پاي حرف‌هاي بدري‌السادات بهرامي روان‌شناس و مشاور خانواده

حقيقت را چگونه به فرزندخوانده‌مان بگوييم؟

ميلاد و سارا از دوستان قديمي ما هستند. خوب يادم هست که با چه عشق و علاقه‌اي تلاش مي‌کردند موانع را پشت سر بگذارند و به هم برسند. از جشن ازدواج‌شان 5 سال مي‌گذرد. 3 سال است که به هر دري مي‌زنند، نمي‌توانند بچه‌دار شوند. هر دو عاشق بچه هستند و دکترشان مي‌گويد هر دو سالم‌اند اما نمي‌توانند بچه‌دار شوند. به ميلاد گفتم: «چرا يک بچه را به فرزندي نمي‌گيريد؟ اگر دوست داشته باشيد حتي مي‌توانيد از شيرخوارگي او را بپذيريد.» گفت: «نه! هيچ‌کس بچه خود آدم نمي‌شود؛ هر چه باشد، بچه مردم است و بزرگ که شد به سراغ پدر و مادر واقعي خودش مي‌رود و دوباره تنها مي‌شوي!» سارا هم نظر مشابهي دارد ولي مي‌گويد: «اگر ميلاد موافق باشد، به شهري ديگر مي‌رويم و هرگز به کسي نمي‌گوييم آن بچه، بچه ما نبوده. فکر مي‌کنم حتي بچه هم نبايد هيچ‌وقت از اين راز باخبر شود.» خلاصه، نتوانستم آنها را متقاعد کنم. تازگي‌ها باخبر شدم که تصميم دارند از هم جدا شوند. هر دو به خاطر اين سردرگمي بيمار شده‌اند. يک روز مي‌گويند تا آخر عمر بي‌بچه زندگي مي‌کنيم و روز ديگر ساز جدايي را کوک مي‌کنند. نمي‌دانم چرا راه‌حل به اين خوبي را ناديده مي‌گيرند؟ اگر من جاي آنها بودم قطعا فرزندخوانده‌اي قبول مي‌کردم و مطمئن بودم پاسخ محبتي که در گذر سال‌هاي سال نثارش مي‌کنم با محبت و عشق خواهد داد و مي‌پذيرد که من والد واقعي‌اش هستم و هرگز به عشق والد بودن‌ام مشکوک نمي‌شود و ترک‌ام نخواهد کرد. شايد هم من اشتباه مي‌کنم. نمي‌دانم. نظر دکتر بدري سادات بهرامي را در همين زمينه جويا شده‌ايم. با ما همراه شويد.




در مطب مشاور

اولين نکته‌اي که همه ما بايد بدانيم اين است که رنج و زحمت و تلاشي که براي پرورش يک بچه متحمل مي‌شويم باعث مي‌شود احساس والد و فرزندي به وجود بيايد؛ نه صرفا طي مراحل بارداري و زايمان بچه. دليل اين مدعا‌ آن است که به وضوح مي‌توان متوجه شد والديني که جنين خود را در ماه‌هاي آخر بارداري سقط مي‌کنند و درواقع فرزندشان را از دست مي‌دهند، پس از مدتي کوتاه آن را فراموش مي‌کنند، در حالي که احساس آنها مثل والديني که فرزند از دست داده‌اند، نيست. اين افراد هيچ‌گاه آن بچه را نديده‌اند و با او رابطه برقرار نکرده‌اند و چون احساس و رابطه والد و فرزندي هنوز شکل نگرفته بوده، تحمل آن آسان‌تر است. اين موضوع حتي در حيوانات هم مصداق دارد. گاهي اوقات بچه‌هاي حيوانات، به دليل شرايطي با يک حيوان ديگر که آنها را پرورش و غذا داده، رشد مي‌کنند و با کمال تعجب مي‌بينيم رابطه والد و فرزندي بين آنها برقرار مي‌شود. حتما بچه‌ گربه‌هايي که توسط سگ غذا داده شده‌اند را ديده‌ايد که چه طور به دشمن خود علاقه‌مندند و مهرباني‌هاي مادرانه را در او مي‌جويند، بنابراين با اطمينان خاطر بايد بپذيريم که صرف بارداري و زايمان يک نوزاد دليل بر شکل‌گيري احساس والد و فرزندي نيست و نبايد لفظ پدر و مادر واقعي تنها براي والدين بيولوژيک به کار برده شود. چه بسيارند بچه‌هايي که والدين بيولوژيک خود را غيرواقعي و پدر و مادري که آنها را پرورش داده‌اند، اصلي و واقعي خطاب مي‌کنند.

به زوجيني که به دلايل متعدد بچه‌دار نمي‌شوند، به عنوان يک راه‌حل بسيار خوب پيشنهاد مي‌کنم با پذيرش يک فرزندخوانده از تمام احساسات و لذت‌هاي والد بودن بهره‌مند شوند. بنابراين اگر به دليل ناباروري يا دلايل ديگر مثل مشکلات ژنتيکي نمي‌توانند از هم بچه‌دار شوند، توصيه مي‌کنم به جاي فکر کردن به راه‌حل‌هايي مانند طلاق و يا ازدواج مجدد به صورت موقت و تنها براي بچه‌دار شدن، بچه‌اي را به فرزندخواندگي بپذيرند و به کودکي که هيچ پناه و حامي ندارد، پناه داده و او را زير چتر حمايتي خانواده خود ببرند. اجازه بدهيد اضافه کنم که پذيرش فرزندخواندگي مزيت‌هايي هم دارد.

اولا اينکه والدين مي‌توانند آن بچه‌اي را که مي‌خواهند انتخاب کنند. کودکي که از نظر جنسيت، مشخصات ظاهري و حتي رنگ پوست و يا سن، مطابق با خواست آنها خواهد بود، در حالي که هيچ کدام از والدين نمي‌توانند مشخصات فرزند خود را انتخاب نمايند؛ مثلا فرزندي داشته باشند که دوران نوزادي که معمولا همراه با دردسرهاي بيشتري براي والدين است را سپري کرده باشد. تجربه ثابت کرده است که وقتي پس از مدتي اين بچه‌هاي انتخاب شده با والدخوانده‌هاي خود زندگي مي‌کنند از نظر ظاهري به آنها شبيه مي‌شوند، به طوري که غريبه‌ها اجزاي چهره آن بچه را به يکي از والدين شبيه مي‌کنند و اين نشان مي‌دهد شرايط زيستي و محيطي در اين مورد موثر است. در اينجا تنها مزيت بچه‌هاي بيولوژيک آن است که ترکيب ژنتيکي خود را از والدين خود گرفته‌اند و به غير از اين تمام موارد در فرزندخوانده‌ها هم ديده مي‌شود.
دومين مزيت فرزندخوانده‌ها اين است که بچه‌هاي خود شما معمولا اين تفکر را دارند که چون آنها را به وجود آورده‌ايد موظف‌ايد آنها را بزرگ کنيد و همه امکانات لازم را در اختيارشان قرار دهيد. حتي شايد بارها اتفاق افتاده باشد که کم و کاستي‌هاي شرايط زندگي را به رخ والدين مي‌کشند اما يک فرزندخوانده مي‌داند که والدين غيربيولوژيک او، او را بزرگ‌ کرده‌اند و اين لطف و مهرباني را ارج مي‌نهند. معمولا وقتي با فرزندخوانده‌ها صحبت مي‌کنيم، مي‌بينيم بسيار قدردان زحمات والدخوانده‌هاي خود هستند و هرگز به نقيصه‌ها توجهي نمي‌کنند. شايد بتوان اين‌طور گفت که در برآورد کلي ارزيابي آنها از والدين مطلوب‌تر است و در نتيجه احساس خوشبختي بيشتري دارند. مشاهده اين حس خوشايند و رضايت آنها از زندگي، مي‌تواند براي شما که والدخوانده آنها هستيد و آنها را پرورش داده‌ايد، رضايت‌بخش باشد. اينکه حس مي‌کنيد او باور دارد چه‌قدر دوست‌اش داريد و همه اين سال‌ها تلاش کرده‌ايد در راه رشد او از هيچ چيزي فروگذار نکنيد، با چه چيزي قابل مقايسه است؟ اما پذيرش يک کودک و قبول مسووليت او آداب و شرايطي دارد که لازم است حتما قبل از تصميم به چنين کاري از آن مطلع باشيد.
5 شرط پذيرش فرزند خوانده

1 مهم‌ترين شرط، آمادگي کامل زوجين براي پذيرش يک بچه است که بايد تمام مسووليت‌هاي او را تا آخرين مراحل رشدش بر عهده بگيرند. زن و شوهر بايد آمادگي فرزنددار شدن را داشته باشند، گويا تصميم دارند باردار شوند، نه اينکه با تفکر يک سرگرمي يا صرفا براي ثواب بردن به صورت گذرا و موقتي به اين پديده نگاه کنند. فرزندخواندگي يک مفهوم مهم، واقعي و ارزشمند است.

2 دومين مساله اين است که بايد بدانند براي چه مي‌خواهند اين بچه را به فرزندخواندگي بپذيرند و چه احساسي نسبت به او خواهند داشت. اگر نسبت به اين موضوع اشراف کامل نداشته باشند، پس از مدتي مجبور خواهند شد بچه‌ را به مکان اول‌اش برگردانند و اين اقدام ضربه روحي شديدي به آن بچه وارد مي‌کند. به خصوص اگر در سنين پايين باشد.

3 نکته سوم که نبايد مورد غفلت قرار گيرد بررسي همه جانبه وضعيت کودکي است که مي‌خواهند سرپرستي‌اش را بپذيرند. اينکه چه بچه‌اي مي‌خواهيد؟ از چه جنسي؟، از چه نژاد و قوميتي؟ و با چه ويژگي‌هاي خانوادگي بسيار مهم است. برخي از زوجين ترجيح مي‌دهند بچه‌هاي بازمانده از سوانح را انتخاب کنند تا وقتي در آينده در مورد پدر و مادر بيولوژيک بچه واقعيت را مي‌گويند، به راحتي توضيح دهند که پدر و مادرش در سانحه تصادف، زلزله و ... فوت کرده‌اند و اين موضوع را ختم کنند. گاهي اوقات هم زوجين ترجيح مي‌دهند فرزندخوانده خود را از فاميل انتخاب کنند. عقيده آنها بر اين است که با پذيرش چنين فرزندي از ميان خويشان خود، ترکيب ژنتيکي و خصوصيات ذاتي او را مي‌دانند، از بيماري‌هاي احتمالي ژنتيکي او باخبر خواهند بود و خلاصه خيال‌شان راحت‌تر است. افراد بسياري را مي‌شناسيم که از خواهر يا برادر خود خواسته‌اند فرزندي را به نام آنها و به قصد اينکه بلافاصله پس از تولد تحويل‌شان بدهد، به وجود آورند. اين حالت شرايطي شبيه به رحم‌هاي اجاره‌اي را برايشان تداعي مي‌کند.

4 شرط چهارم که قبل از پذيرش فرزندخوانده بايد از آن مطلع باشيم آن است که قرار بگذاريم اين واقعيت را به بچه بگوييم. بهترين زمان براي بيان اين واقعيت موقعي است که بچه‌ها در کودکي ثانويه هستند؛ مثلا حدود 7 تا 11 سالگي بايد موضوع را کم‌کم و در قالب قصه به بچه‌ها بگوييد. گفتن داستان جوجه اردک زشت و آماده کردن ذهن کودک براي بيان واقعيت مي‌تواند نمونه‌اي از هزاران راهي باشد که بايد به کار بگيريد و بگوييد ما تو را خيلي دوست داريم و خواهيم داشت. برخي از محققان معتقدند بهتر است در کودکي اوليه (2 تا 5 سالگي) به بچه‌ها گفت اما اغلب محققان با اين نظر مخالف‌اند؛ چون بچه در اين سن خيلي کوچک و آسيب‌پذير است. دليل عجله والدين و برخي محققان آن است که نمي‌خواهند بچه‌هاي فاميل که ضمن گفتگوي والدين خود اين موضوع را فهميدند، به کودک آنها واقعيت را بگويند. اگر کودک، از زبان شما با همان کلام مهربان و در کمال آرامش مطلع شود مي‌تواند به خوبي از خودش دفاع کند و دچار شوک نشده و ضربه عاطفي هم نمي‌خورد. تجربه من و همکاران‌ام نشان داده است با وجود تمام مراقبت‌هايي که والدين مي‌کنند به هر حال افرادي هستند که موضوع را به گوش فرزند شما مي‌رسانند. حتي اگر فرزندتان به اين مساله پي نبرد، بايد حتما قبل از ازدواج‌اش موضوع را بداند و اين حق مسلم او و همسر آينده‌اش است. به تعويق انداختن اين مساله گاهي باعث مي‌شود بچه‌ها در سن نوجواني و جواني به اين واقعيت پي ببرند و توأم شدن اين مساله با بحران‌هاي خاص بلوغ برايشان سخت‌تر از وقتي است که کودک هستند.

5 شرط پنجم، نگراني و ترس را از خودتان دور کنيد و به اميد خدا در اولين فرصت، جستجو براي يافتن فرزند دلخواه‌تان را شروع کنيد. باور کنيد مي‌توانيد از اين بچه‌ها در هر شرايطي که باشند يک انسان موفق بسازيد و از اينکه آن فرد موفق، فرزند شماست، لذت ببريد. تجربه سال‌ها مشاوره به من و همکاران‌ام نشان داده است احساس اين بچه‌ها قبل و بعد از فهميدن اين موضوع نسبت به والدين غيربيولوژيک خود هيچ تغييري نمي‌کند. حتي مواردي را داشته‌ايم که درست هم‌زمان با ازدواج آن بچه به او گفتيم که والدين او پرورش دهنده‌اش بودند نه به وجود آورنده او و ديده‌ايم با وجود مطلع شدن از واقعيت، باز هم با کمال ميل و علاقه والدين غيربيولوژيک خود را واقعي ناميده و به والدين بيولوژيک خود حس خاصي ندارد. بد نيست قبل از پذيرش يک بچه‌، در صورتي که نگراني‌هاي بي‌مورد داريد با روان‌شناس يا مشاور صحبت کنيد.

نسخه‌اي حتي براي من و شما

در پايان مي‌خواهم به همه زن و مردهاي خوشبختي که سال‌هاست در کنار هم زندگي کرد‌ه‌اند و ثمره زندگي مشترک‌شان يک يا چند فرزند است پيشنهادي بدهم. اگر هنوز در خودتان انرژي جواني و شادابي حس مي‌کنيد، اگر توان عاطفي، رواني و مالي مناسبي داريد مي‌توانيد با پذيرش يک دختر يا پسر (در صورت تمايل از جنسي که نداشته‌ايد) به فرزندي، به او کمک کنيد تا طعم کانون گرم خانواده را بچشد، به ويژه زوجيني که به دليل ازدواج فرزندان‌شان يا مهاجرت‌ آنها براي تحصيل يا زندگي به خارج از کشور، اکنون با آشيانه خالي مواجه هستند مي‌توانند همدمي براي خود به خانه بياورند و از مبادله عشق و محبت با او دوباره شور و شوقي به خانه ساکت خود بدهند. نمي‌دانم چرا با اينکه ما ايراني‌ها چه از نظر انسانيت و فرهنگ و چه از نظر دستورات ديني در حد کمال هستيم (دين اسلام) اما در اين مورد از زوجين خارجي و غيرايراني عقب افتاده‌ايم. در فيلم‌ها و سريال‌ها هم ديده‌ايد خانواده‌اي را نشان مي‌دهند که دو دختر دارند و مي‌گويند يکي از آنها را خود به دنيا آورده‌اند و ديگري را به فرزندي پذيرفته‌اند؛ يعني با اينکه قدرت باروري دارند، از مزيت فرزندخواندگي هم استفاده کرد‌ه‌اند اما بعضي از ما ايراني‌ها انگار نوعي مقاومت به اين موضوع داريم! بدتر از آن، گاهي حاضريم از کسي که دوست‌اش داريم جدا شويم، درست مانند ميلاد و سارا (در «داستان يک زندگي» اين هفته)، تنها به اين دليل که نمي‌توانيم بچه‌دار شويم! بياييد همه ما به اين موضوع فکر کنيم و اين نسخه را براي خانواده خود تجويز کنيم، البته به شرط آنکه شرايط و امکانات رسيدگي به يک بچه ديگر را علاوه بر فرزندان خود داشته باشيم. اميدوارم دست‌اندرکاران و برنامه‌سازان هم با ترويج اين راه‌حل بسيار پسنديده به شيوع هر چه بيشتر آن در بين خانواده‌ها کمک کنند.