مقدمه

آیاحرکات شما به واسطه افزایش دردتان، نسبت به گذشته کندترشده است یا اینکه متوجه شده ایدبه تازگی ضعیفترشده اید؟ آیا نسبت به قبل نیازبه کمک بیشتری پیداکرده اید و متوجه شده اید،قادرنیستید کارهائی راکه سابق براین برای شماعادی بودند، مانندگذشته انجام دهید؟آيا در حال حاضر علائم عادی افزايش سن رااحساس می کنیدو يا اينکه با چيزهای ديگری نيز مواجه هستید ؟


هم اکنون در مورد موضوع سالمندی افراد مبتلا به آسيب نخاعی، سئوالات خیلی زیادی مطرح است که در مراکز آموزش و پژوهش توانبخشی افرادنخاعی تحت مطالعه قراردارند. تغييراتی که به دلیل افزایش سن برروی بدن ایجادمی شوند ،ممکن است قابل پيشگيری باشند و می توان با اتخاذ تدابیر جديد ،تاثير آنها را بر روی زندگی روزمره کاهش داد. تحقيقات،درموردشناخت علل شايعی که باعث بروز تغييرات کارکرد بدن دراثرافزایش سن می شوند و بهترين روشهای درمان و پيشگيری از آنها همچنان ادامه دارد. بنابراين،سعی کنیدهمیشه درجریان آخرین اطلاعات روزقرارگیرید.


افرادی که به مدت طولانی ضايعه نخاعی دارند، همزمان باافزایش سن ،عوارض جديدی از جمله درد، خستگی و ضعف را مطرح می نمايند. اين عوارض بر روی کار بدن اثرات منفی دارند. به طوريکه به مرورزمان وبابالارفتن سن ،کار کردن در یک روزکامل، هل دادن ويلچر وطی مسافتهای طولانی، حضور در فعاليتهای اجتماعی، شرکت در امور تفريحی ، نقل و انتقالات،اجرای برخی ازکارها ی روزمره مانند استحمام و انجام کارهای معمولی ،مشکلتر وحتی گاهی اوقات غيرممکن می گردند. بعضی وقتها تغييرات ایجادشده در بدن به حدی هستند که باعث می شوند ، اجرای فعاليتهايی که قبلا" بطور مستقل انجام می شدند ،نيازمند کمک ديگران باشد. بعضی ها فکر می کنند که دردها و رنجها و ضعف بدنی حاصل از افزايش سن ، طبيعی هستند و عده ای نيز از این تغييرات بدنی، هراسان و شگفت زده می شوند. به هرحال بخواهيم يا نخواهيم، موضوعات مذکور اهميت زيادی دارند و بايستی جهت برنامه ریزی درمورد تغييراتی که اجتناب ناپذير هستند،علل آنها تعيين،عوارض مذکور درمان،و بهترين روشهای پيشگيری از افتهای بدنی مشخص گردند .
چه کسانی دارای مشکل هستند؟

اکثرافرادنخاعی که عوارض افزایش سن را تجربه می کنند، در واقع افراد پيری نيستندو غالب آنها در اواسط دهه چهارم عمر خود قرار دارند و معمولا"در حدود 20 سال از ابتلای آنان به ضايعه نخاعی می گذرد. بطورکلی بنظر نمی رسد که سطح و درجه آسيب نخاعی بر روی بروز عوارض حاصل از افزایش سن، تغييری ايجاد نمايد.


عوارض حاصل ازافزایش سن چه چیزهائی هستند؟

1) خستگی


مطالعه ای که اخيرا" در مراکز آموزش و پژوهش توانبخشی ، درمورد عوارض حاصل از افزايش سن افراد نخاعی انجام شده نشان می دهدکه، 61درصد از آنان "خستگی" را بعنوان یک مشکل بزرگ حاصل ازافزایش سن و تغييرات بدنی حاصل ازآن مطرح نموده اند. بسياری از افرادی که سابقا" بسیارفعال و پرتوان بوده اند ،به مرورزمان وباافزایش سن،باکاهش سطح انرژی بدن خودو فقدان انرژی لازم جهت انجام کارهای روزمره متعجب می شوند.بطوری که خستگی خيلی سريعتر از قبل بروزپیدامی کند و اين احساس که حتی برای انجام کارهای ساده نيازبه حداکثر تلاش هستند، خيلی شايع می باشد. برای خستگی تنها يک علت خاص،تعيين نشده و ممکن است اين عارضه ناشی از عوامل مختلف زيادی باشد. البته یکسری مشکلات پزشکی نظير کم خونی، کم کاری تيروئيد، ديابت، افسردگی، مشکلات تنفسی يا بيماريهای قلبی نیزمی توانند باعث بروزخستگی شوند.همچنین مصرف برخی از داروها نظير شل کننده های عضلانی، داروهای ضددرد، مسکن ها، و غيره هم می توانند در بروز خستگی نقش داشته باشند.
نکته مهمی که در مورد تشخیص خستگی وجود دارد، اين است که : ممکن است خستگی دراثرمجموعه ای از عوامل حاصل شده باشد. بنابراین ضرورت دارد که درمورد آن با گروه درمانی و پزشکتان صحبت کنيد و خستگی را جدی بگيريد. يک ارزيابی کامل از وضعيت بدن ، می تواند به شما کمک کند تا عوامل بالقوه خستگی را تشخيص داده و درمان را مستقيما" به سمت مشکلات مذکور معطوف نمائید. گاهی اوقات هم ، هيچ عامل پزشکی برای خستگی يافت نمی شود. در اينصورت، بهتر است عوامل ديگری راکه ممکن است در بروز خستگی نقش داشته باشند ،مورد ارزيابی قرار گيرند تاراهی برای کنترل آنها پيدا شود. از جمله این عوامل می توان به : افزايش استرس، بروز تغييرات درمحيط زندگی(تغییراتی که باعث می شوند،انرژی بیشتری مصرف شود) ، افسردگی، مصرف برخی ازداروها ، و تغييرات ايجاد شده در رژيم غذايی و فعاليتهای بدنی اشاره کرد. کارکنان گروه مراقبت های پزشکی می تواننددرمواردزیربه بیماران کمک کنند تا فعاليتهای زير را به منظور کنترل خستگی خودانجام دهد:


• آموزش فنون مربوط به حرکت(ازجمله روشهای گام برداری با استفاده از تجهيزات ) جهت حفظ انرژی


• ارزيابی نيازهای بیمار در رابطه با وسايل کمکی مختلف وجديد ،همچنین بررسی فن آوريهايی که می توانند نيازهای جسمی بیمار را کاهش دهند.
• تجزيه و تحليل تلاشها و فعاليتهای روزانه فردنخاعی جهت افزايش کارآيی.
• تهيه دستورالعملهای ايمنی درمورد فعاليتهای بدنی و تمرينات ورزشی جهت افزايش بنيه بدنی و استقامت .


2) درد

بسياری از افراد نخاعی دردهای مزمن داشته و باآن زندگی می کنند و هر روز بدنبال راههای مناسبی هستند تا اين مشکل رابرطرف نمایند. اما مبتلايان به ضايعه نخاعی با افزايش سن ،دردهای جديدی را تجربه می کنندکه با دردهای مزمن عصبی آنها که دارای منشاء آسيب نخاعی هستند، متفاوتند. اين دردهای جديد، اغلب در مفاصل يا عضلات شانه ها، مچ دستها، آرنج، گردن يا پشت ايجاد می شوند و ظاهرا" ناشی از آسيب مفاصل، ماهيچه ها يا اعصاب می باشند ويااینکه بعلت فرسودگی و سائيدگی غير طبيعی اندامهابه وجودمی آیند. در واقع فشارهای وارده بر روی شانه ها و دستهای کسی که ويلچر خودرا هل می دهد، با فشارهای حاصل از انجام سایرکارها ، خيلی مختلف هستند. برای مثال، تعداد جابجائیهای انجام شده دریک روز، مقدارمسافت و وضعیت سطوحی که شخص باصندلی خود آنهاراطی می کند ، تعداد دفعاتی که دستها يا مچ در موقع هل دادن ويلچر با چرخ تماس می گيرند، روشی که اغلب هر شخص برای حرکت خودانتخاب می کند، يا اجباری که برای نگاه کردن رو به بالا درموقع محاوره بادیگران دارد ،همگی منجر به اعمال فشارهای غيرطبيعی بر روی عضلات و مفاصل می شوند.بطورکلی در نتيجه تاثیرفشارها،برخی ازعضلات بزرگتر می شوند ،در حاليکه يکسری از عضلات به اندازه لازم مورد استفاده قرار نمی گيرند. اين مسئله باعث عدم هماهنگی عضلات دراطراف مفاصل می شود که می تواند موجب آسيب گردد. آسيب به عضلات و تاندون های شانه از جمله پارگی ماهيچه چرخاننده سر دست، سندرم impingement ، يا ورم مفاصل و تاندونها از عوارض شايع هستند. هل دادن مکررويلچر، استفاده از روش دست باز در جابجائی ها و استفاده از عصاهای زيربغلی يا چوب دستی جهت قدم زدن می توانند منجر به آسيب اعصاب ناحيه مچ دست ها و باعث عوارضی مشابه سندرم تونل کارپال ( مچ دست ) گردند. دردهای ناحيه گردن و پشت می توانند ناشی از استقرار ناجور بدن بر روی ويلچر، اسکليوزيس ( scoliosis= کج شدگی تيرهای پشت از پهلو )، فشارهای غير عادی حاصل از نشستن های طولانی مدت و نشستن نامناسب و يا مربوط به تجهيزات باشد.نکته ای که اهميت زیادی دارداین است که نبايد به اميد اينکه درد برطرف می شود، آن را ناديده گرفت.
اقدامات موردنیازجهت درمان درد : اغلب اگر درمان درد قبل از مزمن شدن آن آغاز شود، نتيجه بهتری گرفته خواهد شد.بطورکلی انجام يک ارزيابی کامل از نوع، موقعيت و علت درد جهت تشخيص صحيح آن ضرورت دارد.
شما باید به گروه درمانی خود اطلاع دهيد که چه فعاليتهائی باعث درد مي شوند، یاچه فشارهایی روی دستهای شما وجود دارد و حتی نحوه اجرای فعاليت های خود را نشان دهيد. بسته به تشخيصی که داده می شود، بايستی روش های درمانی که انجام آنهاامکان پذير است،انتخاب شوند. گزينه ها ی درمانی ممکن است از روشهای محتاطانه تا جدی انتخاب شوند و بطورکلی تاثير روشهای انتخابی بر روی فعاليتهای روزانه شما بايستی مورد بحث قرار گيرند.
در زير مثالهايی از گزينه هايی که می توانند مورد توجه قرار گيرند ،ذکرشده است که بسياری از آنها با کمک گروه مراقبت درمانی شما انجام پذير هستند:


• نحوه اجرای فعاليت ها را اصلاح کنيد.
• درمان درد رابا بهبود کارکرد عضلات آغازکنيد.
• تجهيزات جديد و فن آوری های مورد نياز را شناسايی نمائيد.
• کمک های مورد نياز هر شخص را مشخص کنيد.
• داروهای مصرفی فرد را ارزيابی کنيد و تغييرات و يا اقلام مورد نياز را تعيين نمائيد.
• نياز به گزينه های جراحی را مشخص کنيد.


3) ضعف

افرادی که مدت زيادی از مرحله حاد آسيب نخاعی آنان می گذرد، ضعف های عضلانی جدیدی را گزارش می کنند. بطور کلی اشخاصی که دارای ضايعات کامل هستند و همچنين افراد دارای آسيب های ناقص افت قوای عضلانی را مطرح نموده اند. معمولا" ضعف های عضلانی بصورت تدريجی و خيلی آهسته ايجاد مي شوند. ممکن است ضعف شديد نباشد ،ولی معمولا" تاثير آن بر روی کار اندامهای بدن قابل توجه است. چنانچه ضعف يا افت در کارکرد اندامها خيلی سريع اتفاق بيافتد، لازم است که جهت جلوگيری از عود عوارض عصبی که به سرينگوميليا ( Syringomyelia ) ( تشکيل کيست مملو از مايع در ستون فقرات ) معروف است ،سريعا" بررسی های پزشکی بعمل آيد. علل بالقوه ديگری نيز برای ضعف وجود دارند که ممکن است ناشی از آسيب اعصاب ( از جمله سندرم تونل مچ دست )، تغيير در ثبات وضعيت نخاع، آسيب عضلات و تاندونها يا مفاصل و يا عوارض پزشکی ديگری مانند اسکلروزیس ( تصلب بافتها ) يا ساير اختلالات نورولوژيکی باشند. در هر حال بسيار مهم است که يک ارزيابی پزشکی جهت شناسائی علت ایجاد ضعف بعمل آمده و درمان لازم جهت جلوگيری از افت بيشتر فعالیت اندامها تعيين گردد. در برخی موارد، ضعف غيرقابل برگشت است و استفاده از وسايل کمکی ازجمله بريس ضرورت پيدا می کند تا قوای عضلانی حفظ و نگهداری شود.


توصيه های کلی

اين حقيقت که بسياری از افراد نخاعی مشکلات مرتبط باافزایش سن را تجربه می کنند، بدين معنا نيست که بروز اين عوارض طبيعی می باشد. هر تغييری که در کار اندامها ايجاد می شود را جدی بگيريد و کارکنان گروه درمانی خودتان رانيز ازتغییرات حاصله مطلع نمائید. شما می دانيد که چه وقتی وضعیت شما طبيعی است ،بنابراین موقعی که تغييری ايجاد می شود، سريعا" اقدام کنيد. معمولا" به تاخير انداختن درمان ، مشکل را حل نخواهد کرد و در برخی موارد امکان دارد از دست دادن فرصت ،کار درمان رابا يک مشکل بزرگ مواجه کند.


نکات زير یکسری از راهنمايی های کلی هستند که بايد به ذهن بسپاريد:

• تغييرات بدنی قابل توجه را نپذيريد وسریعا"به آنها رسیدگی کنید.
• يک ارزيابی کامل از مشکل بعمل آوريد.
• به توصيه های ارائه شده در مورد آزمايشات موردنیاز توجه کنيد. قبل از اينکه اطمینان حاصل کنید، اين توصيه ها موثر نيستند، آنها را رد نکنيد.
• با گروه درمانی خودتان در مورد تاثير گزينه های درمانی صحبت کنيد. چنانچه اولين اقدام شما مفيد نبود،سایر گزينه ها را بررسی نمائید.
• گزينه هايی را که از هم اکنون ممکن است بر روی کار آينده اندامها تاثير بگذارند، شناسايی کنيد.


****


منبع:مقاله: " عوارض افزايش سن درافراد ضايعه نخاعی" – مترجم:مهندس عباس کاشي(ohealth2007@yahoo.com) - انتشار : مركز ضايعات نخاعي جانبازان – آبان ماه 1387 - برگرفته از سایت :http://www.agingwithdisability.org/f...i_function.htm