پرونده اي براي درگيري‌هاي خياباني
وقتي خيابان غرق خون مي‌شود

هميشه حلقه آخر است كه ديده مي‌شود؛ قاتلي كه به دار آويخته مي‌شود، جنايتكاري كه دست‌هايش را خون بي‌گناهان زيادي سياه كرده، كودك‌آزاري كه داغ بر دل بسياري و ننگ بسيار بر پيشاني خودش نهاده است و... در حالي كه همه اين مجرمان، همه اين حلقه‌هاي آخر يك روزه و يك شبه به اين حال گرفتار نشده‌اند...

همه اين حلقه‌هاي آخر، روزي كودكاني بوده‌اند كه همگي به بي‌گناهي‌شان يقين داشته‌اند، اما حالا بعد از گذر سال‌ها و گذشتن از مسيرهاي بسيار به افراد متهم، مجرم و جنايتكار تبديل شده‌اند. افرادي كه درباره آنها در اين مدت در اين صفحه بسيار خوانده‌ايد. اما موضوع اين هفته چيست؟ نزاع و درگيري كه آخرين مورد آن و شايد تلخ و مضحك‌ترين آن در يكي از روزهاي پايان سال گذشته رخ داد و پسري 28 ساله به نام مهدي را از فردي عادي و معمولي به قاتلي پيشت‌ ميله‌هاي زندان تبديل كرد.

شايد به نظرتان عجيب برسد و دور از انتظار اما اين‌گونه نيست و حادثه مثل هميشه خبر نمي‌كند نه مقتول و نه گاه قاتل را، به‌خصوص اگر بر اعصاب خود كنترل نداشته باشيد بيشتر از آنكه مهارت زندگي را بياموزيد با سيل امواجش در حال ‌جابجا‌شدن هستيد.

سعيد که در يک نزاع خياباني پسري را کشته، مي?گويد:

نـمـي?خـواسـتـم بـکـشـمـش، چـاقـو در شـکـمـش فـرو رفـت و کـشـتــه شـد!

ماني غمخوار

تصور نمي‌کرد يک شوخي ساده پاياني چنين تلخ داشته باشد. پاياني بر تمام آرزوهايش. آرزوهايي که براي رسيدن به آنها سال‌ها تلاش کرده بود. حالا پشت ميله‌هاي زندان، افسوس روزهاي آزادي را مي‌خورد که خيلي راحت از کنارش گذشته است.

حکمش اعدام است و اتهامش، قتل عمدي در يک نزاع خياباني. نزاعي که در يک لحظه رخ داد و او اگر مي‌توانست کنترلي بر رفتارش داشته باشد، اين اتفاق و اين سرنوشت برايش رقم نمي‌خورد.

نامش «سعيد» است و نااميدي بر دل و جانش نشسته.

در حاشيه دادگاه، فرصتي پيش آمد تا با او گفت‌وگو كنيم.


سلامت: خودت را معرفي کن؟

سعيد، 23 ساله اهل شهر قدس.

سلامت: تحصيلات؟

ديپلم. داشتم خودم را براي رفتن به دانشگاه آماده مي‌کردم که اين اتفاق افتاد و حالا به جاي دانشگاه، به زندان آمده‌ام.

سلامت: با مقتول اختلاف قديمي داشتي؟

نه، او را تا روز حادثه نديده بودم.

سلامت: پس چرا با هم درگير شديد؟

آن روز من به مغازه موبايل?فروشي دوستم رفتم تا از او يک گوشي بخرم. صاحب مغازه دوستم بود. در حال شوخي با او بودم که مقتول به شوخي‌هاي من اعتراض کرد. نمي‌دانم چرا وارد شوخي ما شد. بعد با هم درگيري لفظي پيدا کرديم. آن زمان من پيش پدرم و در مغازه قصابي او کار مي‌کردم. مقتول تهديد کرد به مغازه پدرم مي‌آيد و آبروريزي مي‌کند. نمي‌دانم چرا از اين تهديد ترسيدم. به مغازه پدرم رفتم و يک کارد سلاخي برداشتم و به مغازه دوستم برگشتم. مقتول تا چاقو را در دستم ديد، يک صندلي برداشت و به سمتم آمد. من نمي‌خواستم او را بکشم، اما چاقو در شکمش فررفت و کشته شد.

سلامت: اگر نمي‌خواستي او را بکشي، چرا با چاقو به آنجا رفتي؟

فقط مي‌خواستم بترسانمش، اما در يک لحظه کنترلم را از دست دادم.

سلامت: چرا ترسيدي مقابل مغازه‌تان بيايد؟

پدرم از درگيري متنفر بود. نمي‌خواستم وارد ماجراهاي اين‌چنيني شود. آبروي او برايم مهم بود اما حالا با قتل آبروي او را بيشتر بردم و پشيمانم. اگر آن روز آن پسر به مغازه ما مي‌آمد، پدرم او را آرام مي‌کرد و کار به اينجا نمي‌رسيد.

سلامت: چه عاملي را باعث اين حادثه مي‌داني؟

عصبانيت لحظه‌اي من و مقتول. اگر خشم خود را کنترل مي‌کرديم، اين‌طور نمي‌شد. همه‌چيز در چند دقيقه اتفاق افتاد. کاش ديگر به مغازه دوستم برنمي‌گشتم. هنوز نمي‌دانم مقتول چرا وارد درگيري من و دوستم شد. دخالت بي جاي او هم موثر بود.

سلامت: الان پشيماني؟

بله، اما ديگر فايده‌اي ندارد. حالا به قصاص محکوم شده‌ام. چند روز ديگر هم حکم تاييد مي‌شود و پاي چوبه‌دار مي‌روم.

سلامت: براي گرفتن رضايت با اولياي دم صحبت کرده‌ايد؟

بله، اما پدر مقتول به هيچ‌وجه رضايت نمي‌دهد. او در جلسه دادگاه گفت اگر دادگاه حکم قصاص ندهد، خودم حکم را اجرا مي‌کنم.

سلامت: وضعيتت در زندان چگونه است؟

آنجا روزها خيلي سخت مي‌گذرد. همه هم‌بندي‌هايم جوان‌هايي هستند كه مرتکب قتل شده‌اند آن هم به‌دليل عصبانيت و نزاع‌هاي خياباني. وقتي صحبت مي‌کنيم، همه افسوس مي‌خوريم چرا زمان درگيري عصبانيت خود را کنترل نکرديم. آلت همه قتل‌ها نيز چاقو است.

سلامت: چرا با خودشان چاقو حمل مي‌کردند؟ در اين باره با هم صحبت کرده‌ايد؟

بله، الان جوان‌ها فکر مي‌کنند داشتن چاقو نشان قدرت است، اما يک درگيري ساده و عصبانيت كافي است تا زندگي آرام با چاقو تباه شود.

سلامت: حرف پاياني‌ات براي آنها که اين گفت‌وگو را مي‌خوانند، چيست؟

تا قبل از اين جنايت در مورد درگيري با چاقو خيلي داستان‌ها شنيده بودم اما زياد آنها را جدي نمي‌گرفتم تا اين اتفاق تلخ رخ داد، اما الان کسي دارد اين حرف را مي‌زند که زندگي‌اش را با يک چاقو باخته است. اگر جوانان اين گفت‌وگو را مي‌خوانند، اين هشدار من را جدي بگيرند. حمل چاقو نشان قدرت نيست و بيشتر نشان‌دهنده ترس و ضعف است. بايد سعي کنند در نزاع‌ها خود را کنترل کنند. والدين هم لازم است توجه و كنترل بيشتري روي فرزندان داشته باشند. اگر پدرم آن روز متوجه عصبانيتم مي‌شد و جلوي مرا مي‌گرفت، اين اتفاق نمي‌افتاد. کافي است نگاهي به صفحه حوادث روزنامه‌ها بيندازيد. هر روز خبرهايي از قتل‌ها چاپ مي‌شود که در بيشتر موارد آن، در نزاع و درگيري قتل با چاقو اتفاق افتاده است. من هم صفحه حوادث را مي‌خواندم و راحت از کنار اين خبرها مي‌گذشتم، حالا در زندان شاهد اعدام افرادي هستم که روزي خواننده خبرهاي اين صفحه‌ها بودند.

هشدارهاي سرهنگ رضا غني‌لو رييس مرکز اطلاع‌رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ

آسـتـانـه تـحـمـل جـوانـان پـايـيـن آمـده

شايد برايتان جالب و البته رعب‌آور و تلخ باشد اگر بدانيد: «نزديک به صد درصد زورگيري، کيف‌قاپي، شرخري، تجاوز به عنف، نزاع‌هاي دسته‌جمعي و در مجموع جرايم خشن و خياباني و 60 تا 75 درصد قتل‌هاي خانوادگي و حتي اتفاقي، با سلاح سرد انجام شده است». اين آماري است که سرهنگ رضا غني‌لو، رييس مرکز اطلاع‌رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ، به آن اشاره مي‌کند. گفته‌هاي او و هشدارهايي كه در مورد کاهش آستانه تحمل جوانان و بروز وقايع تلخ داده‌اند را مي‌خوانيد:


سلامت: جناب سرهنگ! مهم‌ترين انگيزه‌ها در وقوع نزاع‌ها به خصوص درگيري‌هاي خياباني چيست و چه تاثيري در امنيت رواني جامعه دارد؟

هر شهروند ممكن است در محيط خانواده، مكان‌هاي خصوصي، مكان‌هاي عمومي و حتي هنگام عبور از خيابان با پديده نزاع و درگيري به‌طور مستقيم يا غيرمستقيم روبرو شود. گاهي در اين درگيري‌ها، آلات و ادوات مجرمانه و حتي سلاح‌هاي گرم نيز استفاده مي‌شود و در مواردي نيز باعث قتل و برخي ديگر از پيامدهاي نزاع و درگيري خواهد شد. افزايش نزاع و درگيري مي‌تواند نگراني‌هاي اجتماعي در زمينه ترويج رفتار خشونت‌بار در جامعه، سلب امنيت اجتماعي و بر هم خوردن نظم اجتماعي ايجاد كند. علل اصلي درگيري‌ها، فحاشي، اختلاف‌هاي خانوادگي و مالي و از عوامل ديگر آن بدهكاري، برداشت محصول، خشونت قبلي، مزاحمت خياباني، تصادف، بي‌نظمي، زورگيري و ... است.

سلامت: در سال‌هاي اخير شاهد افزايش درگيري‌هاي خياباني به خصوص در ميان جوانان هستيم. علت آن چيست؟

کاهش آستانه تحمل در افراد به خصوص جوانان، ارتباط مستقيمي با وقوع درگيري دارد. کاهش آستانه تحمل باعث شده بعضي‌ها در برابر هر موضوعي سريع واکنش نشان ‌دهند بنابراين بايد در اين زمينه اقدام‌هاي موثري انجام شود. جوانان بايد بتوانند در زمان بروز مشکلات قدرت تصميم‌گيري صحيح داشته باشند و اين توانايي را در خود تقويت کنند و در برابر هر موضوع کوچکي واکنش منفي نشان ندهند.

سلامت: براساس آمار‌ها، اغلب قتل‌ها در نزاع‌هاي خياباني با چاقو انجام مي‌شود. براي حمل چاقو قانون منع‌كننده‌‌اي وجود دارد؟

حمل، نگهداري و ساخت سلاح سرد در قانون مجازات اسلامي جرم محسوب نمي‌شود، اما در مواردي از قبيل ماده 617 قانون مجازات اسلامي آمده است: «هر کس به‌وسيله چاقو يا هر نوع اسلحه ديگر تظاهر به قدرت‌نمايي کند يا آن‌را وسيله مزاحمت براي ديگر اشخاص يا اخاذي و تهديد آنان قرار دهد يا با کسي گلاويز شود، در صورتي‌که از مصاديق محارب نباشد، به حبس از 6 ماه تا 2 سال و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهدشد.»

از نظر قضات، اين‌گونه قوانين براي دستگيري مظنونان و مجازات آنها چنانچه باعث ارتکاب عمل مجرمانه نشده باشند، کفايت نمي‌کند، بنابراين نبود يک مجازات بازدارنده باعث شده که حمل سلاح سرد در جامعه ما رواج پيدا کند.

سلامت: چرا قانون ممنوعيت حمل سلاح سرد تصويب نمي‌شود؟

يکي از موانع تصويب قانون ممنوعيت ساخت و حمل سلاح سرد، تراکم لوايح ارسالي و طولاني شدن زمان بحث کارشناسي لوايح در مرکز پژوهش‌هاي مجلس و کميسيون مربوطه تا اخذ راي در صحن عمومي است. اين لايحه در نوبت انتظار به سر مي‌برد و به زودي به مرحله تصويب خواهد رسيد.

سلامت: دليل مخالفت برخي افراد با مطرح شدن اين لايحه چه بود؟

هنگام طرح اين لايحه، بعضي افراد بيان كردند که اگر چاقو نباشد، مجرمان نيات خود را با سنگ، چوب، ميله يا هر چيز ديگري اعمال خواهند كرد و نمي‌توانيم براي تمام مصاديق در دسترس بشر جرم‌انگاري کنيم اما اين يک خلط مبحث است و پليس صراحتا منظور خود را از سلاح سرد و چاقوهاي نامتعارف (کارد سنگري، سرنيزه، قداره، قمه، شمشير، زنجير تيغ‌دار، پنجه بوکس، گرز و ...) بيان کرده است.

سلامت: حمل سلاح تا چه حد در وقوع جرايم تاثيرگذار است؟

در مطالعه‌هاي انجام شده در تهران بزرگ، مشخص شد نزديک به 100 درصد زورگيري‌ها، کيف‌قاپي شرخري، تجاوز به عنف، نزاع‌هاي دسته جمعي و در مجموع جرايم خشن و خياباني و 60 تا 75 درصد قتل‌هاي خانوادگي و حتي اتفاقي با سلاح سرد انجام شده است.

سلامت: نقش ساير دستگاه‌ها در کاهش استفاده از سلاح سرد و پيشگيري از نزاع چيست؟

بايد علاوه بر دستگاه قضايي، اتحاديه‌ها نيز در صدور پروانه کسب و نوع فعاليتي که در آن صنف انجام مي‌شود، دقت کنند زيرا بيشتر کارگاه‌هاي توليد سلاح‌هاي سرد از جمله چاقوهاي نامتعارف که به‌وسيله پليس شناسايي مي‌شوند، معمولا يا پروانه کسب ندارند يا دقتي بعد از صدور پروانه بر نوع فعاليت آنها انجام نشده است.

سلامت: مردم هنگام ديدن نزاع بايد چه اقدامي انجام دهند؟

بايد ضمن حفظ خونسردي، بلافاصله موضوع را به پليس اطلاع دهند و از دخالت‌هاي بي‌مورد در درگيري پرهيز کنند. ضمن اينکه در نزاع‌هايي که چاقو و سلاح سرد وجود دارد، سعي نكنند فرد را تحريك کنند. ماموران پليس در صورت اطلاع از وقوع حادثه بلافاصله وارد عمل مي‌شوند.

پرسشي از جاويد سبحاني پژوهشگر اجتماعي

دلايـل افـزايـش نـزاع‌هـاي خـيـابـانـي چـيـسـت؟

سارا جمال?آبادي

نزاع‌هاي خياباني‌ همان‌طور كه از نامش پيداست، يك مقوله شهري است زيرا در خيابان كه يكي از مسيرهاي شهري است، رخ مي‌دهد، اما اين تعريف فقط يك روي يك حادثه است، بزرگ‌شدن شهرها، ناشناخته‌شدن افراد براي يكديگر،‌ از بين رفتن نظارت‌هاي رسمي و مردمي از يك‌سو و مشكلات اقتصادي و رفاهي و احساس نداشتن‌‌امنيت از سوي ديگر باعث تشديد چنين وقايعي مي‌شود كه گاه بي‌گناهي را در دل خاك و بي‌گناهي ديگر را پشت ميله‌هاي آهني زندان يا به پاي چوبه‌دار مي‌كشاند. در همين زمينه با جاويد سبحاني، جامعه‌شناس و پژوهشگر اجتماعي كه معتقد است بايد مهارت‌هاي زندگي را در شرايط ناايمن زندگي به افراد آموخت تا بتوان شرايط بغرنج را كنترل كرد، گفت‌وگو كرده‌ايم.


سلامت: آقاي سبحاني! گستردگي نزاع‌هاي خياباني مي‌تواند چه دلايلي داشته باشد؟

«خيابان» محلي است كه مجموعه فعاليت‌‌ها اعم از خريد و فروش و رفت و آمد اقشار مختلف در‌ آن انجام مي‌شود؛ افراد در اين بستر با يكديگر تعامل دارند اما چيزي كه آنها را به نزاع و درگيري در سطوح و شدت‌هاي مختلف مي‌كشاند، در بيشتر مواقع قبل از ورود به اين محل يعني خيابان وجود داشته اما زمينه بروز آن در خيابان فراهم شده است، حالا هر چه كنترل اجتماعي و خلاء نظارت غيررسمي مردم بيشتر شود، نزاع و درگيري‌ها بيشتر مي‌شود. به غير از اين عوامل محيطي، بافت فيزيكي، كالبدي و مبلمان شهري هم مي‌توانند در شدت گرفتن اين مساله دخيل باشند زيرا به نوعي غيرمستقيم و ناخودآگاه مي‌توانند افراد را تحريك يا تلطيف كنند. اگر بخواهيم يک جمع‌بندي كلي داشته باشيم، بايد بگوييم
3 عامل زمان، مكان و نوع روابط اجتماعي هر كدام به ميزاني در اين موضوع دخيل هستند.

سلامت: درباره خلاء نظارت غيررسمي مردم صحبت كرديد. مي‌توانيد در اين مورد بيشتر توضيح بدهيد؟

در گذشته وقتي درگيري‌اي بين دو نفر اتفاق مي‌افتاد، مردم خودشان را مسوول مي‌ديدند و براي حل و فصل درگيري و... اقدام مي‌كردند اما الان به نوعي جامعه ما دچار بي‌تفاوتي شده، نمونه‌اش قضيه ميدان كاج بود و مردمي كه شاهد اين ماجرا بودند.

سلامت: علت اين بي‌تفاوتي چيست؟

دلايل بسيار زيادي دارد اما يكي از عوامل «تنهايي در انبوه» است. يعني در عين اينكه انبوهي از آدم‌ها حضور دارند فرد خودش را تنها احساس مي‌كند. اين تنهايي مي‌تواند او را قرباني خشونت‌ كند يا مرتكب خشونت در فضايي كه افراد هيچ شناختي از يكديگر ندارند.

سلامت: اين بي‌تفاوتي اجتماعي قبلا در جامعه ما وجود نداشت؟

تا اين حد نه.

سلامت: چه چيزي باعث اين بي‌تفاوتي شده است؟

ما در جامعه‌اي زندگي مي‌كنيم كه احساس ناكامي اجتماعي شديدي در آن وجود دارد. از طرفي فضاي بسيار رقابتي در همه زمينه‌ها ديده مي‌شود، فرصت مناسب رشد و ترقي براي جوانان وجود ندارد و افراد احساس تبعيض و محروميت مي‌كنند. اين عوامل را كه با هم جمع كنيد، خيلي دور از انتظار به نظر نمي‌رسد كه خيابان به فضاي جرم و بروز ناكامي‌هاي اجتماعي تبديل شود.

سلامت: به مبلمان شهري و عوامل محيطي هم اشاره داشتيد، اين موارد تا چه حد مي‌تواند در بروز اين رفتار تاثيرگذار باشد؟

اين عوامل محيطي مي‌توانند افراد را تهييج كنند، به‌خصوص در فضاي اجتماعي‌اي كه افراد در معرض انواع ناكامي‌ها هستند و از طرفي كنترل هيجان‌ها برايشان سخت شده و از طرف ديگر هيچ آموزشي درباره كنترل اين شرايط به آنها داده نشده است.

سلامت: پس وقوع خيلي از حوادث مشابه مثل اين حادثه آخري كه رخ داده و فردي كه اصلا گمان آن را نمي‌كرد فردي را بكشد و يک شبه قاتل شود، دور از انتظار و عجيب نيست؟

نه، در چنين فضايي رفتاري رخ مي‌دهد كه به نام «رفتار موقعيتي» شناخته مي‌شود و فرد دست به رفتاري مي‌زند كه براي خودش هم غيرقابل‌ پيش‌بيني بوده است. به همين دليل آموزش مهارت زندگي به افراد جامعه ما كه به سرعت در حال تغيير و پيچيده شدن شرايط است، بسيار مهم و حياتي است، به‌خصوص در شهرهاي بزرگي مثل تهران كه ناشناختگي افراد براي همديگر و از بين رفتن هويت محله‌ها و ورود جمعيت سيال به شهر و خروج آنها از دهه‌هاي گذشته بسيار بيشتر شده است.

سلامت: و اين ناشناختگي هم به نوبه خود مي‌تواند باعث وقوع بسياري از اين نزاع‌ها و جرائم ديگر باشد؟

بله، ناشناختگي و در كنار آن احساس نظارت كمتر، چه نظارت مردمي و چه نظارت رسمي و اجتماعي به اين جرم‌ها و درگيري‌ها دامن زده است.

سلامت: خود شما تجربه و مشاهده‌هاي شخصي خاصي در اين سال‌ها در اين زمينه داشته‌ايد؟

خيلي مستقيم نه، اما به هر حال آنچه سايت‌ها و بلوتوث‌ها و فيلم‌هايي كه با تلفن‌همراه گرفته شده نشان‌ مي‌دهد، اتفاق‌هاي پيرامون ما هستند. از همين فيلم‌ها مي‌توان به تغيير رفتار مردم پي برد، تغيير رفتاري كه آنها را نه تنها به يك نظاره‌گر صرف، بلكه به تماشاگري تبديل كرده كه خيلي راحت اين صحنه‌ها را ضبط و پخش مي‌كنند.

سلامت: غير از آموزش مهارت‌هاي زندگي چه راه‌حل‌هاي ديگري وجود دارد؟ يعني در حوزه نظارت و كنترل رسمي چه كاري بايد انجام شود؟

اگر بخواهيم مشكلات به صورت اصولي و براي طولاني‌مدت حل شوند، بايد روند اقتصادي به ثبات برسد زيرا تا زماني كه مردم احساس امنيت نكنند، قيمت‌ها ثانيه‌اي در حال تغيير و بيكاري زياد باشد، اين فضا وجود دارد به‌خصوص اگر برخورد قهر‌آميز هم در كنار همه اين مشكلات وجود داشته باشد. تاكيد مي‌كنم برخورد قهرآميز و تنگ کردن فضا جز ملتهب‌تر كردن شرايط، كاري نمي‌تواند انجام بدهد. به غير از اينها مي‌توان فضاي اجتماعي را با محصولات فرهنگي تلطيف كرد، توليد شادي هاي دسته‌جمعي هم مي‌تواند تاحدي اين فشارهاي رواني را کم کند.

سلامت: و اگر اين اتفاق نيفتد؟

مردم در موقعيت‌هاي مخاطره‌آميزي قرار مي‌گيرند حتي در موقعيت‌هاي مخاطره‌آميز ساده مثل ترافيك با يك تصادف كوچك ... به علت خستگي مفرط، احساس نداشتن‌‌امنيت و نداشتن مهارت كنترل خشم رفتاري از خود بروز مي‌دهند كه باعث بروز حادثه‌اي بغرنج مي‌شود.

سلامت: مي‌توانيد يكي از بارزترين اين مهار‌ت‌ها را كه مردم ندارند و باعث بروز مشكلات و شرايط بغرنجي مي‌شود نام ببريد؟

مهارت‌‌هاي زباني! وقتي مهارت‌ زباني وجود نداشته باشد و نتوانيم با گفت‌وگو مشكلمان را حل كنيم، ناخودآگاه به سمت خشونت جسماني مي‌رويم. اگر دقت كنيد يا به مطالعه‌هايي كه انجام شده نگاهي بيندازيد، مي‌بينيد خشونت جسماني در طبقه پايين?تر اجتماعي بيشتر وجود داشته است زيرا مهارت حل اختلاف را با گفت‌وگو نداشته‌اند.

سلامت: به طبقه اجتماعي اشاره كرديد، تفاوت جنسي هم در بروز اين رفتار تاثير دارد؟

تغيير شرايط، ناامني اجتماعي، بيكاري و برخورد قهرآميز و... مي‌تواند هم روي مرد و هم زن تاثير بگذارد اما مي‌توانيم بگوييم درگيري و نزاع بين زنان (يعني زن‌ با زن) و زنان با مردان هم بيشتر از قبل شده است.

سلامت: مهارت كنترل خشم يا مهارت‌هاي ديگر زندگي مي‌‌تواند آنقدر كارايي داشته باشد كه در صورت وجودنداشتن شرايط اقتصادي و اجتماعي نامناسب؛ باز هم رفتار مردم را كنترل كند؟

به هر حال اين مهارت‌ها مي‌تواند رفتار خشونت‌آميز را به تاخير بيندازد و به افراد امكان فكركردن بدهد اما اگر شاخصه‌هاي اقتصادي و نرخ تورم در طولاني‌مدت همين فراز و فرودهاي بسيار را داشته باشد، احساس امنيت رواني تا حدي پايين‌ مي‌آيد كه امکان كنترل خشم را با وجود داشتن مهارت‌ها به مخاطره مي‌اندازد.

سلامت: پيش‌بيني‌تان در مورد شرايط پيش‌رو چيست؟

اگر فكر اساسي و بنيادي و چتر تامين اجتماعي‌ بر سر افراد گسترده شود، شرايط بهبود پيدا كند، ناكامي‌هاي اجتماعي كم و در فضاي اجتماعي امكان بروز شادي فراهم شود، شرايط بهبود پيدا خواهد كرد ولي اگر همين وضع ادامه پيدا كند و به نوعي به اين رفتار مشروعيت داده شود، بدون شك خشونت بسيار بيشتر مي‌شود و حتي به كودكان هم مي‌رسد زيرا نظاره‌گر رفتار بزرگ‌ترهاي خود هستند.

دکتر محمدمراد بيات

جامعه‌شناس

از منظر جامعه شناسي

مـنـافـع «مـن» جـايـگـزيـن مـنـافـع «مـا» شـده اسـت

در جامعه امروز ايراني 3 عامل مهم مي‌تواند كشور را به يك كشور توسعه‌يافته تبديل كند:

1) داشتن اعتقادهاي ديني راستين (و نه پيروي از خرافاتي كه هيچ ريشه ديني ندارد).

2) وجود سرمايه‌هاي انساني و استعدادهاي درخشان.

3) استفاده از منابع طبيعي و زيرزميني.

اين موارد از دلايلي است كه پيروي صحيح از آن، كشور را از سمت و سوي كشور در حال توسعه به سوي يك كشور توسعه‌يافته هدايت مي‌كند.

شايد در نگاه اول برخورد و مرور اين سه نكته با سوژه پرونده ارتباطي نداشته باشد اما وقتي كه دقيق مي‌شويم به اين نتيجه خواهيم رسيد كه فاصله گرفتن از هر كدام از موارد گفته‌شده يا زياده‌روي در انجام هر يك از اين فرامين، كشور را از حالت تعادل خارج مي‌كند و عدم تعادل در يك كشور باعث پيدايش بحران در يك جامعه مي‌شود.

مساله‌اي كه در حال حاضر كشور را تهديد مي‌كند، وجود ناهنجاري‌هايي است كه به هنجار و مسايل عادي روز تبديل شده است كه ريشه اصلي آن را بايد در رفتار برخي مسوولان جستجو كرد. بي‌توجهي برخي مسوولان باعث مي‌شود مردم نيز نسبت به يكديگر بي‌توجه باشند.

در مبحث جامعه‌شناسي ساختار سياسي هر كشور و رفتار حكومتي آن در جامعه باعث تربيت رفتارهاي مردم خواهد شد.

زماني كه نيروي انتظامي نسبت به نزاع‌هاي خياباني آنگونه كه انتظار مي‌رود سرعت عمل ندارد و ديرتر از ديگران به محل نزاع مي‌رسد، به مرور زمان اين رفتار در وجود برخي افراد نهادينه مي‌شود كه حس مسووليت‌پذيري نسبت به يكديگر را به دست فراموشي بسپارند.

عوامل سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي از دلايلي است كه مي‌تواند رفتار مردم را تحت‌تاثير قرار دهد و واژه «من» را به «ما» تبديل كند.

هرگاه حاكميت و قانون بتواند حقوق افراد را به منافع خود ترجيح دهد و واژه «ما» را نهادينه كند، مردم نيز به اين مفهوم واقعي پي خواهند برد كه تنها به فكر «منيت» و منافع شخصي خود نباشند.

هنگام نزاع و درگيري بسيار ديده شده كه ديگران در كنار خيابان ايستاده و نظاره‌گر مي‌شوند و در بسياري مواقع با تلفن‌هاي همراه خود از حادثه فيلمبرداري مي‌كنند. اين مساله تنها به اين دليل است كه قانون و حاكميت به مردم جامعه نياموخته كه حقوق ديگران را رعايت كنند و براي آن ارزش قائل شوند و به نجات افراد بروند حتي اگر خودشان در آن حادثه دچار خسارت شوند. فردگرايي و رفتن به سوي منافع شخصي روي جامعه سايه انداخته و به مرور زمان «منافع من» و «حقوق من» جايگزين واژه «ما» شده است.

در زندگي شهري به دليل اينكه افراد شناختي از هم ندارند وجود چنين رفتارهايي بسيار ديده مي‌شود و هر چه جامعه كوچك‌تر باشد افراد بيشتر نسبت به هم احساس مسووليت مي‌كنند و آسيب‌هاي رفتاري نيز به مراتب كمتر ديده مي‌شود.

بهترين راهكار براي مبارزه با اين پديده شوم رفتار متقابل و همزمان دولت و مردم با يكديگر است. بايد به حقوق يكديگر احترام بگذاريم تا همه بياموزند براي جان، مال و ناموس ديگران احترام قائل شوند.

چگونه قاتل شدم؟!

باور کنيد که اين قتل فقط يك حادثه بود! ساعت يك و نيم بود، صداي مشاجره چند جوان نمي‌گذاشت خواب مهدي عميق شود، از جا بلند شد، پشت ‌پنجره رفت، 3 جوان را ديد كه براي پيرمرد همسايه چاقو و قمه كشيده بودند و ناسزا مي‌گفتند. اول ترسيد، بعد منتظر شد تا پليس بيايد و سر و صداها بخوابد، اين‌پا و آن‌پا كرد، 20 دقيقه گذشت اما خبري نشد. براي وساطت‌ چاقويي از آشپزخانه برداشت و به جمع آنها پيوست. مي‌گويد: «اول سعي كردم آنها را آرام كنم اما ناگهان ديدم با قمه به سمت من آمدند و من را تهديد كردند.» اما چيزي نگذشته بود كه بهروز، مقتول با تيغ موكت‌بري به سمت او آمد و خواست تا ضربه‌اي به او بزند، مهدي مي‌گويد: «دستش را گرفتم، با چاقو ضربه‌اي به او زدم، برادرانش به سمت من آمدند، عقب‌عقب مي‌رفتم كه توي جوي آب افتادم، داد مي‌زدم و كمك مي‌خواستم. پسر ديگر همسايه‌مان هم به كمك من آمد. آنها را كه روي من افتاده بودند، كنار زد. وقتي بلند شدم، ديدم چاقو روي زمين افتاده، به سمت خانه رفتم تا يك چوب بياورم كه ديدم «بهروز» همان‌طور روي زمين افتاده.»

جريان دعوا ادامه پيدا مي‌كند، مهدي با ديدن اين صحنه‌ فرار مي‌كند و كار به دستگيري پدر و مادر متهم مي‌رسد. مهدي مي‌گويد: «وقتي فهميدم پدرومادرم به‌دليل فرار من دستگير شده‌اند و بهروز هم به‌دليل ضربه من به قتل‌ رسيده، براي زيارت به مشهد رفتم و بعد به شمال تا از برادرم خداحافظي كنم و بعد به تهران آمدم و بعد از خداحافظي‌هاي آخر با اعضاي خانواده‌ام بر سر خاك مقتول رفتم و با پاي خودم، خودم را به پليس معرفي كردم.»

مهدي كه خودش را جنايتكار نمي‌داند همچنين در گفت‌وگو با خبرگزاري‌ها و روزنامه‌ها گفته است: «من جنايتكار نيستم، اين قتل يك حادثه بود، آن شب من با آنها خيلي صحبت كردم اما نتيجه‌اي نداشت و‌ آنها فقط ناسزا مي‌گفتند. من خودم را كنترل كردم اما آنها دست‌بردار نبودند، ناسزاهايشان شديدتر مي‌شد تا اينكه ديگر نتوانستم خودم را كنترل كنم.»

تهراني‌ها بيشتر دعوا مي‌كنند

شرق: مردم استان تهران با 86 هزار و 628 مورد، بيشترين مراجعات نزاع را داشته‌اند. فرمانده انتظامي تهران هم اعلام كرده كه براساس آمار، نزاع و درگيري خياباني پايتخت‌نشين‌ها در رتبه اول مهم‌ترين تماس‌هاي گرفته‌شده با پليس قرار دارند. براساس همين آمار كه پزشكي قانوني اعلام كرده خراسان جنوبي كمترين پرونده نزاع را در كشور داشته است.

افزايش نزاع ها در فصل تابستان

خبرآنلاين: بيشترين دعواها در ماه‌هاي تير، مرداد و خرداد انجام گرفته است. روابط عمومي پزشكي قانوني با اعلام اين خبر گفته، آمارها نشان مي‌دهد در تابستان مردم بيش از هميشه كنترل خود را از دست مي‌دهند و دست به يقه مي‌شوند.

فصل گرم در جامعه سالم خشونت نمي?آورد

هـوا بـر خـلـق‌وخـو

تـاثـيـر دارد؟

دکتر امان‌ا… قرايي‌مقدم

جامعه‌شناس، عضو هيات علمي دانشگاه تربيت مدرس

در مورد تاثير آب و هوا بر خلق‌وخوي افراد، نظريه‌هاي فراواني وجود دارد؛ نظريه تاثير اقليم بر رفتار انسان‌ها يک نظريه بسيار قديمي است که از زمان بقراط مطرح شد و بعد از آن، بسياري از افراد معتقد بودند که اقليم، آب و هوا، گرما و سرما، کوهستاني يا زمستاني بودن محل زندگي، کنار جلگه يا دريانشيني مي‌تواند بر خلق‌وخو، رفتار و عملکرد انسان‌ها تاثيرهايي مثبت يا منفي داشته باشد. در سال‌هاي بعد هم ابن‌خلدون چنين نظريه‌هايي را در کتاب «ديوان‌ المبتدا و الخبر» خود بيان کرد.

«مونتسکيو»، «شاردن»، «راتزل»، «برونه»، «دومانژ» و خيلي از جغرافي‌دانان ديگر هم از آن کساني بوده‌اند که تئوري وجود رابطه بين گرما و سرماي هوا و رفتار و خلق‌وخو را بيان کرده‌اند. با وجود اينکه افراد بسيار بزرگي چنين نظريه‌هايي را مطرح کرده‌اند، اما مي‌توان ادعا کرد که اين قبيل باورها و تئوري‌ها چندان هم درست به نظر نمي‌رسد. در علم جامعه‌شناسي هم به اين موارد توجه مي‌شود اما نمي‌توانيم بگوييم که اين تاثيرها صددرصد و قابل تعميم به تمام مردم هستند.

در نظريه‌هاي تاثير اقليم بر رفتار افراد آمده است که متمدن‌ترين مردم دنيا در مناطق سردسيري مانند سوئد، سوئيس، دانمارک، نروژ و ساير کشورهاي اسکانديناوي زندگي مي‌کنند. يعني مناطق کوهستاني، تمدن‌پرور هستند. علت اينکه جامعه‌شناسان نمي‌توانند اين نظريه را کاملا بپذيرند اين است که مثلا با وجود گرماي هوا در جنوب کشورمان، جنوبي‌هاي ما مردمي بسيار خونگرم هستند و به‌هيچ‌وجه مدام سراغ دعوا و کتک‌کاري نمي‌روند، بنابراين مي‌توان گفت که نوع پرورش و تربيت جامعه خيلي بيشتر از آب و هوا بر رفتار و خلق‌وخوي افراد تاثير دارد.

به عبارت ساده‌تر، شرايط اجتماعي مختلف مانند بيکاري، نبود شادي و نشاط، تورم، گراني، خبرهاي نگران‌کننده و برخوردهاي نامناسب در خيابان باعث مي‌شود آمار خشونت و نزاع‌هاي خياباني بالا برود و به هيچ‌وجه نمي‌توان چنين آمارهايي را به گرم و سرد شدن آب و هوا نسبت داد.

به‌طور کلي محيط تهران و شهرهاي بزرگ، محيط پرتشنجي است. افرادي که در تهران زندگي مي‌کنند، تنها، بي‌هويت و بي‌کس شده‌اند. آنها ترس از شناخته شدن ندارند. اعصابشان به هم ريخته‌ است و با کوچک‌ترين تلنگري برافروخته مي‌شوند. اگر به عمق ماجرا هم نظر کنيم، حتما متوجه مي‌شويم که گرما باعث پرورش خشونت و چاقوکشي در جامعه‌هاي سالم نمي‌شود، بنابراين مي‌توان ادعا کرد که نمي‌توان نوع اخلاق و رفتار مردم را کاملا به طبيعت نسبت داد و ساير شرايط موجود را در نظر گرفت.

ما بايد بتوانيم تشنج و هيجان را در شهرهاي بزرگي مانند تهران از بين ببريم تا افراد دچار حس تنهايي و غم نشوند. چرا؟ چون خود احساس تنهايي و غم مي‌تواند عاملي براي بالا رفتن ميزان خشونت در بين افراد يک جامعه شود.

از منظرروان‌پزشک کودک

ريشه هاي خشونت کودکان

دکتر کتايون خوشابي

روان‌پزشک و فلوشيپ روان‌پزشکي کودک و نوجوان

معمولا رفتارهاي پرخاشگرانه در کودکان از 3سالگي بيشتر بروز پيدا مي‌کند. عوامل متعددي در رفتارهاي پرخاشگرانه و خشونت‌آميز کودکان نقش دارند. «تو زورداري»، «تو مي‌تواني همه را بزني»، «تو پهلواني»! بيان اين جمله?ها به کودکان آنها را مستعد بروز دادن رفتارهاي خشن مي‌کند.

بازي‌هاي فيزيکي مانند کشتي، رفتارهاي خشن و قلدري‌کردن را به کودک مي‌آموزد. همچنين تماشاي فيلم‌ها و سريال‌هايي که خشونت در آنها وجود دارد و حتي کارتون‌هايي که محتوايشان خشونت‌آميز است، باعث مي‌شود کودکان الگوسازي کنند. از طرف ديگر،‌ محيط متشنج خانواده، رفتارهاي پرخاشگرانه والدين با يکديگر و با فرزندان نيز کودکان را مستعد بروز رفتارهاي خشن مي‌‌کند.

معمولا پدر و مادرها به فرزندانشان ياد مي‌دهند اگر در مهدکودک يا مدرسه، از همکلاسي‌‌ات کتک خوردي، حتما او را بزن و از خودت دفاع کن، در حالي که اين شيوه تربيت صحيح نيست و منجر به ترويج و تقويت رفتارهاي پرخاشگرانه در کودکان مي‌شود.

براي اينکه رفتارهاي خشونت‌آميز در کودکان کمتر بروز کند، بهتر است کودکان را از تماشاي فيلم، کارتون، بازي‌هاي رايانه‌اي با محتواي خشونت‌آميز منع کرد. همچنين والدين بايد سعي کنند فرزندشان را در خريد فيلم‌ها و بازي‌هاي رايانه‌اي همراهي کنند و بر آن نظارت داشته باشند تا فيلم‌هايي که انتخاب‌ مي‌شوند حاوي موضوع?هاي مفيد و غيرخشونت‌آميز باشند.

علاوه بر اين، بازي‌هاي فيزيکي مانند کتک‌زدن، شوخي فيزيکي و جسمي و کشتي را محدود کنند. پدر و مادرها بايد بدانند بيان الفاظي مانند «تو قلدري»، «تو زورمندي و مي‌تواني بچه‌ها را بزني» و‌ «تو از همه قوي‌تري» مي‌تواند اين تصور را به کودک القا کند که مي‌تواند همه کارهايش را با زور و قلدري پيش ببرد تا برتري‌اش را به بقيه ثابت کند.

مشاجره‌هاي خانوادگي نيز پيام‌هاي خشونت‌باري به کودک مي‌دهند، بنابراين مشاجره والدين نبايد در حضور کودک باشد و بايد رفتارهاي پرخاشگرانه با يکديگر و کودکشان را کنترل کنند.

بايد بدانيد هماهنگي والدين در رفتار با کودک در کاهش رفتارهاي پرخاشگرانه در فرزندشان بسيار موثر است. والدين مي‌توانند روش‌هاي تنبيهي و تشويقي را براي کنترل خشونت در فرزندشان انجام دهند. مثلا اگر کودک رفتار پرخاشگرانه‌ نشان داد، او را از استفاده از اسباب‌بازي موردعلاقه‌اش محروم کنند و در صورتي که رفتار او اصلاح شد، تشويق‌هاي کلامي و غيرکلامي را فراموش نکنند و برايش جايزه بگيرند.

کتاب‌هاي بسياري هم وجود دارد که رفتارهاي عاري از خشونت را به کودکان آموزش مي‌دهد. والدين مي‌توانند اين کتاب‌ها را تهيه کنند و براي فرزندشان بخوانند و در کنار آن به کودک آموزش دهند اگر در مهدکودک يا مدرسه با خشونت روبرو شد، مسوولان مدرسه را در جريان بگذارد تا آنها برخورد لازم را انجام دهند. والدين بايد توجه داشته باشند آموزش به کودکان زمان‌بر است ولي نتيجه‌بخش خواهد بود.

هفته نامه سلامت