رابطه‏ٔ بین موسیقی و افسردگی افراد

افسردگی، یک اختلاف روانی است که بر فکر، احساس،رفتار و عملکرد جسمانی فرد تاثیر می‏گذارد. افسردگی، مسئله‏ٔ شماره‏ٔ یک سلامتی در دنیاست و به قدری‏توسعه پیدا کرده که آن را ‌”سرماخوردگی اختلال‏های‏دماغی‌“ نامیده‏اند.



دگرگونی‏های خلقی نشانه و مشخصه تجربه‏ٔ انسان است‏و حالت‏های خلقی در تکامل بشری، تاثیر عمده‏ای دارندخلق انسان حالت‏های او را در برابر عمل و رفتارش تنظیم ‏می‏کند و انسان را به صورتی ایمن، درجریان زندگی قرارمی‏دهد؛ اما کسی که گرفتار افسردگی است در فعالیت‏های‏زندگی شرکت نمی‏کند و از آن دوری جوید وجود یک‏خلق و خوی غیر معقول زندگی را دچار از هم‏پاشیدگی وبی‏نظمی مستعد خطر می‏کند.

افسردگی، یک اختلاف روانی است که بر فکر، احساس،رفتار و عملکرد جسمانی فرد تاثیر می‏گذارد. افسردگی، مسئله‏ٔ شماره‏ٔ یک سلامتی در دنیاست و به قدری‏توسعه پیدا کرده که آن را ‌”سرماخوردگی اختلال‏های‏دماغی‌“ نامیده‏اند. با این حال تفاوت ظریفی میان‏افسردگی و سرماخوردگی وجود دارد و آن، این که‏افسردگی می‏تواند کشنده باشد اگر چه افسردگی از دیربازبه عنوان یکی از نابه‏سامانی‏های عمده‏ٔ روانی شناخته‏شده اما در دو دهه‏ٔ اخیر اهمیت این بیماری، هم از نظررنج و آزاری که مبتلایان به آن تحمل می‏کنند و هم ازلحاظ بار سنگینی که این ناراحتی بر منابع درمانی ملت‏هاتحمیل می‏کند بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است.

درصد زیادی از افراد هر جامعه در شرایط زمانی خاص، به علت انواع استرس‏ها، رابطه‏های میان فردی ناسلام وآسیب‏پذیر، انواع فقدان‏ها، مشکل‏ها و درگیری‏های‏خانوادگی یا زناشوئی، تنهائی، درگیری اجتماعی، رشدناسالم دوران کودکی، بهداشت روانی در جامعه بغرنجی‏شرایط زندگی صنعتی شدن و... ممکن است دچارافسردگی شوند افسردگی، سبب کاهش کارائی تحصیلی،بی‏اشتهائی عصبی و اعتیاد در نوجوانان می‏شود. افرادافسرده اعتماد به نفس اندکی دارند و به منفعل بودن‏گرایش بیشتری نشان می‏دهند و به طور مکرر به فکر مرگ‏و خودکشی می‏افتند.

افسردگی در حقیقت یک سندرم است. سندرمی که نه فقط با اختلاف خلق بلکه با نشانه‏های مانند خستگی فقدان‏انرژی اختلال خواب، احساس بی‏ارزشی یا گناه بی‏جا،بی‏اشتهائی یا پراشتهائی، کاهش میل جنسی، فکرهای‏مرگ و خودکشی همراه است.

درمان افسردگی شامل دارودرمانی، شوک درمانی، روان‏درمانی، هورمون‏درمانی، نوردرمانی، درمان‏های حمایتی‏و روان‏شناختی می‏باشد. در بررسی‏های انجام شده ۳۰ تا۳۵ درصد افرادی که از داروهای ضدافسردگی استفاده‏می‏کنند به درمان پاسخ نمی‏دهند و بسیاری از بیماران به‏صورت ناقص درمان می‏شوند؛ زیرا به طور معمول درهنگام مصرف با عوارض جانبی یا عدم تحمل داور روبرو می‏شوند.

برای تعدادی از مبتلایان به افسردگی درمان‏ها غیرقابل‏دسترس بوده و یا از توان اقتصادی آنان خارج می‏باشد. به‏همین دلیل بسیاری از افراد به درمان‏های حمایتی روی‏می‏آورند درمان‏های حمایتی مرسوم شامل مدیتیشن،آزادسازی و آرام‏بخشی، ورزش، طب سوزنی و داروهای‏گیاهی می‏باشد امروزه از ‌”موسیقی‏درمانی‌“ نیز برای‏درمان افسردگی استفاده می‏شود.

‌”موسیقی درمانی‌“، به کارگیری موسیقی و فعالیت‏های‏موسیقیائی برای بهبود، پیشرفت وارتقای عملکرد روانی‏و بهزیستی عموم مردم است؛ به خصوص کسانی که‏ناراحتی و بیماری خاصی در زمینه‏های پزشکی وروان‏پزشکی دارند. ‌”موسیقی‏درمانی‌“ را می‏توان یکی ازروش‏های خلاق هنردرمانی به حساب آورد که به تنهائی یادر ارتباط با دیگر روش‏های درمانی به کار می‏رود.

‌”موسیقی‏درمانی‌“ شامل استفاده‏ٔ فعالانه یا غیر فعالانه ازموسیقی برای پیشرفت بهبودی و افزایش کیفیت زندگی‏می‏باشد.

انسان برای بیان فکر و احساس‏های خود از ابزار گوناگون‏استفاده کرده است که یکی از آن‏ها ‌”موسیقی‌“ است.

نخستین ریتم موسیقی، قبل از تکلم، وسیله آرامش ونیایش آدمیان بوده است. انسان اولیه، از طریق آواها،حرکت‏های موزون و مراسم پای‏کوبی، به ترس‏ها، غم‏ها وشادی‏های خویش آرامش می‏بخشید و احساس‏های خودرا جاری می‏ساخت.

موسیقی در فرهنگ فارسی ما، با معناهائی چون دلنشین،جان‏بخش، دلکش، روح‏نواز، روح‏بخش، روح‏پرور،آسمانی، بهشتی و ملکوتی ترین است بنابراین موسیقی برقلب و روان انسان تاثیر زیادی دارد.

از دیرگاه، تاثیر موسیقی در روان انسان و اثرهای‏ثمربخش آن در سلسله‏ٔ اعصاب و ایجاد طراوت وشادابی در روحیه‏ٔ بشر، در کل جهان، حتی در قوم‏های‏ابتدائی مورد بررسی قرار گرفته است از هزاران سال پیش‏برای شفا دادن بیماران از موسیقی استفاده می‏شد؛ به‏طوری که فیلسوف‏های یونان باستان عقیده داشتند که‏موسیقی می‏تواند در روح و جسم انسان رسوخ کندمطالعه‏های تاریخی نشان می‏دهد که استفاده از موسیقی‏در فعالیت‏های توان‏بخشی قدمتی ۳۵۰۰ ساله دارد.

امروزه از ‌”موسیقی درمانی‌“ به منظور بهبود و اصلاح‏مشکل‏های جسمی، روانی و ذهنی بیماران استفاده‏می‏شود به سادگی می‏توان گفت: ‌”موسیقی، مردم را شفا می‏دهد و به همه‏ٔ افراد جامعه کمک می‏کند تا جوان‏بمانند.‌“

از آنجا که موسیقی، بخش جدائی‏ناپذیر زندگی نوجوانان‏را تشکیل می‏دهد و نوجوانان بیشتر از قشرهای دیگر به‏موسیقی گوش می‏دهند، موسیقی می‏تواند به عنوان منبع‏مهم تخفیف افسردگی در نوجوانان باشد. پژوهش‏ها نشان‏می‏دهند موسیقی باعث بهبود اشتها می‏شود و روی میزان‏نبض، تنفس، فشارخون، بدخوابی، افسردگی و اضطراب،اثر درمانی دارد.

‌”موسیقی درمانی‌“ به افرادی که مشکل‏های عاطفی دارنداجازه می‏دهد که خلق خود را تغییر دهند و مشکل‏های‏خود را حل کنند همچنین موسیقی می‏تواند بیمار را ازفکرهای منفی باز دارد برای نمونه موسیقی می‏تواند فکربیماری را که در حال درد کشیدن است منحرف کند.

آواز خواندن ،نواختن ساز و دیدن برنامه‏های موسیقی‏زنده، می‏تواند کمک کند تا فکر انسان از درد و بیماری‏منحرف شود امروزه برای درمان بیشتر بیماری‏ها،روش‏های داروئی و غیرداروئی وجود دارد. پزشکان سعی‏دارند تا حد امکان میزان داروها و مواد شیمیائی را کمتر وبه جای آن، روش‏های غیرداروئی مانند هنر، ورزش ورژیم را به کار برند. امروزه از ‌”موسیقی درمانی‌“ دربیماری‏های روانی، مرکزهای ترک اعتیاد، خانه‏های‏سالمندان، آسایشگاه‏ها، مدرسه‏ها و منزل‏های شخصی‏استفاده می‏شود.



دکتر حسن شهرکی‏پور

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی

مجله شادکامی و موفقیت