داستان سلامت

حالا كه روي اين تخت چسبيده‌ام و زبانم روي تاول‌هاي دردناك دهانم ليز مي‌خورد، حالا كه تصوير خودم را در آينه‌اي كه پرستار جلويم مي‌گيرد نمي‌شناسم، ذهنم فقط چيزهايي را به ياد مي‌آورد كه به نوعي با اين حالاتم مربوط بوده‌اند. شايد نوعي احساس گناه است ولي به ياد ندارم كه در تمام عمر از انجام عملي احساس گناه كرده باشم. وقتي به اين صورت به قضيه نگاه مي‌كنم، زندگي‌ام را خطي از اين خاطرات مربوط به هم مي‌بينم كه در توالي منحصر به فردشان بايد تكرار مي‌شدند تا به اينجا مي‌رسيدم. بعد از دو ماه انتظار و آزمايش و دست و پا زدن بين مرگ و زندگي، بايد اين طور مي‌خوابيدم و ذهنم را از تمام خاطرات نامربوط پاك مي‌كردم و فقط به اين راه طي شده فكر مي‌كردم؛ راهي كه از همان بعد از ظهر لعنتي با يك سيگار شروع شد و ناخواسته ادامه يافت.

انگار همين ديروز بود كه بيژن توي بالكن سيگار را گوشه لبش گذاشته بود و كباب‌ها را باد مي‌زد. مصطفي پتويي رويش كشيده و روي تخت خوابيده بود. بيژن سيخ‌ها را از روي منقل برمي‌داشت و داد مي‌زد: "آرش نونارو بيار! ببين چه جوجه‌اي براتون زده‌ام"! مصطفي بيدار نمي‌شد. روز قبلش نشئه كرده بود و تا صبح نخوابيده بود. چند بار تكانش دادم تا چشم‌هايش را باز كرد و خواب‌آلود روي تخت نشست.

بيژن گفت: "اينارو بخوريم و بعد بريم ساحل يه سيگاري روش بزنيم، چطوره؟" با اينكه سرم درد مي‌كرد موافقت كردم. اختيارم دست خودم نبود. آن لعنتي هر جا كه مي‌خواست، مرا مي‌كشيد؛ همان اندوه خوشايند درونم كه بعد از ظهرها خرم را مي‌گرفت و همه جا انگار شفاف‌تر از قبل مي‌شد. نصف شب كنار بساط دراز كشيده بودم. مرد صاحب ويلا هم بود. تا خود صبح سر بساط نشست و بست روي بست چسباند و فك زد. يك هفته بعد امتحان شيمي داشتم ولي عين خيالم نبود. همان بعد از ظهر ابري كه از كلاس زدم بيرون و يك سر به خانه آمدم، تصميم را براي رفتن به شمال گرفتم. خيالم مانده بود در ساحل خيس و مرطوبي كه موج‌هاي كف كرده‌اش تا نيم متري‌ام برسند و كنار كومه آتش، برهنه روي ماسه‌ها دراز بكشم.

بيژن نشسته بود كنار اجاق و به مرد صاحبخانه مي‌رسيد: <مي‌خوام يه دود ديزل، يه حال سنگين بهت بدم> و صاحبخانه مي‌گفت: <خيلي چاكرم، داش بيژن." من بين خواب و بيداري سيگار مي‌كشيدم و تمام فكرم پيش آن دو چشم وحشي بود كه حتي در خواب هم ولم نمي‌كرد؛ آن چشم‌ها كه مثل چشمان كبوتر نگران بودند و چيزي وراي انسان در پشتشان موج مي‌زد. يك سال از اولين باري كه ديده بودمشان مي‌گذشت.> در آن يك سال لاغر و زردنبو شده بودم. ديگر با خودش كاري نداشتم. فقط خيالش برايم كافي بود تا روزها و ماه‌ها هنگام خواب و بيداري گيج و منگ به يادش باشم. ذاتم اين طور بود و اين را نمي‌شد كاريش كرد. نشئه كه مي‌شدم يك گوشه دنج‌گير مي‌آوردم و بسته سيگار را كنارم مي‌گذاشتم و با او مي‌رفتم؛ به جايي بين گذشته و آينده، به جايي دور كه صداي آن هميشه در گوشم بود. ديگر غرق شده بودم. افتاده بودم در سرازيري و خيال و نگاهش با دود سيگار و نشئگي ترياك قاطي شده بود. آنقدر مي‌كشيدم تا احساس بي‌وزني مي‌كردم. دراز كه مي‌كشيدم، بدنم پرواز مي‌كرد. شب تا صبح بيدار بودم و صبح تا ظهر مي‌خوابيدم.

دكتر عباسعلي محرابيان ، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، از سرطان دستگاه گوارش مي‌گويد:
▲ايران روي كمربند سرطان مري است




تا به حال دقت كرده‌ايد كه واكنش‌هاي افراد نسبت به يك مسأله يا موضوع واحد چقدر با هم متفاوت است؟

بعضي‌ها به دنبال تماشاي يك برنامه تلويزيوني كه راجع به نوعي بيماري اطلاع‌رساني مي‌كند يا خواندن يك مطلب در همين زمينه وحشت زده و نگران مي‌شوند. به سرعت به پزشك مراجعه مي‌كنند و در اين فكر هستند علائمي را كه گفته شد دارند و اما امان از بعضي‌هاي ديگر. اين افراد در هيچ شرايطي به خودشان نمي‌آيند و همه چيز را بي‌اهميت مي‌دانند حتي در مورد به خطر افتادن سلامتي‌شان. گاهي هفته‌هاست كه در مدفوع خود خون ديده‌اند اما انگار نه انگار. هزاران علامت و اشكال را در غذاخوردن،‌ دفع مدفوع يا تنفس خود مي‌بينند و بي‌اهميت از كنارش مي‌گذرند.

اينجاست كه بايد گفت نه به اين شوري شور نه به آن بي‌نمكي. دستگاه گوارش ما از چند قسمت مختلف تشكيل شده است. از دهان شروع مي‌شود و تا مقعد ادامه دارد. قسمت‌هاي مختلف اين سرزمين پهناور، مري، معده،‌ روده باريك،‌روده بزرگ و مقعد (ركتوم) نام دارند كه همگي كمك مي‌كنند تا غذايي كه مي‌خوريم هضم و جذب سلول‌هاي بدن شوند تا انرژي لازم براي حيات حاصل شود. براي آشنايي با سرطان‌هاي اين دستگاه، گفت‌وگويي داشتيم با دكتر عباسعلي محرابيان،‌ عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي و فوق تخصص گوارش و اندوسكوپي كه از نظرتان مي‌گذرد:

‌ آقاي دكتر، از ماجراي اين كمربند سرطان مري شروع مي‌كنيم.

‌‌‌كشور ما درست روي كمربند شيوع سرطان‌هاي مري قرار گرفته‌ و در واقع اين كمربند از كشور ما مي‌گذرد و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. در اين كشورها به دلايل ناشناخته كه شايد عوامل موجود در خاك باشد و يا ساير عوامل مثل كمبود بعضي موادمعدني و استفاده از بعضي مواد مثل تنباكو و سيگار شيوع بالاي سرطان مري را داريم. البته اين سرطان هم مثل سرطان‌هاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعه‌اي از علل موجب ايجاد آن مي‌شود.

‌ عوامل ژنتيكي چطوره؟

بله، در همه سرطان‌هاي گوارشي زمينه مثبت ژنتيكي به خصوص اگر در فاميل درجه اول وجود داشته باشد قابل توجه است.

‌ سرطان مري در چه سني ديده مي‌شود و علايم آن چيست؟

انتظار ما بر اين است كه اين بيماري معمولا در سنين ميانسالي و يا بالاي 50 سالگي ظاهر شود و بيشترين علامت آن احساس سختي بلع غذاست كه به طور معمول در ابتدا نسبت به جامدات است و با پيشرفت ضايعه و بزرگ شدن تومور و همچنين تنگ شدن راه عبور غذا در ناحيه مري، فرد حتي مايعات را هم به سختي مي‌بلعد و در مراحل پيشرفته‌تر حتي ممكن است آب دهانش را هم نتواند ببلعد.

‌ اين سرطان از كجا شروع مي‌شود؟ آيا به دنبال يك زخم ايجاد مي‌شود؟

در مورد سرطان مري، در حقيقت مخاط مري شروع به رشد غيرطبيعي مي‌كنند و سرطاني مي‌شوند. از نظر سلولي دو نوع عمده سرطان‌هاي مري را تشكيل مي‌دهند كه آنها را با نام‌هاي آدنوكارسينوما و اسكواموس سل كارسينوما مي‌شناسيم.

اما تصوري كه در بين مردم رايج شده و در واقع تصور اشتباهي است اين است كه گمان مي‌كنند زخم‌هاي گوارشي اگر به مدت طولاني باقي بمانند بدخيم شده و به سرطان تبديل مي‌شوند. خير، زخم‌ها از نظر پزشكي به طور ذاتي يا خوش‌خيم هستند يا بدخيم، يعني زخمي كه بدخيم و سرطاني است از ابتداي تشكيل اين ماهيت را دارد.

‌ در چه قسمت‌هايي از كشورمان سرطان مري بيشتر است؟

البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. با اينكه ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبه‌رو هستيم اما در ناحيه شمال كشور در منطقه تركمن صحرا اين شيوع خيلي بالاتر است. كشور ما مستعد اين سرطان است.

ممكن است به خاطر غلات ما، خاك يا آب يا حتي فرم موادغذايي مورد استفاده ما باشد. دلايل زيادي هم مانند كمبود مواد در خاك مثل سلينوم و استفاده از چاي داغ، ناس، سيگار، الكل و برخي كمبودهاي ديگر موجب شده شيوع در منطقه تركمن صحرا بيشتر شود.

‌ پاسخ به درمان در سرطان مري چگونه است؟

بسته به نوع سرطان (كه آن هم بعد از نمونه‌برداري و پاتولوژي مشخص مي‌شود) مي‌توانيم بگوييم كه اين سلول به شيمي‌درماني پاسخ مي‌دهد يا راديوتراپي؟ سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ مي‌دهد.

اگر بيماران به موقع مراجعه كنند، به طور كامل و قطعي درمان مي‌شوند. اگر در مراحل پيشرفته بيماري كه سختي بلع به وجود آمده است مراجعه كنند، درمان قاطع صورت نمي‌گيرد و همه اقدامات جهت كمك به طولاني كردن عمر بيمار است. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند كه به صورت قطعي درمان شده‌اند.







هفته نامه سلامت