سحر حبيبي و دکتر مهرداد اخوان بهبهاني و سميه مقصودعلي

از بيماري موزيسين‌ها تا موسيقي‌درماني

دردم از موزيک و درمان نيز هم


کشف ابعاد ناشناخته شخصيت انسان سال‌هاست که ذهن دانشمندان زيادي را به خود معطوف داشته است. در اين بين نظريه‌پردازان و انديشمندان زيادي به تحقيق و قلم‌فرسايي پرداخته‌اند اما بايد اعتراف کرد که کشف اين دنياي پر رمز و راز کار چندان ساده‌اي نيست. البته انسان سمج‌تر از آن است که عقب بکشد و به هر وسيله و امکاني تلاش مي‌کند پرده از رازهاي و جودي خودش بر دارد. موسيقي يکي از همين امکانات است؛ امکاني که اين هفته موضوع ويژه ماست: موسيقي‌درماني، تاريخچه آن و رابطه شخصيت و موسيقي و موسيقيدان‌ها و دردهايشان...


موسيقي‌درماني روشي براي تقويت و ساماندهي سلامت روحي و جسمي‌افراد است که توسط فرد متخصص به کار برده مي‌شود. جالب است بدانيد تاريخچه استفاده از موسيقي به عنوان روشي براي درمان به زمان ارسطو و افلاطون بازمي‌گردد. ابن سينا درباره اين علم مي‌گويد: «موسيقي‌درماني و شنيدن موسيقي به عنوان عامل التيام‌بخش و شافي جان‌ها قدمتي به درازاي تاريخ دارد و از هزاره پيشين در نگرش‌هاي شرقي و هم غربي مورد توجه بوده ‌است.» افلاطون هم درباره تاثير موسيقي گفته: «موسيقي براي ادامه زندگي بشر ضروري است. شما ثقيل‌ترين روح را در اختيار من بگذاريد. من قادرم که به نيروي موسيقي، سنگيني و کدورت عارضي را از او دور نموده و مردي هوشمند و سلحشور به شما تحويل دهم.» بر اساس اين نتايج بود که استفاده از اصوات و آهنگ‌ها براي درمان بيماري‌هاي مختلف به کار رفت. اما در قرن بيستم فکر رسمي‌ استفاده از موسيقي براي درمان مصدومان جنگ جهاني اول آغاز شد و به تدريج اين شاخه درماني تکامل يافت و انجمن‌هاي متعددي تشکيل گرديد. به طوري که در سال 1944 اولين برنامه آموزش موسيقي درماني در جهان در دانشگاه ميشيگان آغاز شد و در سال 1950 انجمن موسيقي درماني آغاز به کار کرد. در سال 1971 انجمن موسيقي درماني آمريکا يا aamt آغاز به کار کرد. در سال 1985 فدراسيون جهاني موسيقي درماني در سطح بين‌المللي به ثبت رسيد.


در كشور ما نيز فعاليت‌هاي پراكنده‌اي به صورت پايان‌نامه‌هاي دانشگاهي و يا مطالعات و پژوهش‌هاي فردي، از دو دهه گذشته آغاز شده كه نتيجه آن، برگزاري اولين و دومين سمينار موسيقي‌درماني در سطح ملي و تشكيل جلسات كنفرانس هفتگي، بانك اطلاعاتي، دوره‌هاي آموزش نظري و عملي و انجام تحقيقات باليني بوده است.





موسيقي‌درماني به دو روش


در موسيقي درماني دو روش اساسي وجود دارد: روش فعال و روش غيرفعال.


• روش غيرفعال: در روش غيرفعال که شامل شنيدن موسيقي است فرد با گوش دادن و شنيدن موسيقي مورد درمان قرار مي‌گيرد. در اين روش بيشترين تأثير عملکرد در جهت برانگيختن و تأثير واکنش‌هاي عاطفي و ذهني است.


• روش فعال: اما در روش موسيقي درماني فعال، نواختن، خواندن و حرکات موزون اساس کار است. در اين روش واکنش‌هاي مختلف عاطفي، ذهني، جسمي ‌و حرکتي تحريک و برانگيخته مي‌شوند.


همان‌طور که مي‌دانيد موسيقي انواع مختلف دارد، برخي آرام و برخي تند هستند. در هر حال تأثير موسيقي‌هاي مختلف بر ذهن و سلامت انسان متفاوت است. برخي از انواع موسيقي نه تنها نقش بهبوددهنده ندارند، بلکه معمولا براي کارکردهاي مختلف مغز و روح انسان مخرب هستند و در صورت تداوم به گوش دادن يا نواختن آنها مشکلاتي را براي فرد به وجود خواهد آورد.


در روش موسيقي درماني از نواحي از موسيقي استفاده مي‌شود که القا آرامش و نشاط ذهني را به همراه دارند و موجب تجديد قوا و بهبود کارکردهاي مغز مي‌شوند. اين موسيقي‌ها با ايجاد تأثيرات مختلف مثل تقويت اراده و روحيه بيماران فرآيند درمان را سرعت مي‌بخشند.


لازم است بدانيم هر فردي نمي‌تواند اين کار را انجام دهد و موسيقي درمانگرها افراد متخصصي هستند که در زمينه‌هاي مختلف موسيقي و شاخه‌هاي درماني، آموزش ديده‌اند.





موسيقي بر هر دردي دواست؟


بايد در جواب به اين سوال بگوييم که عمدتا بيماري‌هايي که به نحوي با مسايل رواني در ارتباط هستند يا حالات رواني مي‌تواند نقش مؤثري در بهبود آنها داشته باشند و همچنين بيماري‌هاي جسمي‌ که منشأ رواني دارند با اين روش بهبود پيدا مي‌کنند.