براى آنهائيى که در سطح پائين‌هوشى هستند اصولاً اخلاقى مطرح نيست. از ضوابط و مقررات سردر نمى‌آورند پاى‌بندى به آداب‌ورسوم ندارند. بهمين‌نظر در آنچه که به انحراف اخلاقى مربوط مى‌شود براى اينان مسأله‌اى عادى است.


اينان بددهنى دارند، فحش و ناسزا مى‌گويند، حالات و مواضع سخت از خود بروز مى‌دهند، استمناء مى‌کنند، بدنبال تجاوز جنسى مى‌روند بدون اينکه احساس خجلت کنند، و اصولاً بهرميزان که بر سن و رشد اضافه‌تر شود مشکل زيادتر خواهدشد.


به قراردادها آگاه نيستند، ضوابط اجتماعى را محترم نمى‌شمارند، حتى از خود و حالات خود بيخبرند، گاهى ممکن است از فرار سردرآورند، نه فرار يک فرد فهميده، بلکه فرار کسى که نمى‌داند چه مى‌کند و به کجا مى‌رود. جاذبه‌هاى سطحى او را بسوى خود مى‌کشند، بهنگامى متوجه مى‌شود که از مسکن و خانه‌اش دور مانده و راه بازگشت را نمى‌داند. فرار به علت‌عدم آشنائى به راهها براى رسيدن به محل مطلوب و سرگردان ماندن آنهاست