جستجو در سایت توسط گوگل

نمایش نتایج 1 تا 2 از 2 مجموع

موضوع: هشدارهايی درباره کاهش حرکت

  1. #1
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض هشدارهايی درباره کاهش حرکت

    برای کليه اشخاصی که دچار انواع آسيبهای نخاعی می شوند ، سه ماه نخست پس ازآسيب ديدگی ، يک دوره بحرانی است ، احتمال گرفتاری به معلوليتهای شديد و از کارافتادگی بخشهای مختلف بدن درطی اين دوره بحرانی ، بسيار بالاست ، بلافاصله پس از آسيب ديدگی ، درمان پزشکی متوجه پيشگيری از صدمات اضافی می شود. پيشرفتهای پزشکی و مراقبتهای ويژه ، اين امکان را فراهم می آورند که پس از طی اين دوره بحرانی بتوان از ضايعات و مشکلات جسمی بعدی کاست . تعداد بيشتری از بيماران ، اکنون می توانند پس از طی دوره به يک زندگی که ازنظر طول عمر و بهره وری نزديک به حد طبيعی است ، بازگردند . اما در صورت عدم مراقبت کافی ، احتمای خطرات جدی پزشکی ، بعداز سه ماه اول نيز پايان نمی پذيرد.. طول عمر طبيعی و بهره وری طبيعی می تواند توسط عوامل مختلف تهديد شود . يکی از مهمترين اين عوامل ، کاهش حرکت است. کارشناسان بهداشتی و توانبخشی ، برنامه متعادلی را برای مقابله با خطر کاهش تحرک تجويز می کنند. اين برنامه شامل ورزش ، استراحت ، رژيم غذايی ، کنترل مثانه و روده ، دارو ، درمان و تفريح می باشد . افراد آسيب ديده نخاعی ، با تعقيب جدی اين برنامه ، در تمام طول زندگيشان می توانند از مشکلات و خطرات ناشی از کاهش تحرک پيشگيری کنند.

    عوارض کاهش حرکت :

    حال اين سوال اساسی مطرح است ، چه مشکلات و بيماريهايی می تواند از کاهش تحرک ناشی شود و چگونه ورزش ، رژيم غذايی و ديگر فعاليتهای مناسب می توانند از اين خطرات پيشگيری کنند ؟

    بعد از آسيب نخاعی ، شخص در معرض تغييرات جسمی قابل توجهی قرار می گيرد . بسياری از اين تغييرات جسمی، مستقيم يا غير مستقيم ، ازکاهش تحرک ناشی می شوند . زمانی که شخص واقعا" فعال و متحرک است ، عملکرد بدنش طبيعی است . اما اگر شخص در نتيجه آسيب نخاعی بی حرکت شود، يا کاهش قابل ملاحظه ای در تحرکش پديد آيد بدن وی واکنش نشان خواهد داد. برخی از اين واکنشها می توانند به شدت زيانبار ، يا حتی کشنده باشند . ليکن با تمرينهای منظم ورزشی و اقدامهای مناسب ديگر می توان از تمامی عوارض پيشگيری کرد. مثلا" ايستادن به کمک يک تخته چوب شيب دار يا قدم زدن با پای مصنوعی و چوب زير بغل با ميله های موازی ، برخی از فعاليتهايی هستند که می توانند در طبيعی نگهداشتن عملکرد بدن کمک کنند.

    عارضه ناشی از کاهش تحرک :

    برای مقابله با خطرات ناشی از کاهش تحرک ، برای جلب توجه جانبازان و آسيب ديدگان عزيز به انجام حرکات و ورزشهای تجويز شده از سوی متخصصان ، در اين جا نحوه پديد آمدن 12 عارضه ناشی از کاهش حرکت مورد بررسی قرار گيرد و نشان داده می شود که با پيگيری برنامه های تجويز شده در طول روزهای زندگی می توان از اين عوارض پيشگيری کرد.

    پوک شدگی و متخلخل شدن غير معمولی استخوانها و تحليل عضلانی

    اساس اسکلت بندی استخوانها بر رشته های فيبريل کلاژن که نرم و اسفنجی هستند استوار است . افزايش کلسيم و فسفر به اين اسکلت است که استخوان را سخت و محکم می کند. در شرايط طبيعی ، تحمل وزن و کشش و فشار عضلات برای حرکت ، عضلات را سرحال و آماده ، ميزان کلسيم استخوانها را به ويژه در قسمتهای متحمل وزن بدن در حد طبيعی نگاه می دارد. اما عدم فعاليت ، اين شرايط را تغيير می دهد. در اين وضعيت ، يعنی در شرايطی که ماهيچه ها و عضلات فعاليتهای لازم و روزمره را انجام نمی دهند. ميزان کلسيم ذخيره و آماده برای پيوستن به استخوانها و رشته های مذکور تکافوی نياز را نخواهد کرد . ميزان جذب کلسيم از ميزان ذخيره شده بيشتر می شود. به اين ترتيب ، استخوانها پوک و نرم و سرانجام شکننده می شوند. اين فرآيند جذب مجدد کلسيم و نابرابری آن با ميزان کلسيم ذخيره همچنين باعث افزايش فشار بر کليه هانيز می گردد که در جای ديگر به آن پرداخته خواهد شد. ايستادن يا راه رفتن با وسايل کمکی ، فشار طبيعی وزن را به بدن برمی گرداند، ماهيچه ها و عضلات را سرحال و آماده می سازد ، ميزان کلسيم استخوانها را در حد طبيعی نگاه می دارد و به اين ترتيب از پوک شدگی و نرمی استخوانها جلوگيری می کند.

    اسپاسم عضلانی و انقباض مفاصل :

    اسپاسم يعنی انقباض ناگهانی ، شديد و غير ارادی يک يا چند عضله که با درد و اختلال در کار عضلات همراه است. فقدان حرکت و عدم کشش عضلانی ممکن است به اسپاسم منجر شود. البته برخی از آسيب ديدگان نخاعی ممکن است به علت نوع آسيب ديدگی خود ، درد ناشی از اسپاسم را احساس نکنند.

    اسپاسم می تواند درصورت ادامه به نسوج عضلانی ، تاندونها يا زردپی که متصل کننده عضله به استخوان و غضروف است و باطها که در به هم پيوستن ونگهداری استخوانها مهم هستند ، صدمه بزند و به کج شدگی مفاصل منجر شود. اصولا" هر گونه کاهشی در دامنه طبيعی حرکت مفصل ، انقباض يا جمع شدگی ناميده می شود. هنگامی که انقباض دائمی ( اسپاسم ) عضله ، مانع از انجام حرکت کامل يک مفصل ميشود شخص دچار جمع شدگی می گردد و ممکن است توانايی کسب مهارت را از دست بدهد. به اين ترتيب ، شخصی که احتمال داشت بتواند راه برود ، اگر جمع شدگی زانو مانع راست کردن پايش بشود ، اين امکان را از دست می دهد . انقباض مفاصل زانو ، بالای ران و ديگر مفاصل متحمل وزن بدن ، همچنين سبب ايجاد اشکال در ايستادن شخص به صورت قائم خواهد شد. ايستادن فرد ، راه رفتن با وسايل کمکی ، انجام تمرينهای حرکتی ، ورزش و کششهای عضلانی می تواند مانع پديد آمدن اسپاسم شود و دامنه طبيعی حرکت مفاصل را به آنها بازگرداند. واقعيت اين است که ايستادن فرد ، به کاهش يا حذف تمامی 12 عارضه از کاهش تحرک کمک می کند.

    کج شدن استخوانها :

    بيشترين ميزان کلسيم دريافتی روزانه اشخاص ، برای حرکت عضلات و استحکام و بازسازی استخوانها مصرف می شود. وقتی بعلت آسيب ديدگی ، عضلات مورد استفاده قرار نمی گيرند. استخوانها دچار کلسيم زدايی می شوند. کلسيم موجود در بدن و مقداری که در رژيم غذايی وجود دارد بيش از حد طبيعی شده و شروع به جمع و ذخيره شدن می کند که معمولا" در مفاصل ران و زانو تشکيل می شود. اين ذخاير مانع حرکت کامل مفصل می شوند. محدوديت د رعملکرد طبيعی مفصل مشکل جدی است ، اما اگر کنترل نشده بماند ، اين ذخاير می تواند نهايتا" به يکپارچگی کامل مفصل منتهی گردد و در حالی که اين جوش خوردن ، بيشتر در مفاصل کوچک نظير بند انگشتان پا يا مچ پا اتفاق می افتد، می تواند حتی د رمفصلهای بزرگتر هم پديدار شود. هر يک از موارد فوق می تواند به محدوديت بيشتر فعاليت جسمی بيانجامد و در نتيجه ، به از دست دادن توانايی شخص آسيب ديده نخاعی منجر گردد.

    سنگهای ادراری ، عفونت ادراری و از کارافتادن دستگاه ادراری :

    احتمالا" يکی از جديترين خطرات ممکنه ناشی از کاهش تحرک ، امکان بروز نابسامانيهای دستگاه ادراری است که از فعاليت اندک و ماندن در وضعيت خوابيده يا نشسته پديد می آيد. يکی از عمده ترين علل مرگ در بيماران آسيب ديده نخاعی ، از کارافتادگی کليوی است ، اگر چه کليه ها محل اصلی آسيب نيستند و نارساييهای کليه در اثر اختلال در اعصاب کنترل کننده مثانه به وجود می آيند . در اين وضعيت ، عضلات کنترل کننده ادرار ديگر کار نمی کنند . در نتيجه ممکن است مثانه کاملا" خالی نشود يا بيش از اندازه پر گردد ( در نتيجه از دست دادن حس درشخص ) و سبب جريان يافتن ادرار به عقب و به سمت کليه ها شود. اين فشار به عقب باعث صدمه به نسوج کليه می شود و می تواند نهايتا" به از کار افتادن کامل کليه منتهی گردد. همچنين ادرار باقيمانده د رمثانه ( که هم سبب از دست رفتن حالت تخليه طبيعی و هم ويژه در معرض خطرعفونت باکتريايی هستند چرا که غير ممکن است از آلودگی باکتريايی در حين کارگذاشتن سوند پرهيز نمود. اگر عفونت پيش بيايد می تواند به راحتی به داخل ميزنای ( لوله ای که ادرار را به مثانه می آورد ) و نهايتا" کليه ها گسترش پيدا کند. يک مشکل ديگر دستگاه ادراری تشکيل سنگهای ادراری ( سنگ مثانه يا کليه ) می باشد . چنان که قبلا" اشاره شد، ممکن است کلسيم زيادی در بدن شخص بی تحرک يا کم تحرک وجود داشته باشد . از آنجا که مشکل بار کلسيم بر عهده کليه ها قرار دارد ، ممکن است ذخاير کلسيم در کليه ها يا مثانه جمع شود و سبب ايجاد سنگهايی گردد که مانع جريان عادی ادرار در دستگاه شود و عمل تصفيه طبيعی ناخالصيهای خون را متوقف کند.

    تمرينهای ورزشی به ويژه ايستادن و راه رفتن با کمک ديگران امکان عفونت و ايجاد سنگ را به چهار طريق کاهش می دهد. نخست ، خالی کردن مثانه در وضعيت ايستاده بسيار کاملتر است و بنابراين خطر عفونت را کاهش می دهد . دوم ، تمرين ورزشی موجب مصرف مقداری از کلسيم بدن در عضلات می شود که به کاهش بار کلسيم در دستگاه ادراری و کاستن از خطر ذخاير کلسيم در اعضای دستگاه ادراری می انجامد . سوم فعاليت بدنی ، سرعت گردش خون را بالا می برد ، توانايی بدن برای مقابله با عفونتها را افزايش می دهد . اجازه ميدهد کليه ها بهتر کار کنند و در مجموع سلامتی شخص را بهبود می بخشد . چهارم ، گذاشتن وزن بدن روی عضلات مربوط به استخوانها از طريق ايستادن و راه يافتن ، اجازه می دهد که با تاخير يا حذف کلسيم زدايی در استخوانها ، ميزان کلسيمی که بايد توسط دستگاه ادراری تصفيه شود ، کاهش يابد.

    يبوست و فشار مدفوع :

    وضعيت ثابت خميده در آسيب ديدگان نخاعی ، به ويژه به ايجاد يبوست کمک می کند ، چرا که اين وضع به از دست دادن قدرت انقباضی عضلات ديواره روده بزرگ و فقدان کشش جاذبه ای منجر می شود . برای فرد آسيب ديده نخاعی فعالی که پر تحرک است يبوست نبايد مشکلی هميشگی باشد ، زيرا در انتقال از تختخواب به ويلچر و نشستن و ايستادن ، حرکت انجام می شود . بطور کلی ، هرچه قدر شخص فعالتر باشد ، خطر اينکه يبوست مسئله ای جدی شود کمتر خواهد بود . حرکت دادن تمام بدن نظير غلتيدن از يک پهلو به پهلوی ديگر ، تغيير وضعيت ، ايستادن، و ديگر حرکتهايی که در آنها عضلات تنه و شکم فعال می شوند ( حال يا حرکات به صورت اکتيو- حرکت توسط خود شخص و يا بصورت پاسيو فعاليت به کمک ديگران ) يا ماساژ دادن آنها می تواند به حفظ وضع طبيعی عضلات غير ارادی روده بزرگ کمک کند و از فشردن مواد در روده جلوگيری نمايد.

    ناراحتيهای تنفسی :

    ديافراگم - به معنی عضله اصلی در عمل تنفس - توسط اعصاب محيطی که در ناحيه گردن به طناب نخاعی متصل می شود . تحريک می گردد. بنابراين صدمه ای به نخاع در ناحيه مهره های 2و3و4 گردنی ، عمل تنفس طبيعی را با اشکال روبرو خواهد کرد. شخصی با ضايعه در ناحيه پايين - مثلا" دربخش بالايی قفسه سينه - البته قادر به تنفس خواهد بود ، زيرا ديافراگم هنوز به طور عادی عمل می کند ، اما همين شخص به دليل از دست دادن کنترل عضلات بين دنده ای فقط 50% ظرفيت عادی تنفسی را خواهد داشت . حتی ضايعه ای در سطح پايين تر - مثلا" در ناحيه تحتانی قفسه سينه يا ناحيه فوقانی کمر- ممکن است دستگاه تنفسی را مختل کند ، زيرا توانايی سرفه کردن را کاهش می دهد. سرفه جنبه مهمی از تنفس عادی است . زيرا اگر مواد ترشحی نظير خلط ، در ريه ها جمع شود ، سرفه قوی مجراهای تنفسی را باز نگه می دارد. بنابراين شخص آسيب ديده نخاعی در معرض خطر ناشی از ناراحتيهای تنفسی مثل عفونت ها ، سينه پهلو ، مسدود شدن مجراهای تنفسی قراردارد که ممکن است به انبساط ناقص ريه ها و متلاشی شدن بخشهای کوچکی از آنها منتهی شود . فعاليت بدنی به کاهش خطر مشکلات تنفسی کمک می کند. زيرا سبب می شود شخص عميق تر نفس بکشد و به اين ترتيب رطوبت بيشتری را از ريه خارج سازد. اگر اين رطوبت از ريه خارج نشود، ممکن است يا جمع شده و مجرای تنفسی را مسدود کند و يا محيطی گرم و مرطوب برای رشد و انتشار عفونت فراهم سازد. البته فعاليت جسمی تنها راه کاهش خطر ناراحتيهای تنفسی نيست . ديگر انواع درمان تنفس و دم نيز می تواند جهت کمک در اين زمينه مورد استفاده واقع شود . ليکن تمرينهای بدنی قطعا" در مقابله با آثار بد و بالقوه کاهش فعاليت جسمی کمک خواهد نمود.

    عوارض گردش خون :

    غالب مردم به اين امر واقف اند که کاهش تحرک موجب اختلال در جريان طبيعی خون می شود ، در صورتيکه تمرينهای منظم ، آن را بهبود می بخشد . اما شايد جريان طبيعی خون برای شخص آسيب ديده نخاعی مهمتر از شخص سالم است ، زيرا خطر ابتلاء به اختلالهای ثانوی استخوانی ، ذخاير کلسيمی ، عفونتها ، اختلالهای تنفسی و يبوست و در شخص کم تحرک بسيار بيشتر است . بطور کلی هر چه گردش خون بهتر باشد ، توانايی بدن برای دفاع در برابر اختلالهای بالقوه بيشتر است .کاهش تحرک ، به نارسايی در جريان گردش خود می انجامد و اختلال در گرش خون هم موجب فقدان کامل سلامتی و بروز عوارض جدی می گردد. عامل اصلی در جريان خون قلب است. از آنجا که قلب عضله است. در نتيجه عدم فعاليت مانند هر عضله ديگر بدن دچار تحليل عضلانی خواهد شد. در اين صورت قلب ضعيف شده نمی تواند در هر انقباض به همان حجم قبلی خون را بيرون بفرستد. در نتيجه بايد سريعتر تلمبه بزند تا مقدار خون لازم را به نسوج بدن برساند. حفظ عضله قلب در وضعيتی قوی و سالم به کمک تمرين جسمی و از طريق درمان طبی ، ورزش ، تفريح ، يا ديگر فعاليتها جريان خون را بهبود خواهد داد و بدين ترتيب ، از خطرهای بالقوه خواهد کاست .

    لخته های وريدی :

    يکی از جديدترين عوارض بالقوه اختلال در گردش خون ، تشکيل لخته های خون در وريدها است. جريان عادی خون از وريدها ، بطور عمده با حرکت عضلات اسکلتی ميسر می شود. پس از اتوموبيل سواری برای مدتی طولانی ، پاهای انسان خشک و ذهن او اندکی کند می شود. برعکس يک راهپيمايی کوتاه و سريع پس از مدتی پشت ميز نشستن می تواند ذهن را تازه و به شخص کمک کند که بهتر بينديشد. بسياری از اين بهبود وضعيتها ناشی از اين واقعيت است که با فعاليت جسمی ، خون بهتر جريان می يابد و مغز هم با انرژی و اکسيژن اضافی بهتر کار می کند . اگر عدم فعاليت برای مدتی طولانيتر ادامه يابد ، چنان که شخص بيحرک يا کسی که فعاليت جسميش بعلت آسيب ديدگی کاهش يافته ، چنين است امکان زيادتری وجود دارد که خون در پاها و شکم جمع شده و در وريدها لخته تشکيل گردد. انواع ورزش ، ايستادن و قدم زدن با استفاده از وسايل کمکی و تمرينهای بدنی اکتيو و پاسيو ( مانند ماساژ ) سبب بهبود گردش خون در داخل رگها می شود و احتمال تشکيل لخته ها وريدی را کاهش خواهد داد.

    آمبولی ريوی :

    آمبولی ، انسداد جريان خون است در اثر گيرکردن لخته ، حباب هوا يا غيره در شريان . لخته خونی که در وريد تشکيل می شود می تواند گاهی خود را آزاد کند و به قلب راه يابد . از اينجا خون به داخل شريانهای ريوی تلمبه می شود و سپس به ميرگهای ريوی می رسد که در آنجا تبادل اکسيژن با دی اکسيد کربن انجام می گيرد. لخته ای که از وريد وارد قلب شد می تواند به آسانی از قلب به ريه ها برسد . در سيستم شريانی ريه ها ، لخته سرانجام نخواهد توانست در شريانهای کوچک و مويرگها جلوتر برود . درجايی اين لخته گير کرده و مانع جريان طبيعی خون از آن قسمت ريه ها خواهد شد. آمبولی ريوی تهديدی جدی برای سلامتی است و حتی ممکن است کشنده باشد. در اين حالت نيز با افزايش تحرک به شيوه های مختلف ، می توان از اين عارضه پيشگيری کرد.

    کاهش فشار خون وضعيتی :

    اين کاهش فشار خون ، ناشی از وضعيت خاص جسمی می باشد يک خطر ديگر مرتبط با نارسايی گردش خون ناشی از بی تحرکی ، کاهش فشار در نتيجه حالت درازکش است . اگر خون در پاها و شکم جمع شود و شخص بخواهد بنشيند يا بايستد ، ممکن است فشار خون بطور ناگهانی افت کند . به اين ترتيب فشار خود تا سطح خطرناکی پايين می آيد . کاهش فشار خون وضعيتی به کاهش کارکرد کليه و در واقع ، به نزول کارکرد همه دستگاههای عمده بدن ( از جمله پوست ) می انجامد . قلب نيز به کار کمتر عادت می کند و به اين دليل وقتی شخص به وضعيت ايستاده يا فعاليت جسمی بيشتر برمی گردد. تحت فشار قرار می گيرد. بنابراين ، بايد تا حد امکان از وضعيت درازکش پرهيز کرد. و برنامه فعاليت جسمی تجويز شده نيز به طور مرتب از جانب شخص آسيب ديده نخاعی به اجرا در آيد.
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  2. #2
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض قسمت دوم مقاله

    زخمهای بستر :

    زخمهای بستر که به اسامی ديگری نيز خوانده می شود ، زخمهای ناشی از فشار ، زخمهای ناشی از وضعيت ثابت ، زخم تشک و .... بسيار ناراحت کننده ، غير بهداشتی و از نظر معالجه پر هزينه هستند. اين زخمها وقتی بوجود می آيند که شخص برای مدتی طولانی در يک وضعيت بنشيند يا دراز بکشد . فشار استخوان بر بافتهای عضلانی ، مثلا" در ناحيه لگن ، موجب انقباض عروق و توقف خون در رگهای آن قسمت ميشود. بافتهايی که خون آنها قطع می شود در ظرف 2 ساعت از بين می روند . مرگ بافتی ناشی از فقدان خون لازم انفارکتوس ناميده ميشود. اگر جريان خون مجددا" و به سرعت آغاز نشود ، بافت فاسد شده چرکی خواهد شد و درحالی که فساد بافت ادامه می يابد ، زخم بزرگتر و بزرگتر می شود و از داخل به خارج می آيد. بنابراين زخم بستر سوراخ يا شکافی در پوست و بافتهای نرم آن است که با عدم رسيدن خون کافی در نتيجه فشار مداوم و طولانی مدت ايجاد می گردد. معمولا" وقتی افراد فشار زياد استخوان را بر بافت عضلانی احساس می کنند خود را جا به جا می کنند يا می ايستند و عضلات را به حالت کشش در می آورند . اما از آنجا که اشخاص آسيب ديده نخاعی اغلب در ناحيه آسيب ديده احساس درد يا ناراحتی نمی کنند ، متوجه نمی شوند که مشکلی درحال پديد آمدن است تا آن که برای رفع آسيب خيلی دير ميشود . زمانی که پوست بيمار علائم زخم فشار خون را نشان می دهد ، زخم نزديک استخوان ممکن است به بزرگی يک سکه 20 ريالی و به شدت عفونی باشد . بهبود اين زخمها خيلی به طول می انجامد و معمولا" بسيار پر هزينه است . زخمهای بستر با تخفيف تناوبی ( در فواصل کوتاه و مرتب ) فشار از روی نقاط تحت فشار بدن ، صددرصد قابل پيشگيری هستند. اما تضمين بيشتر در برابر تشکيل اين زخمها ناشی از فشار می تواند از طريق ورزش و تمرينهای بدنی منظم به دست آيد. افزايش فعاليت به گردش خون بهتر می انجامد که خود به جلوگيری از زخمهای بستر کمک می کند. واگر زخمی ايجاد شود ، بهتر و سريعتر بهبود می يابد و از طريق تقويت سيستم ايمنی بدن کنترل بهتر عفونتها را تامين می کند.

    اختلال در کنترل درجه حرارت بدن :

    آخرين خطر بالقوه کاهش تحرک ، آسيب به سيستم کنترل دمای بدن است نشستن برای مدتی طولانی در يک وضعيت ثابت ، دمای ثابت بدن را به هم خواهد زد . قسمتهايی از بدن که در تماس با صندلی هستند ( پاها ، لگن و پشت ) طبيعتا" از جاهای ديگر ، مثلا" کف پنجه پا گرمتر می شوند . ممکن است جوش ، قارچ ، خشکی پوست ، و ديگر اختلالهای پوستی در نقاطی که در معرض درجه حرارت بيشتر و يا کمتر هستند ايجاد شود . حتی عواقب جدی تری مثل سرماخوردگی ، سينه پهلو ، عقيم شدن در مردان و بازهم نارسايی در گردش خون نيز ممکن است پيش بيايد . مانند ديگر خطرات بالقوه ناشی از کاهش تحرک ، اختلالهای مرتبط با آسيب به سيستم کنترل دمای بدن را می توان با ورزش منظم و فعاليت بدنی زيادی کاهش داد.

    نتيجه :

    همانطور که قبلا" تذکر داده شد ، کاهش تحرک امکان خطرات جدی را برای سلامتی شخص آسيب ديده نخاعی بوجود می آورد . همانگونه که اين خطرهای بالقوه به بيماران آسيب ديده نخاعی گفته می شود آنان هم بايد اهميت برنامه تجويز شده ورزش روزانه و بهداشت شخصی خود را درک کنند. اگر برنامه ای تجويز نشده است ، مشاوران توانبخشی بايد بيماران را تشويق کنند که در اولين فرصت ، اين موضوع را با پزشک خود در ميان بگذاراند. نکته اساسی که هميشه بايد بخاطر داشت اين است که غالب اين اختلالهای ثانوی ، قابل پيشگيری اند در مورد آنهايی که قابل پيشگيری نيستند می توان با توجه مناسب از عوارضشان بطور قابل توجهی کاست . بطور کلی ، کليه جانبازان عزيز و افرادی که دچار آسيب ديدگی نخاعی هستند و با مشکل کاهش تحرک روبرو هستند ، بايد با کمک پزشک و مشاوران توانبخشی شيوه های مناسب افزايش تحرک خود را بيابند و با انجام مرتب آن در زندگی روزمره خود ، از عوارض احتمالی پيشگيری نمايند. واقعيت اين است که درصورت اجرای مرتب برنامه های تجويز شده ، اين عوارض صددرصد قابل پيشگيری هستند.
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

Thread Information

Users Browsing this Thread

There are currently 1 users browsing this thread. (0 members and 1 guests)

قوانین ارسال

  • نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
  • نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • نمی توانید نوشته خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات متنی
گیفت کارت
تبلیغات در ایران سلامت