جستجو در سایت توسط گوگل

نمایش نتایج 1 تا 6 از 6 مجموع

موضوع: چرا باید درس بخونیم؟ (مقالات و گزارشات و نظرات)

  1. #1
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض چرا باید درس بخونیم؟ (مقالات و گزارشات و نظرات)

    ببينيد دوستان، شما تو درسهاي ليسانس درسته درسهاي عمومي هم ميخونيد اما همون درسهاي عمومي و بيخود (به نوعي) معدل كل شما رو ميسازه و آينده شما رو. ميتونيد با كمك اون درسها معدل كل رو بياريد بالاي 17. نه؟ پس حتي اون درسها رو هم جدي بگيريد. هر جا بريد براي كار ميگن معدلتون چنده. همه جا به درسهاي تخصصي كار ندارن. بايد معدل كل بالا باشه. پس اگر اومديد دانشگاه كه كار خوب پيدا كنيد يا ادامه تحصيل بديد باور كنيد خوندن همون كتاب انقلاب معدل شما رو ميسازه. جدي بگيريد. من از روز اول ليسانس دانشگاه رو جدي گرفتم. نذاشتم مثل خيليها پشتم باد بخوره. از همون ترمهاي اول معدل 17-18 آوردم. بعد هم سودش رو ديدم. همه درسها رو حتي آزمايشگاه ها رو جدي گرفتم. خيلي ها فكر ميكنن بيان دانشگاه ديگه همه چيز تمومه و كار و همه چيز هست. نه اينطور نيست. بايد خوب بود تا كار خوب هم پيدا كرد. مگر اينكه پارتي داشته باشيد. اما براي كسي مثل من كه پارتيش خدا بود و بس،‌ تنها راه موفقيت زحمت و تلاش بود. پس همه درسها رو جدي بگيريد.

    درسهاي تخصصي رو هم جدي بگيريد. خيال نكنيد مثلا درسي كه ميخونيد بعدا به كارتون نمياد. ببينيد، توي دانشگاه دقيقا اون چيزي كه سر كار بهش نياز داريد رو ياد نميدن. بلكه اصول رو ياد ميدن. مثل جدول ضرب و انتگرال و ... اينها رو بايد كسي كه ميخواد رياضي دان بشه بايد بدونه. مبناي كاره. درسهاي تخصصي ليسانس مبناي كار و آينده شما هست. چه شغلي چه فوق ليسانس چه تحقيقات آزمايشگاهي. من كاري به اون استاد بيسواد ندارم كه ميره درس ميده. شما خودتون بخونيد و خودتون رو بكشيد بالا. مطمئن باشيد هر جا بريد كار كنيد هم اين درسها اصول شما رو تشكيل ميدن و هم معدلتون شناسنامه شما ميشه و تا آخر عمر يدك كشتون و هم براي ادامه تحصيل بهش نياز داريد. من براي فوق ليسانس اصلا كلاس كنكور نرفتم. حتي 1 ساعت. خودم خوندم. چون پايه ليسانسم قوي بود. زحمت كنكور رو توي 4 سال پخش كرده بودم. البته خدا خيلي كمكم كرد اون كه به جاي خود. اما خودم هم زحمت كشيدم. خيليها هم مثل من كلاس نرفتن و خودشون خوندن و جاهاي خيلي خوب قبول شدن. اونها هم از دوران ليسانس شروع كرده بودن.

    شما وقتي رشته اي رو انتخاب ميكنيد و ميريد دانشگاه حتما بهش علاقه داشتيد كه رفتيد! لذا شل نگيريد. اگر زوري درس خونديد تا حالا و به زور اومديد دانشگاه كه اسم مهندس داشته باشيد بايد بگم هم عمر و جووني خودتون رو تلف كرديد و هم اينكه از زندگي و درآمد عقب افتاديد. اما ممكنه يكي بگه مني كه زوري خوندم تا حالا و الان هم زوري دانشگاه موندم تا حالا. من به كسي كه حالا زحمت كشيده و اومده دانشگاه يه چيز ميگم. حالا كه اومدي دانشگاه ... ميل و اميال آدمي هم روز به روز تغيير ميكنه ... شايد بخواي درس رو ول كني و براي دنبال كسب و كار ... اما تو اين دو دلي هستي كه شايد پشيمون بشي؟ ... آره ... مثل يه كودكي ميمونه كه نميدونه چه كار كنه كه به نفعش باشه (كودك كنايه هست، توهين نباشه يه وقت خدايي نكرده) من به عنوان كسي كه همه اين راه ها رو رفته دارم بهتون ميگم اگر قبل از گرفتن ديپلم و اينها و حتي قبل از خوندن كنكور 100%‌ يقين داشتيد كه درس رو دوست نداريد بايد ول مي كرديد. من بچه خودم رو حتي نميذارم به زور درس بخونه. اما دوستان، حالا كه اومديد ... مهم همون درس خوندنه بود ... پس قدرش رو بدونيد. مطمئن باشيد پيشرفت شما در دانشگاه بالاخره بهتر از كار آزاد خواهد بود (نه لزوما از نظر مادي). اين فرصت رو از دست نديد. شايد اين عدم علاقه و سستي شما به خاطر شرايط زودگذار باشه و پس فردا پشيمون بشيد. درس رو خوب بخونيد و معدل بالا بياريد. بعد هم براي كار مشكلي نداريد هم براي ادامه تحصيل. درسهاي تخصصي شما همه جا اصولش به دردتون ميخوره. جدي بگيريد. اگر استاد بيسواد هست خودتون آسين بالا بزنيد. و الا ميشيد يه آدم تنبل و سست كه به درد لاي جرز ديوار هم نميخوره (ببخشيد البته ها.... شما كه همه بچه درس خونيد).

    من ميگم تو هر چي قدم ميگذاريد بهترين باشيد. حالا كه اومديد حالا به هر ضرب و زوري. پس خوب باشيد. عمرتون رو كه داريد ميگذاريد پس چه بهتر خوب باشيد و تاپ. بهتون قول ميدم شب زنده داري ها و همه زحمت ها يادتون ميره و فقط سودش براتون ميمونه. چرا سطحي نگاه كنيم و به همين 2 روز دانشگاه. به عنوان كسي كه توي اين وادي 2 تا پيرهن بيشتر از شما پاره كرده، اين رو بپذيريد كه پس فردا اين درس خوندنهاي شما و خوب بودن و شب زنده داريها همه به كارتون مياد. مطمئن باشيد. شوخي نميكنم و اميد بيخودي به كسي نميدم. هميشه همه جنبه ها رو ديدم و مقايسه كردم. اما در اين مورد كه "حالا كه اومديد دانشگاه شاگرد اول بشيد" بسيار مصمم هستم و بي برو برگرد حرفم يكيه.

    درسهاي تخصصي شما در آينده شغلي شما بسيار مؤثر خواهد بود. فكر نكيند اينها چرت و پرت هستن. اصولش رو ياد بگيريد. خوب جزوه تهيه كنيد. از همه درسهاي تخصصي جزوه خوب داشته باشيد. حالا يا درس استاد يا خلاصه كتابهاي اصلي. بعدا چه در تدريس و چه در فوق ليسانس به كارتون مياد. جزوه رو تهيه كنيد نهايتا ميذاريد توي طاقچه. اما تهيه كردن جزوه خوب بهتر از نداشتنش هست. اطمينان داشته باشد توي كار با دونستن اين درسهاي تخصصي موفق خواهيد بود. سيستم تحصيلي ايران كپي برداري شده از آمريكاست. درسها عنوان و تقريبا ماهيتشون همينه. هموني كه شما ميگيد چرت و پرت اينها دارن اينجا همون رو ميخونن. پس جدي بگيريد. درسته ممكنه بعضي چيزها به نظرتون به درد بخور نباشه. اما خوب ياد بگيريد و جزوه برداريد. در آينده ضرر نميكنيد. از من بشنويد.

    اما اون دوستاني كه ديگه فرصتشون تموم شده و پرونده معدلشون بسته شده توي ليسانس بايد بگم كه تنها راه ممكن اينه كه براي فوق خودتون رو آماده كنيد تا لااقل اگر با يك معدل پايين ليسانس فارغ ميشين معدل فوق خوبي داشته باشيد. اگر هم پارتي داريد با همون معدل داغون ليسانس بريد سر كار (اگر ادامه تحصيل رو دوست نداريد ... و اگر دوست داشتيد پس چرا نخونديد كه معدل بياريد؟ البته استثناها و مشكل دارها جدا هستن). 4-6 سال خوب درس بخونيد يك عمر سودش رو ببريد. چون به نظر من هر كي ميره دانشگاه علاقه به درس داره. و هر كي علاقه داره بايد خوب بخونه و خوب باشه. كسي اين وسط بچرخه هنوز تكليفش رو با خودش معلوم نكرده كه من هم با اونها حرفي ندارم. تنها راه جبران اينه كه اگر تا حالا 2000 ساعت تنبلي كرديد جبران كنيد و 2000 ساعت خوب بخونيد نه اينكه از الان تازه خوب باشيد. اين كافي نيست. بايد گذشته رو جبران كرد. اگر قابل جبران نيست كه فوق ليسانس بخونيد و اگر اون هم گذشته ديگه با هموني كه هست بسازيد و راه پيشرفت رو جاهاي بهتر پيدا كنيد.

    (راستي در مورد بحثهاي ديني: با ايميل و اينها نميشه اين بحثها رو كرد و بايد صحبت بشه و الا تا دو سال بايد هي ايميل رد و بدل بشه. كسايي كه علاقه مند هستن به اين بحثها چرا دنبالش نميرن تو ايران؟ اين همه آخوند و غير آخوند با سواد داريم در زمينه ديني. به نظر من ما خيلي سوالها تو ذهنمون هست اما هميشه پشت گوش انداختيم. از همه چيزمون ميزنيم و دنبال دنيا و درس خودمون ميريم اما به دين و خدا كه ميرسه ميندازيم پشت گوش. اين همه وقتي كه براي ادامه تحصيل ميگذاريد و وبلاگ ميخونيد آيا شده بريد وبلاگهاي درست و حسابي عقيدتي بخونيد و جواب 2 تا از سوالهاتون رو بگيريد؟ به نظر من آدم تو فكرش هر چي باشه و هر چيز براش اهميت داشته باشه دنبال همون ميره هميشه. و الا كسي بگه من به ادامه تحصيل اهميت ميدم اما سرش همش تو قرآن و مسجد باشه راه به جايي نميبره. من درس رو به عنوان شغل نگاه ميكنم. شغلي كه به قول خارجي ها: درآوردن نون زحمت و عرق ريزي طوري كه مردم راضي باشن از اون كار و همچنين خدا (كه در واقع اين حرف، همون نون حلال خودمونه اما ما حتما بايد از يك آمريكايي بشنويم)، اينكه خوب باشي و خوب خدمت كني. من نميخوام قله هاي علم رو بگيرم. من كارم رو درست انجام ميدم چون عقيده ام اينطوري ميگه. اگر قله علم هم به دنبالش اومد (كه اگر درست كار كني مياد) كه اومد، نيومد هم دامنه اون قله حداقل اتوماتيك مياد. مهم اينه كه هدفتون توي زندگي چي باشه و به دنبال چه چيز ميگرديد. "ببينيد در دنيا كجا آرامش خودتون رو يافتيد ... توي دزدي ... توي درس ..توي دين ... توي خارج .. توي بچه بزرگ كردن ... توي فوتبال .... بريد به دنبال جايي كه آرامش داريد ... و مهمتر از همه از خدا بخوايد شما رو به جايي راهنمايي كنه و راه هايي رو جلوي پاتون بذاره كه شما با انتخاب خودتون جايي رو انتخاب كنيد كه آرامش واقعي قرار داشته باشه نه زودگذر". اين بالاترين چيزيه كه من كوچيك بهش رسيدم و ميتونم بگم).

    http://usdoctoral.blogfa.com/
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  2. #2
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    افزایش انگیزش تحصیلی

    آموختن عادات مطالعه ی صحیح و مفید و فراهم آوردن فرصت کسب موفقیت برای خود ، دارای اهمیت فراوان است. وقتی برای خود مقرراتی در درس خواندن یا تفریح کردن ، در نظر می گیرید ، در برابر خود، قاطع و منصف باشید.
    برای مطالعه ی خود هدف های کوتاه مدت در نظر بگیرید و در صورت رسیدن به آن هدف ، پاداش و در غیر این صورت خود را تنبیه کنید. (مثلا" اگر فردا برنامه ی خود را به موقع انجام دادم ، حق دارم نیم ساعت از اینترنت استفاده کنم . اگر 3 روز متوالی از برنامه ام عقب ماندم ، یک هفته حق استفاده از اینترنت را نخواهم داشت).
    تلاش کنید با اعضای خانواده روابط نزدیک و صمیمی داشته باشید، چون در هنگام درس خواندن به حمایت و کمک و آرامش نیاز خواهید داشت. سعی کنید در کنار خانواده ی خود، اوقات خوش و مرفحی داشته باشید .
    سعی کنید خیلی خوب و دقیق و منطقی (به دور از حرف و سخن دیگران ) به علایق و استعدادها و تواناییها و اهداف خود فکر کنید تا جایی که برای خودتان ، قانع کننده و آشکار باشد.
    وقتی موفقیتی بدست می آورید هر چند هم که کوچک باشد ، معتقد باشید که آن در نتیجه ی سعی و تلاش شما بوده ، نه شانس و اتفاق و...
    شما برای کسب انرژی لازم برای رسیدن به یک هدف (مثلا قبولی در کنکور) باید انگیزه ی قوی داشته باشید. انگیزه هم وقتی قوی می شود که درونی و خودجوش باشد نه بیرونی و با زور! یعنی اینکه شما معتقد به ادامه تحصیل وداشتن زمینه ی شغلی مناسب باشید ،نسبت به مطالعه ، سطح سواد ، موقعیت اجتماعی و... احساس نیازکنید، از خواندن مطالب مورد علاقه ی خود لذت ببرید و نسبت به عملکرد خود احساس رضایت داشته باشید. نه اینکه به خاطر ترس از حرف دروهمسایه و فامیل ، به خاطر اینکه پدرو مادرم ازمن خواستند و چنین انتظاری دارند، درس بخوانید ، این دلایل شاید برای ایجاد انگیزه خوب باشند ولی برای پایدار نگه داشتن انگیزه به دلایل و عوامل درونی نیازمندیم. (مثل کسانی که دائم می گویند:"خوب ، این همه لیسانس بیکار، اصلا" واسه چی آدم باید درس بخونه؟!" خوب چنین کسی ، هیچ اعتقادی به ذات ادامه تحصیل ندارد ، تنها هدفش شغل بوده ، که آنهم به خاطر دیدن چند تجربه ی اتفاقی ، به سرعت زیر سوال رفته، پس نمی توان از این شخص انتظار انگیزه ی بالا برای درس خواندن و قبولی داشته باشیم ، مگر اینکه نگرش و دید خود را نسبت به مسائل تغییر دهد).
    منبع: وب سایت تیبان
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  3. #3
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    چرا بعضي از دانشجويان انگيزه اي براي درس خواندن ندارند ولي نسبت اينكه ادامه تحصيل بدهند علاقه زيادي دارند؟

    اين سوال مى تواند چندين جواب داشته باشد: 1- اولين و اساسى ترين جواب اين است كه در كشور ما درس براى درس خوانده و تحصيل نمى شود بلكه براى رسيدن به اهداف ديگر به سراغ درس مى رويم مانند اشتغال و كسب درآمد و جايگاه اجتماعى و لذا چون خود دانش اندوزى و افزايش معرفت هدف نيست به مطالعه اهميت داده نمى شود ولى در پى ادامه دانشجويى هستند. در حاليكه بايد درس را براى درس و كسب فهم و دانش خواند. 2 ج دومين عامل اساسى در ادامه يافتن اين نوع تحصيل، انحراف در انگيزه ى دانش جويان است و لذا نشاط و شادابى درسى را از كف مى دهند. 3- گمان مى رود يكى ديگر از عوامل شيوه ى درس خواندن مى باشد. چون با شيوه درس خواندن آشنا نيستيم از مطالعه زود خسته شده و به ميزانى كه نمره قبولى دريافت شود درس خوانده مى شود. 4- شيوه برخورد جامعه با تحصيل كنندگان نيز از جمله ى عوامل است چون جامعه به مدرك نگاه مى كند و با توانمندى علمى كارى ندارد وقتى اين نگاه وجود داشته باشد و درس خوان و درس نخوان يكى باشند و امتيازى در بين نباشد انگيزه اى براى درس و تلاش علمى باقى نمى ماند در واقع مدرك هدف و عامل موثر است كه همه از آن برخوردارند. البته عوامل ديگرى نيز وجود دارد كه اصلى ترين آنها همين امور هستند.

    rahtousheh.com

    علت کاهش انگیزه آقایان برای درس خواندن
    http://www.tebyan.net/index.aspx?pid...78&forumID=957

    انگیزه‌ای برای درس خواندن ندارم
    http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazin...=6909&id=83280

    درس میخوانیم که کار کنیم یا...؟
    http://bozbozi.blogspot.com/2007/02/blog-post_06.html
    آخرین ویرایش توسط دکتر نادر در تاریخ 06-Jan-2011 انجام شده است
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  4. #4
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    بسیاری فکر می کنند که ادامه تحصیل به هر شکل ممکن برای آنها مطلوب است من در این نوشتار این موضوع را به بوته نقد می گذارم و معتقدم که انگیزه ادامه تحصیل در بین دانشجویان دانشگاه های ایران در رشته حسابداری از چند موضوع ناشی می شود اول اینکه وقتی از بسیاری از دانشجویان پسر سوال می شود چرا می خواهید در مقطع فوق لیسانس ادامع تحصیل دهید، جواب آنها این است که نگرانی از رفتن به سربازی آنها را وادار به ادامه تحصیل نموده است من می خواهم بگویم که اگر چنین کسانی با توجه به سایر موقعیتهای زندگی خود این گزینه را انتخاب نمایند منافع آتی خود را به شکل ادامه تحصیل به هزینه تبدیل می کنند زیرا موفقیت آنها در تلاش در جای دیگری بوده است و آنها واقعیات دیگر را نادیده گرفته اند دانشجوی کارشناسی ارشد حداقل دو سال را صرف مطالعه منابع آموزشی می کند در این مدت بسیاری از موقعیتهای شغلی را از دست می دهد و فکر می کند در آینده با مدرک خود به موقعیتهای بهتری دست می یابد اما خیلی از اوقات این خیال خامی است که تنها گذشت زمان دانشجو را به این نتیجه می رساند که ای کاش این زمان را هدر نمی دادم

    بسیاری از دانجویان کارشناسی ارشد تا ترمهای آخر اصلا نمی دانند برای چه درس می خوانند و با نزدیکی به زمان پایان نامه خود به این فکر می افتند که چگونه در ارسرع وقت و با کمترین زمان ممکن آن را گذارنده و موفق به اخذ مدرک شوند من با خیلی از دانشجویان ارشد برخورد کردم که از من می پرسند چه موضوعی را برای پایان نامه برگزینند وقتی از آنها می پرسم به چه شاخه ای علاقه مندی به من می گویند هر چه شما بگویید! هر چه راحت تر بهتر! تازه این اول مشکلات این طرز تفکر است زیرا آنها باید باز به سربازی بروند و باز پس از آن به فکر یافتن شغل باشند

    دومین طیف از دانشجویان کسانی هستند که به موقعیت اجتماعی و پرستیژ مدارک عالیه می اندیشند آنها خیلی لذت می برند وقتی از آنها پرسیده می شود لیسانس می خوانی یا فوق لیسانس؟ با افتخار سر خود را بلند می کنند و با تحکم می گویند فوق لیسانس از فلان دانشگاه کذایی از این رو اصولا آنها تنها به اخذ مدرک می اندیشند و در این راستا اگر توانسند خود را در محیط آموزشی تعالی دهند(به عنوان طفیلی ) چه بهتر اما افسوس که باید عرض کنم این چنین طیفی اگر از حمایتهای معنوی و غیبی دیگران برخوردار نباشند حتی موفق به یافتن شغل مناسبی هم برای خود نمی شوند این حالات بسیاری اوقات برای من پیش آمده و فکر می کنم اگر کسی منکر این واقعیت شود که به هر صورت ممکن پرستیژ اجتماعی بخشی از اهداف دانشجویان را تشکیل می دهد بی انصافی کرده است

    علی فکری
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  5. #5
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    دانش آموزان انگیزه درس خواندن ندارند
    دانش آموزان انگیزه درس خواندن ندارند
    روش هاي ايجاد انگيزه و ترغيب به درس خواندن
    روش هاي ايجاد انگيزه و ترغيب به درس خواندن
    چگونه در دانش آموزان انگيزه تحصيلي ايجاد كنيم؟
    چگونه در دانش آموزان انگيزه تحصيلي ايجاد كنيم؟
    کاهش تمایل پسران برای گذراندن دوره پیش دانشگاهی
    کاهش تمایل پسران برای گذراندن دوره پیش دانشگاهی
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  6. #6
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض سخنان پرفسور سمیعی در باره اهمیت درس خواندن

    گزارشي از سخنراني پروفسور منصور سميعي در بيمارستان امام خميني(ره)
    وقتي از استادم حرف مي زنم، همه وجودم عشق مي شود

    آنهايي كه در عرصه علم پزشكي تحقيق مي‌كنند، پروفسور «مجيد سميعي» را مي‌شناسند؛ پزشک و جراح مغز و اعصاب سرشناس ايراني كه در حال حاضر رياست فدراسيون جهاني انجمن جراحان اعصاب و رياست بيمارستان علوم عصبي هانوفر آلمان را برعهده دارد...

    او در زمينه تورم مغز و ترميم و بازسازي جراحي دستگاه عصبي محيطي مطالعه‌هاي مهمي انجام داده‌است. پروفسور سميعي که به عنوان عضو هيات علمي افتخاري دانشگاه علوم پزشکي تهران در سالن امام بيمارستان امام خميني(ره) با جمع کثيري از متخصصان و مسوولان ديدار داشت، با مروري بر گذشته، از زندگي‌اش در رشته مغز و اعصاب مي‌گويد:


    «در خرداد 1316 در شهرستان رشت به دنيا آمدم. 10 ساله بودم كه به جراحي مغز علاقه‌مند شدم. سال 1335 پس از اتمام دوران متوسطه براي ادامه تحصيل به آلمان رفتم. در رشته بيولوژي و پزشکي در دانشگاه ماينتس مشغول به تحصيل شدم. دوره تخصصي جراحي مغز و اعصاب را زير نظر پروفسور «کورت شورمن» شروع كردم. مردي كه وقتي از او نام مي‌برم، همه وجودم عشق مي‌شود. كسي كه نقش بسزايي در موفقيت من برعهده داشت. 33ساله بودم كه در رشته مغز و اعصاب تخصصم را گرفتم و در سال 1351 به سمت پروفسوري نائل آمدم. سال ????، نخستين دوره از دوران آموزشي جراحي ميکروسکوپي را آغاز و در سال ???? نخستين آزمايشگاه تمرين جراحي ميکروسکوپي آلمان را با کمک بنياد فولکس واگن تاسيس كردم.» پروفسور سميعي با مروري بر خاطرات زندگي خود، خطاب به دانشجويان و حاضران در سالن گفت: «با ديدن چهره‌هاي شما که آينده‌ساز کشور هستيد، لذت مي‌برم و از مسوولان دانشگاه که سمت استادي را به بنده داده‌اند، سپاسگزارم.» او خاطر نشان كرد: «سعي مي‌کنيم اطلاعاتي را که در ساليان دراز به دست آورديم، با بهترين امکانات و بالا‌ترين سطح در اختيار شما دانشجويان بگذاريم.»


    بزرگ‌ترين ثروت، دانش شماست

    حاذق‌ترين جراح مغز و اعصاب ايران و يكي از استادان بر‌تر جهاني، علم و دانش را بزرگ‌ترين قدرت و ثروت معرفي كرد و گفت: «تاكنون هيچ ثروتمندي نتوانسته است به دانشمندي فخر بفروشد بنابراين سعي کنيد مغز، عشق و علاقه‌تان را فقط در راه فرا گرفتن علم و دانش قرار دهيد.» دکتر سميعي در بخشي ديگر از سخنان خود گفت: «هزاران انسان در سراسر دنيا آرزو دارند دانشي را فرابگيرند. فرصت فراگيري دانش، طلايي است. در ابتداي راه، مقصد و هدفتان را مشخص كنيد؛ هدفتان از يادگيري، رسيدن به ثروت است يا مي‌خواهيد علم و دانش بياموزيد.» وي خاطرنشان كرد: «تصور برخي افراد بر اين است كه انتقال تجربه و دانش پايه‌هاي قدرت آنها را متزلزل خواهد كرد در حالي که اينگونه نيست و بهترين و باهوش‌ترين متخصصان از سراسر دنيا نزد من آمدند و علم‌آموزي کردند و پس از بازگشت به کشورشان از علم خود استفاده کردند و اين موضوع براي من يعني اوج قدرت.»


    پرخوري در زندگي‌ام مفهومي ندارد

    پروفسور مجيد سميعي، يكي از رموز موفقيت خود را داشتن يك برنامه غذايي مناسب دانست و گفت: «يكي از رمزهاي موفقيت من اين است كه پرخوري در زندگي‌ام مفهومي ندارد و سعي مي‌كنم با غذاهاي كم‌حجم ولي پرانرژي روزم را به شب برسانم و اين برنامه باعث شده تا سنگين و دچار رخوت و سستي نشوم. امروزه با ورزش، تحرك و تغذيه سالم مي‌توان از ابتلا به بسياري از بيماري‌ها، به‌خصوص سكته مغزي پيشگيري كرد.» سميعي خاطرنشان كرد: «يكي از مهم‌ترين علت‌هاي سكته مغزي در سنين پايين، تغذيه نامناسب و فشارخون است. كيفيت جدار عروق نقش مهمي در طول عمر آنها و مقاومتشان دارد. اگر موادغذايي نامناسب و مانده مصرف كنيم، اين ديواره‌هاي عروقي دچار انسداد و پارگي مي‌شوند.» وي در ادامه تصريح كرد: «جوانان بايد در دهه سوم و چهارم زندگي توجه ويژه‌اي به نوع غذايشان داشته باشند. مصرف ماهي و غذاهاي دريايي و برخي از ويتامين‌ها از طريق خوردن غذاهاي تازه مانند ميوه‌ها و سبزي‌ها، نقش موثري در طول عمر دارد. مطالعه و تغذيه باعث بهبود عملكرد مغز و مانع ابتلا به آلزايمر مي‌شود. استرس، عصبانيت، فشار روحي و عصبي ضعف در سيستم دفاعي بدن را به دنبال دارد پس بايد سعي كنيم از آنها دوري كنيم.»

    راه‌اندازي قطب علمي مغز و اعصاب در كشور

    پروفسور مجيد سميعي كه يكي از طراحان راه‌اندازي قطب علمي مغز و اعصاب در ايران است، درباره روند راه‌اندازي اين قطب علمي گفت: «اين ساختمان از زيبا‌ترين ساختمان‌هاي دنيا خواهد بود و به شکل مغز انسان ساخته خواهد شد. از سراسر دنيا، مدرن‌ترين تجهيزات براي علوم اعصاب آورده مي‌شود و از اواخر سال ???? پذيرش بيمار خواهيم داشت. در آينده کتاب‌هايي درباره تکنولوژي اين ساختمان نوشته خواهد شد و کشورهايي همچون آمريکا از روي آن الگوبرداري مي‌کنند». او در ادامه درباره روند راه‌اندازي قطب علمي مغز و اعصاب در كشور گفت: «از زمان طراحي اين قطب، با بهترين متخصصان برنامه‌ريزي‌هاي زيادي انجام داده‌ايم تا به شايسته‌ترين شکل ممکن ساخته شود. طبق برنامه‌ريزي‌ها، متخصصان حداقل ماهي يکبار در آلمان با من جلسه دارند و هر ? يا ? ماه يکبار خودم از ساختمان بازديد خواهم كرد. براي همه رشته‌هاي علوم اعصاب ? يا ? نفر در سطح پي.اچ.دي براي کارهاي مختلف آموزش مي‌بينند تا بتوانند در اين مركز همكاري و فعاليت داشته باشند.» وي همچنين با تاكيد در مورد تاثير الکترومغناطيس‌ها و امواج روي مغز خاطرنشان كرد: «عده‌اي عقيده دارند امواج مي‌توانند مشکل‌ساز باشند و عده‌اي ديگر اين نظريه را رد مي‌كنند، درحالي كه الکترومغناطيس‌ها مساله‌اي فيزيکي هستند و تاثير آنها از نظر بيولوژيک اثبات نشده است.»


    مدال‌ها و جوايز علمي‌ام را تقديم موزه تاريخ پزشكي خواهم كرد

    پروفسور مجيد سميعي، استاد افتخاري دانشگاه علوم پزشكي تهران، با حضور در موزه تاريخ پزشكي ايران، همراه پروفسور والتر، استاد رشته نوروپاتولوژي و دكتر عزيز قهاري در كانادا از اين موزه ديدن كرد. دكتر سميعي با ابراز خرسندي از اين موزه گفت: «اگر مسوولان موزه علاقه‌مند باشند من تمام مدال‌ها و جوايزي را كه از سراسر دنيا گرفته‌ام تقديم موزه مي‌كنم. براي جوانان كشور بسيار مهم است كه بدانند خدمات افراد برجسته تاريخ در قلب ملت باقي مانده و اين موزه نمونه‌اي است كه نشان مي‌دهد در كشور كارهاي مهم اجتماعي، خصوصا در زمينه پزشكي انجام شده است.» وي افزود: «از زماني كه وارد اين موزه شدم بسيار احساس خرسندي مي‌كنم چرا كه توانستم مفاخر كشورمان را در زمان‌هاي گذشته در اينجا ببينم كه از ابوعلي‌سينا شروع شده و به بزرگاني مانند پروفسور عدل، دكتر قريب و دكتر شمس ختم مي‌شود.» رييس انستيتو بين‌المللي نوروساينس هانوفر آلمان، خواستار توسعه فضاي فيزيكي و آثار به نمايش درآمده در اين موزه شد و افزود: «اميدوارم اين موزه توسعه پيدا كند خصوصا با تدبيري كه همكاران دارند، بتوانيم اسناد بيشتري جمع‌آوري كنيم.» دكتر سميعي در ادامه با اشاره به برنامه مركز علوم اعصاب ايران كه در سال آينده با همكاري دانشگاه علوم پزشكي تهران افتتاح مي‌شود، گفت: «در نظر داريم تا متخصصاني را انتخاب و براي مدت 2 سال براي دوره پي.اچ.دي به اروپا اعزام كنيم تا با مشاركت در كارهاي تحقيقاتي بتوانند در اين مركز با كمك دانشگاه علوم پزشكي تهران، كارهاي علمي بين‌المللي انجام دهند.» وي افزود: «در كنار اين مساله فكر كرديم كه بايد چند قدم به عقب بازگرديم و با همكاري دانشگاه، دانشجويان را تشويق كنيم تا از سال دوم و سوم به بعد به كار تحقيقاتي بپردازند. سپس پروژه‌هاي مناسبي براي آنها در نظر بگيريم و از سنين پايين آنها را وارد كار علمي كنيم. در ادامه نيز مي‌توانيم از ميان آنها افراد برجسته‌تر را به انجام كارهاي بزرگ تحقيقاتي در مركز علوم اعصاب ايران هدايت كنيم.»

    خانم دکتر نيري، رييس دانشکده پزشکي دانشگاه علوم پزشکي تهران، پيش از سخنان پروفسور سميعي در سخنراني خود گفت: «با برنامه‌ريزي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي، از سال ???? دوره‌هاي پي.اچ.دي مغز و اعصاب تصويب شد و دانشگاه علوم پزشکي تهران از‌‌ همان سال مقدمات اين امر را فراهم کرد تا در رشته‌اي ديگر به روي دوستداران علم و دانش کشور گشوده شود.» وي به برنامه آموزشي مشترکي نيز که ميان دانشگاه علوم پزشکي تهران و دانشگاه هانوفر آلمان به صورت بورسيه داري که رياست آن با پروفسور والتر است پرداخت و اعلام کرد: «متخصصان مي‌توانند بدين منظور در سايت دانشگاه علوم پزشکي تهران ثبت‌نام کنند.»

    هفته نامه سلامت
    مجید سمیعی
    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%...8C%D8%B9%DB%8C
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

Thread Information

Users Browsing this Thread

There are currently 1 users browsing this thread. (0 members and 1 guests)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

قوانین ارسال

  • نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
  • نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • نمی توانید نوشته خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات متنی
گیفت کارت
تبلیغات در ایران سلامت