براساس آمارهاي ارائه شده از سوي وزارت رفاه و تأمين اجتماعي حدود 8 % جمعيت ايران زير خط فقر مطلق و هفت ميليون نفر زيرخط فقر هستند . چندي پيش معاون اجتماعي سازمان بهزيستي نيز وضعيت اقتصادي ( 5/1 ميليون زن سرپرست خانواردر كشور را بحراني اعلام كردو با بيان‌اينكه اين زنان شش ميليون نفر را دركشور تحت پوشش دارند گفت كه 30 % اين افراد به طور جدي نيازمند حمايت‌هاي اقتصادي و عاطفي هستند . اكنون با وضعيت فعلي درآمد و هزينه‌ها حتي بسياري از خانواده‌هايي كه داراي سرپرست مي‌باشند با وجود چند شغله‌بودن توانايي تأمين نيازهاي اوليه زندگي را ندارند ، حال با توجه به اين مسأله بهتر مي‌توان دريافت كه زنان سرپرست خانوار كه فاقد هيچگونه پناه و ياوري در زندگي نيستند با چه مشكلاتي روبرو مي‌باشند .

افرادي كه علاوه بر فقدان چتر حمايتي مورد نياز و تأمين مالي زندگي از شرايط نامساعد ديگري نيز رنج مي‌برند . تبعيض اقتصادي ، نبود شرايط مناسب تحصيلي و در نتيجه اشتغال در بخش‌هاي كارمزدي با دستمزدكم و ديدگاه‌هاي تعصب‌آلود و غيرمنصفانه جامعه نسبت به زنان فاقد شوهر ، احساس حقارت ، ترس ، خجالت و درماندگي ، خود بخشي از موضوعاتي است كه بر رنج بي‌پناهي اين زنان مي‌افزايد و در نهايت بسياري از اين شرايط دست به دست هم داده و زمينه بروز مفاسد اجتماعي را نيز فراهم مي‌سازد . در همين ارتباط سازمان بهزيستي به عنوان متولي در رفع مشكلات اين زنان چندي پيش از افزايش ميزان استرس آنها نسبت به ساير زنان خبر داد و به وجود علايم بيماري‌هاي رواني مانند افسردگي ، اضطراب ، وسواس و پرخاشگري درآنها اعتراف نمود . اما به راستي علت اين ناهنجاري‌ها مخصوصاً دراين قشر چيست ؟

متأسفانه علي‌رغم تمامي شعارهاي داده شده تاكنون نه تنها و نه هيچ سازمان حمايتي آنگونه كه بايد در رفع مشكلات اجتماعي زنان سرپرست خانوار اقدامي انجام نداده‌اند و آنان درگير و دار مسايل اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي در جامعه تنها مانده‌اند .هنوز مستمري خانواده‌هاي يك تا پنج نفره ميان هشت تا 18 هزارتومان است . در اين خصوص تلاش‌هايي صورت گرفت ، اميدها داده شد اما اين اميدها و وعده‌ها با عدم افزايش ميزان مستمري زنان به يأس مبدل شد تا اينكه در نهايت مديركل سازمان بهزيستي طي سخناني اعلام كرد كه چنانچه براي نهادهاي حمايتي ، اعتباري در اين زمينه پيش‌بيني نشود نمي‌توانيم به تكليف قانوني خود عمل كنيم !!

براي هضم بهتر اين گفته بايد اذعان داشت جمعيت اين زنان با توجه به 41 هزار زن سرپرست خانوار كه فاقد مسكن مي‌باشند با احتساب 130 هزار خانواده تحت سرپرستي زن كه تحت حمايت هيچ نهاد و ارگان حمايتي نيستند به بيش از 170 هزار نفر مي‌رسد . در اينجا اين نكته كه چه تعداد زن سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزيستي‌اند خود قابل توجه است ! چرا كه طبق آمارهاي اعلام شده بيش از 750 هزار زن سرپرست خانوار توسط كميته امداد امام خميني (ره)‌ آن هم با مستمري‌هاي ناچيز حمايت مي‌شوند و اين امر از بار مسؤوليت سازمان بهزيستي مي‌كاهد !

گذشته از اين موارد كه از بي‌مهري دولت و ساير سازمان‌هاي متولي نسبت به اين قشر ضعيف اجتماع حكايت مي‌كند آيا نبايد سازمان بهزيستي كه خود پرچمدار كمك‌رساني به اين گروه نيازمند است با حذف برخوردهاي خشن و تحقيرآميز مددكاران خود و با حداقل امكانات مالي رضايت خاطر اين بي‌بضاعتان را فراهم كنند !

با درك اين مسأله بايد اضافه كرد علاوه بر اين امر ،‌ اعتراف‌هاي دولت نيز خود گويايي واقعيت‌هاي بيشتري است چرا كه معاون اول رييس جمهور چندي پيش از ناتواني دولت در گسترش عدالت اجتماعي خبر داد و گفت : در حالي كه قانون اساسي گسترش عدالت اجتماعي را وظيفه حكومت دانسته ولي تكليف حكومتي خود را در برقراري عدالت اجتماعي انجام نداده‌ايم . بر اين مبنا قواي مجريه و قوه مقننه و ساير نهادهاي حمايتي نه تنها در برقراري عدالت اجتماعي و حمايت از محرومان جامعه اقدام مؤثري انجام نداده‌اند دست ياري به سوي بخش‌هاي غيردولتي دراز مي‌كنند كه اين خود با وجود بودجه‌هاي كلان در نظر گرفته شده جاي بسي تأمل دارد ! با تمام اين اوصاف چه نهاد و يا سازماني پاسخگوي مشكلات و مصائب اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي اين زنان است ؟

به راستي دولت و سازمان‌هاي متولي در مقابل ناهنجاري‌هايي كه عدم توجه به اين از جامعه مي‌تواند به همراه آورد چه پاسخي خواهند داشت ؟

روزنامه رسالت