درست جمعه ۲۴ جولای امسال بود که این خبر روی خبرگزاری‌های مختلف آمریکایی مخابره شد. خبری با این محتوای اصلی که میزان بالاتر مرگ و میر زنان سرخ‌پوست آمریکایی در اثر ابتلا به سرطان پستان نسبت به دیگر زنان آمریکایی بیشتر از آنکه به خاطر کاهش دسترسی آنان به امکانات بهداشتی درمانی باشد، به علت اعتقادات فرهنگی ویژه آنهاست. این نتیجه تحقیقاتی بود که در دانشگاه کالیفرنیا انجام شده بود و می‌توانست نشان دهد که خصوصیات فرهنگی و نژادی افراد نقش بسیار مهمی در کمک به آنها برای مقابله با سرطان دارند...
در بعضی از زبان‌های محلی اگر دنبال ترجمه‌ای برای واژه «cancer» باشید، ممکن است به این جمله بربخورید: «زخمی که هرگز بهبود نمی‌باید» در واقع این نشانگر اعتقاد آنهاست که هر نوع سرطانی را غیرقابل درمان و ابتلا به آن را با مرگ برابر می‌دانند. در بعضی دیگر از فرهنگ‌ها خوردن برچسب ابتلا به سرطان برای افراد آن چنان سخت و ننگ‌آور ست که افراد حتی از شرکت در فرآیند‌ها و آزمایش‌های تشخیصی هم فراری هستند. واقعیتی که ضربه سختی به تمام برنامه‌های کنترل و پیشگیری از سرطان در میان‌ آنها وارد می‌کند.
تحقیقات اخیر نشان داد که بسیاری از زنان سرخ‌پوست آمریکایی مبتلا به سرطان پستان، حتی در مراحل پیشرفته بیماری‌شان علاقه‌ای به آگاه کردن نزدیک‌ترین کسان‌شان از وضعیت خود ندارند و معتقدند در صورت آگاهی خانواده باری روی دوش آنها خواهند بود. در کنار این، بیشتر زنان سرخ‌پوست آمریکایی وقتی که به انجام ماموگرافی یا تغییر در شیوه زندگی توصیه می‌شوند، از آن بی‌تفاوت عبور می‌کنند. بعضی دیگر اما معتقدند این یافته تازه و یا غیرقابل پیش‌بینی نبوده است. دکتر کاگاوا، یکی دیگر از پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا، جزو همین افراد است. او اعتقاد دارد ۸۵ تا ۹۰ درصد از عوامل بروز سرطان به شکل و شیوه زندگی افراد به عواملی مانند محتوای غذا، عادت‌های رفتاری مثل سیگار کشیدن و البته شرایط محیطی زندگی وابسته است. شاهد درستی ادعای دکتر کاگا‌وا تحقیقی است که او روی زنان چینی‌ آمریکایی انجام داده و نشان داده بود که میزان مرگ ومیر ناشی از سرطان در این زنان نسبت به زنان اروپایی آمریکایی به شکل معنی‌داری بیشتر است.
● تو قاتل‌تری یا من!
فعلا دور، دورآنفلوآنزای خوکی است. همه ماسک‌ می‌زنند و روزی چند بار دست‌هایشان را می‌شویند و در نهایت دوسال دیگر همه چیز تمام می‌شود. واکسن‌ها در راه‌اند و داروها هم حتی قبل از شیوع بیمار به میزان کافی وجود داشتند اما باز این سرطان است که به قتل‌های زنجیره‌ای‌اش ادامه می‌دهد. مسوولیت حدود ۲۰‌درصد از مرگ‌های تمام عالم به عهده سرطان است. بیماری‌ای که از بیشتر از هزار و ششصد سال قبل از میلاد مسیح روی پاپیروس‌های مصری‌ها حضور داشته است و در تمام سال‌های پس از میلاد مسیح هم، درست تا پایان دنیا، حضور خواهد داشت و همراه با آن، البته رویای درمان سرطان هم وجود خواهد داشت.
درمان‌هایی که از جراحی‌های وسیع و به اصطلاح «رادیکال» ابن‌سینا برای خارج کردن غده‌های سرطانی آغاز و تا خبرهای استفاده از اگزالی‌پلاتین در درمان مرحله سوم سرطان کولون، در یازدهم آگوست سال ۲۰۰۹ ادامه می‌یابد، اما پرسش اساسی این جاست که این درمان‌ها چه قدر موثر است. داروهایی بود‌ه‌اند که مدت‌ها برای درمان سرطان به کار می‌رفته‌اند اما اکنون عدم تاثیر آنها اثبات شده است. داروهایی نیز هستند که برای درمان دسته‌ای از سرطان‌ها به کار می‌روند اما خود باعث ایجاد نوعی دیگر از سرطان‌ها می‌شوند اما بیشتر از عدم کارایی مناسب درمان‌ها در موارد پیشرفته، این شهرت تاریخی سرطان «مرگبار» بودن است که ترس را مهمان دل‌های ما آدم‌ها می‌کند و شاید همین باشد که باعث می‌شود ما حاضر باشیم تا به هر بیماری دیگری دقیقا هر بیماری‌ای، مبتلا شویم اما هیچ‌گاه نام سرطان را در توصیف ناخوشی‌مان از زبان پزشک‌ها نشنویم.
حقیقت این است که این ترس حتی در میان کادر پزشکی و درمانی هم وجود دارد. به عنوان نمونه یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات برای پزشکان استفاده از واژه، «سرطان» یا «بدخیمی» بر سر بالین بیماران است. اما آیا واقعا سرطان به همین اندازه ترسناک و مرگبار است؟ آمار چیز دیگری می‌گویند. حقیقت این است که پیش‌آگهی‌ بیماری‌هایی مانند سکته قلبی، مغزی و یا نارسایی قلبی از بسیاری از انواع سرطان بدتر است و بسیاری از سرطان‌های دیگر با اقدامات درمانی کاملا بهبود می‌یابند.
● همه چیز سرطان‌زا است؟
شاید حداقل هر روز یک‌بار از این اخبار به گوشتان بخورد که فلان ماده «سرطان‌زا» است. حقیقت این است که اگر بخواهیم تمام این مواد را، بدون توجه به میزان «سرطان‌زا» بودن‌شان از سبد‌غذایی‌مان حذف کنیم، تقریبا چیزی برای خوردن نخواهیم یافت. اگرچه بعضی از این مواد بیشتر و برخی دیگر کمی باعث ایجاد مقدمات منجر به سرطان‌ می‌شوند اما به هر حال همه سرطان‌زا هستند. با این حساب چه کار می‌شود کرد؟
این پرسشی نیست که بی‌جواب مانده باشد، «کشف سرطان بیماران در مراحل اولیه». شاید پیشگیری از وقوع سرطان آن هم در جوامع امروزی غیرممکن یا بسیار سخت باشد و درمان سرطان هم در مراحل پیشرفته غیرموثر. اما هنوز هم سرطان‌ها، در ابتدای شروع‌شان به خوبی به درمان‌های ما جواب می‌دهند. بهتر از آنکه فکرش را بکنیم.
برنامه‌های غربالگری کشف بیماران در کشورهای اروپایی و به ویژه ژاپن بر همین مبنا شکل گرفته‌اند و روز به روز توجه و البته هزینه‌های بیشتری را به خود جلب می‌کنند.
البته همین برنامه‌های غربالگری هم به علت وقوع بحران‌‌های اقتصادی با مشکل رو به رو شده‌اند ومردم کمتر حاضر می‌شوند پولی برای این آزمایشات دوره‌ای منظم خرج کنند. اتفاقی که حالا تیتر اول مشکلات سلامت اروپا در پی این اوضاع وخیم اقتصادی است.



منبع: AP
دکتر مرتضی جلالی‌فخر
روزنامه سلامت