دكتر سيدمهدي صميمي اردستاني
عضو هيأت دانشگاه شهيد بهشتي




طي سال هاي اخير به طور مكرر در روزنامه هاي كشور به مقالاتي برمي خوريم كه نگارندگان آن جهت گيري طرفدارانه اي از طب جايگزين (اعم از: حجامت، هوميوپاتي، لمس درماني، انرژي درماني...) ارائه مي دهند و بعضاً ديدگاه محققان و پزشكان را درمورد طب جايگزين، هدف انتقاد قرار مي دهند، گويا عموم اطبا براساس تعصبات غيرعلمي خود حاضر به پذيرش روش هاي درماني موسوم به طب جايگزين نيستند. اين دست مقالات در جهت تأييد طب جايگزين به طرح استدلالاتي مي پردازند كه البته جاي تأمل و تحليل بيشتري دارد.در علم پزشكي، هدف، درمان يا تخفيف نشانه هاي بيماري است، ولي ملاك پذيرش يك روش به عنوان روش درماني، متفاوت از مشاهده اثرات مثبت باليني به تنهايي است و زماني تأثير مثبت يك روش به عنوان درمان پذيرفته مي شود كه اين تأثير برمبناي پژوهش هاي علمي فراتر از اثرات تلقيني مثبت باشد و به همين جهت اين پژوهش ها به گونه اي طراحي مي گردد كه اثر تلقيني را از ميان بردارد. با داشتن چنين ديدگاهي تعريف درمان در پزشكي محدودتر از اثرات مثبت انگاشته مي شود و اگر روش خاص تأثيرات مثبت خود را كراراً نشان داده باشد، مادام كه از بوته آزمايش آن گونه كه توصيه شد، سربلند بيرون نيايد، به عنوان روش درماني تلقي نمي گردد.
در حال حاضر اگرچه روش هاي طب جايگزين به طور وسيع و گسترده در سراسر جهان از جمله كشور ما انجام مي شود، ولي تاكنون پژوهش هاي علمي محكمي مبني بر مؤثر بودن آنها در منابع معتبر علمي انتشار نيافته است.
آنچه به عنوان سؤال به ذهن خطور مي كند، آن است كه اگر طب جايگزين، روش علمي درمان بيماري ها نيست، پس چگونه به طور گسترده (استناد به مقاله مورخ ۲۸/۳/۸۳) در بين اقشار مختلف مورد استقبال قرار مي گيرد. همان طور كه اشاره شد همه درمان هاي انجام شده در تاريخ طب از ابتدا تا حال مي تواند همراه اثرات تلقيني مثبت يا منفي بوده باشند و تنها در پژوهش هاي كنترل شده اثر تلقين به نوعي حذف مي گردد. لذا قابل پيش بيني است كه طب جايگزين هم بتواند با اعمال اثر تلقيني مثبت هر چند به طور موقت، مشتريان تحت تلقين قرار گرفته و سرخورده از طب رايج را به خود جلب كند.بيشتر معتقدان به طب جايگزين، انجام آزمايش ها و پژوهش هاي علمي را براي رد يا تأييد صلاحيت كاربري روش هاي درماني، ضروري نمي دانند و غالباً علم جديد را كم اعتبار دانسته و طب جايگزين را با حرارت تبليغ مي كنند. اين در حالي است كه نه تنها شواهد باليني و پژوهشي قاطعي بر كارآيي طب جايگزين در دست نيست، بلكه اين طب بر توجيهاتي تكيه دارد كه از قوانين پايه اي و بديهي علمي پيروي نمي كند. آنچه تاكنون به عنوان منابع علمي و تحقيقي طب جايگزين در دست است تنها نقل قول هاي غيرقابل استناد و كنترل نشده اي است كه هيچگاه نمي توان بر مبناي آن به نتيجه گيري علمي رسيد. البته طب متعارف نيز بعضاً به نقل قول هاي موردي تكيه مي كند، ولي شرايط پذيرش گزارش موارد (Case report) در طب رايج، بسيار متفاوت از گزارشهاي طب جايگزين است، بدين نحو كه مجلات علمي معتبر در صورتي گزارش يك مورد را خواهند پذيرفت كه نگارندگان دلايل محكمي بر صحت گزارش خود ارائه دهند. حال آنكه نقل قول هاي مربوط به طب جايگزين معمولاً در كتب و مجلات غيرتخصصي و غيرعلمي به چاپ مي رسند و نه تنها مستند و مستدل نيستند، بلكه به خودي خود بي نياز از پژوهش هاي كنترل شده در ادعاهاي مربوط به انواع طب جايگزين كافي دانسته مي شوند.به طور خلاصه آنچه لازم به تأكيد است، ضرورت نگرش علمي به روش هاي درماني مطرح شده است و ملاك شايستگي يك روش براي درمان بيماران، صرف مشاهدات پراكنده باليني آن هم به طور محدود و غيرعلمي نيست.مضافاً برآن، مورد اقبال واقع شدن يك روش به معناي درماني بودن نيست و زماني مي توان اصطلاح درمان را به موضوعي در پزشكي اطلاق كرد كه تأثيراتش در تحقيقات كنترل شده و با رعايت اصول متدولوژي علمي، به اثبات برسد خواه اين روش دارويي بوده يا غيردارويي، جراحي باشد يا حجامت، رفتار درماني باشد يا انرژي درماني و...

به نقل از روزنامه همشهری