1) تقريبا همه به ياد داريم. همه ما آن خبر بد اخبار صبحگاهي را به ياد داريم. خبري که دل همه ايراني‌ها را لرزاند. خبر کوتاه بود اما پس لرز‌ه‌هايش تا همين امروز ادامه دارد. بم فرو ريخت. سحرگاه پنجم دي ماه سال هشتاد و دو بم فرو ريخت و هنوز با گذشت هفت سال تمام قد برنخاسته است. در اين فاجعه هولناک بيست و پنج هزار نفر از هموطنان ما جان سپردند و بيش از صدهزار نفر بي‌خانمان شدند. کانون زمين لرزه به بخشي از گسل شمالي شهر بم برمي‌گشت. گسلي که سال‌ها چون نشانه خطر تماميت بم را تهديد مي‌کرد... تا آنکه روز واقعه فرا رسيد.

2) آن‌قدر که شنيده‌ايم در فلان شهر ژاپن زلزله‌اي با بزرگي هفت يا هشت ريشتر آمده وتنها يک پيرمرد سکته کرده ديگر اين خبر برايمان تکراري شده است. واقعيت اين است که در فرهنگ عامه کشورهاي زلزله‌خيزي چون آمريکا و ژاپن ديگر زلزله مترادف با يک بلاي طبيعي نيست. در مقابل اما آمار ده‌ها هزار نفري جانباختگان زلزله در کشور هاي در حال توسعه نيز چندان ما را به وحشت فرو نمي‌برد. انگار تکرار اين ارقام هم از بزرگي آنها کاسته است.اما اگر گذرتان به شهرهايي که خاطره تلخ زلزله را از سر گذرانده‌اند افتاده باشد؛ از بويين زهرا گرفته تا رودبار و منجيل و بم وبروات با تمام وجود درخواهيد يافت که حتي مرگ يک انسان هم زياد است. خاصه اگر پيشگيري از آن کاري شدني باشد.

3) زلزله شهرهاي پر جمعيت را انتخاب مي‌کند. اين يک ضرب المثل عجيب است که کارشناسان و مهندسان زلزله زياد از آن ياد مي‌کنند.شهرهاي قديمي و پرسابقه اغلب در کناره کوهپايه، چشمه‌هاي آب شيرين و رودخانه‌‌ها بنا شده‌اند. يعني درست جايي که اين روزها به گسل‌ها معروفند.گسل‌ها محل خروج انرژي متراکم زمين هستند.تقريبا تمامي شهرهاي
پرجمعيت نيمه شمالي ايران در کناره يا حتي بروي گسل‌هاي شناخته شده‌اي ساخته شده‌اند. از مشهد و تهران و قم گرفته تا قزوين و تبريز و اردبيل.

شايد اين جمله هراس آور باشد اما بايداعتراف کنيم که اغلب شهرهاي پر جمعيت ما روي بمب‌هاي ساعتي نشسته اند. بمب‌هايي که تنها زمين را مي لرزانند اما اين دست ساخته‌هاي ما هستند که بر سرمان آوار مي‌شوند. بايد اعتراف کنيم که ما به دست خود هلاک مي‌شويم.

4) در سال هاي پاياني دهه هفتاد، آژانس همکاري بين المللي ژاپن (جايکا) يک پروژه تحقيقاتي ميداني را در تهران آغاز کرد. در اين مطالعه سناريوهاي احتمالي وقوع زلزله ناشي از سه گسل اصلي اطراف مورد بررسي قرار گرفتند. نتايج حاکي از آن بود که هر کدام از اين گسل‌ها به تنهايي توان ايجاد زلزله‌هاي بالاي هفت ريشتري را دارند.براساس اين گزارش اگر گسل جنوبي شهرري منشا زلزله باشد چيزي درحدود 55 درصد ساختمان‌هاي تهران فروخواهد ريخت و نزديک به 6 درصد ساکنان پايتخت جان خواهند باخت. تنها با يک محاسبه ساده مي‌توان دريافت که اگر خداي نکرده اين اتفاق هولناک رخ دهد، فاجعه‌اي تمام عيار در ابعاد جهاني به وقوع خواهد پيوست.

5)تا اينجا حرفي جز ترس و هراس نگفته‌ايم.ترسي که اگر به اگاهي بيانجامد چندان هم بد نيست. اما اگر تنها بترسيم واز جا برنخيزيم حتي آگاهي ازحقايقي اين‌چنين وحشت‌آفرين هم کاري از پيش نخواهد برد. کارشناسان ژاپني نزديک به يک دهه است که تهران را ترک کرده‌اند و لابد با حيرت به ما خيره مانده‌اند که چرا آنچنان که بايد کاري از پيش نمي‌بريم وهمه چيز را به قضا و قدر محول کرده‌ايم. درست در شرايطي که به گفته شهردار تهران نزديک به 40 درصد واحد هاي مسکوني پايتخت فرسوده و غير ايمن هستند.

6) حتما شما هم اين روايت را شنيده‌ايد. علي (ع) در سايه ديواري آرميده بود که دريافت ديوار ترک خورده است و هر آن ممکن است فرو ريزد. فورا برخاست و از آنجا دور شد. رهگذري با کنايه گفت که از قضاي الهي مي‌گريزي؟ اگر بنا باشد بميري، خواه از کنار ديوار خراب فرار کني يا فرار نکني خواهي مرد و اگر بنا نباشد باز هم در هر صورت محفوظ خواهي ماند، پس فرار از زير ديوار شکسته چه معنايي دارد؟ امير مومنان در پاسخ گفت: (افر من قضاء الله الي قدره) يعني از قضاء الهي بسوي قدر الهي فرار مي کنم. هر حادثه که در جهان پيش مي‌آيد عين قضا و تقدير الهي است. حال اگرما با دانستن وقوع حتمي يک اتفاق هولناک همچنان بي اعتنا به آن راه گذشته خود را در پيش بگيريم آسيب‌هاي وحشت آفرين جاني و مالي هم به فرموده مولا بخشي از قضاي الهي به شمار خواهد آمد. در مقابل اگر هوشيارانه خطر را از خود و آينده فرزندانمان دور کنيم باز هم قانون خدا و تقدير خدا به اجرا در آمده، است.

7) آيا مي‌دانيد 90 درصد قربانيان هر زلزله‌اي را افراد آموزش نديده‌اي تشکيل مي‌دهند که هراسان و بي‌هدف به سوي خروجي ساختمان مي‌دوند؟ آيا در همين لحظه مي‌توانيد حد اقل
5 اصل را در ايمن سازي آشپزخانه،اتاق خواب و پنجره‌ها به ياد آوريد؟

آيا مي‌توانيد تنها 3 توصيه حياتي را هنگام وقوع زلزله با خود تکرار کنيد؟ بايد باور کنيم که ما آماده نيستيم و در هر حالتي غافلگير خواهيم شد. بايد باور کنيم که فاجعه‌هاي بزرگ هميشه پشت جعبه جادويي تلويزيون رخ نمي‌دهد و روزي نوبت ما هم خواهد رسيد. بدون ترديد در اين يادداشت كوتاه نمي‌توان حتي به گوشه‌اي از توصيه‌هاي فراواني كه بايد براي مقابله با زلزله بدانيم و به آن عمل كنيم اشاره كرد. در اين زمينه بايد كتابچه‌ها و دستورعمل‌هاي مناسب را خواند و بارها با خود تكرار كرد.

با وجود اين شما مي‌توانيد گزيده‌اي از راه‌كارهاي فني مناسب براي ايمن‌سازي منازل و محيط‌هاي كاري را در صفحه 6 همين شماره مطالعه نماييد.

آيا زمان آن نرسيده است که در هر شغل و موقعيتي که هستيم در حد توان خود جلوي اين فاجعه را براي هم نسلان و نسل‌هاي آينده ايران بگيريم. مهم نيست رفتگر يک مدرسه ابتدايي هستيم يا مدير کل شهرسازي يک استان. مهم اين است که به تکليف خود عمل کنيم.....