موسيقي درماني و تاثير آن در درمان بيماريها


در دنياي پرشتاب امروز، دنيايي كه بدخوابي، استرس و سبك زندگي شتاب زده امري عادي محسوب مي‌شود، "موسيقي درماني" و به عبارتي ديگر به‌كارگيري موسيقي براي بهبود موقعيت‌هاي مختلف، رويكردي بسيار جالب مي‌تواند باشد.

موسيقي درماني يكي از جلوه‌هاي كاربردي موسيقي در زندگي عموم است و آشنايي با اين رشته مي‌تواند استنباط و انتظار عموم از موسيقي را ارتقاء بخشد و ذهن را به سوي كاربرد گسترده آن متوجه كند.

ارتقاي درك علمي از موسيقي و ترميم فرهنگ شنيدن موسيقي باعث مي‌شود درك موسيقي از گردونه محدود احساس فراتر رود و بر فضاي گسترده و فكورانه آن افزوده شود به گونه‌اي كه فرد موسيقي را عميقا بفهمد و به خوبي در اختيار گيرد.

موسيقي درماني در درمان افرادي كه دچار ناتواني‌هاي مختلفي از جمله عقب ماندگي ذهني، تاخير يافتگي رشدي، معلوليت جسمي، بيماري رواني و ديگر مشكلات بوده‌اند، نتيجه موفقيت‌آميزي داشته است.

موسيقي درمانگر، اهداف و مقاصد را بر اساس نيازهاي خاص درمانجو دنبال مي‌كند و براي پيشبرد اين اهداف از شيوه‌هاي گوناگوني استفاده مي‌شود براي مثال، آواز خواندن مي‌تواند به افراد مبتلا به بيماري آلزايمر كمك كند تا حافظه دراز مدت خود را به كار اندازند.

نواختن آلات موسيقي با همسالان يا فرد يا افراد درمانگر، مي‌تواند مهارت‌هاي ميان فردي و يا قدرت برقراري ارتباط با ديگران را افزايش دهد و كاركردهاي اجتماعي را بهبود بخشد. از همه مهمتر اينكه افراد احساساتشان را در روشي مطمئن و لذت‌بخش بوسيله نواختن موسيقي، گوش كردن به موسيقي و حركات موزون و هماهنگ با موسيقي بيان مي‌كنند.

موسيقي مي‌تواند استرس را كاهش دهد. به عنوان مثال، براي مقابله با هراس از صحبت در مقابل ديگران و ترس از روبرو شدن با شخصيت‌هاي با نفوذ مي‌توان از واكنش‌هايي كه با موسيقي راك تهييج شده است استفاده كرد.

طبيعي است كه سليقه شخصي روي عكس‌العمل شنونده نسبت به موسيقي، اثر دارد از اين رو بايد براي استفاده بهينه از موسيقي درماني جهت كاهش تنش و استرس، سليقه شخصي افراد در نظر گرفته شود.

هرچند استفاده از موسيقي آرامبخش يا محرك مي‌تواند در موارد مختلف مفيد باشد، اما در عين حال موسيقي داراي ظرايفي است كه عكس‌العمل‌هاي پيش بيني نشده‌اي را در بعضي افراد بيدار مي‌كند.

به عنوان مثال موسيقي ريتميك آرام كه در موارد عادي نوعي موسيقي آرامبخش محسوب مي‌شود مي‌تواند براي در بعضي شنونده‌ها احساسي غريب و يا ترس آور ايجاد كند.

دكتر "علي زاده‌محمدي" رئيس انجمن موسيقي درماني ايران در تعريف موسيقي درماني مي‌گويد، "موسيقي درماني، استفاده تجويز شده و سازمان يافته از موسيقي يا فعاليت‌هاي آن براي تغيير حالات ناسازگار زير نظر موسيقي درمانگر براي كمك به مراجعين در رسيدن به اهداف درماني است."
اين متخصص موسيقي درماني مي‌گويد موسيقي درماني وسيله سرگرمي و بازي نيست بلكه عامل اصلاح‌كننده تجويز شده‌اي است كه به بهبود سازگاري رفتار و حالات كمك مي‌كند.

در پنجاه سال گذشته تحقيقات بسيار زيادي انجام شده است كه نشان مي‌دهد موسيقي روي بسياري از بيماري‌ها از جمله ناراحتي‌هاي تنفسي، بيماري‌هاي قلبي، دردهاي كليوي، بيماري‌هاي كودكان، ناراحتي‌هاي قبل و بعد از جراحي، دردهاي زايمان ، كما، سوختگي و عوارض سرطان اثر دارد.

بيشتر مادران هنگام بارداري نگران وضعيت خود هستند اين نگراني‌ها اگر چه بيشتر در اثر خيال و تصورهاي شخصي است اما از تنش و نگراني آن نمي‌توان چشم‌پوشي كرد و خواه‌ناخواه مادر را دچار ناآرامي مي‌كند.

پزشكان براي تقويت آرامش مادران همواره روشهاي غيردارويي را توصيه مي‌كنند روش‌هايي كه كمك مي‌كند تا از تشويش و نگراني مادر كاسته شود كه تمرين‌هاي "تن آرامي" ‪ Relaxation‬از جمله مهمترين اين روشها است.

دكتر زاده‌محمدي در اين خصوص مي‌گويد استفاده از موسيقي آرام‌بخش همراه با تمرين‌هاي تن‌آرامي توام با تصور هدايت شده، روش رايجي براي تقويت آرامش مادران است.

خواندن ترانه‌ها و انجام بعضي از تمرين‌ها موجب مي‌شود كه مادر آرامش پيدا كرده و خاطره مثبتي از اتاق عمل دريافت كند.

به گفته كارشناسان، موسيقي در درمان برخي از بيماريهاي رواني، افسردگي، ميگرن، سردردهاي عصبي واضطراب موثر است.

اوج انتقال احساسات و تاثيرات در موسيقي نهفته است و يك موسيقي واقعي و خوب مي‌تواند بر لايه‌هاي وجودي فرد اثر بگذارد و به زندگي انسان معنا و جهت ببخشد.

برخي آزمايش‌ها نشان داده است افرادي كه بعد از عمل جراحي برايشان موسيقي پخش مي‌شود، تحمل درد بيشتري دارند و براي تسكين درد خود كمتر تقاضاي مسكن مي‌كنند.

دكتر "غفار ملك خسروي" روانشناس و دبير انجمن موسيقي درماني نيز در گفت‌وگو با خبرنگار علمي ايرنا با اشاره به اين كه اضطراب و افسردگي پايه و اساس بسياري از بيماري‌هاي جسمي و رواني هستند، گفت بر اساس تحقيقات مختلفي كه تا به حال صورت گرفته، با استفاده از موسيقي درماني و تمرين تن‌آرامي استرس و افسردگي كاهش مي‌يابد و در پي آن از شدت بيماري‌هاي جسمي و رواني فرد هم كاسته مي‌شود.

وي مي‌گويد در مورد بيماري‌هايي همچون ميگرن كه ارتباط مستقيمي با ميزان اضطراب و استرس وارده به افراد دارد، با كمك موسيقي مي‌توان در جهت كاهش استرس و در نتيجه كاهش شدت دردهاي ميگرني گام برداشت.

زماني كه انسان درد دارد آستانه تحمل او پايين مي‌آيد و به عبارتي حساس‌تر مي‌شود در اينجا موسيقي و تمرين تن آرامي مي‌تواند منجر به ايجاد آرامش در فرد شود.

به گفته اين متخصص موسيقي درماني تاكيد بر اين نكته مهم است كه موسيقي به تنهايي كار درماني نمي‌كند بلكه به عنوان يك روش حمايتي، در بالا بردن كيفيت سلامت رواني و جسمي افراد كمك مي‌كند.

به كار بردن موسيقي در بيمارستانها، رستورانها، پاركها و ... در ايجاد آرامش و احساس خوشايند در افراد موثر است.

انواع موسيقي براي كمك به حل مشكلات مختلف، موسيقي‌ها يا سازهاي مختلفي وجود دارد كه درمانگر آن را بر اساس شناخت مشكل در بيمار با هدف كم كردن يك مشكل خاص، انتخاب مي‌كند.

دكتر ملك‌خسروي مي‌گويد به عنوان مثال اگر فردي مضطرب است اين فرد در درجه اول به آرامش نياز دارد و براي او از يك موسيقي آرام‌بخش كه ريتم كمتري دارد و فواصل گامها هم در آن كم است استفاده مي‌شود.

موسيقي به دليل جذاب بودن مي‌تواند در وجود همه كس و در سطوح و واكنش‌هاي مختلف بدني و رواني به راحتي و با احساس خوشايندي نفوذ كند.

وقتي برنامه‌هاي موسيقي درماني مي‌تواند بر بيماراني كه در حالت بيهوشي كامل به سر مي‌برند اثر بگذارد، طبيعي است كه تاثير آن بر بيماري‌هاي ساده بيشتر است.

از نظر پزشكي يك بيمار وقتي در بيهوشي كامل به سر مي‌برد و علايم حياتي او به كمترين حد مي‌رسد در بدترين شرايط قرار دارد (اغماء) در چنين حالتي موسيقي درماني توانسته است در حد هر چند اندك، ارتباط و حيات رواني و جسماني را به بيمار بازگرداند.

علت تاثير موسيقي درماني روي بعضي از علايم بيماري‌هاي مزمن و حاد پزشكي، جذاب بودن ذاتي و نيروي محرك و قوي آن است.

در سالهاي اخير در آمريكا از موسيقي به عنوان داروي پيشگيري و تقويت كننده سلامت و شخصيت استفاده مي‌شود و به نظر مي‌رسد كه موسيقي باعث تجديد حيات مي‌شود بعد از آمريكا پيشرفت سريع موسيقي درماني در انگلستان بوده است.