در بهشت‌ این‌ لحن‌ها بشنوده‌ایم‌

علم‌ موسیقی‌ جزوی‌ است‌ از بدن‌ انسان‌ که‌ می‌گردد از دل‌ و سینه‌ تا ناف‌، گاه‌ بالا می‌رود و گاه‌ پایین‌ دل‌ آید و از اول‌ هر ماه‌ تا مسلخ‌ هر روز در عضوی‌ باشد از اعضای‌ رییسه‌ و همواره‌ سیار است‌ با ستاره‌ ارقنوع‌ و این‌ ستاره‌ ارقنوع‌ سیاره‌یی‌ است‌ در وجود آدمی‌ به‌ منزله‌ آب‌ و خون‌ که‌ هر روز در عضوی‌ باشد. پس‌ در هر عضوی‌ که‌ باشد نبض‌ را از او خبری‌ هست‌. نباض‌ و حکیم‌ را واجب‌ است‌ که‌ علم‌ ادوار را نیکو فرا گیرد تا بود که‌ در تشخیص نبض‌ کمتر خطا کند.


● موسیقی‌ و تاثیر افلاک‌ و زمان‌

موسیقی‌ در فرهنگ‌ یونان‌ و ایران‌ طنین‌ و آهنگ‌ افلاک‌ آسمانی‌ است‌. هر نغمه‌یی‌ که‌ بشر کشف‌ می‌کند و آن‌ را به‌ نوا در می‌آورد انعکاسی‌ از طنین‌ نغمه‌های‌ کرات‌ و کواکب‌ و در نهایت‌ بانگ‌ و پرتوی‌ از ذات‌ یزدانی‌ است‌ که‌ مولوی‌ می‌فرماید:

پس‌ حکیمان‌ گفته‌اند این‌ لحن‌ها

از دوار چرخ‌ بگرفتیم‌ ما

بانگ‌ گردش‌های‌ چرخ‌ است‌ اینکه‌ خلق‌

می‌سرایندش‌ به‌ طنبور و به‌ حلق‌

ما همه‌ ابنای‌ آدم‌ بوده‌ایم‌

در بهشت‌ این‌ لحن‌ها بشنوده‌ایم‌

مومنان‌ گویند آثار بهشت‌

نغز گردانید هر آواز زشت‌

(مثنوی‌ معنوی)

اما به‌ نظر بعضی‌ فیلسوفان‌ و پزشکان‌ قدیمی‌ مایه‌های‌ موسیقی‌ به‌ عنوان‌ طنین‌های‌ آسمانی‌ انعکاسی‌ از سیاله‌های‌ کواکب‌ را در بر دارند و می‌توانند به‌ عنوان‌ واسطه‌یی‌ در تنظیم‌ خلق‌ و خود ناراحتی‌های‌ جسمی‌ موثر باشند از این‌ رو در آثار گذشتگان‌ نظرهای‌ زیادی‌ در مورد تاثیر نغمه‌ها و مایه‌ها با تناسب‌ فصلی‌ و جوی‌ وجود دارد.

بر ارباب‌ نغمات‌ این‌ علم‌ واجب‌ است‌ که‌ بدانند که‌ در هر فصل‌ چه‌ باید خواندن‌ و نواختن‌ که‌ موجب‌ فرح‌ وشادی‌ خلق‌الله‌ باشد.

فصل‌ بهار چون‌ طبیعت‌ گرم‌ وتر است‌ و آفتاب‌ در برج‌ حمل‌ و ثور و جوز است‌، در این‌ فصل‌ می‌باید که‌ نغمات‌ چند بنماید که‌ دلیل‌ فصل‌ باشد. چون‌ عراق‌ و مخالف‌ و مایه‌ گردانیه‌ و سلمک‌ و شهناز و عجم‌ و نوروز الاصل‌ و رکب‌ و بیاتی‌ خوانند که‌ طبایع‌ پرده‌یی‌ مذکور منسوب‌ است‌ به‌ یاد و مزاج‌ باد به‌ اینها نیکو مناسب‌ است‌ و...

فصل‌ خریف‌ که‌ آفتاب‌ در برج‌ میزان‌ و عقرب‌ و قوس‌ است‌ می‌باید که‌ نغماتی‌ چند تقریر کنید که‌ طبعش‌ مناسب‌ به‌ خاک‌ داشته‌ باشد و سرد و خشک‌ بود، چون‌ عشاق‌ و چهارگاه‌ و بوسلیک‌ و بزرگ‌ و کوچک‌ و نیریز و همایون‌ و عزال‌ و حسینی‌ و نیریز کبیر و مایه‌ خواند، تا موجب‌ تزاید سودا نشود و ماده‌ و اخلاط‌ پدید آید و...» صفی‌الدین‌ ارموتی‌ بهجت‌ الروح‌ در زمینه‌ اوقات‌ مناسب‌ آوازه‌ و تاثیر نغمه‌ها فرصت‌ الدوله‌ شیرازی‌ ۱۳۳۹ ـ۱۲۷۱ ه.ق‌ نیز چنین‌ اشاره‌ می‌کند: «در اوقات‌ تغننی‌ آواز هرچند اختلاف‌ است‌ اما آنچه‌ قدما را اصلح‌ دانسته‌اند و تجربه‌ها در این‌ باب‌ کرده‌اند بدین‌ تفصیل‌ است‌ که‌ در جدول‌ آتیه‌ است‌. هرچند در این‌ اوقات‌ این‌ قاعده‌ را کلیه‌ ندانند و فی‌الواقع‌ هر آوازی‌ را که‌ هر وقت‌ سرایند با حسن‌ صوتی‌ موثر است‌، الا اینکه‌ در مقام‌ خود به‌ طریقی‌ که‌ حکما تعیین‌ کرده‌اند خوانده‌ شود اثر آن‌ زیاده‌تر خواهد بود، خاصه‌ برای‌ شخص مریض‌ و غیره‌...

از صبح‌ صادق‌ تا طلوع‌ آفتاب‌، رهاوی‌، از طلوع‌ تا یک‌ پاس‌ از روز رفته‌، حسینی‌، در نیمروز عراق‌ در وقت‌ ظهر راست‌، بعدازظهر کوچک‌، عصر بوسلیک‌، چون‌ آفتاب‌ روی‌ به‌ زردی‌ آورد. عشاق‌، از شام‌ تا یک‌ پاس‌ از شب‌ رفته‌ زنگوله‌، بعد از آن‌ حجاز، پس‌ از آن‌ بزرگ‌، نیمه‌شب‌، نوا، آخر شب‌ صفاهان‌ بحورالالحان‌.

موسیقیدانان‌ قدیم‌ ایران‌ و یونان‌ می‌کوشیدند که‌ با اطلاعات‌ نجومی‌ و محاسبه‌های‌ زیج‌ قدیم‌ ستاره‌شناسی‌ مقامات‌ موسیقی‌ را به‌ برج‌ها و مسیر موجی‌ و سیاله‌های‌ منتشره‌ از آن‌ ربط‌ دهند. آنها هر ستاره‌ و کوکب‌ را به‌ مقام‌ خاصی‌ مربوط‌ می‌دانستند. بعضی‌ از علوم‌ معاصر چنین‌ تقابل‌ و تاثیرپذیری‌ ارتباط‌ حالت‌های‌ انسان‌ با امواج‌ سماوی را امری‌ ممکن‌ و واقعی‌ و ارتباط‌ همه‌جانبه‌ آدمی‌ با جهان‌ و محیط‌ را از ضروریات‌ عالم‌ وحدتی‌ می‌دانند که‌ در ذره‌ و بزرگ‌ جهان‌ و کیهان‌ جاری‌ است‌. تاثیر امواج‌ و تغییر فصول‌ و تشعشعات‌ جوی‌ ایام‌ می‌تواند حتی‌ روحیه‌های‌ مشترک‌ را تحریک‌ کند تا به‌ کاری‌ بی‌سابقه‌ دست‌ زنند و تعجب‌ همگان‌ را برانگیزانند. البته‌ در هر تغییر و تحول‌ اجتماعی‌ یا عاطفی‌ متعددی‌ دخالت‌ می‌کنند.

بطور کلی‌ مایه‌های‌ موسیقی‌ ایرانی‌ عاطفی‌ هستند. تمایل‌ به‌ هر دستگاه‌ و مایه‌یی‌ نشانه‌ نیاز به‌ ارتعاش‌های‌ آن‌ است‌. همان‌ طور که‌ آدمی‌ اگر به‌ غذایی‌ میل‌ پیدا کند جسم‌ او عناصر آن‌ غذا را می‌طلبد. اگر تمایل‌ به‌ این‌ دستگاه‌ها و نغمه‌ها در جمعی‌ شیوع‌ داشته‌ باشد نشان‌ از تاثیرهای‌ جوی‌ و سیاله‌های‌ سماوی‌ و تاثیری‌ توام‌ با تاثیرهای‌ عمومی‌ اجتماعی‌ است‌. اگر موسیقیدان‌ مستعد در حالت‌ مسالمت‌ جسمی‌ و روحی‌ باشد در حالت‌ توجه‌ و تمرکز قرار گیرد می‌تواند حکم‌ واسطه‌ روحی‌ را دریافت‌ تاثیرهای‌ جوی‌ داشته‌ باشد و با رجوع‌ به‌ احساس‌ خالا خود ارتباط‌ واقعی‌ با احساسات‌ درونی‌ و دریافتها و الهام‌های‌ بیرونی‌ پیدا کند.

ابوعلی‌ سینا ۴۲۵ـ۳۷۰ ه‌.ق‌ در زمینه‌ تاثیر موسیقی‌ و فواید پزشکی‌ آن‌ با توجه‌ به‌ شرایط‌ سماوی‌ چنین‌ می‌نویسد:

«علم‌ موسیقی‌ جزوی‌ است‌ از بدن‌ انسان‌ که‌ می‌گردد از دل‌ و سینه‌ تا ناف‌، گاه‌ بالا می‌رود و گاه‌ پایین‌ دل‌ آید و از اول‌ هر ماه‌ تا مسلخ‌ هر روز در عضوی‌ باشد از اعضای‌ رییسه‌ و همواره‌ سیار است‌ با ستاره‌ ارقنوع‌ و این‌ ستاره‌ ارقنوع‌ سیاره‌یی‌ است‌ در وجود آدمی‌ به‌ منزله‌ آب‌ و خون‌ که‌ هر روز در عضوی‌ باشد. پس‌ در هر عضوی‌ که‌ باشد نبض‌ را از او خبری‌ هست‌. نباض‌ و حکیم‌ را واجب‌ است‌ که‌ علم‌ ادوار را نیکو فرا گیرد تا بود که‌ در تشخیص نبض‌ کمتر خطا کند.

روز اول‌ ماه‌ عیش‌ کمتر کند که‌ نبضش‌ در سر قحف‌ باشد، دوم‌ ماه‌ در دماغ‌، سوم‌ ماه‌ در کام‌، چهارم‌ ماه‌ در حنجره‌، پنجم‌ ماه‌ در کیلوس‌، ششم‌ ماه‌ در کیموس‌، هفتم‌ در سینه‌، هشتم‌ در دل‌، نهم‌ در امعاء، دهم‌ در احشاء، یازدهم‌ در ناف‌، دوازدهم‌ بر دستها، سیزدهم‌ بردست‌ چپ‌، چهاردهم‌ باز در دماغ‌ رود و قرار گیرد تا پانزدهم‌ در کام‌ باشد و شانزدهم‌ ماه‌ باز معاودت‌ به‌ قلب‌ کند این‌ مرتبه‌ در هیچ‌ مکان‌ نیز تعلل‌ نکند تا عروق‌ صافن‌، باز اول‌ ماه‌ به‌ قدرت‌ حضرت‌ اله‌ رجعت‌ در دماغ‌ و قحف‌ سرکند...

جراح‌ را واجب‌ است‌ که‌ در روزی‌ که‌ ارقنوع‌ و کوکب‌ موسیقی‌ در دماغ‌ و حدقه‌ چشم‌ باشد دست‌ علاج‌ از امراض‌ غیاودندان‌ و تنقیه‌ دماغ‌ و جگر کوتاه‌ دارد که‌ محل‌ خطر است‌ و دیگر چندین‌ مرض‌ را حکمای‌ فلسفه‌ از علم‌ موسیقی‌ و مقامات‌ و پرده‌ و نغمات‌ غریبه‌ موزون‌ معالجه‌ می‌کرده‌اند مثل‌ دق‌ و سل‌ و قولنج‌ و تب‌ صفراوی‌ و شطرالغب‌.

و چنانکه‌ هر نغمه‌ که‌ باشد به‌ نسبت‌ کواکب‌ سبعه‌ تعلق‌ به‌ امراض‌ مذکور دارد، در روزگار قدیم‌ حکما علاج‌ بیمار به‌ آلات‌ طرب‌ می‌کرده‌اند مناسب‌ اوقات‌ لیلی‌ و نهاری‌ که‌ در خانه‌ خلوت‌ مزین‌ و روشن‌ در نظر مریض‌، ساز را به‌ نوازش‌ در می‌آورده‌اند تا اینکه‌ بتدریج‌ و مرور آن‌ مرض‌ به‌ اسهل‌ وجوه‌ بی‌مداوا و اشربه‌ و اجزا از بدن‌ آن‌ مشخص زایل‌ می‌شده‌ است‌ و در نسبت‌ کواکب‌ سبعه‌ مذکور خواهد شد که‌ هر ستاره‌ به‌ کدام‌ مقام‌ نسبت‌ دارد و چون‌ مغنی‌ آواز برکشد صدا از عروق‌ قلبی‌ و شرایین‌ و مسامات‌ بدن‌ استخراج‌ شود و چون‌ به‌ حلقوم‌ رسد از آنجا مابین‌ کیلوس‌ و کیموس‌ رسیده‌ نزاکت‌ و لطافت‌ به‌ هم‌ رسیده‌ بیرون‌ آید به‌ موجب‌ حال‌ شود و هر چند آواز ملایم‌ کند حنجره‌هاش‌ منکوب‌ شود» بهجت‌ الروح‌.



روزنامه اعتماد