بيماران تتراپلژی و پاراپلژی به دليل فلج حسی و حرکتی و ضايعه اسفنکترهای مثانه و روده و بستری شدن طولانی در معرض عوارض متعددی قرار می گیرند که برخی وخيم و در صورت عدم مراقبت و درمان ممکن است به مرگ بيمار منجر شوند. در اداره و درمان اين عوارض يک تيم متشکل از تخصص های مختلف پزشکی و پرستاری دخالت دارند. عوارضی که از نظر ارتوپدی نياز به درمان و توجه می باشند بطور اجمال بررسی می شوند.

زخم فشاری - pressure Sore

در اثر بستری شدن بيمار در يک وضعيت و به مدت طولانی قسمتهايی از پوست بدن که نزديک به برجستگيهای استخوان می باشد در ابتدا بصورت قرمزی لوکاليزه مشخص می شود که به تدريج تخريب پوست، آبسه های زير جلدی، نکروز پوست، سينوس ترشحی و عفونت عمقی و مزمن پيدا مي شود و چنانچه درمان کافی و مناسب انجام نشود منجر به سپتی سمی و حتی مرگ بيمار می گردد. با تغيير وضعيت مرتب بيمار- مراقبت از پوست - درمان آنتی بيوتيک و جراحی می توان موربيديتی آن را کاهش و يا کاملا" آن را درمان نمود استفاده از تخت بادی و تشک های مخصوص و آموزش بيمار توصيه می شود.

استئوميليت -Osteomyelitis

به دنبال زخم بستر وسيع و عميق درمان نشده در نواحی مثل ايسکيوم استخوان کوکسيکس ( خاجی ) شايعتر است دبريدمان سکستروکتومی و رزکسيون قسمت مبتلا در اين بيماران انجام می شود.

دفرميتی - Deformity

دفرميتی کيفوز يا اسکوليوز در دوره موبيليزاسيون و توان بخشی بيمار ايجاد می شود ( نيز در بيمارانی که در مرحله اوليه پارپلژی ) لامينکتومی شده اند يک برآمدگی واضح در بالای محل عمل ايجاد می شود که تورم و بورسيت عفونی در آنجا روی می دهد.

دفرميتی کيفوز در بالغين تمايل به پيشرفت نداشته ولی در کودکان با شروع پاراپلژی پيشرفت دفرميتی تا بلوغ ديده می شود. اين دفرميتها بندرت نياز به عمل جراحی دارند.

کنتراکچور مفاصل - Contracture

اسپاسم شديد کنترل شده منجر به دفرميتی در هيپ ها- زانوها و تغييرات استخوانی سرفمور می شود. محدوديت حرکتی و انکيلوز مفصلی بتدريج پيدا و منجر به معلوليت بيشتر بيمار می گردد. در بالغين قبل از تغييرات فيکس و ثابت استخوانی، تراکشن استخوانی حداقل برای سه هفته همراه با تجويز دارو توصيه می شود ولی در موارد دفرميتی ثابت و شديد عمل جراحی تناتومی يا آزاد کردن نسوج نرم لازم است. برنامه منظم فيزيوتراپی جهت جلوگيری و يا بعد از عمل جراحی تاکيد می شود.

شکستگی پاتولوژيک - Fracture

اين بيماران در اثر فلج اندام و بي حرکتی طولانی، دچار کاهش تدريجی و پيشرونده توده و بافت استخوانی شده و تمايل به شکستگی در استخوانهای ضعيف شده به خصوص اندام تحتانی بيشتر می گردد. افزايش دفع هيدروکسی پرولين در ادرار در هفته 12-6 بعد از ضايعه بوده و بعد از آن در حد ثابتی بالا می ماند لذا بايد حتی المقدور بيمار را با کمک بريس ها و فريم مخصوص در حالت ايستاده به حرکت وا داشت.

شکستگی در استخوان فمور شايعتر است بطور کلی اين شکستگيها را بجز در مرحله حاد فلج بطور کنسرواتيو درمان می کنيم. در برخی موارد که اسپاستيسيتی شديد باشد با عمل جراحی و فيکساسيون استخوان مي توان اقدام به درمان شکستگی نمود.

استخوان سازی نابجا - (Hetrotopic Bone Formation )

عارضه صدمات نخاعی يا ضربه مغزی است بنام ميوزيت اسيفيکان نيز گرفته می شود.

علت و پاتوژنز اصلی مشخص نشده است در ابتدا التهاب و تورم اطراف مفصل هيپ که بتديج کلسيفيکاسيون و استخوانی شدن نسوج نرم و محدوديت حرکتی و دفرميتی در مفصل بوجود می آيد از الکالن فسفاتاز سرم بعنوان معياری جهت دوره پيشرفت اين عارضه استفاده شده است.

از داروهايی نظير ايندومتاسين و يا Sodium Etidronate جهت کاهش حجم توده استخوانی استفاده شده است. عمل جراحی و برداشتن توده استخوانی نابجا بين حداقل 6 ماه و يکسال بعد از شروع آن، مورد دارد البته در بيمارانی که ناتوانی و محدوديت شديد حرکتی در مفصل روی داده باشد.

درد :

در اثر ضايعات استخوانی شکستگی مهره ها يا ضايعه نسج نرم د رکمر که معمولا" با مسکن های معمولی کنترل می شود ولی در اغلب بيماران عوامل روحی روانی در بروز و يا تشديد درد موثر می باشند. بندرت عمل جراحی آن هم در موارديکه يک عصب محيطی درگير باشد ممکنست لازم شود. (1) T.E.N.S و داروهای آرام بخش و ضد صرع می تواند مفيد باشد.

اسپاستيسيتی - Spasticity

اسپاستيسيتی کنترل نشده در ضايعات بالای ساکرال منجر به پيدايش کنتراکچور مفصل و شکستگی پاتولوژيک می شود تجويز داروها نظير Baclofen ، خوابيدن در حالت prone ( خوابيدن روي شكم و سينه) در شب اغلب به کاهش اين عارضه و تاخير در عوارض آن منجر می شود. عفونت يا سنگ کليه و مثانه، يبوست، يائسگی و ... منجر به تشديد آن می شود.

اعمال جراحی ترميمی - Reconstructive

انتقال تاندونها و عضلات در اندام فوقانی نظير انتقال قسمت خلفی دلتوئيد به الکرانون در بيمارانی که فونکسيون قابل قبولی در دست دارند بکار مي رود که با اين روش قدرت اکستانسيون آرنج بيشتر می شود. همچنين در بيمارانی که قادر به اکستانسيون مچ دست می باشند می توان يکی از اکستانسورها را به فلکسور مشترک انگشتان انتقال داد.



1-(Transcutaneus Electrical Nerve Stimulation )

****

منبع : مقاله " عوارض استخوانی- مفصلی در بيماران دچار ضايعه نخاعی " - تهيه كننده : دکترسيد عبدالحسين مهدی نسب - متخصص ارتوپدی - عضو هيئت علمی دانشگاه علوم پزشکی اهواز-سمينار طب توانبخشی در ضايعات نخاعی - 14-13 اسفند ماه 1376 - دانشگاه علوم پزشکی اهواز چاپ کاروکسين - صفحه 78-74