیکی‌ قابلیت‌ انطباق‌ پذیری‌ دارد و موفقیت‌ در سطوح‌ مختلف‌ را ممکن‌ می‌سازد. کسب‌ موفقیت‌ و شایستگی‌ در فعالیت‌های‌ موسیقی‌ می‌تواند احساس‌ ارزش‌ شخصی‌ را تقویت‌ کند، خصوصا موسیقی‌ چیزی‌ است‌ که‌ همیشه‌ از طرف‌ جامعه‌ به‌ آن‌ ارزش‌ داده‌ می‌شود.

اشخاص‌ برای‌ اینکه‌ بتوانند در جامعه‌ عمل‌ کنند باید بتوانند بطور موفق‌ و مناسب‌ با اطراف‌ خود ارتباط‌ برقرار کنند. فعالیت‌های‌ موزیکی‌ غالبا به‌ صورت‌ فعالیت‌ گروهی‌ پیش‌ می‌آید. موسیقی‌ با طبیعت‌ بالایی‌ که‌ دارد مردم‌ را به‌ طرف‌ وجود خود، نظم‌ پایدار و عملکرد می‌کشاند.» فعالیت‌های‌ موزیکی‌ در برگیرنده‌ دو نفر یا بیشتر است‌. اشخاص‌ بدون‌ احساس‌ ناامنی‌ یاد می‌گیرند که‌ چگونه‌ با یکدیگر ارتباط‌ برقرار کنند. چون‌ موسیقی‌ فعالیتی‌ مثبت‌ و لذت‌بخش‌ است‌ و بخاطر ترغیب‌های‌ ذاتی‌ و نیروی‌ ارتباطی‌ آن‌، غالبا می‌تواند انگیزش‌هایی‌ را فراهم‌ کند که‌ باعث‌ پیوستن‌ به‌ گروه‌ و ارتباط‌ با دیگران‌ شود. افراد ضمن‌ شرکت‌ در فعالیت‌های‌ موزیک‌ گروهی‌ و کسب‌ تجربه‌ و مهارت‌ فرصت‌ می‌یابند تا به‌ عنوان‌ فردی‌ موفق‌ و مسئول‌ در گروه‌ عمل‌ کنند.

موسیقی‌ درمانی‌ برای‌ گروه‌های‌ مختلف‌ درمانجویان‌ موثر شناخته‌ شده‌ است‌. «لاتوم‌» در بررسی‌ خلاصه‌یی‌ از نتایج‌ خود گزارش‌ می‌دهد که‌ موزیک‌ تراپیست‌ها، سنین‌ مختلف‌ افراد از کودک‌ تاسالخورده‌ کار کرده‌ و بیماران‌ مراجع‌ آنها بسیار متنوع‌ بوده‌اند. این‌ مراجعین‌ بیماری‌های‌ مختلفی‌ داشته‌اند که‌ شامل‌ انواع‌ بیماری‌های‌ روانی‌، ناتوانی‌های‌ رشد، ناتوانی‌های‌ جسمی‌ ناشی‌ از آسیب‌های‌ عصبی‌، معلولیت‌های‌ ارتوپدی‌، آسیب‌های‌ حسی‌ و اختلال‌های‌ دیگر پزشکی‌ است‌ که‌ موزیک‌ تراپیست‌ها برای‌ درمان‌ آنها از روش‌های‌ خصوصی‌ موسیقی‌ درمانی‌ استفاده‌ کرده‌اند. برخی‌ از این‌ بیماری‌ها که‌ به‌ وسیله‌ موسیقی‌ درمانی‌ قابل‌ بهبود و درمان‌ است‌ عبارتند از: عقب‌ماندگی‌ ذهنی‌، ناتوانی‌ یادگیری‌، آسیب‌های‌ شنوایی‌ و بینایی‌، اختلال‌ ارتباطی‌، آسیب‌های‌ ارتوپدی‌، مشکلات‌ جسمی‌ حاد و مزمن‌، معلولیت‌های‌ چندگانه‌، اختلالات‌ رفتاری‌، آشفتگی‌های‌ عاطفی‌، بیماری‌های‌ روانی‌ و بیماران‌ پیراپزشکی‌ و پایانه‌.



روزنامه اعتماد