کودکی دوران بسیار مهمی از زندگی هر فرد به شمار می رود که همه ما خوب یا بد بدون استثنا آن را تجربه کرده ایم. اگر چه ممکن است که چیزهای زیادی از آن دوران به یاد نداشته باشیم اما در هر صورت تاثیرات محیطی آن دوره ها بدون شک نقش بسیار مهمی در ایجاد شخصیت کنونی ما داشته اند. یکی از بزرگترین دغدغه های پدران و مادران همواره چگونگی تربیت فرزندانی بوده است که بتوانند در آینده افراد موفقی برای خود و جامعه خود باشند اما باید از خود پرسید که آیا موفقیت یا عدم موفقیت یک فرد در آینده ارتباطی با چگونگی رشد وی در دوران کودکی دارد؟ اگر چنین رابطه ای برقرار است، میزان آن چقدر است؟ و نهایتا اگر چنین وضعیتی وجود دارد برای بیشتر کردن عنصر موفقیت در کودکان چه کارهایی می توان انجام داد؟

امروزه تقریبا تمام والدین با مکانی به نام مهد کودک آشنا هستند. بسیاری از آنها حتی ماهها قبل از اقدام به بچه دار شدن، اطلاعات زیادی در این باره به دست می آورند. اما باید پرسید مهد کودک چیست و چه تاثیری بر آینده کودکان دارد؟

مسلما مهد کودک به شکلی که امروز در جوامع مختلف می بینیم، یک پدیده نوظهور است. شاید فلسفه اولیه ایجاد مهد کودک به دنبال انقلابهای صنعتی و اشتغال مادران در کارخانه ها بوده است. در مجموع انقلاب صنعتی بسیاری از جنبه های زندگی مردم را تغییر دارد. مردم برای اینکه وقت انجام کارهای بیشتری را داشته باشند مجبور شدند هر چه بیشتر کارها، وظایف و امورات خود را تخصصی تر کرده و آن را به دست متخصص آن حوزه بسپارند. ظهور مغازه های فروش ساندویچ و شلوارهای جین از مهمترین جنبه های تاثیر انقلاب صنعتی در زندگی مردم به شمار می روند. مهد کودک نیز یکی از این پدیده هاست. اگر چه باید پذیرفت که امروزه دیگر مفهوم و حتی فلسفه آن تغییر کرده است. در حال حاضر مهد کودک بیشتر از اینکه یک مکانی برای نگهداری کودکان در هنگام اشتغال والدین باشد، به یک نهاد آموزشی و پرورشی تبدیل شده که حتی مادران غیر شاغل نیز رغبت و تمایل زیادی برای فرستادن کودکان خود به این مکانها پیدا کرده اند.

مهد کودک در واقع امروزه به مکانی برای آموزش مهارتهای اولیه زندگی به کودکان تبدیل شده است؛ مهارتهایی که اولا نیاز ضروری برای زندگی در عصر مدرن است و ثانیا اینکه به علت تخصصی بودن آن، کاری نیست که تمام والدین از هر قشری بتوانند از عهده آن بر بیایند.

اگر چه روند صنعتی شدن و حضور هر چه بیشتر زنان در ایران نیز با تاخیر صورت گرفت اما ما هم از این وضعیت بی بهره نبوده ایم. در حال حاضر زنان پا به پای مردان در تمام عرصه ها مشغول فعالیت هستند. اخیر زنان حتی تا مقام وزارت نیز بالا رفته اند. در بسیاری از عرصه ها حتی حضور زنان چندین برابر مردان است. زنان نشان داده اند که می توانند در مشاغلی که به آنها سپرده شده است، بسیار موفق عمل می کنند.

در جامعه پیشتر ما، همواره نگهداری و تربیت بچه های مادران شاغل به یکی از اعضای فامیل و مادر بزرگ یا خاله یا عمه و یا حتی همسایه غیر شاغل سپرده می شد. گاهی حتی مادران شاغل مبالغی به فرد نگهداری کننده می دادند. اما با بیشتر شدن زنان شاغل در سراسر ایران این مساله حالت جدی پیدا کرد و لزوم ایجاد نهادهایی همانند کشورهای غربی برای کنترل این مساله احساس شد. در ابتدا به طور بسیار محدود مهد کودک هایی با امکانات بسیار ساده برای نگهداری کودکان در شهرهایی مانند تهران ایجاد شدند اما در مدت کوتاهی حتی به دور ترین روستاها و با کاملترین روشها و ابزارهای آموزشی کشیده شد.

امروزه مهد کودک یک اسم آشنا برای والدین ایرانی است. بسیاری از والدین غیر شاغل نیز کودکان خود را به این مکانها می فرستند تا از آموزشهای اولیه برای زندگی در جامعه ای مدرن باز نمانند. مهد کودک ها در حال حاضر کودکان را در تمام سنین و در تمام ساعات شبانه روز نگهداری و تربیت می کنند. اما یک سوال اساسی که هنوز در ذهن بسیاری از والدین باقی مانده این است که آیا فرستادن مهد کودک خوب است یا بد؟ و از همه مهمتر اینکه آیا مهد کودک می تواند در آینده زندگی کودک آنها تاثیر مثبتی داشته باشد؟ بدون شک بسیاری از نابغه ها هرگز مهد کودک نرفته اند و بسیاری از کسانی که مهد کودک می روند لزوما آدمهای موفقی در آینده نیستند اما آنچه که واضح است این است که مهد کودک با ارائه آموزشها و مهارتهای اولیه زندگی به کودکان طبق پیشرفت های روز، می تواند نقش مهمی در موفقیت کودکان بازی کرده و حداقل آنان را برای زندگی در جامعه ای مدرن آماده کند.

نگاهی به برخی از آمارهایی که در مورد کودکان کودکستانی منتشر شده است می تواند ما را برای ورود به این مبحث کمک کند. تحقیقات نشان می دهد کودکانی که به مهد کودک می روند به دلیل تعدد بازیها و همبازی ها ی بیشتر، نسبت به سایر کودکان فعال تر و پر تحرک ترند. کودکان در مهد کودک کمتر به بازیهای نشسته می پردازند و این مساله می تواند روی سلامت جسم و روان آنها تاثیر مثبت داشته باشد. در مقابل کودکانی که به مهد کودک نمی روند بیشتر بازیهای نشسته انجام داده و از همه بدتر بسیاری از وقت خود را به تماشای تلویزیون می گذرانند که می تواند بر سلامت جسمی و روانی آنها تاثیرات منفی و بلند مدت بگذارد. مهد کودک ها علاوه بر این می توانند به ارتقاء مهارتهای اجتماعی و تقویت هوش کودکان کمک کنند.

کودکانی که به مهد می روند دست به انتخاب دوست می زنند و از خود خلاقیت هایی نشان می دهند که منجر به تشویق او می شود و همچنین تشویق های مربیان مهد باعث می شود حس اعتماد به نفس کودکان بالا رفته و از نظر رشد ذهنی و اجتماعی از رشد خوبی برخوردار شوند و در آینده نیز کمتر به جرم و آسیب های اجتماعی روی آورند و در واقع باعث می شود که در سالهای تحصیلی کمتر دچار افت شده و از نظر هوشی نیز نسبت به کسانی که مهد نرفته اند از هوش و استعداد قابل توجهی برخوردار باشند.

بنابراین مهد کودک ها اصولا مکان مناسبی برای برای کودکان به شمار می روند که در آنجا مهارتهای اولیه را به طور اصولی بیاموزند. اما مسائلی در زمینه مهد کودک ها وجود دارد که توجه به آنها ضروری است. قبل از هر چیز انتخاب مهد کودک است. بررسی ها نشان می دهند که این عوامل در یک مهد کودک بسیار مهم هستند: اندازه گروه در مهد کودکها یا تعداد کودک در یک مکان واحد، نسبت مراقبت به کودک، آمادگی تحصیلی مراقبت، تعهد مراقبت به یادگیری و مراقبت کردن از کودکان و ... در صورتی که این ویژگیها مطلوب باشند، کودکان در ارزیابیهای هوش، زبان و رشد اجتماعی بهتر عمل می کنند. محیط های وسیع و مجهز و اقداماتی که نیازها و تمایلات کودکان را برآورده سازد نیز به پیامدهای مثبت کمک می کند.

در مهد کودک ها مربیان وظیفه بسیار مهمی دارند زیرا نقش جایگزین مادر را برای کودک ایفا می کنند و با توجه به این مساله، مربی باید بتواند اضطراب کودک را تخفیف بدهد و به امنیت داده و او را کنترل کند. بنابراین لازم است در باره شخصیت و نحوه رفتار مربیان و اینکه تا چه حدی قادر هستند نقش جانشین مادر را ایفا کنند، تحقیق کنیم. در مجموع اینکه مهد کودکی را انتخاب کنیم که صرفا محل نگهداری کودک در ساعاتی از روز نباشد بلکه به نیازهای اساسی او نیز توجه داشته باشد و رشد کودک و شرایط فردی او را نیز در نظر بگیرد و در باره برنامه خواب، بازی، تغذیه، استراحت کافی و فعالیت هایی که مناسب سن کودک باشد، تدابیر لازم اندیشیده شده باشد و محیط امنی برای کودکان ایجاد کند. لازم به ذکر است برخی از مهد کودک ها حتی در نگهداری کودک نیز ناتوانند به طوری که چند روز پیش یک کودک توانسته بود از مهد کودک بیرون رفته و فاصله دو کیلومتری را تا خانه خود در میان انبوه ماشینها و چراغ قرمز ها طی کرده بود.

یکی دیگر از مسائل بسیار مهم دیگری که در این زمینه مطرح است، ترغیب کودکان برای رفتن به مهد کودک است زیرا کودکان به همان میزان که نسبت به شرایط جدید اشتیاق نشان می دهند ممکن است که دچار اضطراب و ترس نیز بشوند. بنابراین آماده کردن کودکان برای رفتن به مهد کودک یک امر بسیار مهم است اگر چه مربیان مهد کودک ها نیز در این زمینه می توانند کمکهای اساسی ارائه دهند. تقریبا همه کودکان از روزهای اول رفتن به مهد را به خوبی نمی پذیرند و بی تابی ها و اضطراب های زیادی از خود نشان می دهند اما اگر مربیان تعلیم دیده و مجرب در مهد باشند و همکاریهای درستی بین والدین و مربیان به وجود بیاید محیط مهد کودک می تواند از جذابیت خاصی برای کودک برخوردار شود. روشهای علاقه مند کردن کودکان باید علمی و خالی از هرگونه تهدید و ترس باشد.

والدین نیز می توانند به سهم خود در این مساله یاریگر باشند. باید محیط مهد را برای کودک توضیح داد که می تواند در آن بازی کند، دوست پیدا کند و کارهای جدید یاد بگیرد. در روزهای اول بهتر است حدود نیم ساعت در مهد همراه کودکان ماند و سعی شود او را با دیگران آشنا کرد تا کم کم حس امنیت و اعتماد به دیگر کودکان و مربیان در او ایجاد شود. ساعات ماندن کودک در مهد نباید بیش از حد باشد زیرا باعث می شود که کودک به جای مادر به مربی خود وابستگی پیدا کند و دچار مشکلاتی شود. نکته آخر اینکه والدین نباید در برابر کودکانی در رفتن به مهد کوک امتناع می کنند، تسلیم شوند زیرا در این صورت نفوذ و قاطعیت والدین از بین خواهد رفت.

البته در سالهای اخیر برای جبران چنددستگی در میان کودکان از قشرهای مختلف و آماده کردن آنها برای ورود به مدرسه، کلاسهای پیش دبستانی در سراسر کشور برگزار شده است که می تواند بسیار مفید باشد و در حقیقت برای کودکانی که به مهد نرفته اند تا حد زیادی مثبت واقع شود اما نمی تواند جای مهد کودک را بگیرد.



مازیار دانیالی