لقمه نان مختصر به از انگ سازمان‌هاي حمايتي !

آي آر باران به نقل از ايلنا :

وقتي شوهرم از دنيا رفت ،‌هر روز مي‌شورم و مي‌سابم تا شكم حسن و حسين و ريحانه را سير كنم ؛ محل روزي من هم از همين توالت عمومي است ! خدا پدر شوهر خواهرم و بيامرزه كه با دست و پا كردن اين شغل، رنگ و رويي به زندگيم داد.

.

.

گروه اجتماعي- سميه جاهدعطائيان
شش ساله كه هر روز صبح با بزرگترين آفتابه زمين رو مي‌شورم و تمام سيفون‌هاي دستشويي‌ها رو مي‌كشم …! هيچ چيزي با روز اولي كه اومدم سر كار فرق نكرده، فقط هر در سال يك بار رنگ و جنس چكمه‌هام عوض شده.
وجيهه زن 47 ساله، شش سالي هست كه هر روز صورت چروكيده‌اش را روبه‌روي آينه سرويس بهداشتي‌هاي عمومي نگاه مي‌كند و به بخت خود خنده تلخي سر مي‌دهد.
ريحانه دختر 4 ساله‌اش را داخل يكي از اتاقك‌هاي سرويس بهداشتي پارك (-) به روي پا مي‌گذارد و مي‌خواند : “ لا لا ،لا لا ، گل ريحون، نشي غمگين و بي‌سامون؛ لا لا ، لا لا گلم باشي، عزيز و همدمم باشي … لا لا ،لا لا …”
به محض سنگين شدن چشم‌هاي عسلي رنگ ريحانه مي‌گويد: “وقتي شوهرم از دنيا رفت، ‌هر روز مي‌شورم و مي‌سابم تا شكم حسن و حسين و ريحانه را سير كنم؛ محل روزي من هم از همين توالت عمومي است! خدا پدر شوهر خواهرم رو بيامرزه كه با دست و پا كردن اين شغل، رنگ و رويي به زندگيم داد.”
شايد دختر جواني روزي سرپرست خانوار شود
از جا بلند مي‌شود و با پوشيدن دمپايي‌هاي پلاستيكي، پاچه‌هاي شلوارش را تا زانو بالا مي‌زند، سطل را پر از آب مي‌كند و به روي كاشي‌‌هاي رنگ و رو رفته مي‌ريزد:“ خدا بيامرزه، عباس شوهرم نمي‌ذاشت دست به سياه و سپيد بزنم، حالا دارم كجاها رو كه نمي‌شورم…!”
مي‌گويد: “هي خانم خبرنگار، به ورق و خودكارت زل زدي كه چي؟ مگه وضع و اوضاع ما زن‌ها رو كسي مي‌خونه؟ وضع ما زن‌ها نوشتن نداره … پاشو، پاشو بيا بهت نشون بدم رگاي واريسو پشت زانوم، بيا تا نشونت بدم جاي كبودي اون روزي كه با سرو سينه روي چاه توالت افتادم و …”
“ماهي 200 هزارتومان درآمد دارم و ماهي 300 هزار تومان بابت دوا درمون غده توي سينه‌ام خرج مي‌كنم، 150 هزارتومان هم بابت خانه 50 متري اجاره‌اي در شوش مي‌شود، هر ماه هم، قرض ماه‌هاي قبل و پس مي‌دم تا شايد آبروداري كرده باشم.”
“ شش صبح با سلام و صلوات در سرويس بهداشتي و باز مي‌كنم و تا 7 شب داخل همين اتاقك 20 متري بدون كولر و بخاري سر مي‌كنم؛ دلم واسه ريحانم مي‌سوزه كه اينجا مي‌خوابه.”
“اغلب به همين دختراي جووني خيره مي‌شم كه مي‌يان جلو آينه به خودشون مي‌رسن و رنگ و لعاب مي‌دن، افسوس نمي‌خورم، اما كاش هيچ دختري مجبور نباشه بدون همسر، شكم سه ته قدو نيم قد و زبون نفهم و سير كنه!”
به دلداري همسر معلولم دلخوشم
مريم 39 ساله: “چهار سال كار كردم تا پولم به خريدن يك دستگاه بزرگ آب ليموگيري رسيد، تابستون آب ليمو مي‌گيرم و نخود و باقالي پاك مي‌كنم، زمستون‌ها هم سبزي پاك مي‌كنم؛ تازگي‌ها كه مشغله مردم زياد شده، سبزي هم بسته‌بندي و سرخ مي‌كنم.”
“روزي كه مسعود براي خواستگاري پيش قدم شد، قول داد كه خوشبخت مي‌شيم اما 3 سال بعد پشت كاميون تصادف كرد، حالا هم زمين‌گير شده.”
“تا حالا به كسي نگفتم اما عباس توي خلوت دستام رو مي‌بوسه و با دادن دلداري يا به قصد تشكر مي‌گه: اين همون دستاي قشنگه كه الان براي زندگي‌مون سبز شده … عباس ميگه: هنوز هم دستاي قشنگي دارم اما مي‌دونم كه مي‌خواد دلداري بده …!”
به گزارش خبرنگار ايلنا، زنگ خطر افزايش زنان سرپرست خانوار در كشور مدت زيادي است كه به صدا در آمده و مشكلات روز افزون آنها نيز غير قابل انكار شده است؛ زناني كه نمي‌دانند مادري كنند، پدري كنند، يا گاهي از موارد همسري كنند و يا شكم خود و خانواده‌شان را سير كنند.
مادري كه يادآوري فكر آينده در حين نوازش كودك خردسالش او را با اما و اگرهاي بي‌شماري مواجه مي‌كند، تنها يك مادر نيست، ستون يك خانواده است.
آمارها افتخار ندارند
آنچه كه در قانون تامين زنان و كودكان بي‌سرپرست (مصوب 1371) تكليف شده است، مسووليت مستقيم حمايت از زنان سرپرست خانوار برعهده سازمان بهزيستي است، اما سال‌هاي سال است كه وزارت رفاه، كميته امداد، شهرداري تهران و برخي از موسسات و نهادهاي خيريه نيز، براي حمايت از زنان سرپرست خانوار آستين حمايت و همت بالا زده‌اند.
اگرچه در اين ارتباط پيگيري خبرنگار ايلنا براي مصاحبه با علي شاكري، معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي كشور براي بررسي مسائل مربوط به زنان سرپرست خانوار به دليل عدم هماهنگي روابط عمومي اين سازمان به جايي نرسيد اما با مراجعه به آرشيو آخرين اظهارات اين مسئول بهزيستي، در حال حاضر 170 هزار نفر از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزيستي هستند و يك ميليون و 500 هزار نفر نيز تحت پوشش كميته امداد(ره) قرار دارند. ‌شهرداري تهران نيز طي چند سال، برنامه‌هاي حمايتي خاصي را براي پشتيباني از اين زنان در دستور كار قرار داده است.
تعدد سازمان‌هايي كه كمر همت به حمايت از زنان سرپرست خانوار بسته‌اند، گوياي اتفاق مباركي نيست، چرا كه بي‌شك موازي‌كاري از سوي دستگاه‌هاي فوق، اين قشر را با خطراتي مواجه مي‌كند. شايد هم كاسه شدن وظايف و مشخص شدن يك دستگاه به عنوان حامي زنان سرپرست خانوار بتواند، ‌يك سازمان را مسوول حمايت و پاسخگويي در قبال زنان سرپرست خانوار كند.
لقمه نان مختصر به از انگ سازمان‌هاي حمايتي
فريد براتي مديركل سابق دفتر امور زنان و خانواده بهزيستي در اين ارتباط به ايلنا مي‌گويد: “علاوه بر موازي‌كاري مراكز ارائه‌دهنده خدمات به زنان سرپرست خانوار و يا مراكز سياست‌گذار، متاسفانه مقوله رفاه اجتماعي و حمايت از افرادي كه در معرض مشكلات اقتصادي قرار دارند، مقوله مناسبي نيست.”
او معضل موازي كاري دستگاه‌ها را قابل حل مي‌داند و ادامه مي‌دهد: “نكته مهم آن است كه نمود ذهني و يا مباني نظري مربوط به زنان سرپرست خانوار ميان سازمان بهزيستي و كيمته امداد مقوله جداگانه‌اي است و در واقع تعريف و تئوري واحدي ميان مسوولان و كارشناسان در اين زمينه وجود ندارد.”
جاي تامل است كه خودكفايي تعداد بي‌شماري از زنان در اشتغال‌هاي خانگي و يا برخي از مشاغل سخت، باعث شده كه برخي زنان سختي و لقمه نان مختصر را به انگ و برچسب تحت پوشش بودن مراكز حمايتي ترجيح دهند.
بنا به گفته براتي مديركل سابق دفتر امور زنان و خانواده سازمان بهزيستي آخرين آمارها نشان مي‌دهد كه رقم زنان سرپرست خانوار نزديك به بيش از دو و نيم ميليون بوده و اين رشد تصاعدي به دليل رشد طلاق و تصادفات مي‌تواند زنگ خطري براي كشور و نهاد خانواده باشد. اين درحالي است كه وزارت رفاه و دفتر مطالعات اجتماعي اين وزارت خانه همچنان به آمار يك ميليون و 600 هزار زن سرپرست خانوار مطابق با سرشماري سال 1386 استناد مي‌كند.
زنان سرپرست خانوار راهي براي گرفتن بودجه
اين كارشناس معضل خودكفايي زنان سرپرست خانوار را مساله انكارنشدني مي‌داند و مي‌گويد: متاسفانه هنوز سيستم‌هاي نظارتي از جمله مجلس، سوالي مبني بر اينكه بهزيستي، كميته امداد و حتي شهرداري چه تعداد زن سرپرست خانوار را به مرحله خوداتكايي رسانده، نمي‌پرسند و پيگير اين مساله نيستند و اين خلاء باعث مي‌شود كه نهادهاي اجرايي ماند كيمته امداد و بهزيستي به جاي مباحث توانمندسازي و رفاه اجتماعي به دنبال رسوب زنان سرپرست خانوار به عنوان مددجويان تحت پوشش باشند تا شايد بتوانند در تعامل و چانه‌زني‌هاي مربوطه به گرفتن اعتبار و بودجه از دستگاه‌هاي دولتي موفقيت حاصل كنند!
براتي با مطرح كردن اين مساله كه سازمان هاي حمايتي هرگز به دنبال توانمندسازي زنان سرپرست خانوار نبودند، به برپايي برخي جشن‌هاي خودكفايي مربوط به اين حوزه اشاره مي‌كند و ادامه مي‌دهد: اگر به حواشي اغلب اين جشن‌ها نگاه كنيد، قابل تشخيص است كه اغلب زنان سرپرست خانوار با نامه‌هايي كه در دست دارند به دنبال مسوولان مي‌گردند تا نامه‌هاي خود را به دستشان برسانند. همين مساله نشان مي‌دهد كه سازمان‌ها هنوز مسائلي از اين قشر را حل نشده باقي گذاشته‌اند.
به گزارش خبرنگار ايلنا، اكرم شش سالي مي‌شود كه همسرش را از دست داده و داغ از دست دادن همسرش يك طرف و نداري و فشارهاي مالي هم از جانب ديگر او را كنج خانه گرفتار كرده. سه سال تمام با دوا و درمان‌هاي نيمه‌كاره كنج خانه 60 متري زمين‌گير شده و سامان پسر 22 ساله‌اش براي سير كردن شكم خودش و درمان مادرش در يكي از مغازه‌هاي فرش‌فروشي مولوي كار نظافت مغازه را برعهده دارد.
به گزارش ايلنا، زنان سرپرست خانوار بسيار زودتر از زنان ديگر جامعه دچار فرسودگي مي‌شوند و از لحاظ رواني، جسماني و… دچار مشكلات زيادي هستند؛ آنها اغلب با افسردگي شديد و استرس‌هاي مكرر مواجه بوده و پا به پاي مردان در جامعه و حتي چندين برابر دچار اضطراب‌هاي كاري مي‌شوند. نگراني بزرگ آنها اين است كه نمي‌دانند اگر در حين انجام كار دچار از كارافتادگي شوند، تكليف فرزندان و آينده آنها چه مي‌شود.
افسردگي دستاورد نگراني‌هاي بي‌امان زنان نان‌آور
مديركل سابق دفتر امور زنان و خانواده بهزيستي به تحقيق صورت گرفته در اصفهان كه مربوط به سال 87 بوده اشاره مي‌كند: “متاسفانه زنان سرپرست خانوار از نظر اضطراب و نگراني براي آينده فرزندان، انگ جامعه، افسردگي روحي و … دستخوش مشكلات رواني و جسماني بي‌شماري هستند.”
در عين حال مشكلات بيمه در ميان زنان سرپرست خانوار معضل ديگري است كه پاي اين زنان نان‌آور را به ندرت به مراكز درماني مي‌كشاند.
براتي به مقاومت سازمان تامين اجتماعي در برابر بيمه زنان اشاره مي‌كند و مي‌گويد: “اگر مددجوهاي كميته امداد و بهزيستي به خصوص زنان سرپرست خانوار شهري طي 10 سال گذشته بيمه شده بودند، درحال حاضر شاهد ماندگاري اين زنان در بدنه سازمان‌هاي حمايتي نبوديم و حداقل به درصد كمي از خودكفايي زنان سرپرست خانوار افتخار مي‌كرديم.”
به گزارش خبرنگار ايلنا مددجويان سازمان بهزيستي مانند ساير جمعيت هدف مستمري ناچيزي براي گذران زندگي دارند، حال بماند كه چه تعداد از زنان حاضرند سختي‌ها را به تنهايي تحمل كنند و از سازمان‌هاي حمايتي حقوق ناچيز نگيرند.
ثريا (ش) به ايلنا مي‌گويد: از 7 سال گذشته با يك كارگاه توليدي كار مي‌كنم و ماهيانه 180 هزار تومان حقوق دارم؛ اين حقوق چندر غاز تنها كفاف كرايه خانوه را مي‌دهد و شب‌ها مجبور هستم براي خرج خانه گلدوزي كنم.
براتي كارشناس اجتماعي مي‌گويد: “اگر چه در سال 1371 قانوني در كشور مصوب شد كه براساس آن بايد 40 درصد از حقوق پايه به زنان سرپرست خانوار داده شود اما نه تنها به اين قانون عمل نمي‌شود بلكه عمل به اين قانون هم دردي را دوا نمي‌كند.
كاش با افتخار مدعي حمايت شويم
مديركل سابق دفتر امور زنان و خانواده بهزيستي در ادامه به راه‌كارهاي پيش رو مي‌پردازد: “ابتدا بايد تعريف واحد و مشخصي از مقوله توانمندسازي زنان سرپرست خانوار ارائه شود و اين موضوع تعريف درست و واحدي به خود بگيرد.”
او ادامه مي‌دهد: “ممكن است كه يك مددجو نيازي به دريافت مستمري‌هاي ماهانه از بهزيستي يا كيمته امداد نداشته باشد، اما سازمان‌ها به محض ورود مددجو و نيازمندان براي براي آنها پروژه تشكيل مي‌دهند و او را به سيستم‌هاي حمايتي وابسته مي‌كنند؛ چرا كه برخي از زنان سرپرست خانوار نيازي به پول ندارند اما حمايت‌هاي شغلي و شهريه فرزندان بيشترين نياز آنها است.”
با نگاهي اجمالي به وضعيت خط فقر در كشور، شايد نياز به تشريح وضعيت زنان سرپرست خانوار در كشور نباشد. مستمري‌هاي 40 – 50 هزار توماني مرحم درد بيش از 2 ميليون زن سرپرست خانوار در كشور نبوده است.

همشهری