تلاش برای سرپرستی یک کودک

کارشناسان می گویند قانون حضانت از کودک باید آسان تر شود


آیا صرفا فقط زوج هایی که توانایی بچه دار شدن را ندارند باید از امکانات فرزندخواندگی استفاده کنند؟ آیا خیلی دور از ذهن نیست که زوجی علی رغم داشتن فرزند خودشان، کودک بی سرپرست دیگری را با هدف کمک رسانی، هم به جامعه و هم خود آن کودک به فرزندی قبول کنند؟

معمولا زوج هایی که توانایی بچه دار شدن ندارند این عدم قابلیت به یکی از آنها منتسب می شود. به نظر شما برخورد هریک از آنها با شریک دارای مشکل چگونه است؟

روش متداول تر این است که اگر مشکل از ناحیه زن باشد مرد بعد از مدتی یا طلاق می دهد یا تجدید فراش می کند، ولی اگر مشکل از ناحیه مرد باشد تعداد اندکی از زنان به این بهانه خواستار جدایی می شوند و بیشترشان با متانت تمام به زندگی مشترکشان ادامه می دهند. شما این دو رفتار متفاوت را چگونه ارزیابی می کنید؟

پذیرش کودکان بی سرپرست و یتیمان به فرزندی، خواه به منظور کمک به آنان و خواه در جهت رفع نیازهای معنوی پدران و مادران که به هر دلیل فاقد فرزند هستند، از دیرباز در جوامع بشری معمول و مرسوم بوده است. از این رو، پذیرفتن فرزندی که فرزند واقعی و طبیعی زوجی محسوب نمی گردد، تحت عنوان فرزندخواندگی در جوامع گوناگون از سابقه ای طولانی برخوردار است و در زمان ها و نظام های مختلف حقوقی شرایط و آثار متفاوتی دارد. با توجه به دیدگاه های مختلف و شیوه های متفاوت درباره موضوع، پذیرفتن فرزندخوانده در یک خانواده به ایجاد روابط حقوقی منجر می شود، بویژه در صورتی که فرزندخوانده و فرزندپذیر تبعه یک یا دو کشور بیگانه باشند یا دارای مذهب متفاوتی باشند مشکلات عدیده ای حاصل می گردد که بر این مبنا، فرزندخواندگی از دیدگاه تعارض قوانین حاکم از نظر مقررات داخلی و حقوق بین الملل خصوصی ایران نسبت به موضوع، مورد بررسی قرار می گیرد.

همچنین خانواده، واحد بنیادین جامعه و کانون اصلی رشد و تعالی است و به تجربه ثابت شده که کودک در محیط و فضای خانوادگی سالم بهتر رشد کرده و تکامل و تعامل می یابد. بدیهی است فرزندانی که در محیط خالی از عشق و دلبستگی خانوادگی تربیت و بزرگ شوند در معرض بحران های عاطفی و روحی بسیاری قرار خواهند گرفت.

بنابراین وجود یک قانون منسجم و کارآمد درخصوص فرزندخواهی ضروری به نظر می رسد، چرا که سیرتحولات اقتصادی و اجتماعی، رشد صنعت توریسم و تجارت بین الملل موجب گسترش مراودات بین المللی شده است و از طرف دیگر، میلیون ­ها افغانی، عراقی و اتباع سایر کشورها در ایران به عنوان مهاجر و پناهنده حضور دارند، همچنین قانون حاضر در مورد فرزند خواندگی، از آن قانون هایی است که همیشه بحث ها و مشکلات زیادی را پیرامون خود داشته است. این که سال به سال به جای این که شرایط فرزند خواندگی تسهیل شود، سخت تر نیز می شود از آن مسائلی است که توجه بسیاری از کارشناسان و حقوقدانان را به خود جلب کرده و نظر بسیاری از آنان این است که باید چنین شروط سختی از این قانون برداشته شود یا به عبارتی این قانون نیازمند اصلاح فوری است.

● ضوابط و قوانین فرزند خواندگی

مفهوم فرزندخواندگی: هر زن و شوهر مقیم ایران در صورت توافق با یکدیگر می توانند سرپرستی طفلی صغیر را به عهده بگیرند مشروط بر آن که منافع مادی و معنوی طفل را تامین کنند.

● شرایط زوجین برای فرزندخواندگی

۱) پنج سال تمام از تاریخ ازدواج آنها گذشته و آنها در این مدت صاحب فرزندی نشده باشند.

۲) سن یکی از آنها حداقل ۳۰ سال تمام باشد.

۳) زوجین سابقه محکومیت کیفری موثر نداشته باشند.

۴) هیچ یک از زوجین محجور نباشند.

۵) زوجین صلاحیت اخلاقی داشته باشند.

۶) زوجین یا یکی از آنها امکان مالی برای نگهداری کودک بی سرپرست را داشته باشد.

۷) هیچ یک از آنان مبتلا به بیماری واگیر صعب العلاج نباشد.

۸) معتاد به الکل، مواد مخدر یا سایر اعتیادات مضر نباشند.

محققان معتقدند چون پرورش و تربیت اولیه انسان در سنین پایین در رشد و تکامل بعدی کودک نقش مهمی دارد ارجح و اصلح است قبل از ۶ ماهگی و پیش از این که کودک وابستگی پیدا کند به فرزندخواندگی پذیرفته شود

● شرایط طفلی که به سرپرستی واگذار می شود

۱ ـ سن طفل کمتر از ۱۲ سال باشد.

۲ ـ هیچ یک از والدین یا جد پدری کودک شناخته نشده یا در قید حیات نباشد یا از کودکانی باشند که به سازمان بهزیستی سپرده شده و ۳ سال تمام پدر و مادر یا جد پدری او مراجعه نکرده باشند.

● نحوه اعطای سرپرستی از سوی دادگاه

دادگاه صالح برای رسیدگی، دادگاه عمومی محل اقامت متقاضی است و دادگاه در هر مرحله به تقاضای فرزندخواندگی رسیدگی و مبادرت به صدور رای می کند.

۱ ـ صدور قرار برای دوره آزمایشی

دادگاه پس از بررسی جهات اخلاقی و مادی زوجین چنانچه آنها را صالح تشخیص دهد قراری تحت عنوان سرپرستی آزمایشی زوجین صادر و کودک را موقت به آنان تحویل می دهد و در مدت آزمایش چنانچه دادگاه در اثر تحقیقات زوجین را صالح برای سرپرستی کودک تشخیص ندهد می تواند قرار صادره را فسخ کند و البته زوجین نیز در مدت آزمایش می توانند انصراف خود را از سرپرستی کودک اعلام کنند.

۲ ـ صدور حکم سرپرستی دائم

چنانچه دادگاه زوجین را از جهات اخلاقی و مادی واجد شرایط تشخیص دهد و زوجین نیز هزینه تربیت، نگهداری و تحصیل طفل را تا سن بلوغ وی فراهم کنند، دادگاه مبادرت به صدور حکم سرپرستی دائمی کرده و مراتب به اداره ثبت احوال ابلاغ می شود تا شناسنامه ای با مشخصات زوجین و طفل تحت سرپرستی صادر شده، به آنان تحویل داده شود.

توضیح آن که خروج از کشور طفلی که به سرپرستی آزمایشی واگذار شده است منوط به موافقت دادستانی محل خواهد بود.

● موارد فسخ حکم سرپرستی

۱) تقاضای دادستان از دادگاه در صورت سوءرفتار و عدم صلاحیت زوجین

۲) تقاضای سرپرست به علت سوءرفتار کودک یا از دست دادن استطاعت مالی

۳) توافق کودک با سرپرست پس از رسیدن به سن قانونی یا موافقت سرپرست با والدین واقعی کودک

▪ نکته

۱) باردار شدن زوجه با تولد کودک در خانواده سرپرست موجب فسخ حکم سرپرستی نخواهد بود.

۲) چنانچه زوجین به دلایل پزشکی نتوانند صاحب فرزند شوند، از بند ۱ و ۲ شرایط زوجین برای فرزندخواندگی معاف خواهند بود.

● سن مناسب فرزندخواندگی

گروهی از محققان معتقدند چون پرورش و تربیت اولیه انسان در سنین پایین در رشد و تکامل بعدی کودک نقش مهمی دارد، ارجح و اصلح است قبل از ۶ ماهگی و پیش از این که کودک وابستگی پیدا کند به فرزندخواندگی پذیرفته شود تا ثمرات آن در سنین بالا بوضوح مشاهده شود.

● نگاهی دیگر

در ارتباط با مساله سرپرستی از کودکان بی سرپرست، یکی از مشکلاتی که امروزه بتدریج در حال فزونی است، معضل تحویل کودک از سوی والدین قانونی و طبیعی به متقاضیان نگهداری از فرزند است که گاهی با مقاصد خیرخواهانه در جهت رفع مشکل عاطفی خانواد ه های فاقد فرزند و توسط اقوام و بستگان آنها صورت می گیرد و گاه به صورت غیرقانونی و خلاف اصول انسانی و حقوق بشردوستانه از طریق فروش نوزاد و دریافت وجه انجام می پذیرد.

این اقدامات منجر به بی هویت شدن این فرزندان و تغییر هویت واقعی آنها می گردد. بروز مشکلات اجتماعی از قبیل فقدان سند سجلی، مشکلات اداری و تحصیلی و مراجعه متقاضیان به دادگستری برای اخذ حکم سرپرستی این گونه اطفال که امری خلاف قانون است و قرار دادن دادگستری و بهزیستی در مقابل کار انجام شده و مشکلات ناشی از استرداد این گونه کودکان برای تحویل آنها به والدین قانونی، از مشکلاتی دیگر است.

امروز وقتی جایی می خوانیم یا می شنویم که دختران در برهه ای از زمان زنده به گور می شدند و یا کودکان به عنوان برده به فروش می رسیدند بشدت متاثر می شویم و تنفر و انزجار خود را از این اقدامات غیرانسانی بروز می دهیم، غافل از آن که در جامعه متمدن امروز که پیشرفت علم و فناوری با آن دوران به هیچ وجه قابل قیاس نیست، همچنان برده فروشی و برده داری به شکل نوین و خرید و فروش کودکان، تجارتی پرسود در سطح بین المللی به حساب می آید و شاید بهره ای که از علم و فناوری گرفته اند، آن است که خرید و فروش اعضای بدن کودکان نیز به موارد پیشین افزوده شده است و صد افسوس که گاه شنیده می شود فروش کودکان و نوزادان از سوی خانواده و والدین آنها در ازای دریافت مبالغی در برخی از نقاط کشور در حال وقوع است.



میترا پازکی زاده
روزنامه جام جم