موسيقي درماني/ جايگاه موسيقي درماني در ايران و جهان

هنر در طول تاريخ وسيله‌اي براي سازگاري، انعطاف، خلاقيت، دوستي، مهر و آرامش مردم بوده است در ميان هنرها موسيقي به دليل داشتن انرژي، تحرك و جاذبه ذاتي بسيار نافذ بوده و به طرز فوق‌العاده‌اي بشر را به خود مشغول كرده است.

ايران به عنوان يكي از تمدن‌هاي كهن علاقه و قابليت فرهنگي خود را در استفاده از موسيقي در زمينه‌هاي مختلف به خوبي نشان داده و از آن در زمينه‌هاي درماني، روحي و عرفاني استفاده كرده است.

استفاده از موسيقي در درمان بيماري‌هاي مختلف در ايران كهن همواره مورد توجه قرار گرفته است اما با تغييراتي كه در قرون بعد در فرهنگ ايراني ايجاد شد، استفاده از موسيقي درماني نيز كاهش يافت و عرصه براي پيشرفت‌هاي عملي اين رشته نيز تنگ شد.

موسيقي آرام‌بخش در ايران باستان با ظهور دين زرتشت آغاز شد كتاب اوستا و اشعار آهنگين گات‌ها الهام بخش موسيقي‌دانها براي تصنيف آوازها و ملودي‌ها و همچنين تشكيل مراسم و آيين‌هاي موسيقايي بوده است.

موسيقي در ايران باستان در خدمت تلقينات ديني و اشارات مذهبي بوده است كه نوع اعتلا يافته آن امروز در تمرين‌هاي تن آرامي ديده مي‌شود.

بعد از حضور اسلام در ايران عمده فعاليت‌هاي موسيقايي، نوشتاري و نظري شد و بيشتر مطالب نظري رنگ و بويي از برداشت‌هاي يونانيان داشت كه با تغييراتي به جامعه ايراني منتقل شده بودند.

در اين دوره به دليل ممنوعيت‌هاي موجود، اين فعاليتها رشد چنداني نكرد و سير تحولي هم در اين زمينه به چشم نمي‌خورد.

موسيقي درماني علمي در ايران

********************************
موسيقي درماني در ايران هر چند حدود بيست سال سابقه دارد، اما به مفهوم علمي آن، در كشور نو پا به شمار مي‌رود.

در موسيقي درماني مي‌توان از قابليت‌هاي گوناگون موسيقي اصيل و پاپ ايراني، ترانه‌هاي زيبا و سازهاي مختلف استفاده كرد و قطعات و آثار زيبايي براي تقويت بهداشت رواني و سرزندگي روحيه اجتماعي تصنيف و تنظيم كرد.

بدون شك موسيقي ايراني سرشار از گفته‌ها و مطالبي است كه مي‌تواند آرام بخش و مرهمي بر دلهاي عموم باشد اما تنظيم چنين آثاري نيازمند درك شرايط شنوايي مردم و كاربردهاي مناسب موسيقي درماني است.

به همين صورت سازهاي ايراني قابليت تنوع و گستردگي در زمينه موسيقي درماني را دارند.

دكتر "علي زاده‌محمدي" رئيس انجمن موسيقي درماني ايران مي‌گويد سازهايي كه در موسيقي درماني به كار مي‌آيند از نظر شكل، اندازه، صدادهي و جنس متنوع است اين سازها معمولا از لحاظ شنيدن و حركت دادن، خوش صدا و خوش دست بوده و افراد به راحتي مي‌توانند آن را به كار گيرند و بنوازند.

وي مي‌گويد در موسيقي درماني از انواع سازهاي كلاسيك، ملي و محلي و حتي سازها و ابزارهاي صوتي دست ساز بر حسب نياز استفاده مي‌شود هدف اصلي درمان بيماري است و قصد آموزش موسيقي و يا نوازندگي وجود ندارد.

هر چه ساز ساده، زيبا و جذاب تر باشد درمانجو ارتباط بهتري با آن برقرار مي‌كند و درمان موثرتر واقع مي‌شود در ساخت سازهاي درماني همواره بايد به سادگي، ارتباط و تماس بدني راحت با آن، صدادهي و تا حد امكان صداي استاندارد دقت شود.

به گفته وي سازهاي موسيقي درماني دو دسته‌اند: سازهاي ملودي و سازهاي ضربي.

دكتر زاده‌محمدي مي‌گويد معمولا موسيقي‌دانان هر كشوري بر اساس سازهاي ملي و محلي خود سازهاي مختلفي مي‌سازند. در ايران نيز سازهاي كلاسيك و محلي گوناگوني وجود دارد كه مي‌توان با تغييراتي، از آنها براي جلسه‌هاي موسيقي درماني استفاده كرد.

از ميان درمان‌هاي حمايتي روش هنردرماني در بسياري از كلينيك‌هاي دنيا رواج پيدا كرده است. اين روش با استفاده ابزارهاي پيشرفته، شرايط مناسبي را براي تقويت و حمايت از درمان‌هاي پزشكي فراهم مي‌كند.

موسيقي درماني علمي تقريبا دو دهه را در ايران پشت سر مي‌گذارد اما اين علم در جهان در اواسط قرن بيستم به دنبال جنگ‌هاي اول و دوم جهاني و بروز اختلالات رواني در افراد ضرورت و الزام درمان توام با موسيقي مورد توجه قرار گرفت.

رشته موسيقي درماني در مقطع ليسانس و فوق ليسانس به عنوان يك رشته آكادميك و دانشگاهي براي اولين بار در دانشگاه ميشيگان مطرح شد.

گفته مي‌شود موسيقي و رياضي امري ذاتي است و انسان براي پرداخت به آنها لازم است از تركيب ژني خاصي بهره‌مند باشد.

در يونان قديم ارتباط نزديكي بين موسيقي و شفا وجود داشت. اين همبستگي در "آپولو"، يكي از خدايان يوناني كاملا مشهود است زيرا او خداي موسيقي و درعين‌حال خداي طب بود.

يونانيان معتقد بودند كه امراض نتيجه عدم هارموني يا هماهنگي در وجود فرد است و موسيقي با قدرت روحي و اخلاقي خود مي‌تواند با برگرداندن هماهنگي و نظم به بدن، سلامتي را براي بيمار به ارمغان آورد.

پژوهش‌هاي انجام شده نيز نشان مي‌دهد غده تالاموس به عنوان مهمترين غده در مغز انسان محرك‌هاي صوتي را به وسيله سيستم‌هاي عصبي دريافت مي‌كند و در كنار حافظه و تخيل به آنها پاسخ مي‌دهد.

روشهاي موسيقي درماني به علت ايجاد ارتباط، تخليه احساس‌ها، افزايش بصيرت و خودآگاهي نسبت به خود و محيط تاثير بسيار بارزي دارد.

امروزه موسيقي از حالت سنتي به رويكردهاي علمي تر و كلاسيك تغيير جهت داده است و از آن در تعليم و تربيت، توانبخشي، رشد، بهداشت، استراحت، تمرين‌هاي روحي و تمركز استفاده مي‌شود.

اگر بپذيريم كه موسيقي درماني رشته‌اي علمي و دانشگاهي است، اين كار بايد با تجربه‌هاي دانشگاهي و كاربردهاي علمي و عملي در مراكز و بيمارستانها همراه باشد و از فعاليت‌هايي كه صرفا جنبه توصيفي، ذهني و غير واقعي دارد تفكيك شود.