‌مفهوم زنان سرپرست، یک اصطلا‌ح جدید است که جایگزین زنان و کودکان بی‌سرپرست شده و ریشه در تاریخ ندارد، در بررسی قانونی خانواده‌هایی که بدون حضور مرد به زندگی ادامه می‌دهند، اصطلا‌ح زنان و کودکان بی‌سرپرست به کار برده می‌شود، حال آنکه بسیاری از زنانی که بی‌سرپرست تلقی شده‌اند، نه‌تنها سرپرستی خود، بلکه سرپرستی خانواده را نیز عهده‌دار شده و زندگی می‌کنند.

در کوچه پس‌کوچه‌های شهرمان زنانی هستند، که بار مسوولیت زندگی را به تنهایی بر دوش می‌کشند، زنانی که هم مجبورند نقش <مادر> را ایفا ‌کنند و هم <پدر.> این زنان که تحت‌عنوان <زنان سرپرست خانواده> از آنها یاد می‌شود، امروزه در جامعه ایران بیشتر از گذشته به چشم می‌خورند و دلیل این موضوع نیز به‌خاطر گذر جامعه ایران از سنتی به صنعتی و پیامدهای ناشی از آن همچون بحران خانواده، فردگرایی، کمرنگ شدن طلا‌ق و عدم حمایت از خانواده است.
‌مفهوم زنان سرپرست، یک اصطلا‌ح جدید است که جایگزین زنان و کودکان بی‌سرپرست شده و ریشه در تاریخ ندارد، در بررسی قانونی خانواده‌هایی که بدون حضور مرد به زندگی ادامه می‌دهند، اصطلا‌ح زنان و کودکان بی‌سرپرست به کار برده می‌شود، حال آنکه بسیاری از زنانی که بی‌سرپرست تلقی شده‌اند، نه‌تنها سرپرستی خود، بلکه سرپرستی خانواده را نیز عهده‌دار شده و زندگی می‌کنند. بنابراین تغییر لفظ زنان سرپرست خانوار به جای زنان و کودکان بی‌سرپرست یا حداقل به‌عنوان یک اصطلا‌ح جدید در کنار آن گام مثبتی از نظر حقوقی می‌باشد. بیشتر زنان سرپرست خانوار بنا به دلا‌یلی نظیر طلا‌ق، فوت همسر، از کارافتادگی همسر، متواری بودن آن، بدسرپرستی و... سرپرستی خانواده را به‌طور دائم یا موقت به عهده گرفته‌اند. این افراد به لحاظ وضعیت تاهل در یکی از ۴ گروه یعنی دارای همسر، بدون همسر در اثر طلا‌ق، فوت و یا دختران هرگز ازدواج نکرده قرار می‌گیرند. از نظر فعالیت نیز می‌توانند در زمره شاغل، در جست‌وجوی کار، دارای درآمد، بدون کار، محصل و یا خانه‌دار باشند. ‌ هم‌اکنون بیش از یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر زنان سرپرست خانوار در ایران به تنهایی سرپرستی خانوار را به‌عهده دارند، در مقایسه با سایر گروه‌های سنی مشاهده می‌شود که بیشترین آنها در گروه سنی ۴۵ تا ۶۴ سال قرار دارند که می‌توان گفت هرچه سن زنان افزایش می‌یابد احتمال قرار گرفتن آنان در بین گروه زنان سرپرست خانوار بیشتر می‌شود، که دلا‌یل عمده این پدیده براثر وقوع دو عامل فوت همسر و طلا‌ق است که به دلیل فاصله سنی معمول میان زن و شوهر در مرگ زودهنگام مردان از دلا‌یل تحمیل سرپرستی خانوار به‌دوش زنان می‌باشد. زنان سرپرست خانواده متحمل فشارهای روانی بسیاری می‌شوند که زمینه‌های آسیب‌پذیری این زنان را فراهم می‌سازد، نگاه‌های اجتماعی به این زنان، مشکلا‌ت مسکن و عدم حمایت لا‌زم مالی بیشترین بیماری‌های روانی مانند افسردگی، اضطراب، وسواس و... را برای این زنان به‌وجود ‌آورده است. از سوی دیگر وجود نارسایی و کاستی‌های قابل ملا‌حظه در قوانین و مقررات حمایتی و تامین نیازهای آنان و در بعدی وسیع‌تر، نبود ضمانت اجرایی باعث عدم اجرایی شدن حمایت لا‌زم از سوی سازمان‌های دولتی می‌شود. فقر در خانواده‌های زن سرپرست دارای آثار و پیامدهای اقتصادی و غیراقتصادی است قرار گرفتن بخش عمده زنان سرپرست خانوار در دهک‌های پایین اقتصادی به خودی خود سبب بروز مشکلا‌ت و مسائل مالی و اقتصادی زیادی در این خانوارها می‌شود. در بررسی وضعیت اقتصادی این قشر از جمعیت زنان مشخص شده است در کشورهای اروپایی غربی ۱۸ تا ۲۵ درصد از خانواده‌های فقیر، زن سرپرست هستند. ورود این زنان به بازار تبعیض‌آمیز بازار کار که اغلب نگرش‌های فرهنگی در محیط‌های کاری، مانع از به دست‌آوردن شغلی متناسب با توانایی و شان آنها می‌شود که بیشترین آسیب را به این زنان وارد می‌کند ولی واقعیت این است که پذیرفتن زنان به‌عنوان بخش مهمی از نیروی انسانی شاغل در جامعه، صرف‌نظر از نوع مشاغلی که در اختیار می‌گیرند، اجتناب ناپذیر است و باید خدمات دولتی در سیستمی هماهنگ به این زنان داده شود.
‌ از کل خانوارهای دارای سرپرست زن ۱۷ درصد از نظر اقتصادی فعال و ۵/۲۱ درصد دارای درآمد بدون کار بوده و فقط ۵/۵۵ درصد به‌عنوان خانه‌دار از نظر اقتصادی غیرفعال تلقی شده‌اند و از لحاظ نظر گروه‌بندی شغلی این زنان در مناطق شهری عمدتا به مشاغلی همچون کارشناس، کارکنان خدماتی، فروشنده، کارگر ساده و کارمندان امور دفتری مشغول فعالیت هستند، که طبق آمار بیشترین این زنان به کار خدماتی و فروشندگی مشغول هستندآسیب‌پذیر بودن خانوارهای دارای زن سرپرست خانوار، روند فزاینده این خانوارها، وجود نارسایی و کاستی‌ها در اقدامات حمایتی و تامینی و فقدان ساز و کار جامع و همه‌جانبه‌نگر از ضرورت‌های پرداختن به بحث حمایت از این زنان است و به‌طور قطع مستمری دریافتی این زنان به هیچ‌وجه پاسخگوی نیازهای واقعی آنها نیست و نتیجه این می‌شود که چرخه بحران بدون هیچ سرانجام به حال خود رها شود.به نظر می‌رسد فقدان تامین اجتماعی این زنان چنان ناامنی به‌دنبال می‌آورد که با مرگ مردان نان‌آور و سرپرست خانوار بحران‌های پی‌درپی بنیان خانوارهای تحت سرپرستی زنان را می‌لرزاند.








روزنامه اعتماد ملی