«تاريخچه موسيقي‌درماني»

موسيقي مقاومت افراد را در مقابل بيماري‌ها افزايش مي‌دهد


از ابتداي تاريخ، بشر از موسيقي براي شفا استفاده مي‌كرده است.



به گزارش خبرنگار «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران به گفته دكتر مهرناز نوروزي متخصص علوم جديد در فرهنگ ابتدايي آفريقا و قبايل قديمي آن شامان (طبيعت جادوگر) رهبر موسيقي، طبيب و روحاني قبيله بوده است. شامان از موسيقي در ارتباط با معجزه و مراسم مذهبي براي خروج امراض از كالبد بيماران استفاده مي‌كرد.



قبايل سرخپوست آمريكا نيز آوازهاي مخصوص داشتند كه مردان طبيب از آنها براي شفاي بيماران استفاده مي‌كردند. در همه جاي دنيا، در آمريكا شمالي، آمريكاي جنوبي، آفريقا و آسيا با ريتم طلبها با خدايان تماس مي‌گرفتند و بين زمينيان و آنها كه در آسمانها بودند و موجوداتي كه در قسمت زيرين زمين قرار داشتند، رابطه برقرار مي‌كردند.



شايان ذكر است، شامان به وسيله مراسم در تشريفاتي توام با ريتم‌طلبها، رنگها و حركات و مراسم مخصوص در ققص و خواندن سرود به هوشياري و خودآگاهي جادويي مي‌رسيد و جذب و فله‌اي حاصل از تغيير خودآگاهي، موجب شفا و رفع ناراحتي و بحران مي‌شد.



شواهد موجود در مقررات نيز نشان مي‌دهد كه موسيقي قسمت عمده‌اي از زندگي عبريان را تشكيل مي‌داده است.



در مراسم مذهبي عبريان موسيقي جايگاه خاصي داشت، تشكيلات معابد آنها داراي 288 موزيسين تمام وقت بود كه شغل آنها پيشگويي و كمك به مردم در رسيدن به خدا بود و منبع قدرت و شفاي آنها به موسيقي ارتباط داشت.



گفتني است، در فرهنگ باستاني مصر و بين‌النهرين، موسيقي و شنا با معبد و مراسم مذهبي گره خورده بود، زنگوله‌ها در موسيقي تشريفاتي مذهبي براي تسخير روح شيطاني به كار برده مي شد.



مصريان معتقد بودند كه موسيقي در حكم طاس و طلسم و نشانه‌اي از صداهاي موجودات ديگر است كه هرنت آن نيروي جادويي براي احضار اردواح خدايان است.



چيني‌هاي قديم و تمدنهاي هندو نيز موسيقي را شفابخش مي‌دانستند، در قرن دوم قبل از ميلاد در چين درباره ارتباط موسيقي و روح بشر و استفاده از موسيقي براي القاء اعتدال، سخنرانيهاي جامعي شده است.



به گزارش ايسنا، در يونان قديم ارتباط نزديكي بين موسيقي و شفا وجود داشت اين همبستگي به يكي از خدايان يونان ‌«آپولو» شخصيت و شكل داده است.



آپولو هم خداي موسيقي و هم خداي طب بود يونانيان معتقد بودند كه امراض نتيجه عدم هارموني در وجود فرد است و موسيقي با قدرت روحي و اخلاقي خود مي‌تواند در برگرداندن هارموني و نظم، در نتيجه سلامت فرد مورد استفاده قرار بگيرد.



گفتني است، بنا بر نظريه آتوس، موسيقي داراي نيروي موثر است كه با سيستم طبيعي آدمي مرتبط است و مي‌تواند در آمال و خصوصيات و هدايت فرد تاثير بگذارد.



فيثاغورث معتقد است كه موسيقي تجويز شده مخصوص مي‌تواند به سلامتي فرد منجر شود و يونانيان از برنامه‌هاي موزيكال و دراماتيك براي تصفيه و پالايش احساسات استفاده مي‌كردند.



رومي‌ها به قدرت شفابخش موسيقي اعتقاد داشتند، به عنوان مثال آنها معتقد بودند كه موسيقي مي‌تواند مارگزيدگي را علاج كند و با طاعون مبارزه كند.



آنان همچنين معتقد بودند كه موسيقي بي‌خوابي را درمان مي‌كند.



لازم به ذكر است، در اوايل قرون وسطي، بويتوس، مرجع با نفوذ موسيقي، به تاثير فراوان موسيقي بر شخصيت و اخلاق و رفتارهاي معنوي فرد تاكيد داشت.



نظريه موسيقي انساني يكي از سه موضوعي است كه توسط بويتوس طرح شده، او نشان مي‌دهد كه چگونه نظم و هارموني اصوات بر روح و جسم بشر تسلط دارد، از نظر كليسا برخي از فرم‌هاي موسيقي نامناسب بودند و پيامدهاي شرك‌آميز داشتند و براي حالات رواني و اخلاقي زيانبخش بودند در اين دوران از سروده‌هاي مخصوص در درمان سرماخوردگي و ديگر ناخوشيها استفاده مي‌شد.



در دوره رنسانس عقيده يونانيان كه سلامتي را ناشي از هارموني عناصر و ناخوشي را عدم هارموني مي‌دانستند، رواج يافت و تئوري يونانيان در مورد طبايع چهارگانه يا عناصري كه براي تعادل سلامتي بايد وجود داشته باشد به نقطه پيوندي براي دانش موسيقي و طب شد.



شايان ذكر است، پزشكاني كه در اين دوره از دارو در درمان بيماريها استفاده مي‌كردند نيز به تاثير موسيقي در حالات رواني بشر معتقد بودند در دوران رنسانس استفاده از موسيقي به عنوان دارويي براي پيشگيري از بيماري، امري متداول و براي درمانگران آن دوره پذيرفته شده بود.



در اين دوره اعتقاد بر اين بود كه موسيقي، مقاومت مردم را در مقابل امراض بيشتر مي‌كند.