فقدان سرپرست زنان و دختران در استان ايلام، تا قبل از جنگ به حدي كم بود كه تعدادشان در داده هاي آماري نمي گنجيد. اما امروزه همچون ساير نقاط كشور به مشكلي بزرگ تبديل شده است.



بهترينها هميشه به بهاي رنجي جانكاه به دست مي آيند و زندگي بهترين است،و زن نيز از بهترينها. آنان كه عشق ورزيده اند، تحقير شده اند، رنج ديده اند، مبارزه كرده اند و محكوم شده اند. گاه ديده مي شود همين بهترين، از سر و سامان گرفتن فقط زاد و ولد را مي داند، زناني كه هر چند بدون عشق و يگانگي نسبت به نيمه خود فقط با او زير يك سقفند. اما زندگي مي كنند و در اين جنگ سرد غالباً اينانند كه فرسوده مي شوند و جمود هر چه بيشتر آنان باعث آشفتگي و از هم گسيختگي اصلي ترين، كارآمدترين و پربارترين عنصر جامعه مي شود.
زنان از عمده ترين اقشار در معرض آسيب جامعه هستند كه بيش از سايرين تحت تأثير تبعيض هاي اجتماعي و فشارهاي رواني قرار مي گيرند.
حال، اگر اين زن، به دلايلي، مسؤوليت نگهداري خود يا خانواده يي را بر عهده گيرد، دچار مشكلات بيشتر نيز خواهد شد.
خصوصاً اگر اين زن درون جامعه يي سنتي با افكار و عادات و نگرشهاي قومي ـ قبيله يي زندگي كند، چه بسا رنجي دوچندان متحمل شود. در اين بين درصدي از آنان كه تمكن مالي دارند دغدغه كمتري دارند. اينان فقط موجبات امنيت روحي، عاطفي و آسايش رواني خود و خانواده را خواهانند و نظارت اجتماعي اطرافيان را به نسبت كمتر در زندگي خود شاهدند.
فقدان سرپرست زنان و دختران در استان ايلام، تا قبل از جنگ به حدي كم بود كه تعدادشان در داده هاي آماري نمي گنجيد. اما امروزه همچون ساير نقاط كشور به مشكلي بزرگ تبديل شده است.
كمتر كسي است كه با اصطلاح «زنان بي سرپرست» آشنايي نداشته باشد. حدود ۲سال است كه اين اصطلاح، به دليل احترام بيشتر به اين گروه از زنان، منسوخ شده است و اصطلاح «زن سرپرست خانوار» و «دختران و زنان خودسرپرست» به كار برده مي شود.
سميه ۱۸ساله دارد. پدر و مادرش هر دو فوت كرده اند، ۶سال است كه تحت پوشش سازمان بهزيستي ايلام است و همراه خواهرش زندگي مي كند. امسال ديپلم گرفته است و مي خواهد روي پاي خود بايستد. او يك خودسرپرست است.
خودسرپرست: به دختران و زناني اطلاق مي شود كه بنا به دلايلي از جمله فوت و يا از كارافتادگي همسر يا پدر، كاهش ميزان ازدواج، مرگ و مير، مهاجرتهاي داخلي و خارجي، متواري و مفقود بودن پدر يا همسر و از همه مهمتر، وجود جنگ، سرپرستي و اداره امور زندگي خود را بر عهده دارند و مسؤوليت اجتماعي، اقتصادي، روحي رواني، تربيتي و... خود را به تنهايي متعهد مي شوند.


حال، اگر اين قشر از جامعه، با اين ويژگي، فرزند و خانواده نيز داشته باشند، به زنان سرپرست خانوار معروف مي شوند. مانند زينت ۳۲ساله كه مي گويد: «از زندگي زناشويي خود بعد از فوت همسرم تنها شيريني ۳سال اولش را به ياد دارم و هر چه بعد از آن را به ياد مي آورم همه سختي است و درد و فقر.
چهارده سال است كه بدون سرپرست با دوفرزند خود كه تفاوت سني چنداني با مادرشان ندارند، زندگي مي كند. علت مراجعه خود را به سازمان بهزيستي، الطاف بيكران خانواده انسان دوست همسرش مي داند كه شامل حال او و فرزندانش مي شود.چراكه ده سالي است آنها را به چشم نديده است، اما هميشه كنترل دورادور آنان را بر زندگي و مخالفتشان را در كار كردن عروسشان خارج از منزل، همراه خود دارد.
زناني چون زينت، با داشتن يك يا چند فرزند مي دانند، براي خود و به خواست ميل خود، زندگي نخواهند كرد، آنان درصدد برآوردن حداقل نيازهاي فرزندان تحت تكفل خود هستند اما بحث بر سر مشكلات اقتصادي اين زنان است. زناني كه از حداقل معيشت نيز بي بهره اند. زناني كه بزرگترين آرزويشان داشتن يك موزاييك است، با عنوان «خانه يي كه مال خودمان باشد».
در اين شرايط بسياري از اين زنان از قبول هر گونه كمكي از سوي مردم حتي بستگان درجه يك خود، سر باز مي زنند، كساني مانند فاطمه، ۵۵ساله. بعد از فوت همسرش كه ۴۰سال از او بزرگتر بود مي گويد: «فقط كمك دولت را قبول مي كنم، من از زندگي هيچ لذتي نبرده ام، اما نمي خواهم طعم تلخ ترحم را هم بچشم.»
مردم استان ايلام، به دليل وضعيت نابسامان اقتصادي و پايين بودن سرمايه ناخالص، دچار مشكلات اقتصادي فراوان هستند، در اين بين اگر خانواده يي از هم گسيخت و زن خانواده، مجبور به امرارمعاش خود باشد، مشكلاتي مضاعف بر ديگران دارد. مهمترين آن بيكاري است. از سوي ديگر جامعه سنتي و روستا گونه ايلام همراه كنترل اجتماعي خود مردم كه به دليل محدود بودن شهر و اجتماع بر اعمال و رفتار يكديگر دارند، امكان هرگونه رشد و بالندگي را از زنان خود بويژه آنان كه در اذهان عمومي به مهر بي سرپرستي نشان شده اند، سلب مي كند.
كارشناس روانشناسي مي گويد: «زنان ايلام، با وارد شدن به اين مرحله از زندگي، متوجه تغيير نگاهها و نظريات عموم، نسبت به خود مي شوند. از اين روي بعد از افسردگي كه معلول شكست است، در زندگي و از دست دادن سرپرست، آسيب روحي ديگري، نظير فشارهاي اقتصادي و رواني از سوي اجتماع كوچك ايلام متحمل مي شوند، كه در ابتداي اين دوران، همراه با تغيير زندگي و جابه جايي از زندگي عادي خود، احتمال اعمال غيرمعقولي چون، خودسوزي، روي آوردن به اعتياد و ازدواجهاي بدون شناخت و انگيزه را داشته باشند.
اين حالت وخيم روحي، اعتماد به نفس، انگيزه و كارايي آنان را مي كاهد، بطوري كه حتي در مواردي برخي از آنان توان كمك گيري از مراكز مشاوره و راهنمايي را هم ندارند.
منصور غياثي كارشناس دفتر امور زنان و خانواده در ايلام از بازتواني اين گروه از مددجويان مي گويد: «ما استعداد، انگيزه و پشتكار و مهارت شخص را در نظر مي گيريم، سپس يك حرفه عملي كه توجيه اقتصادي داشته باشد، براي هر يك از آنان ايجاد مي شود. با كمك مددكاران اجتماعي، مبلغي كه يا به صورت وام بلاعوض است يا تسهيلات بانكي بدون بهره در اختيار مددجويان مي گذاريم و سعي مي كنيم، آنان را به استقلال اقتصادي برسانيم. در اين طرح مددجو ۱۵ميليون ريال وام بانكي بدون بهره و ۶ميليون ريال مبلغ بازتواني، جدا از سيستم بانكي مي گيرد. براي زناني كه فرزند ذكور مشمول قانون كار دارند بعد از تحقيقاتي كه توسط مددكار اجتماعي مي شود، اگر فرزندان واجد شرايط تشخيص داده شدند، وام به او تعلق مي گيرد.
از سال۷۹ به بعد با اين طرح، در حدود ۸۶مددجو در استان ايلام ،بازتوان شده اند و به استقلال كامل مالي رسيده اند.
محبوبه ۲۸سال دارد كه از شوهرش جدا شده است. او مي گويد: «ماعلاوه بر كمكهاي مستمر، از كمكهاي غيرمستمر مانند هزينه مسكن، پوشاك، تغذيه و هزينه درمان استفاده مي كنيم، حتي من از طريق كمكهاي سازمان بهزيستي ايلام حق الوكاله وكيلم را براي جدايي از همسرم پرداختم.»
با اين حال اوهمراه خواهر ۲۴ساله خودكه بعد از پنج سال دوندگي ازهمسر معتادش جدا شده است، از مستمري ناچيز خود گله مند ند.
با توجه به اينكه اغلب اين زنان ۱۹ تا ۲۹ساله هستند و احتمال اينكه در معرض آسيبهاي اجتماعي چون، فحشا، اعتياد و بزهكاري باشند، براي مصون ماندن اينها نيز خدمات ويژه داده مي شود. اما هنوز هم منشأ اين مشكل، از نابساماني اقتصادي است.
مروتي، كارشناس امور آسيب ديدگان اجتماعي ايلام در اين باره مي گويد: «اگر هر مددجو احساس كند، با خود، خانواده وجامعه مشكل دارد، با مراجعه به اين بخش تا حدودي مشكلاتش مرتفع خواهد شد. عمده مراجعه كنندگان ما زنان هستند و شاخص ترين مشكلات آنان مسائل تربيتي، اختلالات رواني، اختلافات خانوادگي، اعتياد، مشكلات اقتصادي و طلاق است.
با توجه به سيستم كنترل اجتماعي كه در جامعه ايلام حاكم است، اين مسائل پنهان است. افرادي كه به ارتكاب اين خطاها دچار مي شوند، از سه طريق، يعني ارگانهاي قضايي، مراكز مشاوره و يا خودمعرف، به امور آسيب ديدگان اجتماعي مراجعه مي كنند و پس از مراحل پذيرش و كارشناسي به آنان خدمات مناسب با مشكلاتشان داده مي شود.
از ديگر مشكلات اين زنان بحرانهاي روحي و فشارهاي رواني و نداشتن امنيت براي دختران و زنان جوان است.
مرضيه ۲۵ساله، همراه ۳خواهر ديگر خود ،چهار خود سرپرست هستند كه تنها زندگي مي كنند. او عمده ترين مشكل خود را در حال حاضر نبودن امنيت اجتماعي و آسايش رواني از طرف جامعه يي مي داند كه تمام زندگي آنان راتحت نظارت دارد. مرضيه به ناامني و بحرانهايي كه در طي سالها با آنان مواجه كشته است و به چگونگي برخورد با آنان اشاره مي كند و مي گويد: «من به تنهايي نمي توانم براي زندگي جديدم تصميم بگيرم. حتي نمي توانم به كسي اعتماد كنم، زيرا فقط زندگي من در بين نيست. من مسؤول ۳خواهر ديگر خود نيز هستم. هر چند كه كمتر كسي حاضر خواهد شد، شرايط مرا همراه نگهداري از خواهرانم بپذيرد».
چه بايد كرد؟
تازگي ها طرحي براي زنان و دختران خودسرپرست و سرپرستان خانوار، اجرا شده است، با عنوان طرح گروه هميار، اين گروه، متشكل از، زنان خودسرپرست و سرپرستان خانوار به منظور رفاه حال مددجويان سازمان بهزيستي در سه كميته اجرايي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي است، هر كدام فعاليتهاي خاص خود را دنبال مي كنند.
خانم پازتازيان مددكار اجتماعي گروه هميار بهزيستي ايلام توضيح مي دهد: «اعضاي اين گروه ۷ تا ۱۲نفر هستند كه همگي شرايط تقريباً يكساني دارند. از جمله همخواني و همسويي؛ مشكلات مددجويان و هم سني آنان با يكديگر است. ابتدا ۴جلسه توجيهي در ارتباط با مددكاري، ابزاركارهاي مددكاري، آسيبهاي اجتماعي و معضلاتي مثل خودكشي، طلاق، بزهكاري، ازدياد سارقين آموزش، فرزندان و... برگزار شده است.
اين گروه به نمايندگي از تمام زنان فاقد سرپرست براي بهبود اوضاع زندگي و معيشتي زنان تلاش مي كنند و چون نماينده آنان هستند، بالطبع از لحاظ اخلاقي و رفتاري مورد تأييد ما هستند، الگويي هستند براي تمام زنان، مانند خودشان.
عبدالصباح كارزاني مددكار و كارشناس امور اجتماعي گروه هميار در ايلام توضيح داد: «گذشته از اهداف فرهنگي، چون پيگيري تحصيلات دانش آموزان و زمينه هاي اجتماعي مانند ازدواج و اشتغال و... ما زمينه اقتصادي را نيز در اين طرح قرار داده ايم تا به وسيله آن اعضا انگيزه و رغبت بيشتر براي همكاري داشته باشند.
سرمايه اوليه اعضا يك ميليون و هفتصد و هشتاد هزارريال است، كه در زمينه هاي اقتصادي زودبازده مانند نانوايي سنتي، ماست بندي، ترشي سازي و.. به كارگرفته مي شود. براي شروع كار از سرمايه اندك شروع كرديم، تا در صورت پاسخگويي اين طرح به كارهاي پيشرفته تر مانند كارگاههاي جوراب بافي، قاليبافي، پوشاك، فروشگاههاي زنجيره يي وابسته به سازمان بهزيستي و... روي مي آوريم. كار تدريجي از آن روي است كه در صورت شكست طرح يك ريسك اقتصادي بزرگ نكرده باشيم.
اهداف گروه هميار:
اهداف گروه هميار در اين طرح عبارت است از:
.۱ تلاش در جهت افزايش اعتماد به نفس و قدرت تصميم گيري خدمت گيرندگان در حل مشكلات.
.۲ فراهم آوردن زمينه هايي كه اعضاي گروه بتواند توانايي هاي بالقوه خود را بالفعل كنند.
.۳ فراهم نمودن زمينه هاي مساعدت در ارتقاي دانش و آگاهي خانواده براي شناخت بهتر مشكلات خود و مشاركت در رفع آن.
.۴ تلاش در جهت كاهش هزينه هاي مالي دولت وجلوگيري از طولاني شدن وابستگي افراد به حمايتهاي اقتصادي مستقيم.
.۵ فراهم نمودن موجبات رشد شخصيت خدمت گيرندگان به منظور شناخت و درك بهتر از خود و ايجاد رابطه سازنده و خلاق با ديگر افراد جامعه.
.۶ تلاش در حل معضلات اقتصادي و مادي خودشان بدون تكيه به منابع مالي دولت و رفع حوايج روزانه در قالب شيوه هاي همياري.
.۷ فراهم كردن بستري مناسب براي رشد استعدادها و قابليت هاي جامعه، اهداف و افزايش آگاهي هاي آنان از منابع اجتماعي موجود جامعه، در بهره مندي از آنها در هنگام نياز.
ايلام ـ شراره كاكاوند