خانواده‌ها به دلايل گوناگون دچار آسيب‌پذيري مي‌شوند. در چنين شرايطي والدين در پرورش و تربيت کودکان خود ناموفق هستند. آسيب‌پذيري در خانواده به دليل مرگ، طلاق، بيماري‌هاي مزمن، الکليسم، اعتياد، نارسايي رشد و تکامل در کودکان اتفاق مي‌افتد. اين بحران‌ها اغلب موجب تغيير شيوه زندگي مي‌شود. کودکان در چنين شرايطي امکان دسترسي به نيازهاي اوليه خود را ندارند و نمي‌توانند از والدين خود بهره بگيرند...





گروه‌هايي از جمعيت بنا به علل غيرقابل اجتناب، بيش از ديگران در معرض خطر بيماري‌ها و آسيب قرار دارند که آسيب‌پذير ناميده مي‌شوند.


هر عاملي که اين خطر را افزايش دهد مي‌تواند فرد را جزو گروه آسيب‌پذير قرار دهد.





اهميت تعيين گروه‌هاي آسيب‌پذير


به دليل آنکه فراهم کردن کليه خدمات براي تمام افراد جامعه ميسر نيست بايد مشخص شود که در موقعيت‌هاي خاص کدام افراد يا گروه‌هاي خاص نياز به کمک بيشتري دارند. سپس با استفاده از امکانات موجود چه از نظر منابع مالي و چه نيروي انساني خدمات مورد نظر آنان را ارايه کرده و از پيامدهاي آسيب‌پذيري تا حدودي در خانواده پيشگيري کرد.





عوامل خطر


قرار گرفتن در يک گروه سني خاص به خودي خود موجب خطر نمي‌شوند ولي افرادي که کمتر از پنج سال و يا بيشتر از 65 سال دارند به علت عوامل فيزيولوژيکي که تحت تاثير آن قرار دارند بيش از ديگران به امراض گوناگون دچار مي‌شوند. جنسيت به طور مستقيم تعيين‌کننده خطر و آسيب‌پذيري نيست ولي هر دو جنس به علت بيماري‌هاي مربوط به جنسيت خود در معرض خطرات متفاوتي هستند. فعلا زنان به علت بارداري و زايمان جزو گروه‌هاي آسيب‌پذيرند و مردان به علت انجام کار در محيط‌هاي کاري گوناگون تحت تاثير خطرات خاصي هستند. جوامعي که دچار فقر اقتصادي شديد و بالا بودن تعداد سالمندان، بالا بودن نسبت مادران باردار، بالا بودن تعداد کودکان هستند در معرض خطر محسوب مي‌شوند. خانواده‌هاي پرمشکل نيز که دچار مسايل بهداشتي و اقتصادي و اجتماعي هستند جزو گروه‌هاي در معرض خطر محسوب مي‌شوند. آسيب‌پذيري با رفتار غيربهداشتي و مخاطره‌آميز همراه است. براي تشخيص آسيب‌پذيري در جامعه و شناخت گروه‌هاي آسيب‌پذير بايد ميزان اعتياد به سيگار، مواد مخدر و داروها را بررسي کرد. خود درماني، مراجعات مکرر به مطب پزشکان، خريد بي‌مورد داروها و استفاده بي‌رويه از آنها خود از عواملي هستند که سلامت را تهديد کرده و گروه‌هاي متعدد را در معرض خطر قرار مي‌دهند.





5 خانواده‌ آسيب‌پذير


انواع شايع خانواده‌هاي آسيب‌پذير پنج نوع است که در ادامه درباره آنها توضيح خواهيم داد.


1 خانواده‌هاي تک‌سرپرست: اغلب اين خانواده‌ها به دليل مرگ يکي از والدين يا طلاق و جدايي و ترک خانواده ايجاد مي‌شوند. کودکان در چنين خانواده‌هايي دچار محروميت از مهر والدين شده و اغلب والدين قادر نيستند که به ميزان کافي به کودکان خود عشق بورزند. اگر چنين شرايطي ادامه يابد کودک دچار سرخوردگي و نارسايي رفتاري خواهد شد. تحقيقات انجام شده نشان مي‌دهد که اين‌گونه کودکان دچار فقدان موفقيت در تحصيل مي‌شوند و يادگيري در ‌آنها کاهش شديد را نشان مي‌دهد.


2 خانواده‌‌هاي نوجوان: خانواده‌هاي نوجوان خانواده‌هايي هستند که در سنين نوجواني نقش والدين را بر عهده گرفته و در حالي که فرد هنوز بايد وظايف تکاملي خود را انجام دهد، عهده‌دار نقش والدين مي‌شود. اين مساله موجب مي‌شود که وظايف خود را در برابر نوزاد و شيرخوار نتوانند انجام دهند. دانش کم و چنين وضع رواني موجب سهل‌انگاري در امر مراقبت شده و سبب بي‌توجهي و غفلت از کودک و مورد آزار قرار گرفتن او مي‌شود.


3 خانواده‌هاي با ناپدري و نامادري: خانواده‌هايي هستند که به دليل ازدواج مجدد والدين تشکيل مي‌شوند. اين خانواده‌ها اغلب شامل مادر، فرزند بيولوژيکي (حاصل از ازدواج قبلي) پدر و فرزندان وي يا پدر بدون فرزند هستند. اغلب اين خانواده‌ها با مشکلات بهداشتي جدي روبه‌رو هستند و هنگام بروز مشکل براي کودکان خانواده مسووليت‌پذيري والدين مختل مي‌شود زيرا هر يک از والدين خود را والدين رسمي کودک نمي‌دانند. دانش کودکانه در رابطه با طلاق، ازدواج و رابطه دوستانه و صميمانه والدين کمک زيادي به استحکام خانواده مي‌کند. والدين جديد خود را بايد آماده سازند که همان‌گونه رفتاري با فرزند همسر خود داشته باشند که با فرزند خود دارند تا ميزان بحران‌ها در خانواده کاهش يابد. به کودکان بايد اجازه داده شود تا به والدين اصلي خود عشق بورزند و آنها را دوست داشته باشند. براساس سن کودک مي‌توان به وي اجازه داد تا زمان مورد نيازش را با والدين اصلي خويش بگذراند.


4 خانواده‌هايي که والدين هر دو شاغل‌اند: محققان معتقدند اگر چه تفاوت زيادي بين شرايط رشد و تکامل جسمي، رواني، اجتماعي کودکان، مادران شاغل و غيرشاغل وجود ندارد، با اين حال توصيه مي‌شود که مراقبت‌ها از کودکان در منزل به وسيله والدين انجام گيرد يا حداقل مراقبت‌کنندگان از شخصيت‌هاي مشابه والدين برخوردار باشند. آنها معتقدند که ارتباطات درون خانواده نقشي اصلي را در رشد و تکامل خانواده به عهده دارد.


5 خانواده‌هايي که فرزند‌خوانده دارند: متخصصان پرورش کودک معتقدند که والدين بايد به فرزندخوانده خود واقعيت را هر چه زودتر پيش از بروز مشکلي بيان کنند و آ‌نها را در جريان امر قرار دهند. اين موضوع نبايد به گونه‌اي طرح شود که کودک احساس کند مورد علاقه والدين نيست.


هفته نامه سلامت