حمایت، بدون ترس


راه هایی برای حل مشکلات فرزندخوانده ها در خانواده جدید ....



مسائل و مشکلاتی که بعد از طلاق و جدایی والدین برای بچه ها به وجود می آید، آنان را در شرایط روحی و رفتاری بدی قرار می دهد. طبق قانون بچه باید مدت کوتاهی در هفته در کنار پدر یا مادری که شاید ازدواج مجدد داشته سپری کند. در این شرایط تطابق با محیط جدید برای او کمی آزاردهنده است. با این که برای هماهنگی و داشتن یک رابطه مناسب با بچه - که در این موارد به او فرزند خوانده گفته می شود - هیچ راه حل سحرآمیزی وجود ندارد، اما می توان با توجه به برخی الگوها، این شرایط مناسب را ایجاد کرد.
در گذشته زندگی نکنید. یکی از مشکلات طلاق و جدایی نگاه به خانواده ای است که دیگر وجود ندارد. قبول کنید زندگی جدیدی را شروع کرده اید و شرایط زندگی فرزند شما و خود شما تغییر کرده است. دست کم فکر کردن به خانواده اول و مسائل آن را در اولویت قرار ندهید.
شما و شریک جدید زندگی تان باید مقررات و محدودیت هایی را به طور قاطع و صریح در خانه پیاده کنید و کاری به این که فرزندخوانده شما چه رفتاری در منزل خود دارد، نداشته باشید. از او بخواهید تا زمانی که درمنزل شماست، تابع این شرایط جدید باشد. به او گوشزد کنید که مسئولیت نظارت بر او و رفتارش برعهده شماست. برای او شرح دهیدکه هرکس تابع شرایطی است و او هم باید در زمان حضور در کنار شما تابع این قوانین باشد درست مثل حضور در مدرسه که رعایت بعضی از امور الزامی است.
شما و شریک جدید زندگی تان باید با سطحی از نظم و انضباط موافق باشید و از آن پیروی کنید. دعواها و کشمکش های جدی زمانی اوج می گیرد که والدین به طور اساسی و ریشه ای در رویارویی با رفتارهای مثبت و منفی که از بچه سر می زند جبهه گیری می کنند.
از جانبداری آشکار از فرزند خود در مقابل فرزند خوانده تان جداً خودداری کنید. سعی کنید همخوانی و سازگاری را به نحو مطلوب در محیط خانه با بچه ها رعایت کنید.
حداقل در ماه های اول، بچه های طلاق تصور می کنند که والدین آشتی کرده و اعضای خانواده در کنار هم قرار خواهند گرفت. آنها تصور می کنند ارتباط شما با شریک جدید زندگی تان یک دوره موقت است . با بچه ها در زمان مناسب صحبت کنید و گپ بزنید و به آنها تفهیم کنید که بعضی اوقات زن و شوهرها در زندگی به جایی می رسند که دیگر قادر به ادامه زندگی با یکدیگر نیستند و این معنی اش این نیست که والدین آنها را دوست ندارند.
اجازه ندهید که فرزندخوانده با یکی از والدین علیه دیگری اقدام کند. شاید بچه ها وقتی نزد مادر یا پدر خود برمی گردند چیزهایی در باره شما یا شریک زندگی تان به آنها بگویند بخصوص این عمل زمانی رخ می دهد که هنگام حضور بچه، او از شما بددهنی و ناسزا شنیده باشد.
به خاطر داشته باشید شما هرگز والدین اصلی فرزندخوانده تان نخواهید بود و این حقیقتی است که برای بچه نامادری یا ناپدری هستید. این حقیقت را قبول کنید که فرزندخوانده شما احساس رنجش و دلخوری از شما داشته باشد بخصوص زمانی که شما برای او قوانین و محدودیت هایی می گذارید. زندگی حول محور همین قوانین می چرخد، در هرجا و در هر شرایطی شما باید مثل والدین اصلی بچه ضامن اجرای این قوانین باشید.
مهربانی و حس دوست داشتن را از خود بروز دهید. بعضی اوقات بچه ها در شرایط سختی قرار دارند که نیازمند عشق و محبت اند. از آنها در قبال رفتارهای خوب و شایسته شان تقدیر کنید ولی بابت رفتارهای بدی که از آنها سر می زند پاداشی در نظر نگیرید و آنها را در آغوش نگیرید.
از حمایت کردن ازبچه خود نترسید. اگر واقعاً اعتقاد دارید شریک زندگی تان رفتار مطلوب و مناسبی با بچه ها ندارد از بچه ها حمایت کنید. بچه ها وقتی به طور اشتباهی متهم به عملی بشوند، نسبت به شما احساس تنفر خواهند کرد و شاید به شما هم بی احترامی کنند. به آنها تفهیم کنید در این محیط جدید شما حامی او هستید.
برای خود و شریک زندگی تان در هفته زمان خاصی اختصاص دهید. هردوی شما به زمانی نیاز دارید که در باره مسائل بچه ها در کمال آرامش به بحث و بررسی بپردازید. از حس دوست داشتن غافل نشوید و تمام تلاش خود را برای گرم نگه داشتن کانون خانواده جدید به کار ببندید.



فریبا دارخال


روزنامه ایران