فيلم «پدري که دخترانش را کشت» ديدن دارد يا ندارد؟
فاصله يه حرف ساده ست بين ديدن و نديدن

دستش را مقابل چشمانش گرفته و به سختي سعي مي‌کند از ميان انگشتانش که حالا کمي ‌هم مي‌لرزند، نيم‌نگاهي به فيلمي که روي صفحه رايانه‌اش نقش بسته است، بيندازد...



فيلم که تمام مي‌شود، سرش را روي ميز مي‌گذارد و دلش مي‌خواهد گريه کند... اما نه! سنگي گلويش را فشار مي‌دهد و نه توان گريه دارد و نه تحمل پرسيدن اينکه اين چه بود که او را به تماشاي آن نشانده بودند. دور ميز خلوت مي‌شود، بعضي مي‌خندند و بعضي ديگر آهي مي‌کشند و مي‌روند. يکي هم مي‌خواهد دوباره فيلم را تماشا کند، اما او ديگر نمي‌تواند ببيند، نمي‌خواهد ببيند چگونه مردي 3 دخترش را مي‌کشد.

بعضي ديگر هم از اينکه او تا اين حد متاثر شده، تعجب مي‌کنند و حتي به شوخي مي‌گويند: «اينکه چيزي نيست، مي‌خواهي فيلم کشتن خرس‌ها را برايت بگذاريم تا حالت جا بيايد؟»

شايد اين اتفاق اين روزها براي شما هم افتاده باشد؛ وقتي دوستي، همکار يا يکي از اعضاي خانواده شما را به تماشاي فيلمي‌ دعوت مي‌کند که تازگي از اينترنت گرفته‌است فيلم‌هايي مانند شکار وحشيانه خرس و توله‌هايش يا قتل دختراني به دست پدرشان يا حتي صحنه کشتن و اعدام خاطيان که ناظران عادي گرفته‌‌اند.

چگونه مي‌توان به ديدن اين تصاوير نشست و بارها و بارها آن را دوره کرد؟ چرا بعضي توان ديدن و حتي ضبط کردن و انتشار اين فيلم‌ها را دارند و بعضي ديگر حتي توان شنيدن در مورد آنها را ندارند؟ در «موضوع ويژه» اين هفته، نگاهمان را به سمت تماشاچيان اين حوادث برگردانده‌ايم و از مناظر مختلف به اين موضوع نگريسته‌ايم.

سردار احمد کشوري فرمانده انتظامي استان کرمانشاه مي‌گويد:

پـلـيـس با مـنـتـشرکننده اين تـصاوير

بـرخـورد خـواهـد كـرد

سردار «کشوري» فرمانده انتظامي استان کرمانشاه درباره پرونده پدر سنگدل و فعاليت‌هاي نيروي انتظامي براي دستگيري متهم به خبرنگار «هفته‌نامه سلامت» پاسخ مي‌دهد:

سلامت: سردار! از چه زماني در جريان وقوع حادثه قرارگرفتيد؟

2 ساعت بعد از وقوع حادثه از طريق مادر مقتولان از حادثه مطلع شديم و اقدام‌هاي پليسي براي به دام انداختن متهم فراري آغاز شد. از آنجا که متهم از قاچاقچيان کلان اسلحه و موادمخدر بود، کار پليس براي به دام انداختن او سخت‌تر بود به همين دليل با همکاري ماموران نيروي انتظامي و کارآگاهان اداره آگاهي، تلاش براي دستگيري متهم در دستور کار قرار گرفت.

سلامت: فيلم جنايت که در اينترنت به صورت گسترده منتشر شده است، واقعيت دارد؟

بله و متاسفانه پدر بي‌رحم با ترفند انجام خريد دخترانش را از خانه بيرون برده و نقشه‌اش را اجرا کرده است. بررسي‌هاي پليس نشان مي‌دهد آنها براي استراحت در مکاني توقف کرده‌اند و دختر کوچک‌تر که بعد از مدت‌ها دوري از پدر احساس خوشبختي مي‌کرده، اقدام به تصويربرداري از زمان خوشگذراني‌شان مي‌کند که اين اتفاق مي‌افتد. فيلم موجود بخشي از فيلمي است که کارآگاهان پليس موفق به کشف آن از داخل حافظه گوشي تلفن همراه دختر متهم شده‌اند.

سلامت: چرا اين فيلم منتشر شد؟

تلاش پليس براي شناسايي عواملي که باعث گسترش انتشار اين لحظه‌هاي دلخراش شده‌اند ادامه دارد. همه اطلاعات و نتايج تحقيقات پليس براي کشف حقيقت در پرونده‌ها کاملا محرمانه است و پليس قطعا با منتشر کننده اين تصاوير برخورد قانوني خواهد كرد.

سلامت: با توجه به سابقه سياه متهم، چگونه توانست از زندان مرخصي بگيرد؟

پرونده متهم نشان مي‌دهد که او 6 سال مدام در زندان بوده و طبق قوانين و مقررات، اجازه حضور او در مراسم ازدواج دختر بزرگ‌تر صادر شده است.

سلامت: متهم اسلحه را از کجا تهيه کرده بود؟

جواب اين سوال هنوز مشخص نشده است و بازجويي‌ها از او براي کشف حقيقت همچنان ادامه دارد.

سلامت: متهم چگونه دستگير شد؟

از آنجا که گمان مي‌رفت او با استفاده از رابط‌هايي که در کار قاچاق با آنها همکاري مي‌کرد و آشنايي داشت، بعد از اقدام به جنايت از مرز خارج شود، همه راه‌هاي خروجي تحت کنترل نامحسوس ماموران پليس قرارگرفت و بازجويي از افرادي که گمان مي‌رفت با متهم در ارتباط باشند و بررسي‌هاي ميداني براي به دام انداختن پدر سنگدل انجام شد. هنگ مرزي هم در جريان ماجرا بود و کارآگاهان پليس آگاهي براي متهم فراري دام گذاشته بودند، اما چند روز پس از وقوع جنايت، متهم که از عذاب وجدان رنج مي‌برد، خود را به ماموران پليس معرفي کرد و دستگير شد.

سلامت: در حال حاضر پرونده در چه مرحله‌اي است؟

با دستگيري متهم، ماموران به مخفيگاه او رفته‌اند و موفق شده‌اند اسلحه‌اي که با آن به دخترانش تيراندازي کرده است، کشف کنند. در حال حاضر تحقيقات فني و پليسي براي روشن شدن ابعاد گوناگون پرونده ادامه دارد و به محض تکميل آن، براي بررسي‌هاي قضايي به دادگاه ارسال مي‌شود.

مـاجـرا چـه بـود؟

«مهرداد» مشهور به «مراد سيادي» قاچاقچي 53 ساله‌اي بود که وقتي براي جشن ازدواج دخترش از زندان مرخصي گرفت، اين فاجعه خونين را رقم زد و 3 دخترش را با اسلحه شکاري به قتل رساند.

مادر دلسوخته که دختر نوعروسش را از دست داده است، مي‌گويد: «براي برگزاري عروسي به اجازه مراد نياز داشتم. خيلي سختي کشيده بودم تا بتوانم طلاقم را از اين مرد قاچاقچي بگيرم، اما اين بار وضع فرق مي‌کرد و پاي خوشبختي و آينده دختر بزرگم در ميان بود. خودم به ملاقات مراد رفتم تا موضوع خواستگاري را با او در ميان بگذارم. مراد خيلي آرام شده بود. فکر مي‌کردم فضاي زندان و در بند بودن او را سر عقل آورده. وقتي درباره خواستگار دخترمان حرف زدم، به دقت حرف‌هايم را گوش کرد. بچه‌ها پدرشان را دوست نداشتند. حق هم داشتند، آنها سال‌ها به خاطر کارهاي او در ترس و دلهره زندگي کرده بودند و حالا به حکم قانون بايد منتظر نظرش مي‌ماندند. مي‌دانستم که مراد و پدر و مادرش پولي در بساط ندارند تا براي دخترمان جهيزيه تهيه کنند ولي مراد گفت با چند نفر از دوستان بيرون از زندانش حرف مي‌زند تا براي جهيزيه دخترمان مشکلي نداشته باشم. سرانجام با موافقت مددکاري زندان، مراد اجازه گرفت تا در مراسم عروسي دختر‌مان حضور پيدا کند.»

مرد 53 ساله که به شيشه اعتياد داشت، صبح روز مراسم به بهانه خريد همراه مريم و مهسا و لادن 19، 12 و 7 ساله سوار نيسان آبي رنگ مي‌شوند و از خانه بيرون مي‌روند. ساعتي از رفتن اعضاي خانواده مي‌گذرد و مادر خانواده در خانه مشغول تدارک مراسم ازدواج بوده که همسرش را مضطرب در پاشنه در مي‌بيند. شوهرش نفس‌نفس‌زنان با اسلحه‌اي در دست، با لکنت مي‌گويد که منتظر دخترها نباشد چون آنها هرگز برنمي‌گردند. مرد تبهکار به همسرش مي‌گويد: «مي‌خواستم بچه‌ها را راحت کنم، مي‌دانستم چه زجري در زندگي مي‌کشيدند و آنها را با اسلحه کشتم.» زن که شوکه شده، در جا خشکش مي‌زند. همسر مراد به کلانتري روستاي «تختگاه» کرمانشاه مي‌رود و پليس را در جريان اين ماجراي هولناک قرار مي‌دهد. با مخابره شدن اين گزارش، ماموران خود را به نزديکي رودخانه‌اي در روستاي «کمررش» مي‌رسانند و تحقيقات ميداني آغاز مي?شود و اجساد مريم و مهسا و لادن را غرق خون، پيدا مي‌کنند. بررسي‌ها نشان مي‌داد قربانيان همراه پدر از روستاي تختگاه حرکت کرده‌اند و قصد داشته‌اند براي مراسم ازدواج لباس بخرند ولي در مسير با اسلحه شکاري پدر غافلگير و قرباني سرنوشت هولناکي مي‌شوند. دختران جوان با 9 گلوله پدر سنگدل به قتل رسيده بودند. در کنار جسد اين دختران، گوشي تلفن همراهي به چشم مي‌خورد. وقتي افسران جنايي اين گوشي را بررسي كردند، در آن فيلمي يافتند که پرده از جزييات جنايت برمي‌داشت. صحنه‌هايي از اين فيلم نشان مي‌‌داد پدر سنگدل چگونه با اسلحه شکاري 3 دختر جوانش را به قتل رسانده است.

دكتر علي گرانمايه مدرس ارتباطات در دانشگاه آزاد اسلامي مي?گويد:

بـعـضـي?هـا خـشـونـت را مـي?بـلـعـنـد

سلامت: خيلي‌ها اعتقاد دارند رسانه‌ها در ترويج خشونت نقش بسيار زيادي دارند و نبايد بسياري از حوادث خشونت‌آميز در رسانه‌ها مطرح شود. اين ديدگاه تا چه حد درست است؟

در نظريه‌هاي رسانه و خشونت، سه نوع مخاطب در مواجهه با خشونت در رسانه‌ها تفكيك مي‌شوند؛ گروه اول، مخاطباني هستند كه خشونت تاثير زيادي روي آنها دارد. اين گروه به دو بخش تقسيم مي‌شوند؛ بخش اول با وجود تاثيرپذيري?شان ديگر آنقدر تصاوير خشونت‌آميز ديده‌اند كه نسبت به آن بي‌تفاوت شده‌اند. مثال واضح آن مقايسه رفتار مردم در گذشته و حال است. در گذشته اگر مردم دعوا و زد و خورد را مشاهده مي‌كردند، سعي مي‌كردند طرفين را آشتي دهند اما الان مردم نگاه مي‌كنند و برخي مواقع فيلم هم مي‌گيرند. بخش دوم از گروه اول كساني هستند كه خشونت را در ذهنشان مي‌بلعند بدون آنكه تاثيرش را بدانند. در حقيقت اين افراد از ديدن خشونت‌ لذت مي‌برند. گروه دوم از مخاطبان افرادي هستند كه داراي زمينه‌هاي روان‌پريشي و پرخاشگري هستند و براي تخليه انرژي و هيجاناتشان از خشونت استفاده مي‌كنند. گروه سوم، افراد طبيعي و عادي هستند كه در برابر خشونت مقاومت مي‌كنند و با ديدن صحنه‌هاي خشونت، متاثر و نگران مي‌شوند. براساس اين نظريه‌ها، رسانه در كاهش يا افزايش خشونت در جامعه نقش دارد. از سوي ديگر رسانه‌ها داراي تنوع موضوعي اعم از فيلم، سريال، موسيقي جنگ و... است. زماني كه اين تنوع‌ها كم باشد و برنامه‌هاي سرگرم‌كننده، مخاطب را اقناع نكند صحنه‌هاي خشونت‌آميز بيشتر ديده مي‌شود و ما در بلندمدت با نسل جوان و ميانسالي مواجه هستيم كه رفتارهاي خشونت‌آميز دارند.

سلامت: علاوه بر رسانه‌هاي جمعي در حال حاضر شاهد استفاده از وسايلي مانند موبايل و بلوتوث هستيم. در حقيقت آدم‌ها به نوعي خودشان رسانه شده‌اند. اين مساله در رواج خشونت در جامعه چه ميزان تاثير دارد؟

كاملا درست است. درحال حاضر تلفن همراه سرگرمي افراد شده است و از كودك گرفته تا آدم ميانسال از موبايل براي سرگرمي استفاده مي‌كنند. در اين بين تجاوز به حريم خصوصي افراد نيز اتفاق مي‌افتد. در حقيقت وسايل چندرسانه‌اي مانند موبايل جايگزين سرگرمي و انواع تفريح‌ها شده است. بايد بدانيد بلوتوث به دليل آنكه شامل موضوع‌هاي مختلف اعم از اخلاقي و غيراخلاقي مي‌شود در طولاني‌مدت فضاي رواني جامعه را به خطر مي‌اندازد. خيلي?ها روي گوشي‌هاي خود بلوتوث‌هاي غيراخلاقي دارند كه به مرور زمان باعث بيماري‌هاي رواني و آلوده‌شدن زندگي خصوصي افراد مي‌‌شود. علاوه بر آن براي نوجوانان نيز بلوغ زودرس مي‌آورد. موبايل يك وسيله چندرسانه‌اي است كه كاركردهاي مثبتي دارد اما در عين حال براي نوجوانان و جوانان مي‌تواند مخرب نيز باشد.

سلامت: چگونه مي‌توانيم در مورد استفاده از اين وسايل ارتباطي به جوانان آموزش دهيم؟

متاسفانه هيچ‌كس در زمينه‌ آموزش متولي نيست و برنامه‌ريزي مشخصي براي آن وجود ندارد. آموزش و پرورش نقش اصلي را در آموزش بچه‌ها دارد و بايد هم به خانواده‌ها و هم به بچه‌ها آموزش‌هاي لازم در زمينه استفاده درست از وسايل ارتباط جمعي را بدهد.

سلامت: رسانه‌ها چگونه مي‌توانند آموزش‌هاي لازم را در اين زمينه به مخاطبشان ارائه كنند؟

متاسفانه ساليان سال است كه رسانه ملي، اينترنت و موبايل را رقيب خود مي‌داند و مدام اينترنت را فضايي معرفي مي‌كند كه آلوده است و محتوايش را مناسب نمي‌داند. اين در حالي است كه مدام تبليغ اينترنت پرسرعت را مي‌كند. راديو و تلويزيون بايد نگاه سياسي رقابت‌آميز به اينترنت را به آموزش تبديل كنند و بخشي از برنامه‌هاي خود را به آموزش استفاده از رسانه‌ها اختصاص دهند. من به شخصه تاكنون برنامه آموزشي‌اي در مورد استفاده صحيح از اينترنت در راديو و تلويزيون نديده‌ام.

پرسشي از دکتر مجيد ابهري رفتارشناس و استاد دانشگاه شهيد بهشتي

خـشـونـت چـگـونـه در جـامـعـه پـخـش مـي?شـود؟

دکتر مجيد ابهري، رفتارشناس و استاد دانشگاه شهيد بهشتي به علل بروز خشونت در کشور مي‌پردازد و در گفت‌وگو با خبرنگار هفته‌نامه سلامت مي‌گويد: «خشونت و بي‌تفا‌وتي، از بيماري‌هاي رواني هستند که جامعه امروز بشري را درگير خود کرده?اند.» افزايش خشونت در جامعه و گسترش آن در بعضي از رسانه‌ها و به‌وسيله اشخاص از طريق تلفن همراه، يک زنگ خطر است که اگر براي آن چاره‌انديشي نشود، بي‌شک جامعه گرفتار معضلات بد رفتاري خواهد شد. او با اشاره به بي‌تفاوتي انسان‌ها نسبت به يکديگر خاطرنشان مي‌كند: «مشکلي که در حال حاضر با آن روبرو هستيم، بي‌تفاوتي افراد نسبت به وقوع جرم است. بي‌تفاوتي مردم در حادثه سعادت آباد باعث شد 2 نفر براي هميشه با زندگي خداحافظي كنند.» قتل?هاي آشکار و آزارهاي خياباني‌، مزاحمت‌ها، قانون‌شكني‌ها و جامعه‌ستيزي‌ها باعث مي‌شود بعضي افراد سكوت را به اعتراض ترجيح دهند. نتيجه اين سكوت، افزايش خشونت در سطح جامعه است و تا جايي پيش مي‌رود كه عكس‌ها، تصاوير فجيع و آزاردهنده در گوشي‌هاي همراه دست به دست مي‌گردند يا بلافاصله روي اينترنت قرار مي‌گيرند.»
بي?اخلاقي‌ها درشت‌نمايي نشود

عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي مي‌گويد: «درشت?نمايي بي‌اخلاقي‌‌ها و بدرفتاري‌‌ها به‌وسيله بعضي از رسانه‌ها، آثار و عوارض جدي در کشور خواهد داشت که يکي از آنها، خشونت آشکار در سطح جامعه است.» گسترش نمايش فيلم‌هايي با صحنه‌هاي خشن در شبكه‌هاي تلويزيوني، كامل‌كننده خشونت‌هاي دوران كودكي و نوجواني است. منظور از خشونت‌هاي دوران كودكي و نوجواني، بازي‌هاي رايانه‌اي سرشار از صحنه‌هاي هيجاني و خشن، تنبيه‌هاي بدني و آزارهاي عاطفي در خانواده است. انجام اعدام‌ها در ملاءعام نيز اگرچه ممكن است در كوتاه‌مدت باعث كاهش جرم و جنايت شود اما در درازمدت تاثير منفي رفتاري ناشي از آن را مي‌توان در جوانان و نوجوانان مشاهده كرد. عادي جلوه‌دادن مرگ و بيان اخبار حوادث و وقايع در رسانه‌ها بدون كالبدشكافي و علت‌شناسي از يك سو و نمايش فيلم‌هايي با صحنه‌هاي خشن و ضبط وقايع درگيري با تلفن‌هاي همراه و انتشار آنها در جامعه از سوي ديگر، باعث شعله‌ورشدن رفتارهاي خشن مي‌شود.
دلايل علاقه به انتشار فيلم‌هاي خشن

ابهري معتقد است 2 گروه از افراد به تماشاي اين‌گونه صحنه‌ها تمايل دارند؛ گروه اول اشخاصي هستند كه به دليل كنجكاوي به‌ اين‌گونه فيلم‌ها و عكس‌ها علاقه دارند و در نهايت باعث آزار و اذيت رواني خود مي‌شوند. گروه دوم، به علت روحيه خشونت‌طلبي، آزارجويي و تبليغ خشونت نسبت به قراردادن اين‌گونه عكس‌ها و فيلم‌ها در سايت‌هاي مختلف و تماشاي آنها اقدام مي‌كنند.
مبارزه با خشونت به برنامه‌ريزي نياز دارد

اين رفتارشناس با بيان اين مطلب که گسترش فروش سلاح‌هاي سرد و گرم در ايجاد خشونت نقش عمده‌اي دارد، مي‌گويد: «محروم‌کردن بزهكاران شناسنامه‌دار از امتيازهاي اجتماعي، بي‌توجهي به روح و روان بزهكاراني كه از زندان آزاد مي‌شوند يا مرخصي مي‌گيرند، در وقوع حوادث اينچنيني نقش بسزايي خواهند داشت.» مبارزه با خشونت آشکار، بدون برنامه‌ريزي امکان‌پذير نخواهد بود. اگر آموزش‌هاي رفتاري و مديريتي در سطح جامعه و كنترل رفتارهاي زندانيان در دوران مرخصي و زندان اجباري شود، مي‌تواند از وقوع بسياري از جرايم جلوگيري كند.
شادي‌هاي جامعه را جدي بگيريد

مجيد ابهري، شادي و نشاط را در کنترل خشم و جلوگيري از بروز خشونت بسيار موثر مي‌داند و مي‌گويد: «روابط عاطفي دوستانه، رفت‌وآمدهاي فاميلي و خانوادگي، ورزش‌هاي عمومي، پياده‌روي‌هاي خانوادگي و تفريح‌هاي گروهي از اصلي‌ترين محورهاي رفاه فكري و شادي‌ساز در جامعه هستند.» اگر مديريت كنترل رفتارهاي هيجاني در جامعه گسترش يابد، كمتر شاهد بروز جنايت به دليل خشم خواهيم بود.

يادداشت مهمان

احمد پوري

مترجم و نويسنده

مرگ در نمايي نزديک

اخيرا در اينترنت به تيتر خبري که فيلم راجع به آن هم ضميمه بود، برخوردم: «مردي در کرمانشاه 3 فرزند خود را کشت.» گويا يک نفر هم از تمام اين صحنه‌ها فيلم گرفته بود. من شخصا قادر به ديدن فيلم نبودم و درنتيجه نمي‌دانم چگونه اين فيلم را گرفته‌اند و اصولا اين فرد چرا به کمک فرزندان بخت‌برگشته نرفته است. جزييات اين مساله مهم نيست. اينکه چنين فيلمي در رسانه‌اي غول‌پيکر همگاني شود و عده‌اي به ديدنش اشتياق داشته باشند، برايم حيرت‌آور بود. ظاهرا با تفکر و حيرت نمي‌توان دليلي براي اين کار يافت. اينجاست که بايد روان‌شناسان و آنهايي که پيشه گشت و گذار در درون انساني و کشف هزاران پستوي تاريک آن را دارند به کمک بيايند اما من به صورت نيم‌بند به اين نتيجه رسيدم که شايد تماشاي چنين صحنه‌هايي براي لحظاتي آن مرداب‌هاي به ظاهر خاموش روح انساني را که رودخانه‌هاي سرکوب و خشم و ناتواني از ايستادن در مقابل زور و قلدري چه از سوي طبيعت و چه از طرف اجتماع در آن ريخته‌اند به جوش و خروش مي‌آورد و حس انتقامي کور را در وجودش ارضا مي‌کند. تحليل اين ماجرا هر چه مي‌خواهد باشد اما پديده دردآور شاهد بودن چنين صحنه‌هايي به ظاهر براي همدردي با قربانيان يا در مواردي مانند اعدام در ملاء?عام براي ابراز خوشحالي از اينکه گناهکاري به جزاي اعمالش رسيده، فقط لايه بيروني ماجراست. به نظر مي‌رسد بشر تا زماني که ناگزير از بلعيدن خشم و اعتراض خود باشد هميشه در پي ابراز غيرمستقيم آن درخواهد آمد و هيچ جاي تعجب نخواهد داشت اگر ببينيم انساني در ظاهر بسيار مهربان و آرام پيش از سرزدن آفتاب به ميدان عمومي شهر برود تا جايي براي خود نزديک جرثقيل اعدام بيابد و جان دادن يک نفر را آويزان در هوا از نزديک تماشا کند.

يادداشت مهمان

کيوان کثيريان

روزنامه?نگار و عضو شوراي سردبيري سايت «خبرآنلاين»

همه دنيا بدانند در همه دنيا

چه خبر است

متاسفانه از ديدن فيلم‌هاي ناراحت‌کننده موجود در دنياي مجازي گريزي نيست. در دنيايي که مقتضيات و جبر زمانه‌اش، گسترش رسانه‌هاي جمعي و تبديل‌شدن هر فرد به يک رسانه است، نمي‌توان مقابل اين اتفاق و امثال آن‌ ايستاد؛ اتفاقي که يک روي سکه‌اش چه بخواهيم و چه نخواهيم «اطلاع‌رساني» است. اما جنس اين اطلاع‌رساني متفاوت از نحوه اطلاع‌رساني رسانه‌هاي رسمي است که با معيارهاي حرفه‌اي و با رعايت اخلاق ژورناليستي به انتشار اخبار دست مي‌زنند و از گزارش برخي تصاوير يا اخبار به دليل رقت‌آور و آزاردهنده‌‌بودن براي مخاطب و جريحه‌دارکردن احساسات و عواطف عمومي، خودداري مي‌کنند.

اما اينترنت رسانه‌اي بي‌در و پيکر است؛ قانون برنمي‌دارد و هر فردي مي‌تواند هر آنچه مي‌خواهد با صلاحديد خودش منتشر يا بازنشر کند. طبيعي هم هست، چرا که اين اتفاق جزيي از «جريان آزاد اطلاعات» است که دنيا به سمت آن حرکت مي‌کند. حتي اگر ما به عنوان اصحاب رسانه يک اتفاق را - با هدف مراعات اخلاق حرفه‌اي و رعايت احساسات مردم- به صورت ناقص و محدود منتشر کنيم؛ اگر کسي اراده کند، مي‌تواند با يک جست‌‌وجوي ساده در فضاي وب در جريان کامل ماجرا قرار بگيرد. با اينکه بسياري از رسانه‌ها براي برخي تصاوير، رده‌بندي سني دارند و حتي به مخاطبان خود هشدار مي‌دهند که برخي فيلم‌ها مي‌تواند به دلايل بسيار باعث آزار آنها شود؛ باز هم اگر مخاطبي بخواهد، مي‌تواند از تمام اين هشدارها بگذرد و با ميل خود به تماشاي اين صحنه‌ها بنشيند.

اما اگر فيلم‌هاي مستهجن، شخصي و غيراخلاقي را که به خاطر منافع غيراخلاقي و سودجويانه منتشر مي‌شوند از اين گروه خارج کنيم، در نهايت امر، فيلم‌هايي که جنبه اطلاع‌رساني دارند هر چقدر هم که فجيع باشند، مي‌توانند نگاه ما را به جامعه پيرامون و حتي جامعه جهاني واقعي‌تر کنند. گويي اين فيلم‌ها مي‌گويند: «همه دنيا بايد بدانند که در همه دنيا چه خبر است» با اين وصف در هر شرايطي، دانستن و دانايي در عصر اطلاعات از ندانستن و ناآگاهي بهتر است.

اگرهم از جنبه ديگري به اين فيلم‌ها نگاه کنيم با «جادوي تصوير» روبرو مي‌شويم. آيا در طول تاريخ کم بوده‌اند افرادي که اعضاي خانواده خود را کشته‌اند و ما خبرش را خوانده‌ايم؟ آيا به دليل ناکارآمدي قوانين شکار، کم بوده‌اند حيواناتي که وحشيانه قرباني شکارچيان غيرمجاز شده‌اند؟ آيا بارها نشنيده‌ايم فردي همسر يا فرزندانش را کشته، شقه‌شقه کرده، در يخچال گذاشته و حتي خورده است؟ پس چه مي‌شود که حالا با ديدن فيلم کشته‌شدن خرس‌ها يا کشته‌شدن سه دختر به دست پدرشان يا حتي تماشاي فيلم يک اتفاق غيراخلاقي در زمين ورزش، موج‌هاي گسترده اجتماعي به راه مي‌افتد که با آن شنيدن‌ها و خواندن‌هاي هميشگي به راه نمي‌افتاد؟ همه اينها ناشي از «جادوي تصوير» است که ما را پاي ديدن صحنه‌اي واقعي مي‌نشاند و زهر فاجعه را به جانمان مي‌ريزد. اين مساله با خواندن يک خبر يا شنيدن شرح آن تفاوت اساسي دارد.

پس حالا که کاري از دستمان برنمي‌آيد، بهتر است به جاي آنکه دنبال پاک‌کردن صورت مساله باشيم و مذبوحانه تلاش کنيم جلوي انتشار اين قبيل فيلم‌ها را بگيريم، از اين تهديد فرصت بسازيم و براي علت‌يابي و رفع ريشه‌هاي مشکل استفاده کنيم. ببينيم چرا اعتياد و فقر اين همه گسترش پيدا کرده و بي‌اعتنايي به آنها چه تبعاتي را مي‌تواند در پي داشته باشد؟ چرا يک پدر به جايي مي‌رسد که 3 دخترش را با چنين وضعيتي مي‌کشد يا چرا حيوانات مورد چنين ظلم آشکاري قرار مي‌گيرند؟ چرا وضعيت فرهنگي ورزش ‌ما به اينجا رسيده که در زمين ورزش و در مقابل چشم بسياري، اتفاقات زشت و زننده‌اي رخ مي‌دهد؟

گرچه برخي از اين فيلم‌ها به عواطف عمومي لطمه مي‌زنند، بعضي از آنها حتي بهداشت رواني جامعه را به مخاطره مي‌اندازند و نمايش برخي از آنها به ساختار اخلاقي اجتماع صدمه وارد مي‌کنند اما در هر حال ما بايد از اين مستندسازي‌ها براي حل مشکلات کلان اجتماعي کمک بگيريم. با اين حساب به گمان من وجه مثبت اين فيلم‌ها بروجه منفي‌شان مي‌چربد و مي‌تواند با تحريک افکار عمومي و تلنگرزدن به مردم و مسوولان مربوطه منشاء تغييراتي مثبت در سطوح مختلف جامعه باشد.

يادداشت حقوقدان

حسن عرب

وكيل پايه يك دادگستري

انتشـار تصاويـر خشن جرم نيـست

قانون‌گذار در ماده 2 قانون مجازات اسلامي نسبت به تعريف جرم مي?گويد: «فعل يا ترك فعل كه در قانون براي آن مجازات تعيين شده باشد، جرم محسوب مي‌شود لذا فعل يا ترك فعل را كه در قوانين و مقررات موضوعه صريحا جرم محسوب نشده است، نمي‌توان جرم دانست لذا اصل قانوني‌بودن جرم و مجازات موردقبول قانونگذار جمهوري اسلامي ايران قرار گرفته است و حتي طبق فتواي حضرت امام خميني (قدس‌سره) قضات ماذون حق تعيين كيفر و تعريز اشخاص را براي اعمالي كه قانونا كيفري از براي آنها نشده است، ندارند.»

با اين مقدمه معلوم مي‌شود قانونگذار در قوانين جاريه از جمله قانون مجازات اسلامي و همچنين جرائم رايانه‌اي يا مخابراتي، هيچ‌گونه جرمي براي ارسال‌كنندگان تصاوير خشن از جمله تصاوير قتل‌هاي خياباني و نزاع‌هاي خياباني، سرقت‌هاي مسلحانه تعيين نكرده است. نمونه‌اي از اين بلوتوث‌ها از جمله نحوه قتل مرحوم روح‌ا... داداشي، حادثه ميدان كاج سعادت‌آباد، حادثه پل مديريت تهران و... به وسيله عابران تهيه و ارسال شده است كه در برخي از موارد اين بلوتوث‌ها به عنوان سند ومدرک به‌وسيله پليس و مراجع قضايي مورد استفاده قرار گرفته است. نمونه‌اي از آن را مي‌توان در برنامه شوك كه شبكه 3 سيماي جمهوري اسلامي پخش مي‌شود، مشاهده كرد كه در آن تصاوير سرقت طلافروشي كه عابران و با موبايل ضبط كرده‌اند، مورد استشهاد قرار گرفته است، بنابراين به دليل نبودن قانون براي ضبط و پخش تصاوير خشن، با توجه به اينكه اصل بر قانوني‌بودن مجازات است، جرم محسوب نمي‌شود و فقط قانون‌گذار به استشهاد قانون جرايم رايانه‌اي و مخابراتي كه در تاريخ 5/3/1388 به تصويب مجلس شوراي اسلامي و در تاريخ 20/3/1388 به تاييد شوراي نگهبان رسيده است، مستندا به مواد 14، 15، 16 و 17 فقط تهيه‌كنندگان و منتشركنندگان تصاوير مستهجن يا پخش صورت، تصاوير و فيلم‌هاي خانوادگي را جرم دانسته و اشعار مي‌دارد كه هر كس به وسيله سامانه‌هاي رايانه‌اي يا مخابراتي يا حامل‌هاي داده محتويات مستهجن را منتشر يا توزيع يا توليد يا ذخيره يا نگهداري كند، به حبس از 91 روز تا 2 سال يا جزاي نقدي از 5 تا 40 ميليون ريال يا هر دو مجازات محكوم خواهد شد.

همچنين قانونگذار كساني را كه از اين طريق اقدام به ارسال صورت يا تصوير يا فيلم خصوصي يا خانوادگي يا اسرار ديگري بدون رضايت او، جز در موارد قانوني، منتشر كنند يا در دسترس ديگران قرار دهند، به نحوي كه منجر به ضرر با عرفا موجب هتك و حيثيت او شود، مجرم دانسته و مجازات حبس از 91 روز تا 2 سال يا جزاي نقدي از 5 ميليون تا 40 ميليون ريال يا هر دو مجازات را مقرر داشته است.

هفته نامه سلامت