:سرطان پس از بيماري هاي قلبي ، شايع ترين علت مرگ و مير است ، در حالي که در کل جهان هر سال 10 ميليون مورد بيماري جديد تشخيص داده مي شود و 7ميليون به دليل اين بيماري مي ميرند.
در اين ميان ، يکي از راهکارها به منظور بالا بردن بازده درمان روشهاي مرسوم درمان سرطان يعني جراحي ، شيمي درماني و راديوتراپي استفاده از سامانه هاي کنترل رهايش است و پژوهشگران کشورمان موفق به تهيه نوعي سامانه نوين دارورساني براي درمان سرطان سينه شده اند.
اين نوع پليمر براي نخستين بار در دنيا با شفافيت بسيار بالا طي 4سال در پژوهشگاه پليمروپتروشيمي ايران با همکاري محققان دانشگاه صنعتي اميرکبير ساخته شده است و مي توان با تکميل طرح ، آن را در انتقال داروهاي مختص سرطان هاي ديگر نيز استفاده کرد.
اين بهترين خبري است که مي توان به مبتلايان به اين نوع سرطان داد، حتي اگر بدانيم که اين سامانه دارويي تا رسيدن به مرحله توليد صنعتي هنوز فاصله اي نه چندان کوتاهي در پيش دارد.
دکتر شهريار شريفي ، استاد و پژوهشگر دانشگاه صنعتي اميرکبير درباره اين سامانه نوين دارورساني براي درمان سرطان سينه مي گويد:


با توجه به اين که تاکنون روشهاي مختلف و متفاوتي براي درمان سرطان به کار گرفته شده ، چرا روش جديد مطرح مي شود و به طور کلي چه ضرورت هاي باعث شده شما درباره سامانه نوين دارورساني فعاليت کنيد؟
روشهاي مرسوم درمان سرطان عبارتند از جراحي ، شيمي درماني و راديوتراپي. هر کدام از اين روشها در درمان کامل سرطان با محدوديت روبه رو هستند. خارج کردن تومور به وسيله جراحي معمولا بستگي به موقعيت و دسترسي به آن و همچنين امکان شناسايي آن به وسيله روشهاي متداول تصويربرداري دارد. در واقع هر سلولي که به وسيله جراح خارج نشود مي تواند دوباره باعث سرطان شود. البته در مواردي که سرطان ميکرومتاستاز شده و گسترش يافته باشد، جراحي موثر نيست ، بنابراين جراح براي اطمينان از اين که سلولهاي توموري در ناحيه باقي نمانده مقداري از بافت سالم اطراف را نيز برمي دارد. اين کار در مواردي که تومور در کبد باشد به علت خاصيت بازسازي سلولهاي کبدي امکان پذير است ، ولي اگر تومور مثلا در مغز باشد جراح نمي تواند بافتهاي اطراف را بردارد که منجر به افزايش شانس بازگشت سرطان مي شود. به منظور بالا بردن شانس درمان ، جراحي غالبا همراه با شيمي درماني و راديوتراپي است.
به عنوان مثال توده تومور ابتدا با جراحي خارج مي شود و بيمار تحت شيمي درماني سيستميک قرار مي گيرد تا سلولهاي متاستاز داده نيز از ميان بروند. در مواردي که امکان خارج سازي بافتهاي حاشيه اي تومور نيست از راديوتراپي استفاده مي شود. در شيمي درماني سيستميک يا موضعي نيز مشکل جذب اختصاصي دارو به وسيله سلولهاي توموري وجود دارد، بنابراين به خاطر امکان مسموميت سيستميک نمي توان ميزان غلظت دارو در تومور را تا حد درماني بالا برد. غلظت دارو در تومور نيز بايد به طور پيوسته بالا باشد تا زماني که سلولها در حال طي چرخه سلولي و در آسيب پذيرترين حالت هستند، ميزان کافي دارو براي از ميان بردن آنها وجود داشته باشد. داروهاي شيمي درماني معمولا روي سلولهاي سريع تکثيرشونده نظير سلولهاي ديواره روده کوچک و سلولهاي مغز استخوان اثر مخرب دارند و به خاطر همين اثر غيراختصاصي دارو، ميزان دارو در بيمار غالبا پايين آورده مي شود و در نتيجه داروي کافي به سلولهاي توموري نمي رسد و توزيع دارو در تومور نيز يکنواخت نيست.
در تومور ممکن است نواحي اي وجود داشته باشند که مقاومت دارويي در آنها ايجاد شده باشد، بنابراين در شيمي درماني سرطان بايد از ترکيبي از چند دارو استفاده شود تا سلولهاي مقاوم به يک داروي خاص نيز از ميان بروند. مواردي نيز وجود دارد که سلولهاي تومور نسبت به تمام داروها مقاوم مي شوند. در اين ميان مقاومت چند دارويي (mdr) اغلب توسط عملکرد پمپ p-glycoprotein ايجاد مي شود. اين پمپ سلولي تمامي داروها را از سلول خارج و شيمي درماني سرطان را واقعا مشکل مي کند. در اين ميان راديوتراپي را مي توان در ناحيه تومور متمرکز کرد، ولي باز هم احتمال آسيب بافتهاي غيرسرطاني اطراف وجود دارد و از آنجا که سلولهاي غيرسرطاني اطراف تومور آهسته تر تکثير مي شوند، بنابراين امکان ترميم صدمات تابشي وارده بر دي ان اي آنها خيلي بيشتر از سلولهاي سرطاني است.
در اين ميان سلولهاي سرطاني که سرعت تقسيم آنها بالاست نمي توانند آسيب وارده را ترميم کنند و مي ميرند. اين تکنيک نيز همانند جراحي محدود به شناسايي تصويري تومور است.
اگر تومور به اندازه اي نباشد که بتوان با تکنيک هاي تصويربرداري آن را مشخص کرد نمي توان از اين روش براي درمان بهره برد بنابراين هيچ کدام از اين روشها چه به تنهايي يا ترکيبي نمي توانند سرطان را به طور کامل درمان کنند.

پس به علت اين که هيچ کدام از اين روشها نمي توانند سرطان را به طور کامل درمان کنند، روش نوين مطرح شده است؟
بله. تاکنون در سراسر دنيا بسياري از محققان از روشهاي کنترل رهايش يا رهايش هدف دار براي درمان سرطان استفاده کرده اند؛ البته اگرچه اين تکنيک ها نمي توانند ويژه بودن دارو را براي سلولهاي توموري افزايش دهند، ولي حامل دارويي را مي توان به طور اختصاصي به سمت سلولهاي توموري هدايت کرد. در نتيجه با متمرکز کردن دارو در مکان تومور، هم باعث کاهش افزايش اثرات جانبي دارو مي شود و هم اين که کارايي دارو بالاتر مي رود.

اما اين سيستم نسبت به روشهاي قبلي چه مزاياي ويژه اي دارد؟
سيستم هاي کنترل رهايش تزريقي موضعي ، مزاياي فراواني نسبت به ديگر روشهاي تجويز دارو دارد که از ميان آنها مي توان به راحتي کاربرد، حمل موضعي دارو، رهايش مدت دار دارو، کاهش دوز دارويي لازم براي حصول پاسخ درماني مناسب و در عين حال کاهش اثرات جانبي دارو در مقايسه با تجويزهاي عمومي و راحتي پذيرش توسط بيمار اشاره کرد. سيستم هاي تزريقي زيست تخريب پذير نيمه جامد يا مايع شبکه اي شونده در محل ، بتازگي مورد توجه قرار گرفته اند.

پس به طور کلي اين سيستم چند نوع مختلف دارد؟
به طور کلي سيستم هاي تزريقي زيست تخريب پذير نيمه جامد يا مايع بسته به مکانيسم گيرش و جامد شدن به 4 دسته طبقه بندي مي شوند: خميرهاي ترموپلاستيک ، سيستم هاي شبکه اي شونده موضعي ، سيستم هاي رسوب دهنده موضعي و ارگانوژل هاي جامد شونده موضعي.

و شما در روش از چه سيستمي استفاده کرده ايد؟
در اين بررسي ، سيستم دارويي تخريب پذيري که با مکانيسم دوم تشکيل مي شود، تهيه شده است.
ايمپلنت هاي قابل تزريق زيست تخريب پذير تشکيل شونده در محل را مي توان از طريق شبکه اي کردن پليمرهاي زيست تخريب پذير حاوي باندهاي دوگانه توليد کرد. سيستم هاي ترموست شامل اوليگومرهاي فعال مايعي هستند که با افزودن يک عامل پخت در محل جامد شده و تشکيل يک ماتريس يک پارچه پليمري مي دهند. در اين تحقيق ، نوعي جديد از سيستم دارورساني زيست تخريب پذير که قابل تزريق موضعي بوده و مي تواند به منظور درمان سرطان به کار رود تهيه شده است.


سيستم هاي رهايش کنترل دارو

سيستم هاي رهايش کنترل شده دارو در درمان سرطان عمدتا به چند روش مختلف عمل مي کنند. سيستم هاي حاملي که به صورت تزريقي يا کاشتني در تومور يا کنار آن کاشته مي شوند و عامل ضدسرطان را به تدريج آزاد مي کنند.
سيستم هاي حاملي که به صورت تزريقي يا کاشتني در بدن قرار داده مي شوند و فقط به عنوان مخزني براي رهايش پيوسته سيستميک دارو عمل مي کنند و در نهايت سيستم هاي حاملي که به صورت سيستميک تجويز مي شوند و با مکانيسم هدايتي دارو را به سلول توموري مي رسانند.
از لحاظ تکنيکي ، روش شماره سوم نسبت به روش اول و دوم ، روش اختصاصي تر، پيچيده تر و موثرتري است ؛ البته سيستم پيشنهادي در اين تحقيق در حال حاضر جزو سيستم هاي گروه اول است اکنون چند طرح تحقيقاتي در اين پژوهشگاه براي طراحي سيستم دارويي هوشمند با استفاده از نانوتکنولوژي و اين مواد در حال انجام است که نتايج آن اعلام خواهد شد. درکل مي توان مزاياي مختلفي را براي سيستمي که در اين طرح مورد استفاده قرارگرفته ، برشمرد.
امکان دارو رساني به موضع خاصي از بدن و در نتيجه کاهش سطح غلظت سيستميک دارو که منجر به کاهش عوارض جانبي دارو و کاهش نوسانات غلظت دارو خواهد شد، محافظت از داروهايي که بسرعت در بدن تخريب مي شوند نظير پروتئين ها،کاهش نياز به پايش سطح غلظت دارو در بدن ، پذيرش بهتر از سوي بيمارو تحميل هزينه کمتر به سيستم درماني از جمله اين مزايا هستند.



اين سيستم شامل پيش پليمر مايع پلي کاپرولاکتون فومارات است که در طول زنجير خود چندين باند دوگانه دارد. از آنجا که اين باند دوگانه قابليت پليمريزاسيون دارد با استفاده از شروع کننده هاي حرارتي يا نوري مي توان سيستم را از حالت مايع به فرم جامد (ژل) درآورد. در اين سيستم ابتدا پيش پليمر حاوي باند دوگانه سنتز شده و سپس بلافاصله قبل از تزريق به بدن ، شروع کننده و عامل دارويي با آن مخلوط و از طريق سرنگ به بدن تزريق مي شود. به محض رسيدن به دماي بدن ، هم شروع کننده فعال شده و واکنش شبکه اي شدن و افزايش جرم مولکولي شروع شده و در پي آن پيش پليمر مايع به پليمر جامد تبديل مي شود.

باتوجه به اين که رهايش دارو چند سالي در دنيا مطرح شده ، چه ويژگي هايي طرح شما را نسبت به موارد مشابه متمايز مي کند؟
پلي کاپرولاکتون فومارات (pclf) جزو پليمرهاي تخريب پذير شبکه اي شونده در محل است. با توجه به ديگر پليمرهاي موجود در اين گروه پليمر غيراشباع آب گريزتر بوده و سرعت زيست تخريب پذيري آن آهسته تر است.
البته اين پليمر به روش جديدي در پژوهشگاه پليمر و پتروشيمي ايران ساخته شده است که رنگ آن شفاف ، نقطه ذوب آن پايين (c37) و جرم مولکولي و درجه غيراشباع بالايي دارد و همچنين زيست سازگار است.
همچنين ديگر پليمرهاي موجود در اين زمينه نيز در پژوهشگاه پليمر و پتروشيمي ايران با روش جديدي سنتز شده اند که نسبت به انواع موجود خود از لحاظ خواص فيزيکي و شيميايي برتري دارند. در ادامه ساخت پليمرهاي قابل تزريق ، دسته کاملا جديدي از اين مواد بر پايه پلي کربنات در اين پژوهشگاه توسعه يافته اند که مي توان به پلي کربنات فومارات (phmcf) ، پلي کربنات پلي اتيلن گليکول فومارات و پلي کربنات دي آکريلات اشاره کرد. اين پليمرها خود شبکه اي شونده هستند و در حضور شروع کننده هاي مناسب ژل شده و دارو يا عامل بيولوژيکي را آزاد مي کنند. اين سيستم ها چند منظوره هستند و از آن مي توان براي ترميم هاي عيوب استخواني و غضروفي به صورت غير تهاجمي استفاده کرد.

براي توليد اين پليمر چه مراحلي طي کرده ايد؟
پيش پليمر pclf از طريق پلي استري شدن پلي کاپرولاکتون و فوماريل کلرايد در شرايط مختلف (کاتاليست ها، دما و فرمولاسيون هاي متفاوت) در رآکتور پليمريزاسيون سنتز و پس از خالص سازي ، از طريق دياليز، روشهاي اسپکتروسکوپي ، آناليز حرارتي و آناليز جرم مولکولي شناسايي شده است.

آيا براي توليد از فناوري يا تکنيک خاصي استفاده شده است؟
در توليد اين پليمر از تجهيزات متداول در آزمايشگاه هاي سنتز نظير رآکتورهاي پليمريزاسيون با کنترل دما ، فشار ، ph ، کمک گرفته ايم.

در بخشي از صحبتهايتان از چند منظوره بودن کاربرد اين پليمرها گفتيد ، به طور کلي اين پليمر براي ترميم چه بخشهايي مي تواند به کار رود؟
pclf ، phmcf و ساير پليمرهاي مشابه جز پليمرهاي غيراشباع با کاربردهاي پزشکي هستند که کاربرد چند منظوره دارند. اين پليمرها امروزه پتانسيل هاي قابل توجهي در سيستم هاي تزريقي ترميمي بافتي و دارويي دارند. امروزه محققان زيادي روي استفاده از اين پليمرها براي ترميم آسيبهاي عيوب بافتهاي سخت ، نرم و همچنين دارو رساني موضعي تحقيق مي کنند.

از نتايج اين طرح مقاله اي هم در نشريات معتبر منتشر شده است؟
چندي مقاله در کنفرانس هاي اروپايي و امريکايي از جمله european society for biomaterials، annual meeting for controlled release society، international conference on frontier in biomedical polymersو همچنين 2 مقاله پژوهشي در journal of biomedical materials research چاپ شده يا در دست بررسي و چاپ است.

چه مراکز يا سازمان هايي اين طرح را حمايت کرده اند؟
در حال حاضر دانش فني تهيه اين پليمر و ديگر پليمرهاي مشابه آن در گروه پليمرهاي غيراشباع با کاربردهاي پزشکي نظير pegf، phmcf در پژوهشگاه پليمر و پتروشيمي ايران موجود است و بسته به نيازهاي بخشهاي پزشکي و دارويي مي تواند به بازار عرضه شود به طور کلي پژوهشگاه پليمر و پتروشيمي ايران وصندوق حمايت از پژوهشگران از حاميان اين طرح محسوب مي شوند.

با توجه به کاربردي بودن اين روش و اميدهايي که مي تواند در بيماران ايجاد کند، آينده آن را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
سيستم دارويي تهيه شده در حال حاضر جز سيستم هايي دارويي است که دارو را به طور مستمر در مدت طولاني آزاد مي کند. دارو رساني در اين سيستم اختصاصي نيست.
با توجه به نتايج به دست آمده ، اين سيستم دارويي با انجام اصلاحاتي در ساختار، توانايي فرستادن اختصاصي دارو را به سلول مورد نظر دارد که از اهداف طرح در آينده نزديک است.


بهاره صفوي