شاید یكی از مباحثی كه از ابتدای آغاز بكار این وبلاگ مطرح بوده صحبت از حقوق زن و مرد بوده است .
من نام حقوق خانواده را انتخاب كردم تا توجه عموم را به این نكته جلب كنم كه خانواده چیزی فراتر از من و توست .وقتی فكر كردن به منافع فردی زن و مرد باعث شود به خانواده توجه نشود دیگر خانواده ای باقی نمیماند تا زن و مرد خود و حقوق خود را در آن بخواهند تفكیك كنند .
جوانی میاید و عنوان میكند من هزار سكه مهریه كردم و همسرم از حق حبس استفاده كرده و بدون كمترین ارتباطی نصف مهریه خود را میخواهد و در موقعیت زندانی شدن هستم و آبرویم دارد میرود .
بدنبال این مسائل ناله و زاری سر میدهد كه البته حق دارد .این جوان روزی را كه سند عقد را امضاء میكرد و از روی شهوت و یا . . . . چشم و ابروی دختر مورد نظرش كاملاً چشم عقل او را كور كرده بود را از یاد برده است .روزی كه باید فكر میكرد كه اگر این مبلغ قرار نیست پرداخت شود اصولاً چرا باید تعیین میشد و چرا اینقدر زیاد .
آیا آبروی هیچ خانواده با آبرویی با تعیین مقدار مهریه كم و زیاد میشود؟
آن جوان روزی كه باید به شناخت مناسبی از دختر و خانواده او میرسید وقت خود را صرف امور بی اهمیت دیگری كرده است و نتیجه چنین رفتاری زیاد دور از ذهن نیست .از طرف دیگر قوانین ناقص هم بجای خود كه در انتها در مورد آن صحبت خواهم كرد .
از طرف دیگر زنی میاید و عنوان میكند شوهر معتاد دارد و بد بخت و بیچاره شده است شوهرش پولی ندارد كه بپردازد و طلاق گرفتن او بدون مهریه انجام میشود .و بدنبال این صحبتها مسائلی در مورد پایمال شدن حقوق زنان مطرح میكند و آه و ناله سر میدهد .(البته زندگی چنین زنی هم تباه شده است)همین خانم روزی را كه برای پیدا كردن شوهر نذر و نیازهای مختلف میكرده و راههای مختلفی را برای رسیدن به آرزو ها (و رویاهای ) خود پیموده است فراموش كرده.
روزی كه خواستگار را میبیند صرف بیان مهریه آنچنانی و حرفهایی كه غیر از فریب معنائی دیگر ندارد به ازدواج و شوهر كردن دلخوش میشود و با خودداری از كمترین تعقل خود را مستعد بدبختی میكند .
در همین حال خانواده ها بجای باز كردن چشم جوانان و روشن كردن مسیر زندگی (چه بسا والدین خود نا آگاه باشند) جوانان را بسمت چیزهایی هدایت میكنند كه عاقبت خوبی ندارد .
عده ای با مادیگری و عده ای با خشك مقدسی باعث بدبختی جوانان میشوند .چطور است كه برای كارهایی كه خیلی هم ارزش حیاتی در زندگی ندارد آنها را به كارشناسش میسپاریم اما در ازدواج صرف وجود عمه و عمو و دائی و خاله كفایت میكند؟
چطور میتوان كاری بدون تعقل و علم و بدون شناخت انجام داد و سپس با این تفكر كه توكل به خدا میكنیم خودمان را فریب دهیم .آیا این توكل است یا توهم ؟
● اما قانون و حقوق خانواده
باید به صراحت عنوان كنم كه حقوق وضع شده در خانواده و در قانون مدنی بصورتیست كه همیشه فرد مظلومتر و آبرومندتر بیشتر ضربه میخورد .وقتی در یك خانواده از اینكه برای مهریه و یا موارد دیگر بخواهند به دادگاه مراجعه كنند احساس شرم میكنند و یا اینكه با وجود مقصر بودن مرد زن نمیخواهد اسم طلاق بر روی او بیاید معلوم است كه چنین زنی در خانواده در معرض آسیبهای زیادی میتواند باشد .
در مقابل وقتی در یك خانواده با وجود تقصیر از طرف دختر براحتی بعد از چند ماه از عقد اسم دادگاه و پاسگاه به میان میآید و بدون هیچگونه رو دربایستی مراحل شكایت و دادگاه و اجرای مهریه و حق حبس و . . . به زندگی باز میشود بدیهیست كه هر مردی از اینكه بخواهد با چنین خانواده ای وصلت كند باید نگران عواقب وخیم آن باشد .
اما مساله ای كه به آن توجه نمیشود عواقب این رفتار است .هر چند هر دختری (بخاطر زیاد بودن مهریه) میتواند بعد از عقد مشكلات فراوانی برای طرف مقابل خودش بوجود بیاورد و با اجرای مهریه و دیگر اقدامات موجب ایراد ضربات روحی به طرف خود بشود اما نهایت كار این است كه كار به طلاق میانجامد و ضربه سنگینتر نهایی متوجه خود دختر میشود .لذا میتوان انتظار داشت خانواده هایی كه بعد از عقد براحتی با بروز كمترین مشكلات قبل از عروسی تشویق به طلاق میكنند برای مشكلات و عواقب این موضوع زیاد نگران نیستند و گاهاً طمع بدست آوردن یكشبه پول زیاد و یا قصد آزار آنها را به اقداماتشان تشویق میكند .
این راهیست كه خیلی از خانواده ها در پیش میگیرند یعنی اقدام به آزار و اذیتی كه آینده فرزندانشان را تباه میكند و متاسفانه باید گفت كه قانون چنین راههایی را برای مردم باز كرده است .
در قانون صحبت از حق حبس و ماده ۱۰۸۵ قانون مدنیست اما همین موضوع بعد از اینكه آبروی مرد رفت و احیاناً بخاطر مهریه و ماده ۲ قانون نحوه اجرای محكومیتهای مالی مرد به زندان افتاد بدون اینكه زندگی مشتركی وجود داشته باشد بر اساس ماده ۳ قانون نحوه اجرای محكومیتهای مالی اقدام به تقسیط مهریه میكند و موجب میشود مردبا پرداخت اقساط مهریه نجات پیدا كند و باز دوباره شرایط به حال طبیعی بر میگردد اما لطفی كه این قوانین در حق خانواده دارند و در واقع خیانتی كه به اسم حقوق به زنها میشود در موارد زیر مشخص میشود .
وقتی مهریه به اجرا گذاشته شد مرد بخاطر نداشتن زندانی شده و آبرو و حیثیتش از بین میرود و یا با احتمال خیلی كمتری اعسار خود را قبل از زندانی شدن اثبات میكند كه بخاطر طول دادرسی كمی بعید است .
● بعد از مدتی پرداخت اقساط و آزادی است .
در مرحله بعد حتماً قبول دارید كه نمیتوان با زنی كه مرد را به زندان انداخته و آبروی او را برده (چنین قانونی در عقب مانده ترین مناطق و متوحشترین اقوام جهان هم وجود ندارد)زندگی كرد و باید طلاق اتفاق بیفتد .
در این حال بر اساس آمار در اكثر موارد مرد دیگر ارزشی برای زن قائل نمیشود و زن هم دیگر میترسد با این مرد زندگی كند و با بذل مهر طلاق توافقی صورت میگیرد و یا مرد یكطرفه طلاق میدهد و مهریه را قسطی پرداخت میكند .در واقع میتوان نتیجه گرفت هدف اصلی این قوانین بروز طلاق است نه پرداخت مهریه و حقوق زنان چون در انتها كاملاً مشخص میشود كه مهریه را نمیشود با وجود نداشتن مرد از او دریافت كرد پس به مرد تخفیف داده میشود و از پرداخت یكجای حقوق زن صرفنظر میشود .اما با وجود این وضعیت جالب اینجاست كه چرا باید زندگی متلاشی شود تا خانواده ها و قانون به این واقعیت پی ببرند ؟.
در پایان با اینكه زن مقدمات از بین رفتن رابطه زناشوئی را فراهم كرده اما بیشترین ضربه به خود او وارد میشود .در قانون چنین تلقین شده كه قانون حقوق زن را اعاده میكند و چه بسیار وكلائی كه بدون اشاره به عواقب این اقدامات زنان را به گرفتن حقوقشان تشویق میكنند و در انتها هم طلاقشان را میگیرند و مهریه را میبخشند .
آنچنان كه از قوانین حال حاضر كشور به نظر میرسد حتی اگر زن در زندگی دچار گناهانی چون زنا شود كمترین حقی به مرد بخاطر خیانت زنش تعلق نمیگیرد اما در همین قانون به محض درخواست حقوق از طرف زن بدون اینكه حتی مرد دچار اشتباهی شده باشد مشكلات فراوانی برای مرد ایجاد میكند .
وقتی مردی برای طلاق مراجعه كند آنقدر بدهكارش میكنند كه با وجود منحرف بودن زن باز هم جرات نمیكند طلاق بدهد .اما خیلی از زنها حداكثر با قصد بذل مهر و نگرفتن مهریه به دادگاه مراجعه و تقاضای طلاق میكنند و قصد نگرفتن مهریه گاهاً دلیلی برای موجه بودن طلاق میشود چرا كه اگر مرد اینكار را نكند باید آبروی خود را ببازد .
یكی از نكاتی كه قبلاً به آن اشاره شد موضوع طلاق قبل از عروسی و حق حبس و گرفتن شناسنامه جدید برای دختران باكره است .این موضوعیست كه خیلی از دختران را به طلاق تشویق میكند .بعضیها با دید كوته نظرانه خود فكر میكنند” این نشد یكی دیگه “ و قانون راه را برای آنها باز گذاشته است .
بر اساس انصاف همان قانونی كه حكم میكند حقوق زن مانند مهریه اعاده شود زمانی كه میبیند این امكانات موجب سوء استفاده بعضی دختران میشود باید آنها را به مجازات رسانده و از نظر مالی جریمه كند .
وقتی این روشها وجود داشته باشد و بعنوان مثال هر كدام از طرفین در بروز مشكلات زندگی مقصر باشند محكوم و جریمه شوند مراجعه زیاد زنها هم به دادگاهها كم میشود و حداقل بخاطر طمع و هوسبازی و سوء استفاده از بكارت كسی به دادگاه مراجعه نمیكند و اگر كسی هم مراجعه كرد او محق و مظلوم واقعیست .
چرا در قوانین جاری وقتی مردی معتاد و خطر ناك باشد زن مهریه اش را میبخشد و طلاق میگیرد و یا قانون نمیتواند با او برخورد جدی بكند اما وقتی مرد دارای موقعیت اجتماعی خوبی باشد فشارهای خود را به او وارد میكند .
چطور است كه زن بعد از سالها زندگی و تربیت فرزندان و شب بیداریهای فراوان برای فرزندان با بذل مهریه باید طلاق بگیرد اما دختران جوان آستین كوتاه و پاچه كوتاه بعد از عقد میروند تا همه مهریه خودشان را بگیرند و در عین حال حاضر به تمكین هم نیستند و قانون میگوید فقط مهریه حق است و دختر اگر به سر زندگی نیاید مرد حتی نمیتواند به او بگوید بالای چشمت ابروست (در عمل قانون هیچ كمكی نمیكند).((درست است كه مرد امضا كرده كه مهریه را بدهد اما این حق از تعهد زن برای رابطه زوجیت ایجاد شده حال چگونه است كه اصل موضوع قابلیت اجرائی و ضمانت قانونی ندارد اما چیزی كه بر آن فرع شده یعنی مهریه حتی موجب زندانی شدن مرد میشود)قوانین گذشته كشور ما (در صورت آزار رساندن به زن) دلایلی برای بخشش مهریه و طلاق برای زنان میشد امروزه با مشكلاتی كه از طرف دختران در فاصله بین عقد و عروسی ایجاد میشود باب طلاقهای توافقی باز شده و اكثریت طلاقها به این صورت است .بدیهیست كه مسلم بودن حق مهریه بعد از امضای سند عقد و حق حبس و تعویض شناسنامه دختران باكره عامل تشویق كننده برای طلاق است .
قوانین میتوانستند دادن شناسنامه جدید را موكول به رفتار منطقی زوجه در طلاق بكنند نه اینكه هر كاری خواست انجام بدهد و در انتها هم با طلاق توافقی مستعد گرفتن شناسنامه جدید بشود .
تمام مشكلاتی كه از این وضع برای مردها بروز میكند بواسطه عقد دائم و مسائل حقوقی مربوط به آن میباشد .باید خاطر نشان كرد موضوعات مالی و مهریه و غیره جزء فروعات زندگی مشترك خانوادگیست ولی توجه قانون به این موضوعات طوریست كه این موضوعات فرعی اصل زندگی مشترك را كه با هم بودن و در كنار هم بودن و زندگی با صلح و صفاست زیر سوال میبرد .
در كل اشتباهات فراوانی در شكل قوانین جاری وجود دارد و با كوچكترین اشتباه در انتخاب زندگیها براحتی به سمت طلاق هدایت میشود و قوانین این امر را تشدید میكنند و كمتر به صبر و تامل تكیه میشود .
پس با وجود این همه معضل مسولیت و عواقب مشكلاتی كه ایجاد میشود باز هم بیشتر متوجه خود جوانان و احیاناً از ریشه انتخاب اشتباه اولیه آنها میباشد .تا چه زمانی كسی بیاید و دلش برای این وضع اسف بار بسوزد و قدمی بردارد .



حقوق خانواده و قانون