با توجه به روند رو به افزایش شمار زنان سرپرست خانوار در سالهای اخیر، رفاه زنان سرپرست خانوار مقوله ای است که پیش از پیش باید موردتوجه و عنایت قرار گیرد.

به گزارش خبرنگار اجتماعی جهان ، بر اساس یک تحقیق که توسط گروهی از پژوهشگران دانشگاه شهید بهشتی به دوروش اسنادی و میدانی انجام گرفته است، روند خانوار های تحت پوشش سرپرستی زن در دهه های مختلف بررسی شده است.

بر اساس این تحقیق در حال حاضر تعداد خانوارهای با سرپرستی زنان در سطح کشور معادل 24/9 درصد کل خانوارها ی کشور است که بخشی از این رقم مورد حمایت سازمانهای حمایتی دولتی نظیر کمیته امداد امام خمینی – سازمان بهزیستی ویا سازمانهای غیر دولتی مانند برخی از مؤسسات خیریه هستند.


نتایج حاصل از این بررسی در مرحله اول و در بعد اقتصادی خانوارها نشان می دهد که میزان پس انداز در جامعه آماری مورد مطالعه بسیار کم و در حد صفر بوده است . زنان سرپرست خانوار در قبل و بعد از سرپرستی خانوار فقط از برخی از کالاهای اساسی مانند یخچال و فرش ماشینی برخوردار بوده اما از سایر کالاهای زندگی محروم بوده اند.
همچنین این مساله نیز وجود دارد که بیش از 3/71 زنان سرپرست خانوار فاقد شغل بوده و بقیه در مشاغل پاره وقت وکم درآمد اشتغال داشته اند . وضعیت اقتصادی زنان قبل وبعد از سرپرستی خانوار متفاوت است. وضعیت رفاهی زنان قبل از سرپرستی خانوار با ( میانگین 28/1) بوده است. به عبارتی وضعیت رفاهی زنان سرپرست خانوار از نظر ابعاد و شاخص های اقتصادی قبل از سرپرستی خانوار بسیار بهتر از وضعیت کنونی بوده است.

علاوه بر آن فرضیه دوم تحقیق در پی بررسی وضعیت رفاهی زنان سرپرست خانوار از بعد فرهنگی است که طی آن شاخص هایی چون گذراندن اوقات فراغت پایبندی مذهبی، بیگانگی فرهنگی، احساس بی قدرتی، میزان ارتباطات اجتماعی ، مشارکت اجتماعی ، انسجام خانوادگی ، تقدیر گرایی ، میزان رضایت از زندگی مورد بررسی قرار گرفته است که نتایج تحقیق نشان دهنده این واقعیت است که جامعه آماری مورد بررسی ازنظرشاخص های فوق در دو مورد بررسی تغییر یافته اند بطوری که تفاوت آماری معنی داری بین وضعیت فرهنگی اجتماعی زنان قبل و بعد سرپرستی خانوار وجود دارد.

بدین معنی که بیش از65 درصد افراد مورد مطالعه از نظر ارتباطات اجتماعی و انسجام اجتماعی در حد پایین در دوره بعد از سرپرستی خانوار قرار دارند اما زنان مورد مطالعه از نظر «احساس توانمندی » در وضعیت بهتری قرار دارند . حدود 60 درصد آنان اظهار داشته اند که بعد از سرپرستی خانوار« احساس توانمندی » آنها افزایش یافته است . زنان سرپرست خانوار از نظر عصبانیت و احساس ناامیدی بالا دو دوره سرپرستی را نشان می دهند و در مجموع وضعیت رفاهی زنان سرپرست خانوار از بعد فرهنگی قبل از سرپرستی خانوار بهتر و مطلوب‌تر از وضعیت رفاهی زنان بعد از سرپرستی خانوار بوده است.
فرضیه سوم تحقیق در پی بررسی وضعیت رفاهی زنان سرپرست خانوار از بعد اکولوژیکی بود که در آن ابعاد مختلف وضعیت اکولوژیکی مورد بررسی قرار گرفت .آمار و اطلاعات به دست آمده بیانگر وجود تفاوت آماری معنی دار بین دو دوره مختلف است به طوری که از نظر وضعیت جغرافیایی و مسکن در موقعیت بدتری قرار گرفته است و به دلیل عدم توانایی مالی ، اکثریت افراد مورد مطالعه، مستاجر بوده و فقط 4/13 درصد آنها دارای مسکن ملکی هستند. بررسی وضعیت مسکن گروه مورد مطالعه نیز نشاندهنده آنست که از نظر تعداد اتاق های نورگیری ، وضعیت محیطی وضعیت مسکن دوره پس از سرپرستی خانوار تغییر کرده و وضعیت مسکن نامناسب بوده است. از نظر میزان دسترسی زنان سرپرست خانوار به مراکز بهداشتی حدود 52 درصد پاسخ گویان میزان استرس خود را متوسط و پایین اعلام کرده که بیانگر وضعیت نامناسبی است در مجموع نتایج آزمون این فرضیه بیانگر این است که تفاوت آماری معنی داری بین وضعیت رفاهی زنان قبل و بعد از سرپرستی خانوار از بعد اکولوژیکی وجود دارد . لذا با مقایسه ارقام میانگین وضعیت رفاهی زنان از بعد اکولوژیکی به این مسئله پی می بریم که وضعیت زنان سرپرست خانوار از بعد اکولوژیک بعد از سرپرستی خانوار نامناسب تر شده و وضعیت آنها قبل از سرپرستی خانوار مناسب تر از وضعیت فعلی آنان خواهد بود

jahannews.com