فرزند خواندگي از زاويه سلامت روان




پذيرفتن كودك بي‌سرپرست، به‌ خودي‌ خود عملي انساني و قابل تقدير است. البته به شرط آنكه خانواده‌اي كه اين كار را انجام مي‌دهد، خود از ثبات اخلاقي و اجتماعي كافي و درك و آگاهي بالايي نسبت به عمل خود برخوردار باشد و روش‌ها و ظرايف مواجهه با چنين مسئله‌اي را آموخته باشد. زوجي كه دچار اختلاف‌هاي شديد و عميق هستند نبايد به توصيه اطرافيان و صرفا به خيال بهبود روابط و برطرف شدن اختلاف‌ها اقدام به پذيرش فرزند كنند.
اگر يكي از زوجين كه امكان باروري دارد قبل از پذيرش فرزند با احساس پدر يا مادر شدن بيولوژيك خود كنار نيايد، نمي‌تواند با فرزند پذيرفته شده ارتباط عاطفي مناسبي برقرار كند و ممكن است دچار تضادهايي در احساس خود نسبت به وي يا همسرش شود. در اين نوشته به طور خلاصه به چند نكته عملي كه مي‌تواند براي زوجي كه كودكي را به فرزند خواندگي پذيرفته يا خواهد پذيرفت، مفيد باشد، اشاره خواهيم كرد: اول اينكه بهتر است چند سال از ازدواج زوجي كه اقدام به پذيرش فرزند مي‌كنند گذشته باشد و اختلاف عميق و تعيين كننده‌اي در روابط آنها وجود نداشته باشد تا كودك بتواند در محيطي آرام و باثبات رشد كند. قبل از مدرسه سن مناسبي براي گفتن واقعيت فرزند خواندگي به كودك نيست. بهترين سن براي گفتن اين مسئله به كودك، سن مدرسه است و بهتر است موضوع در شرايطي كاملا طبيعي و بدون هيجان و به زباني ساده بازگو شود. نبايد تصوير بد و منفي يا بيش از حد مثبت از والدين اصلي بچه به وي داد بلكه بايد آنها را به‌صورت انسان‌هاي معمولي براي وي تصوير كردو لزومي ندارد به وي بگوييم: <والدينت به دليل فقر تو را رها يا واگذار كردند.> همچنين نبايد خود را به عنوان منجي بچه معرفي كرد. يك جمله مناسب براي طرح مسئله فرزندخواندگي با كودك اين است كه بگوييم:< خدا خواست كه ما تو را بزرگ كرده و با هم زندگي كنيم.> ممكن است بچه، بعد از شنيدن اين موضوع دچار عصبانيت شود يا براي خود خيال‌پردازي‌هايي كند، به همين دليل بعد از گفتن مطلب بايد اجازه داد تا كودك خود به تدريج آن را پردازش كند. ضمنا نبايد اين مسئله را به‌صورت يك راز با وي در ميان گذاشت و مي‌توان اختيار گفتن يا نگفتن موضوع به همكلاسي‌ها و دوستان را به خود بچه واگذار كرد. يكي از زمان‌هايي كه ممكن است براي اين بچه‌ها استرس‌زا باشد روز تولد آنهاست كه با در نظر گرفتن اين مسئله مي‌توان به نحو بهتري اين روز را مديريت كرد تا احساس ياس و سرخوردگي كمتري را تجربه كنند، همچنين اين افراد در دوران بلوغ ممكن است استرس مضاعفي را علاوه بر هيجان‌هاي طبيعي اين دوران تجربه كنند. به هر حال لازمه اقدام به چنين عمل انسان‌دوستانه‌اي، كسب آگاهي كافي از زير و بم رفتار با چنين فرزنداني است و نبايد به اين عمل به عنوان راه‌حلي براي نجات يك ازدواج بحراني و در معرض جدايي نگاه كرد.