دكتر حسين كاوياني، متخصص روان‌شناسي باليني و دانشيار دانشگاه علوم پزشكي تهران، از نتايج مطالعه اش مي گويد:

تهراني‌ها درتابستان بداخلاق مي شوند




دكتر علي غلامرضانژاد
<خوشكامي درميان شهروندان شهر تهران در فصل بهار بيشتر از ساير فصول است و در فصل تابستان كمتر از ساير فصول.> مطالعه دكتر كاوياني دانشيار دانشگاه علوم پزشكي تهران بر تاثير تغييرات جوي بر خلقيات و رفتار اشخاص، تاكيد مي‌كند. با او در همين خصوص گفتگو كرده ايم.
‌‌ آقاي دكتر، كم‌كم وارد فصل تابستان و گرماي هوا مي‌شويم. آيا اين تغيير فصل و گرماي هوا در شرايط روحي افراد موثر است؟
‌‌ متاسفانه تا كنون در اين مورد كه چقدر عوامل محيطي مي‌توانند از نظر خلقي و هيجاني روي ما تاثير بگذارند، بررسي چنداني انجام نشده. ما هميشه تصور مي‌كنيم كه مثلا موفقيت مي‌تواند باعث شاد شدن ما بشود، يا مثلا امتحان مي‌تواند باعث استرس و نگراني مان بشود، اما اينها موارد در دسترس هستند كه ما آنها را به راحتي احساس مي‌كنيم، اما يك سري عوامل ديگر هم در محيط هستند كه روي ما تاثير مي‌گذارند. در دنيا روي اين مسائل كار شده و تاثير گذرا بودن آنها اثبات شده است. از جمله اين موارد آب و هوا و تغيير فصل است.
در روان‌شناسي دنيا رشته‌اي ايجاد شده است كه ما در فارسي آن را <هواشناسي زيستي> مي‌ناميم. هواشناسي زيستي در واقع خودش دربرگيرنده، چند رشته مختلف از جمله قسمت‌هاي مختلف پزشكي و روان‌شناسي است و تاثير رويدادهاي هواشناسي را بر زندگي انسان بررسي مي‌كند.

هدف اين رشته چيست؟
در اصل در اين رشته ارتباط ميان تاثير رويدادهاي هواشناسي و پاسخ‌هاي افراد به آنها مانند فرا رسيدن زمستان و افسردگي مزمن، سرما و حمله‌هاي آسم، گرماي شديد هوا با پرخاشگري و فعاليت‌هاي خورشيدي و مغناطيسي و با حمله‌ قلبي مورد بررسي قرار مي‌گيرد. مثلا همان‌طور كه گفتم فرا رسيدن سرما را به افسردگي مزمن ارتباط مي‌دهند. آب‌وهواي داغ را به پرخاشگري مربوط مي‌كنند و غيره. هواشناسان زيستي اعتقاد دارند كه رفتار، خلق و بهداشت افراد با تغييرات آب و هوايي ارتباط دارند. توجيه آنها هم اين است كه اين تغييرات آب و هوا رسيدن اكسيژن به سلول‌ها را تغيير مي‌دهد و موجب تغييرات و واكنش‌هايي در تركيبات خون و فشار خون مي‌شود.
هواشناسان زيستي معتقدند كه فراواني بيش از اندازه‌ يون‌هاي مثبت مي‌تواند باعث ضعف بدني، تحريك‌پذيري، سردرد، اضطراب، بي‌خوابي، كابوس‌هاي شبانه، بي‌تفاوتي، تهوع، افسردگي و بسياري از علايم و نشانه‌هاي جسماني و رواني ديگر شود. البته يون‌هاي منفي هم وجود دارند اما به نظر مي‌رسد كه اين يون‌هاي منفي اثرات ضعيف‌تري دارند و مشكلات خفيف‌تري ايجاد مي‌كنند. حتي اثرات آنها ممكن است برعكس يون‌هاي مثبت باشد و از نظر تئوري معتقدند كه اين يون‌ها با سروتونين در ارتباطند. سروتونين ماده‌اي است كه نقش آن در بيماري‌هايي مثل افسردگي ثابت شده است و ما از طريق برخي از داروها بر روي سروتونين تاثير مي‌گذاريم تا بيماري‌هايي مثل افسردگي را درمان كنيم. داروهاي ضدافسردگي معروفي مثل فلوكستين روي همين سروتونين اثر مي‌گذارند و در اصل غلظت آن را در مغز بالا مي‌برند كه اين اثر از طريق مهار جذب آنهاست. اين افزايش غلظت سروتونين در نهايت باعث تغيير خلق، آرامش بدن و خواب‌آلودگي مي‌شود.

پس اين يون‌هاي موجود در هوا بر رفتارهاي ما تاثير زيادي دارند.
بله. تاثير دارند اما فكر نكنيد كه مي‌شود همه چيز را با آنها توجيه كرد. مثلا نبايد فكر كرد كه اگر يون‌هاي موجود در هوا را زياد كنيم، تمام مشكلات روحي ما حل مي‌شود و آدم‌هاي شادي مي‌شويم. تنها مي‌شود گفت كه يك ارتباطي بين وضعيت خلقي ما و اين يون‌ها وجود دارد. يعني اين يون‌ها هم در كنار بسياري از عوامل تاثيرگذار ديگر، نقش دارند اما همه چيز را نمي‌شود به آنها نسبت داد.

پس عملا‌ نمي‌توان از اين مسئله استفاده زيادي كرد؟
بعضي سازمان‌هاي خارجي آمده‌اند از اين مسائل استفاده كرده‌اند و مثلا در ورودي‌هاي هواي ادارات خود ميدان‌هاي الكتريكي خاصي تعبيه كرده‌اند تا هوا در حين عبور از اين ميدان‌ها و رسيدن به اداره، يون‌هاي منفي‌‌اش بيشتر شود. تفكر آنها اين بوده است كه افزايش اين يون‌هاي منفي در هواي اداره مي‌تواند روي كارمندان آنها اثر بگذارد و آنها را از اين حالت رخوت و كسالت درآورد.

اثري هم داشته است؟
بعضي‌ها ادعا دارند كه چنين اثري وجود داشته است. ما هم نمي‌توانيم ادعاي آنها را رد كنيم و بگوييم كه نيست. كلا بررسي‌ها نشان داده‌اند كه شرايط آب‌وهوايي بر روي فعاليت‌هاي عالي دستگاه عصبي اثر مي‌گذارند. مثلا شرايط آب و هوايي نامطلوب موجب تغييرات منفي در فعاليت‌هاي عالي دستگاه عصبي مي‌شوند و باعث كاهش حافظه و كاهش توجه و قابليت حل مسائل مي‌شوند.

اين شرايط آب و هوايي مختلف چقدر طول مي‌كشد تا روي انسان اثر بگذارد؟
بعضي مطالعات نشان داده‌اند كه اين تاثير خيلي سريع است. در بررسي‌ها مشخص شده است كه انسان‌خيلي فوري به شرايط آب و هوايي گوناگون (مانند هواي آفتابي، باراني، ابري، طوفاني، برفي و يا مه‌آلود) پاسخ مي‌دهد.

چه آب و هوايي بيشترين تاثير را دارد؟
به نظر مي‌رسد كه آب و هواي مرطوب، معتدل و آفتابي بيشترين تاثير را بر خلق دارد. آب وهواي مرطوب موجب كاهش تمركز و افزايش خواب‌آلودگي مي‌شود و در آب و هواي معتدل ميزان اضطراب كم مي‌شود. البته آلودگي هوا هم موثر است. مشخص شده كه وجود بيش از حد تركيباتي مثل مونوكسيدكربن يا دي‌اكسيدكربن در هوا مي‌تواند باعث رخوت انسان بشود. به‌خصوص در مورد ما كه در تهران زندگي مي‌كنيم اين مسئله خيلي مهم است و شايد در زمستان و پائيز كه هوا خيلي آلوده است، بتوانيد اين مسئله را خودتان احساس كنيد. مي‌بينيد كه وقتي سركار مي‌رويد چقدر خسته هستيد و وقتي به خانه مي‌رسيد، چقدر دوست داريد كه بخوابيد. همه اينها اثرات آلودگي هواست كه شادابي را از شما مي‌گيرد. در اين شرايط اگر به شما مسئله پيچيده‌اي داده شود كه حل كنيد مي‌بينيد كه توانايي‌هاي شما كاهش پيدا كرده است و شما تاخير داريد. اين چيزها را كه همگي از آثار آلودگي هوا بر روي فعاليت‌هاي ذهني ماست، همه ما در زندگي روزمره تجربه كرده‌ايم و گاهي اوقات به صورت تجربه‌هاي فردي ممكن است آنها را حس كنيم. در مورد اين مسائل در دنيا كار شده است اما متاسفانه در كشور ما مطالعه چنداني صورت نگرفته است. به طور كلي در دنياي روان‌شناسي اصطلاحي به نام <اختلالات عاطفي فصلي> وجود دارد كه با تغيير فصل در ارتباطند و شيوع آنها هم خيلي كم نيست.

يعني حدودا چقدر؟
آمارها اين طور مي‌گويند كه شيوع <اختلالات عاطفي فصلي> در جمعيت عمومي چيزي حدود 4 تا 7 درصد است اما به طور كلي بين 13 تا 25 درصد از جمعيت‌ عمومي در طي فصل زمستان از بروز مشكلات خلقي شكايت مي‌كنند. البته اين اختلالات هم طيف وسيعي دارند و فقط يك نوع نيستند. خلاصه همان طور كه گفتم آب و هوا و تغيير فصل هم در روحيات ما موثرند اما متاسفانه در مملكت ما بررسي‌هاي چنداني در اين مورد نشده است. براي همين ما تصميم گرفتيم در مورد اين تغييرات فصل بر روي خلق بيشتر مطالعه كنيم.

و نتيجه اين مطالعه چه شد؟
همان طور كه گفتم در جستجويي كه ما داشتيم سابقه انجام چنين مطالعه اي را در ايران پيدا نكرديم به همين دليل مطالعه‌اي را طراحي كرديم كه 115 نفر افراد عادي و بدون بيماري رواني خاص را انتخاب كرديم و بر روي آنها تست‌هاي روان‌شناسي خاصي را انجام داديم. از بين اين 115 نفر 10 نفر مطالعه را رها كردند و در نهايت مطالعه با 105 نفر كامل شد.

اين افراد را چطور انتخاب كرديد؟
همكاران ما از افراد مختلف جامعه اين تعداد را انتخاب كردند. طوري كه در انتها گروه مورد مطالعه كاملا همگن بود. يعني تعداد زن و مرد مطالعه شده با هم برابر بود و توزيع افراد از نظر سطح اجتماعي و تحصيلات هم برابر بود. در نهايت اين افراد را در چهار فصل مختلف يعني بهار و تابستان و پائيز و زمستان مطالعه كرديم و از آنها سه تست روان‌شناسي مختلف به عمل آورديم. حتي در فصل‌هاي بهار و پائيز گروهمان را به دو قسمت تقسيم كرديم، طوري كه از يك قسمت در روزهاي باراني بهار و پائيز تست گرفتيم و از گروه ديگر در روزهاي غير باراني بهار و پائيز. افرادي مورد مطالعه 15 تا 80 ساله بودند.

چه تست‌هايي را استفاده كرديد؟
تست‌هايي بودند كه براي بررسي وضعيت خلقي افراد به كار مي‌روند. يكي از آنها آزمون سنجش افسردگي بك بود، يكي ديگر آزمون سنجش اضطراب بك و در نهايت آخري فهرست صفات خلقي بود. اين آخري يعني همان فهرست صفات خلقي سه تا از ويژگي‌هاي خلقي افراد را مي‌سنجد كه ما اينسه ويژگي را به ترتيب به <خوشكامي>، <برانگيختگي‌ عصبي> ‌و <برانگيختگي نيروافزا> مي‌شناسيم.

اين اصطلاحات كمي نامانوس است. در مورد آنها بيشتر توضيح بدهيد.
ببينيد فهرست صفات خلقي شامل 24 ويژگي خلقي است. ما از روي اين 24 ويژگي خلقي ، افراد را به يكي از گروه‌هاي سه‌گانه خوشكامي، برانگيختگي عصبي يا برانگيختگي نيروافزا تقسيم مي‌كنيم. خوشكامي به معناي توانايي در لذت بردن از امور و سرگرمي تعبير مي‌شود. برانگيختگي عصبي حالتي را نشان مي‌دهد كه فرد در آن احساس انرژي و توانمندي زيادتر مي‌كند. كلا ما 5 نفر پرسشگر داشتيم كه در اين طرح همكاري كردند و هر كدام تعدادي از اين افراد را در 4 فصل مختلف پيگيري مي‌كردند و از آنها تست مي‌گرفتند.

يافته‌هاي اين مطالعه چه بود؟
نتايج مطالعه ما نشان داد كه خوشكامي در فصل بهار از همه فصول ديگر بيشتر و در فصل تابستان ازهمه فصول ديگر كمتر است. يعني خلق ما تهراني‌ها در فصل بهار بهتر و در فصل تابستان بدتر است. يعني ما تهراني‌ها هم به تغييرات فصول و آب و هوا پاسخ مي‌دهيم. برعكس اين مورد هم صادق است، يعني واكنش‌هاي خلقي منفي در تابستان از همه بيشتر و در فصل بهار از همه كمتر است. ما وقتي باران را هم به عمليات آماري و آناليز نتايج وارد كرديم ديديم كه باران هم اثر مثبتي بر روي خلق افراد دارد. يعني بهترين خلق افراد در روزهاي باراني بهار بود. البته اين مسئله با يافته‌هاي اروپايي‌ها در تناقض‌ است. حتي در انگلستان وقتي هوا باراني شود، رفتار مردم نارضايتي را نشان مي‌دهد. شايد اين مسئله به خاطر مسائل جوي باشد. در آن مناطق باران زياد است و تنها باعث دردسر آنها مي‌شود اما در مملكت ما كه باران كم است وقتي باران مي‌آيد افراد شاد مي‌شوند و خلق‌وخوي آنها خوب مي‌شود. شايد اگر اين مطالعه در شمال كشور ما انجام شود كه منطقه پرباراني است، باز هم نتايج مثل اروپا باشد يعني شايد در شمال كشور ما هم بارش باران چندان اثر شادي‌آور خاصي نداشته باشد. پس همان‌طور كه گفتم در تهران بهترين وضعيت خلقي در روزهاي باراني بهار است و بدترين وضعيت در روزهاي آفتابي تابستان ديده مي‌شود.
پس با اين حساب نتايج بررسي‌هاي شما را نمي‌توان به كل كشور تعميم داد.
نه. چون در كشور ما تنوع آب و هوايي وجود دارد. بايد در هر منطقه‌اي برحسب شرايط آب و هوايي آن منطقه اثرات آن را بر روي خلق و خوي افراد مطالعه كرد. ما تاكنون فقط اين مطالعه را در تهران انجام داده‌ايم و نتايج آن هم تنها قابل انتساب به تهران با ويژگي‌هاي خاص آب و هوايي آن است. در مورد بقيه كشور هم داريم سعي مي‌كنيم كه مطالعه انجام دهيم و در هر وضعيت آب و هوايي خاص، اثرات آب و هوا بر روي خلق را مشخص كنيم. به هر حال همين مطالعه يك چيز را ثابت كرد و آن هم اينكه شرايط اقليمي روي وضعيت خلقي موثر است.

خب تا حالا تمام حرف‌هايي كه زديم در مورد افرادي بود كه سابقه بيماري رواني ندارند. در مورد افرادي هم كه يك مشكل رواني دارند، آيا تغيير فصل موثر است؟
همان ‌طور كه گفتيد ما در اين مطالعه روي افراد بهنجار يعني افرادي كه مشكل رواني شناخته شده‌اي نداشتند، بررسي انجام داديم. اگر بخواهيم جواب سوال شما را به دقت بدهيم بايد يك مطالعه مشابه روي افراد نابهنجار و داراي سابقه بيماري‌هاي مختلف رواني نظير افسردگي و غيره طراحي كنيم. البته در خارج از ايران چنين مطالعاتي انجام شده‌اند و به طور مثال ديده‌اند كه در زمستان، افسردگي مبتلايان تشديد مي‌شود و در فصل بهار شيدايي و مانيا ممكن است بيشتر شود.
با توجه به نتايجي كه ما در مطالعه خودمان به دست آورديم اگر در افراد مبتلا به بيماري‌هاي رواني هم تحقيقي انجام بدهيم احتمالا خواهيم ديد كه در فصل تابستان تشديدي در علايم و مشكلات آنها رخ مي‌دهد. به هر حال جاي چنين تحقيقاتي در جامعه ما وجود دارد و كار سختي هم نيست چون مي‌توان اطلاعات لازم براي اين كارها را به راحتي از بيمارستان‌ها و ورودي‌هاي ديگر جمع‌آوري كرد. در ضمن نبايد تنها به فصول بپردازيم.
در فرهنگ ما ماه‌هايي مثل محرم و رمضان هستند كه با بعضي پالا‌يش‌هاي روحي خاص و عزاداري‌هاي خاص همراه هستند و مي‌توان اثر اين ماه‌ها را بر روي ويژگي‌هاي خلقي افراد سالم و نيز افراد مبتلا به بيماري‌هاي رواني مختلف مورد مطالعه‌ قرار داد. به هر حال بايد اعتراف كرد كه در حال حاضر دانش‌ ما تنها يك دانش خام است و ما تنها مي‌توانيم گمانه‌زني كنيم و فرضيه‌هاي خام ارائه بدهيم.

آيا راهي هست كه با اين اثرات مقابله بشود. مثلا الان كه نزديك فصل تابستان مي‌شويم آيا راهي وجود دارد كه از اثرات سوء‌ آن بر اخلا‌قمان جلوگيري كنيم؟
مسلما مي‌توان راه‌هايي را توصيه كرد. ببينيد مخصوصا در مورد شهر تهران آلودگي هوا يكي از شاخص‌هايي است كه ما در مطالعه خودمان نتوانستيم آن را كنترل كنيم و شايد برخي از اثراتي كه در اين مطالعه ديديم تا حدودي به خاطر آلودگي هواي تهران باشد. بي‌شك وقتي هوا باراني است، آلودگي كمتر مي‌شود. شايد همين است كه باعث مي‌شود افراد خلق و خوي بهتري داشته باشند. اما همان‌طور كه شما گفتيد مي‌توان از اين يافته‌هايي كه ما در مطالعه‌مان داشتيم رهنمودهاي عملي هم گرفت كه در زندگي روزمره از آن استفاده كنيم. اين تا حدودي به آگاهي‌هاي خود افراد بستگي دارد. مثلا فردي در فصل خاصي خلق و خويش بد مي‌شود، چه اقدامات شادي‌‌آوري را بايد براي خود برنامه‌ريزي كند تا با آن مقابله كند. يعني به هر حال فرد بايد كاري كند كه در فصل‌هايي مثل تابستان فعاليت‌هاي تفريحي و نشاط‌آور بيشتري داشته باشد تا به هر شكل ممكن با اثرات گرما مقابله كند.

نور هم مهم است؟
بله، يكي از مواردي كه تاثير دارد همين نور است. البته اين مطالعات بيشتر در كشورهايي انجام شده‌اند كه آفتاب كمتري دارند مثل كشورهاي اسكانديناوي و انگلستان، به هر حال به نظر مي‌رسد كه اگر سطح نور محل كار و خانه در سطح بهينه باشد بر روي خلق افراد موثر است. البته بسياري از اين مسائل در حد فرضيات و يا حتي تجربه‌هاي شخصي است.
در ضمن بايد تاكيد كنم كه اگر چه نقش افراد در اين زمينه بسيار مهم است اما بخشي از مسئوليت هم به سطح مديريتي جامعه برمي‌گردد. يعني در اين فصول سطوح مديريتي جامعه بايد تدابيري بينديشند تا سطح خلق و خوي افراد را بالاتر ببرند. در اين ميان رسانه‌ها نقش خيلي مهمي دارند. اما من فكر نمي‌كنم كه رسانه‌هاي ما از اين تاثيرات اطلاعات چنداني داشته باشند. اصلا شايد خبر نداشته باشند كه مردم جامعه آنها در چه وضعيتي قرار دارند و مي‌توانند چه برنامه‌هايي براي آنها بگذارند تا از نظر روحي از مشكلات آنها كم كنند. مثلا برنامه‌هاي تفريحي بگذارند تا استرس‌ها كمتر شود. به هر حال اين برنامه‌ها مي‌توانند به طور چشمگيري موثر باشند.

آقاي دكتر آيا شما پيشنهاد مي‌كنيد افرادي كه زمينه دارند قبل از رسيدن به اين فصول براي پيشگيري دارو مصرف كنند؟
نه. تجويز داروهاي روانپزشكي فقط بايد با نظر پزشك متخصص روانپزشكي صورت گيرد. اگر فردي عادي باشد و سابقه بيماري رواني نداشته باشد، بعيد مي‌دانم روانپزشك براي پيشگيري از اثرات فصل‌ها روي خلق دارو تجويز كند. همان‌طور كه گفتم خود فرد از طريق تدابير خاصي مي‌تواند با آن مقابله كند. در مورد افرادي كه بيماري‌هاي رواني خاصي دارند نيز بايد تصميم‌گيري را به عهده روانپزشك گذاشت و به هيچ‌وجه مصرف خود سرانه داروها توصيه نمي‌شود. در بعضي موارد روانپزشك اين كار را صلاح مي‌داند اما تماماين موارد فقط بايد زير نظر و بادستور مستقيم روانپزشك صورت گيرد و بيماران نبايد خودسرانهاقدام كنند

هفته نامه سلامت