ارتباط نزدیک میان تعلیم و تربیت خردسالان و تماس با اولیای آنها، در تاریخ آموزش دوران اولیه کودکی رابطه انکارناپذیر بوده است. عامل این رابطه شاید انس و الفت والدین و کودک نسبت به یکدیگر باشد که سبب می شود، پدر و مادر بیش از هر فرد دیگری در یادگیری و رشد کودک موثر باشد. از آنجا که این انس بیش از هر برنامه آموزشی با زندگی کودک پیوند دارد، نظر متخصصان تعلیم و تربیت را به خود جلب کرده است.
کمینوس و پستالوزی، متخصصان تعلیم و تربیت کودک که قبل از ایجاد کودکستان و مهدکودک می زیستند، در کتاب های خود به اهمیت نقش مادر در آموزش کودکان اشاره کرده اند. فردریک فروبل، بنیانگذار کودکستان، نیز اعتقاد خود را به اهمیت آموزش مادران برای تربیت کودکان و نیز هماهنگی آموزش مدرسه و خانه بیان کرده اند. مهدکودک ها همزمان با گسترش همه جانبه در افزایش و بهبود روابط سالم کودک و والدین تاثیر بسزایی داشتند. در عصر حاضر نیز، مهدکودک ها و مدارسی وجود دارد که اولیا عهده دار اداره آنها می باشند و اولیا تنها یک فرد مرجع به مهد نیستند بلکه تعیین کننده خط مشی آموزشی می باشند. زیرا آنان می توانند کسی را به عنوان مربی برای فرزندان خود انتخاب نمایند که دارای ویژگی های رفتاری مشابه آنان باشد.
● کودک به چه کسی تعلق دارد؟
از نظر تربیتی، اعتقاد ما بر این است که والدین حق دارند فرزندان خود را به شکلی که صلاح می دانند تربیت کنند. ولی این حق، در واقع به علت توجه به سلامت کودک تا حد زیادی محدود می شود. هیچ پدر و مادری حق ندارد بر کودک خود آسیب بدنی وارد کند. همچنین با قانون آموزش اجباری، هر پدر و مادری مجبور است کودک خود را طی دوره خاصی به مدرسه بفرستد. در بسیاری از مراکز تربیتی کودکان، مربی به تصور حداقل چند ساعت در روز که کودک در کلاس حضور دارد متعلق به آنهاست.
ولی باید در نظر داشت تحول در روابط مربی و اولیا در امر آموزش کودکان هر دو به طور مشترک و با همیاری برای آموزش کودکان موثر هستند. مربی برای کار با والدین به مجموعه تازه ای از روابط حرفه ای نیاز دارد. والدین و مربیان، هر دو گروه با تجربه هایی وارد صحنه تربیت کودک می شوند و هر پدر و مادری، خود مربیان بسیاری داشته است و هر مربی نیز، پدر و مادر دارد. بقایای این نوع روابط در وجود همه ماست که نباید آنها را از نظردور داشت. آنچه در آموزش کودکان و خردسالا ن اهمیت خاص دارد، آن است که مربی از نظر حرفه ای ملزم به ایجاد روابط با والدین باشد.
● چگونگی روابط معلم با اولیا
معلم برای کار با والدین به مجموعه تازه ای از روابط حرفه ای نیاز دارد و در کودکان از توان کافی برخوردار است، خواه این توان را به کار گیرد خواه نگیرد. از آن جا که کودکان با افراد بیرون از محیط کلا س تماسی ندارند، تصمیمات معلم از نظر آنها قاطعیت دارد. ولی او در ایجاد ارتباط با والدین دارای قدرت کمتری است. زیرا سن، جثه و نقشی که آنها دارند با کودک متفاوت است. گرچه او در این ارتباط باز هم تا حدی وجهه اجتماعی خود برای حفظ موقعیت استفاده می کند ولی تشابه فیمابین بسیار بیشتر است. با توجه به این تشابه، او باید با اولیا به گونه ای دیگر برخورد کند و توقعات دیگری داشته باشد. خواسته های او از والدین نباید به شکل تکلیف باشد بلکه به صورت خواهش محترمانه باشد.
بسیاری از معلمان نیز از کار مستقیم با والدین گریزانند و هنگامی به طور کامل آسودگی خیال دارند که در کلا س، یعنی محیطی باشند که حوزه فعالیت آنها زیر سوال قرار نمی گیرد. آنها نیز گاه از تحمل ناپذیر بودن یا حتی خصومت والدین هراس دارند. لا زم است برای تسلط بر این قبیل احساسات، در روابط خود با مدرسه و در انجام وظایف حرفه ای خویش احساس امنیت کنند.
‌● وظایف معلم در کار با والدین
۱) گزارش پیشرفت کودک
۲) تبادل اطلا عات
۳) حل مسایل مشترک
۴) تماس های عادی
۵) جلسات اولیا
۶) دیدار در خانه
۷) برنامه ریزی آموزش والدین
۸) نظارت در مشارکت والدین
معلم در کار با والدین، نظیر کار با کودکان، باید عواملی چون برنامه ریزی درازمدت، مصاحبه، نظارت، توانایی کار با گروه های کوچک و بزرگ، ارزیابی و ثبت نتایج جلسات را در نظر داشته باشد.









نویسنده : رخسانه صادقی


روزنامه مردم سالاری